|
سرسوتی: در واداها، «سرسوتی» خدابانوی آب و رودی است با همين نام كه از هيماليا و سرزمين كهن آريا به جانب غرب سرازير میشود و در روزگاران قديم، اين رود و خدابانوی آن به دليل پاككنندهگی، باروری، قدرت حاصلخيزی و زلالی و جاری بودن به دريا مورد تكريم بود. در مرحلهی بعد، تاريخ اسطورهای«سرسوتی» به انجام مراسم آيينی كه در ساحل رود انجام میگرفت، میپردازد و او را در آفرينش سرودهای ودایی موثر میداند و در اين مسير، «سرسوتی» همان واج يا خدابانوی سخن و كلام است و گويند زبان سانسكريت از ابداعات اوست. در اسطورههای بعدی، قدرت «سرسوتی» كاهش میيابد و در روايتی همانا«ويراج» نيمهمادينهی هستیيافته از«بوريه» يا پرجابتی و وسيلهی آفرينش است. او خدابانوی هنرهای خلاق بهويژه شعر و موسيقی، فراگيری و علم است.ا لكشمی: وی همسر«ويشنوو» و در وداها به عنوان همسر«وارونا» يا خورشيد معرفی میشود و خدابانوی نيكبختی و بدبختی است. «لكشمی» در تجليات مختلف «ويشنو» هربار به هياتی زاده میشود، گاه از آبها زاده و بر گل نيلوفرآبی شناور میشود و به همين دليل «بادما» يا «كامالا» نام میگيرد. در تجلی «ويشنو» به هيات پرسورام لكشمی دهارانی يعنی«زمين» نام میگيرد.ا
در نقش همسر«راما»، «سيتا» نام دارد. او را با وجود وفاداری به همسر خويش، خدابانوی هوس مینامند و اين بدان دليل است كه چرخ اقبال مدام در گردش و دگرگونی است.ا در تصاوير غالبن به شكل زنی زرينموی و زيبا نشسته يا ايستاده بر نماد خويش«نيلوفرآبی» ترسيم میشود. دوی: «دوی» يا «مهادوی»، به معنی خدابانوی بزرگ، دارای نقشی بسيار پيچيده و قدرتمندترين خدابانوان است. ويژهگی او تركيبی از خدابانوی مادر پيشآريایی و همسر«شيوا» است.ا در نقش همسر«شيوا» شاكتی يا نيروی زنانهگی نام میگيرد و در اين نقش، آينهی تمامنمای شوهر خويش در داشتن نقشهای مقصود است و در هر يك نامی میگيرد. (ساتی، پارواتی، دورگا، كالی) و هريك از اينان دارای سرشتی ملايم و نيز تندخو هستند.ا «دوی» در نقش غيرتندخو، نخستين بار به هيات«ساتی» ظاهر میشود كه برخلاف ميل پدر با «شيوا» ازدواج میكند و بعدها خود را در مراسم قربانی كه پدرش فراهم كرده، در آتش میافكند تا از شرف«شيوا» دفاع كند.ا «ساتی» نماد زن هندو و تمثيل قربانی كردن خود بر جنازهی شوهر در آيين هندو(ساتی) است.
تثليث خدابانوان: تثليث زن هندو، در سه خدابانو پديدار میشود كه در آغاز يك خدابانوست. آندها كه اهريمن تاریكی است و با آنكه كور نيست، تظاهر به كوری میكند و سودای تسخير درخت پاريجاته و سورگ را در سر دارد. پس برهما و ويشنو، «شيوا» را به وايكونته (بهشت) میخوانند.ا سه خدا نشستند و چشم در چشم يكديگر دوختند و از تلاقی نگاهشان نيرویی تركيبی و نيروی مادينهگی پديدار شد. نوری رخشان كه آسمان را روشن ساخت و به رنگ سرخ، سياه و سفيد درآورد.ا سه خدای بزرگ در سودای تملك او بودند كه زن، خود را به سه هيات معرف گذشته، حال و آينده درآورد و سه خدابانو هستی يافتند كه همانا خدابانوی سفيد سرسوتی، سرخ كلشمی و سياه پارواتی بودند.ا آديتی: مادر خدايان است. او را نه همسر«ويشنو» بلكه مادر او میدانند. سارانی: در وداها همان اوشس (اوشا) و در روايتی دختر نوشتری است كه با «ايندرا» ازدواج میكند. در دورهای بعد، ويژهگی آسمانی بودن خود را از دست میدهد و به سبب عدم تحميل انوار تند شوهر خويش سوريا به صنعتگری روی میآورد.ا راتی: دختر«دكشه» خدابانوی شور جنسی، همسر«كامه» خدای عشق و همواره وقتی كه «كامه» تير عشق را بر دل مردمان مینشاند، همراه اوست.ا شاستی وشيتالا: شاستی خدابانویی گربه است كه غالبن سوار بر يك گربه ترسيم میشود. كار او حمايت آسمانی از زايش نوزادان و پاسداری از كودكان است. «شيتالا» خدابانوی ديگری است كه به علت دوری جستن از آزار، او را نيايش میكنند. شيتالا خدابانوی بيماری آبله است. از او به هنگام نيايش برای درمان بيماری با نام«دوی» ياد میكنند. در تصاوير او را در جامهای سرخرنگ و با كولهباری از نی كه وسيلهی تنبيه قربانيان اوست، ترسيم میكنند.ا منابع:ا اساطير هند- ورونيكا ايونس اديان و مكتبهای فلسفی هند – داريوش شايگان
شهرزاد شين - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوچهار چهارم مهرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |