در آخرين روزهای شهريور 1356 قلبی هنرمند و مهربان از تپيدن بازايستاد و دوستداران موسيقی و ترانه را غم‌زده كرد. روزنامه‌ی«كيهان» به تاريخ بيست‌وهفتم شهريور 1356 نوشت:

«واروژان آهنگ‌ساز معروف كه به‌قولی«پدر موسيقی پاپ» در ايران لقب گرفته بود، ظهر ديروز پس از ده روز بستری بودن در بيمارستان، سرانجام به علت سكته‌ی قلبی درگذشت. مراسم تشييع جنازه كه قرار بود امروز برگزار شود، به خواست بستگان به فردا موكول شد.»

 شهيار قنبری در كتاب«دريا درمن» خطاب به «واروژان» می‌نوسيد:

«يادواره‌های تو، مرا به يك قديس می‌رسانند. St.Amand راهبی بود كه در قرن دهم ميلادی نشان داد كه يك ملودی می‌تواند با خودش هارمونيزه شود! اين شيوهی‌ خام هارمونی را «ارگانوم» يا «ديافونی» ناميد. تو هم قديس آوازهای جوانی ما بودی. تو كاشف صداها بودی.

آكوردها را به‌درستی و زيباتر از همه هجیمیكردی. زيباترين پرده‌ها را، با صداهایی كه دست‌آموز تو بوده‌اند، رنگ می‌زدی. صداهای آزاد. صداهای زخمه‌ای. صداهای مالشی. صداهای وزيدنی.

همه خانهگی تو بوده‌اند. سازهای كوبی. سازهای ضربی يا نقطه‌ی آغاز تمام صداها، از پوست كشيده‌ی طبل، با تو به بلندای صدا رسيدند. از تو بود كه عاشقانه‌ترين نفس به تارهای صدا هجوم می‌برد. سازهای مدرن خاندان ويول يعنی ويولن، ويولا، ويولن‌سل يا Cello – و كنترباس يا باس‌ويول، همه آرشه به دست، تنها تو را می‌شناختند و بس. و تو هم حجم و رنگ صداها را بهتر از همه می‌شناختی

در همه‌ی جهان رسم بر اين است كه تشييع جنازه و مراسم خاك‌سپاری چنين هنرمندی، تاريخی و بس باشكوه برگزار شود، اما گويا در مورد واروژان بزرگ چنين نبود. از آوازخوانان صاحب‌نام نيز خبری نبود!! آوازخوانانی كه زيبایی بخش بزرگی از كارنامه‌‌ی هنری‌شان را مديون واروژان بودند، در اين مراسم غيبت بزرگ داشتند. گفته‌اند كه یكی از همين خانم‌های آوازخوانان صاحب‌نام، دستهگلی را به رانندهی‌ خود سپرده بود تا بر روی گور واروژان بگذارد!!! همين و بس!!!

«واروژ هاخباندیان» كه در عرصه‌ی هنر موسيقی او را با نام«واروژان» میشناسند، تحصيل‌كرده‌ی رشته‌ی «آرانژمان موسیقی و تنظیم آهنگ» در امريكا بود. او در سال 1343 به ايران بازگشت و پس از گذراندن دوران تعهد بورسيه‌ی راديو تلويزيون، در سال 1347 برای اولین بار برای فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان«موسیقی ساخت و سپس اين كار را به شكل حرفه‌ای ادامه داد و در فیلم «حسن کچل» ساخته‌ی «علی حاتمی» (1350) نخستين فیلم موزیکال سینمای ایران، همراه با«بابک افشار»، «پرویزاتابکی» و «اسفندیار منفردزاده»، موسیقی متن این اثر را خلق کرد.

شهيار قنبری در برنامه‌ی«قدغن‌ها» به تاريخ بيست‌وششم شهريورماه 1386(هفدهم سپتامبر 2006) در اين باره گفته است:

« به یاد دارم که چه‌قدر به او حمله کردند، می‌خواست کار آهنگ‌سازی را آغاز کند، چرا که آن روزها بیش‌تر به کار تنظیم می‌پرداخت و در برنامه‌ی زنگوله‌ها چند آهنگی ساخته بود و من همیشه به او می گفتم چرا به حرف این و آن گوش می سپاری؟ به این و آن بد، به این و آن حسود؟ چرا کار خود را نمی‌کنی؟

همکاران‌اش که امروز برای‌اش اشک می ریزند پشت سرش می‌گفتند: او تنظیم‌کننده‌ی خوبی است، چه‌طور جرات می‌کند آهنگ بسازد؟ فقط ماییم که حق داریم آهنگ بسازیم!!

و باری خودشان و همه می‌دانستند که اگر واروژان نبود هیچ کدام‌شان نبودند، چرا که فقط چند خط ملودی با سوت برای‌اش می‌زدند و به خانه می رفتند و آن گاه واروژان با یک ترانه‌ی درجهی یک به استودیو می‌رفت. صد البته ، نام حضرات به عنوان آهنگ‌ساز بر پیشانی ترانه نوشته می‌شد و نام او کوچک، ریز، آن پایین به نام تنظیم کننده!! بعضی وقت‌ها هم اصلن هیچ، نه نامی و نه نشانی.»

من شخصن اين گفته‌ها را باور می‌كنم چرا كه نشريات آن روزگار را  اكنون در دست دارم، و اين نشريات شاهدان بزرگی بر اين ماجرا هستند. نامی كه به آن توجه می‌شد و تيتر اين نشريات می‌گشت، نام آوازخوان بود. اگرهم در پاره‌ای موارد، نام ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز ذكر مي‌شد، از نام تنظيم‌كننده خبری نبود!!

شاهدی ديگر بر اين ماجرا، تكه‌ای از شوی تلويزيونی«چشمك» است كه خانم آوازخوان صاحب‌نام، هنگام معرفی شناسنامه‌ی ترانه، نام ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز را گفت اما نام واروژان را به‌عنوان تنظيم‌كننده‌ی اثر، خيلی راحت به فراموشی سپرد!!

صفحه‌های موسيقی آن دوران و نيز جلدی‌های نوارهای كاست نيز معمولن از اسم خالقين اثر خالی بود و اگر هم نام ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز ذكر مي‌شد، در بيش‌تر موارد نام تنظيم‌كننده فراموش ‌میشد.

عالی‌جناب واروژان  كار آهنگ‌سازی خود را آغاز كرد. در همان روزنامه‌ی «كيهان» كه خبر درگذشت او را درج كرد، چنين آمده بود:

« نخستين آهنگی كه واروژان ساخت، بدرود نام داشت كه براساس شعری از ايرج جنتی‌عطایی و با صدای ويگن پخش شد.»

«شهيار قنبری» اما می‌گويد:

«سرانجام به اصرار من در خانه‌اش، کوچه ی محسنی، بيست‌وپنج شهریور، بوی‌خوب گندم را نوشت و این آغاز راه بود، آغاز کارنامه‌ی واروژان در مقام آهنگ‌ساز.»

حال برای آگاهی از اين موضوع كه كدام‌يك از اين دو مورد يادشده برای آغاز كار آهنگ‌سازی واروژان صحيح است، بايد به تاريخ اين ترانه‌ها مراجعه شود.

«احمد رضا احمدی» شاعر معاصر، درباره‌ی آشنایی‌اش با «واروژان» می‌گوید:

«در کافهی ری به واروژان معرفی شدم. شوخ بود. اهل طنز، آرام، مهربان و خجول بود. آن سال‌ها در هنرستان عالی موسیقی تهران درس می‌خواند. سازش پیانو بود. متولد 1315 بود و از همان سال‌ها، قیافه‌ی او بیش‌تر از سن‌ش به چشم می‌خورد ... طبع والایی داشت و در زمینه‌ی کارش به استادی رسیده بود.»

زنده‌یاد «بابک بیات» نيز درباره‌ی آهنگ‌سازی «واروژان» می‌گفت:

« به جرات می‌توانم بگویم که واروژان یک عمر در موسیقی ایران جاری است. او یک عمر زحمت کشید تا در موسیقی ترانه‌ای مملکت ما، لحظه‌های زیبا خلق کند.

بسیاری از تنظیم‌کننده‌گان موسیقی ایران که بعد از واروژان شروع به کار کردند، راه واروژان را ادامه دادند. او آن قدر بی‌عقده بود که پیشرفت هر هنرمندی، او را خشنود می‌کرد. یادم می‌آید وقتی موسیقی فیلم «برهنه تا ظهر با سرعت» را به تنهایی می‌ساختم، او مرتب نگران من بود که مبادا نتوانم کار به‌خوبی ارايه دهم. ولی وقتی موسیقی فیلم را شنید، از جا بلند شد، مرا بوسید و گفت که معلوم است خیلی زحمت کشیده‌ای! و این بوسه و این جمله برای من جاودانه شد...»

«واروژان» در سال 1352 به خاطر ساخت موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» در دوره‌ی پنجم جشنواره‌ی « سپاس» برندهی ‌جایزهی این جشنواره شد، در آن شب او در محل برگزاری اين جشنواره سالن هتل«آریا شرایتون» حضور نداشت، چون فكر نمي‌كرد برنده شود.

واروژان در گفت‌وگویی که پس از دریافت جایزه انجام داد، در پاسخ به این پرسش که «چه وقت متوجه شدی که برنده شده‌ای؟» گفت: بعد از خاتمهی مراسم. در چاتانوگا بودم که آقای خسرو پرویزی آمد و خبر را به من داد.

وقتی از او پرسیدند: «چرا دستِ‌كم از تلویزیون نگاه نمی‌کردی؟» گفت: «شهامت‌اش را دارم بگویم که دلهره داشتم و می‌ترسیدم. به دليل پیش‌داوری‌هایی که این جا و آن جا می‌شد، فکر می‌کردم آقای چکنواریان برنده خواهد شد.»

و سپس بازتاب برنده شدن‌اش را اين‌گونه توصيف كرد:

«چون هیچ انتظارش را نداشتم، مات‌ام برد و تا مدتی در سکوت و خلسه بودم. بعد که «تقی مختار» و دیگران هم آمدند و خبر بیش‌تر تایید شد، باورم شد. من یک کاری در «صبح روز چهارم» کرده بودم و توقعی هم نداشتم. مضافن بر این که فیلم «بی‌تا» را هم ندیده بودم که مقایسه‌ای بکنم بین کار خودم و آهنگ‌سازش چکناواریان.»

آخرين ساخته‌ی «واروژان» در زمينه‌ی ترانه، ترانهی‌«اجازه» بود با صدای«داريوش». و ترانه‌ای هم كه در هنگام زنده‌بودن او به زمان پخش شدن نرسيد تنظيم آهنگی بود ساخته‌ی«بابك بيات» بر اساس ترانه‌ی«من از سفر ميام» با اجرای «داريوش».   

در آخرين روزهای شهریور 1356 « واروژان» در استودیو، هنگام ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمان‌ها» ساخته‌ی«محمد علی فردین»، دچار حمله‌ی قلبی شد و در بیمارستان جم بستری گردید.

دنباله‌ی اين  اتفاق غم‌انگيز را روزنامه‌ی كيهان به تاريخ بيست‌وهفتم شهريور ماه 1356 در خبرنوشت خود منتشر كرد.

يادش همواره گرامی باد

 

 منابع:

ماه‌نامه‌ی «گزارش فیلم»، سال دهم، شماره‌‌ی 134

كتاب «دريا در من» - شهيار قنبر‌ی

برنامه‌‌ی«قدغن‌ها» - راديو صدا‌ی ايران - شهيار قنبر‌ی

روزنامه‌‌ی«كيهان» - شماره‌‌ی 10268 - يك‌شنبه 27 شهريور 1357

سايت«حرف» - بخش واروژان

مقاله‌ی پيمان برنجی - وب‌سايت راديو زمانه

دانش‌نامه‌ی سینمای ایران - عباس بهارلو

مجله‌ی«فیلم و هنر» - خرداد سال 1352

 

 آنسه امير‌ی - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌وسه

بيست‌وهشتم شهريور ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved