آقای احمدی‌نژاد رييس‌جمهور برگزيده وبسيار محبوب جمهوری اسلامی، چندين و چند بار طی مصاحبه‌های مختلف تاكيد كردند كه «در ايران آزادی مطلق وجود دارد» و در هيچ كشور ديگری ما دموكراسی را به شكل كامل نمی‌بينيم.

اين حرف به مذاق خيلی‌ها خوش نيامد و بنای ناسازگاری با رييس‌جمهور محبوب و صددرصد منتخب گذاشتند. ما اما با اين حرف آقای احمدی‌نژاد خيلی موافق‌ايم. ما می‌دانيم كه منظور ايشان از آزادی مطلق چيست ولی ديگران نادانسته اعتراض ‌میكنند.

در كشور ما كه تحت لوای حكومتی سوپردمكرات اداره می‌شود چنان آزادی‌های مطلقی  وجود دارد كه هيچ كشوری تاكنون چنين آزادی‌هایی را به خواب هم نديده است. ما بخشی از اين آزادی مطلق را شرح می‌دهيم تا ديگران ِنگران كه فقط اعتراض كردن بلدند بخوانند و عبرت بگيرند و سرخود به زير اندازند و پی كار خود روند و زين پس لب به اعتراضات نابجا نگشايند.

در هيچ كشوری چنين آزادی مطلقی  وجود ندارد كه يك فيلم‌ساز ترانه‌ی «دل ديوانه»، اجرای زنده‌ياد ويگن را همين‌طور سرخود و بی‌اجازه در تيتراژ فيلم‌اش قرار دهد، از ابتدا تا انتهای ترانه را. اما در ايران اسلامی آزادی مطلق، مردم ما از چنين نعمتی  برخوردارند و هركسی آزادمطلق است از اثر هنری هركسی كه دوست می‌دازد، بی‌اجازه‌ی صاحب‌اش استفاده كند و راست راست راه برود.

در هيچ كشوری چنين آزادی مطلقی وجود ندارد كه يك فيلم‌نامه‌نويس جوان، فيلم‌نامه‌اش را كه اتفاقن خوب‌مالی هم از آب درآمده را به یكی از اهالی سينما بدهد كه بخواند، اما پس از مدتی ببيند كه فيلم‌نامه‌اش با نام كسی ديگر تبديل به فيلم شده است!!! چنين آزادی مطلقی  فقط در ايران وجود دارد. در كشورهایی كه فقط ادعای دموكراسی دارند، پدر چنين خلافی را درمی‌آورند اما در كشور ما كه آزادی مطلق موج می‌زند هركسی آزاد است كه چنين كارهایی بكند.

در هيچ كشوری چنين آزادی مطلقی  وجود ندارد كه يك آلبوم كامل از آثار موسيقی هنرمندانی كه در خارج از ايران زنده‌گی می‌كنند را بدون اجازهی صاحبان آثار و بدون كوچك‌ترين شرمنده‌گی بازسازی كنند و به بازار بفرستند يا روی اينترنت بگذارند، بی‌آن‌كه كسی به سارقين محترم بگويد بالای چشم‌ات ابروست!

صدالبته تقصير صاحبان آن آثار هنری مسروقه است كه كشوری با اين همه آزادی و نعمت را رها كرده‌اند و در بلاد كفر زندهگی می‌كنند. درحالی‌كه اين‌جا ايران است، اين‌جا آزادی مطلق است!!

شما به كشورهای غربی نگاه كنيد! می‌بينيد كه خواننده‌های آن‌ها فقط  تا همين حد آزادی دارند كه روی زمين بخوانند، ولی ما كه از آزادی مطلق برخورداريم خواننده‌هایی داريم كه زير زمين میخوانند. يعنی اين‌كه ما خواننده‌های‌مان را به دو گروه تقسيم كرده‌ايم، گروهی روی زمين میخوانند و گروهی هم زير زمين. درحالی‌كه كشورهای ملحد غربی چنين دموكراسی ندارند و خواننده‌های بينوای آن سرزمين‌های كافر ناچارند كه فقط روی زمين بخوانند.

به جز اين، تازه‌گی‌ها باز هم آزادی مطلق ما فراگيرتر شده و فيلم‌سازان‌مان هم با برخورداری از اين آزادی می‌توانند زير زمين هم فيلم بسازند!! چه فكر كرديد؟؟؟

در كشور ما آن‌قدر آزادی زياد است كه تشعشعات اين آزادی حتا دريا را هم با همه‌ی عظمت‌اش فراگرفته و ما به دنبال حمام زنانه و مردانه، دريا را هم زنانه مردانه كرديم، كدام بلاد كفر میتواند چنين  آزادیعملی داشته باشد كه دريا را زنانه مردانه كند؟؟ تازه به دنبال دريا، اتوبوس‌های ما هم زنانه مردانه شد، كشورهای غربی اما هنوز اندرخم يك كوچه‌ی دمكراسی هستند و اتوبوس‌های‌شان هنوز مانند قرن هجدهم مختلط است!!

در سرزمين ما، به جز مردم، دولت هم از آزادی مطلق برخوردار است. يعنی آزادی مطلق آن‌قدر زياد است كه پس از استفاده‌ی مردم از آن، آن‌قدر باقیمیماند كه دولت هم از آن بهره‌مند شود.

شما توجه كنيد كه در هيچ كشور غربی و ملحد و كافری حكومت آزاد نيست كه كتاب يا اثری هنری را سانسور كند و اجازه‌ی چاپ و انتشار ندهد. اما حكومت سرزمين ما با استفاده از دموكراسی، در آزادی مطلق، سانسور ‌میكند. حال چه كسی جرات دارد بگويد «آزادی سانسور» پارادوكس است؟ اگر كسی چنين جراتی دارد بگويد!! اگر دولت ما از آزادی مطلق حاكم بر كشور برخوردار نبود مگر ‌میتوانست در كمال آزادی سايت‌های اينترنتیبخت‌برگشته را فيلتر كند؟ مگر می‌توانست در ِروزنامه‌ها را یكی یكی تخته كند؟ مگر میتوانست كركره‌ی ساير نشريات را يك‌باره پايين بكشد؟ صدالبته كه نمی‌توانست و آن‌وقت می‌شد یكی مثل كشورهایآزادی‌مطلق‌نديده، كه آزادی يك سانسور ‌بیقابليت را هم ندارند.

شما كدام كشور غربی را سراغ داريد كه صدا و سيمای‌اش اين آزادی را داشته باشد كه ليست سياه تهيه كند!! كدام كشور؟؟؟ كدام كشور ملحد غربی يك‌باره نود درصد هنرمندان خود را ممنوع‌التصوير می‌كند؟ ممنوع‌التصوير كردن كه كشك نيست، بايد آزادی مطلق داشت تا بتوان ممنوع‌التصويركرد!! «آزادی ممنوع کردن» را کدام کشور غربی داراست؟!!؟

شما كه اعتراض می‌كنيد، كمی چشم‌های‌تان را باز كنيد و به عملكرد دولت خوب بنگريد، آيا اگر اين دولت آزادی مطلق نداشت می‌توانست اين همه كارهای خارق‌العاده انجام بدهد؟ میتوانست مردم را آزادانه در خيابان‌ها بگيرد و به كهريزك ببرد؟

اگر در اين كشور آزادی مطلق نيست، پس چه‌طور چند نفر با آزادی كامل در صدا و سيما حاضر می‌شوند و خود را مادر و خواهر «ندا» و «ترانه» جا می‌زنند؟ خُب لابد آزادی هست كه می‌توانند چنين كاری بكنند، ولی كشورهای غربی بيخودی ادعای دمكراسی دارند، اگر در كشور آن‌ها هم دمكراسی كامل برقرار است پس چرا هيچ‌كدام از اين كارهای آزادانه را نمی‌‌توانند انجام بدهند؟

خلاصه اين‌كه غربی‌ها به كشور ما با حسرت و چپ‌چپ نگاه می‌كنند و برای آن‌كه عقب‌ماندهگی خود را مخفی نگاه دارند، به دروغ می‌گويند ما دموكراسی داريم. ولی آن‌ها خودشان هم ‌میدانند كه دموكراسی ندارند. ما هم می‌دانيم. آن‌ها هم می‌دانند كه ما ‌میدانيم. چون ما شاهديم كه هنگام تقسيم دموكراسی، همه‌ی آزادی‌ها را ما  يك‌جا وبه قيمت آزاد خريديم و چيزی به غربی‌ها  نرسيد.

كشورهای غربی كوپن آزادی به‌دست، در صف ايستاده‌بودند كه به قيمت تعاونی دموكراسی بخرند، غافل از اين‌كه ما همه‌ی دموكراسی‌ها را با قيمت آزاد خريديم و چيزی برای آنان باقی نگذاشتيم!! ما سر غربی‌ها را كلاه گذاشتيم و آنان را از دموكراسی بی‌بهره ساختيم، آن‌ها «دموكرابيست» هم ندارند، «دموكراده» هم ندارند، چه رسد به «دموكراسی». ما اما از «دموكراسی» هم به سلامت عبور كرده‌ايم و داريم به «دموكراچهل» می‌رسيم. ما اين همه  ذكاوت و درايت خود را مديون حكومت‌مان و آزادی مطلق‌اش هستيم!! ما ولايت‌ مطلقه‌ی فقیه داريم و آزادی مطلق!! ... اين‌جا ايران است. اين‌جا آزادی مطلق است!!

 

 آنسه اميری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌‌وچهار

چهارم مهرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved