|
اختلال شديد در شبكهی اينترنت ايران در روز جمعه شبکه پیامرسانی یاهو و جیمیل از ساعت دو بعدازظهر جمعه بيستوهفتم شهريورماه، همزمان با تظاهرات سبز مردم در خيابانها درتهران و شهرستانها فیلتر شد. به گزارش موج سبز آزادی به نقل از گویا، ديروز در پی گسترده شدن دایرهی خفقان و بازداشتهای پی در پی، شبکهی پیامرسانی یاهو و جیمیل و اماسان هم در تهران و شهرستانها فیلتر شدند و اختلالات زيادی در شبكهی اينترنت به وجود آمد. گفتنی است، ایمیل در سه ماه اخیر، به رسانهای اثرگذار در انعکاس اخبار جنبش سبز بدل شده بود و این ایجاد محدودیت در راستای تلاش برای سانسور اخبار راهپیمایی و حضور گستردهی معترضان سبزپوش صورت گرفته است. دیروز سرعت اینترنت به شكل عجیبی کاهش پیدا کرد و تمامی سرویس های چت و ایمیل در ایران از کار افتادند و اتفاق نادری هم که دیروز پیش آمد از کار افتادن تقریبن همهی فیلترشکنها نظیر اولترا ، فری گیت و . . . بود. دیروزهمچنين «وی پی ان»ها هم از کار افتادند. امروز شنبه حدود ساعت يازده قبل از ظهر بود که تمام سرویسهایی که دیروز از کار افتاده بودند دوباره باز شدند! اين اختلال به دليل ترس رژیم از اطلاع رسانی سبزها بود که مثل گذشته باعث شد حكومت این ابزار را بلاك كند.ا
عدم پخش زندهی مسابقهی فوتبال استقلال و استيلآذين روز جمعهی استقلال و استیل آذین نيز از شبكههای سيما پخش نشد و دليل آنرا نقص فنی در رساندن تصوير مسابقه از استوديوم ذكر كردند كه البته چنين نبود. مجري شبكهيه سيما با چهرهاي درهم و پريشان پشت هم میگفت:ا واقعن عذرخواهی میکنیم. من هیچ کاری، هیچ کاری دیگه نمیتونم بکنم جز عذرخواهی. بازی با یک دوربین داره فیلمبرداری میشه. جمعیت زیاده، هفتاد هشتادهزار نفر، ... نه، دوستان اشاره میکنند نودهزار نفر. من فقط میتونم بگم که عذرخواهی میکنم. ببخشید ببخشید ... به گزارش خبرنگار مهر، این دیدار قرار بود از ساعت 21 جمعه شب به طور مستقیم از شبکه سوم سیما پخش شود، اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه پخش برنامههای غیرمرتبط، پخش مکرر پیامهای بازرگانی، عذرخواهی مکرر مجری برنامه فوتبال برتر و ... نود دقیقه روی اعصاب و روان مخاطبان و علاقهمندان به فوتبال رژه رفت تا بیسابقهترین اتفاق فوتبال ایران در سالهای اخیر رقم بخورد. درحالی که مجری برنامه فوتبال برتر، دلیل عدم پخش مستقیم این دیدار را وجود نقص فنی در سیستم ارتباطی با همکاراناش در ورزشگاه آزادی عنوان میکرد، اما صحبتهایی که در ورزشگاه آزادی مطرح میشد حکایت دیگری داشت. در همان دقایق ابتدایی این مسابقات از سوی یکی از حاضران در جایگاه ویژه خبرنگاران اعلام شد به دلیل دیر رسیدن تیم استیلآذین به ورزشگاه آزادی، مسئولان این تیم از عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ برتر خواستهاند در مذاکره با مسئولان باشگاه استقلال آنها را راضی کند بازی را با بيست دقیقه تاخیر شروع کنند. به دنبال این درخواست عزیز محمدی نیز با مسئولان استقلال گفتوگو میکند اما با مخالفت مسئولان باشگاه آبیپوش مواجه میشود و طبق این ادعا او استقلالیها را تهدید به عدم پخش مسابقه می کند.( که البته این ادعا از همان ابتدا غیرواقعی به نظر میرسید) اما دقایقی بعد عزیز محمدی در گفتوگو با خبرنگاران حاضر در ورزشگاه آزادی این گمانهزنی را به طور کامل منتفی اعلام کرد و از اتفاق دیگری خبر داد که این بار پای شبکه سوم را هم وسط کشید. و اين درحالي بود که بازي بدون اشکال فني و البته با تاخير بعد از حدود پنجاه دقيقه از شروع آن پخش شد.
اصغر فرهای و گلشیفته فراهانی در گفتوگو با روزنامهی«فیگارو» به گزارش ميزانپرس، روزنامهی فرانسوی فیگارو نوشت: اصغر فرهادی با تردید، به سوالاتی در مورد تظاهرات ایران که پس از انتخابات در کشورش روی داده پاسخ میدهد: «این انفجار ریشههای عمیقی دارد و تلاطمها از خیلی وقت پیش به وجود آمده بود... اگر هر دولتی به شخصیت انسان احترام میگذاشت، بسیاری از مشکلات خود به خود حل می شد. اصغر فرهای میافزاید: آقای احمدینژاد به کسانی که مانند او فکر نمیکنند احترام نمیگذارد. ولی من امیدم را از دست نمیدهم و به هموطنان اعتقاد دارم. نمیگویم که فیلمسازی در ایران مشکلات خود را ندارد، ولی روحیهی من به شکلی نیست که در این مورد اعتراض کنم یا در مورد سانسور اظهارنظر نمایم. من همیشه به موضوعات حساس روی آوردهام و در نهایت در فیلمهایم به همان موضوع میپردازم: قضاوت نسبت به دیگران.» گلشیفته فراهانی در نقش سپیده که درحال حاضر در پاریس و در تبعید بسر میبرد میگوید: «سپیده آرزوی خوشبختی دیگران را دارد، ولی برخلاف میلاش باعث بدبختی میشود.» فراهانی در سال 1983 در تهران متولد شد و از چهار سالهگی قطعات شوپن و باخ را مینواخت. در چهارده سالهگی برندهی جایزهی بهترین بازیگر زن به خاطر نقشاش در فیلم «درخت گلابی» شد. او طی ده سال، در هفده فیلم نقشآفرینی کرد. پس از بازی در فیلم «مجموعه دروغها» ساختهی «ریدلی اسکات» روابط او با کشورش کمی تیره شد. بازیگر مرد مقابل او در این فیلم لئوناردو دیکاپریو بود. گلشیفته فراهانی میگوید: «زمانی که داشتم به لندن میرفتم تا برای فیلم شاهزاده پارس تمرین کنم، گذرنامه مرا در فرودگاه توقیف کردند و اجازه ندادند از ایران خارج شوم. به مدت هفت ماه از من به خاطر بازی در فیلم «ریدلی اسکات» و همچنین «شاهزاده پارس» بازجویی میکردند. آنها بهخصوص مرا مواخذه میکردند که چرا در فیلم مجموعه دروغها، در نیویورک، حجاب بر سر نداشتم. این واقعن افتضاح بزرگی است.» گلشيفته در سال 2008 موفق شد از ایران بگریزد. وی میافزاید: «درواقع همه میتوانند به ایران وارد شوند، ولی مشکل خارج شدن از ایران است. آرزوی من دستیابی به دموکراسی است. ولی بهای پرداخت آن چهقدر است؟»
بهاره رهنما و فلامک جنیدی ممنوع التصویر شدند چند تن دیگر از هنرمندان و برنامهسازان سیما ممنوع التصویر شدند. به گزارش جهاننيوز، بنابر نامهی یکی از دستگاههای زیرمجموعهی رسانهی ملی به معاونت سیم،ا از این پس برخی از چهرههای هنری که اسامی تعدادی از آنها به دست آمده، نباید در هیچ یک از برنامهها تحت هر عنوان مانند بازیگر، کارشناس، مجری و ... حاضر شوند. بنابر این اعلام، بهاره رهنما، فلامک جنیدی، سارا روستا پور از میان بازیگران و نیز کسانی چون ساسی مانکن، بهنام ابحطی، سعید ملکی، سیدامیر شجاعی و چند نفر دیگر از میان خوانندهگان در این لیست حضور دارند. در لیست ارسالی اسامی افراد غیرمشهور زیادی به چشم میخورد.
برخلاف شایعات منتشره همهی این ممنوعیتها به خاطر مباحث سیاسی این افراد
نبوده و وجود مشکلات متعدد مسئولان را وادار به جلوگیری از حضور این افراد
در برنامههای سیما کرده است.
خشم مشاور هنری احمدینژاد از سبز شدن جشنوارههای جهانی فیلم شبکهی جنبش راه سبز(جرس): درحالی که سبز شدن جشنوارههای جهانی فیلم در حمایت از جنبش مردم ایران که با حضور«جعفر پناهی» به عنوان رئیس هیات داوران جشنوارهی «مونترال» آغاز شد، با سبز شدن جشنوارهی فیلم «ونیز» بازتاب گستردهی جهانی به دنبال داشت. مشاور هنری احمدینژاد در اظهاراتی خشمگینانه، جشنوارههای جهانی فیلم را به «تحریم» تهدید کرد و گفت که در صورت «ادامهی این رویه» مانع از حضور سینما و سینماگران ایرانی در جشنوارههای جهانی خواهد شد. به نوشتهی روزنامهی «تهران امروز» به دنبال اهدای جایزهی جشنوارهی ونیز به «شيرين نشاط» و حضور «گلشيفته فراهانی» و «محسن نامجو»، حضور پُررنگ «مخملباف»ها و «شهرنوش پارسی پور» در این جشنواره، جواد شمقدری، مشاور احمدی نژاد در امور هنری گفت «ادامهی اين رويه را غيرممكن است.» جواد شمقدری همچنین گفت که «جشنوارههای جهانی بايد بدانند اگر بخواهند مكان نمايشی برای جريانهای براندازانه عليه نظام باشند، تصميم تحريم شركت در جشنوارهها از سوی هنرمندان و مسئولان گرفته خواهد شد.» وی مدعی شد که« اهداف سياسي جشنوارههای جهانی كمتر بر كسی پوشيده است، اما با اين حال به خاطر اندك واكنشهای مثبتی كه ممكن است از حضور جمهوری اسلامی ايران در اين جشنوارهها مدنظر باشد، تاكنون نظام برای مشاركت فيلمسازان و هنرمندان در اين جشنوارهها، آيين نامه يا دستورالعمل خاصی ارايه و اجرا نكرده است، اين در حالی است كه حتا بعضی مسئولان هنری برای ادامهی اين حضور از هيچ تلاشی در طول سی سال گذشته فروگذار نكردهاند.» جواد شمقدری همچنین دربارهی انيميشن پرسپوليس و حواشی دورهی قبلی جشنوارهی«كن» نیز گفت: «پرسپوليس خارج از كشور ساخته شده و خاطرات يك ايرانی است، به اين نمیتوان اعتراض كرد، ولی من با نامهای كه به سفير فرانسه نوشتم از پخش اين انيميشن در مدارس به عنوان يك واحد درسی جلوگيری كردم.» حضور موفق «حنا مخملباف» در بخش سينمای بينالمللی در جشنوارهی ونيز با فیلم «روزهای سبز» در جشنوارهی فیلم ونیز، که به روزهای قبل و بعد از انتخابات اخیر و اعتراضات مردم میپردازد، یکی دیگر از موارد است که مخالفت و خشم مشاور هنری احمدینژاد را برانگیخته است.
اکونومیست: دولت متزلزل در ایران BBC هفتهنامهی«اکونومیست» چاپ لندن در مقالهای در شمارهی نوزدهم سپتامبر این نشریه به بررسی شرایط سیاسی ایران و موقعیت دولت این کشور پرداخته است. این مطلب با عنوان «دولت متزلزل ایران - هنوز ماجرا تمام نشده» چاپ شده و در آن آمده است که محمود احمدینژاد و دولت او با گذشت سه ماه از پیروزی بحثبرانگیز آقای احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران، هنوز نتوانستهاند بر اوضاع کشور مسلط شوند.ا در این مقاله آمده است که با وجود سرکوب خشونتآمیز اعتراضات خیابانی، حبس منتقدان، اجرای محاکمات نمایشی و تشدید سانسور، پایههای این دولت بنیادگرا و برخوردار از حمایت نظامیان که با یک رشته چالشهای توانفرسا، از جمله یک درگیری دیپلماتیک بر سر سیاست هستهای مواجه است، همچنان متزلزل است.ا اکونومیست مینویسد: درست است که این دولت از لحاظ فیزیکی، زمام امور جمهوری اسلامی را در دست دارد و اگرچه با چرخش روزافزون به سوی یک رژیم نظامیگرا، همراه با اقدامات بیپرده برای تسلط بر مجلس و رسانههای دولتی و برخورداری از حمایت ضمنی آیتالله خامنهای، در تقلاست تا عزم خود برای تسلط بر کشور را به هر بهای ممکن اثبات کند، اما مخالفت با این دولت از میان نرفته، دو نامزد معترض انتخابات همچنان بر تقلب در انتخابات تاکید میورزند و برخی شخصیتهای متنفذ از جمله تعدادی از رهبران برجستهی مذهبی، به اعتراضات خود نسبت به تعرض دولت به حقوق بشر مردم ایران ادامه میدهند.ا
وزیر امورخارجه آلمان: «احمدینژاد ننگ کشور خود است» سخنان احمدینژاد در روز قدس واکنش شدید کشورهای غربی را در پی داشت. احمدینژاد درحالی دست به انکار مجدد هولوکاست زد که هزاران نفر از مردم معترض به نتایج انتخابات در تهران و دیگر شهرها، علیه وی شعار میدادند. فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر امورخارجه آلمان، به خاطر سخنان یهودیستیزانه و انکار دوباره هولوکاست، به شدت از محمود احمدینژاد انتقاد کرد. در این حمله کمسابقه، وزیر امورخارجه آلمان در روز جمعه هجدهم سپتامبر در برلین گفت: احمدینژاد «با بیان مهملات و اراجیف غیرقابل تحمل ننگ کشور خود است.» اشتاینمایر در اعتراض به سخنان احمدینژاد افزود: «این یهودیستیزی آشکار، باید از سوی ما بهطور مشترک محکوم شود. در آینده نیز ما در مقابل یهودیستیزی دست به مقابله خواهیم زد.» واکنش شدید کشورهای غربی به انکار مجدد هولوکاست، دولت امریکا نیز سخنان احمدینژاد را محکوم کرد. احمدینژاد برای چندمین بار متوالی کشتار میلیونها یهودی در خلال جنگ جهانی دوم را افسانه و غیرواقعی خواند. رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «رئیسجمهور ایران با سخنان خود هر چه بیشتر کشورش را در جهان به انزوا میکشاند.» دیوید میلیبند، وزیر امورخارجه بریتانیا، نیز «انکار مجدد هولوکاست از سوی احمدینژاد را انزجارآور» دانست. به گفته «میلیبند» سخنان احمدینژاد نشانگر بیاطلاعی وی است و شایسته رئیسجمهور ایران نیست. وزیر امورخارجه بریتانیا همچنین از جامعه بینالمللی خواست، که در مقابل این تحقیر وتوهینها ایستادهگی کند. به گفته کارشناسان سیاسی، احمدینژاد با این سخنان زمینه بسیار نامطلوبی را برای حضور خود در سازمان ملل متحد در هفته آینده فراهم کرده است. پیش از این نیز سخنان یهودیستیزانه احمدینژاد و انکار هولوکاست از سوی وی، موجی از اعتراضات را در کشورهای جهان برانگیخته بود. شورای مرکزی یهودیان آلمان خواستار تحریم ایران شد شورای مرکزی یهودیان در آلمان نیز سخنان احمدینژاد مبنی بر انکار هولوکاست را به شدت محکوم کرد. یهودیان آلمان از مجامع بینالمللی خواستند، این سخنان را بیپاسخ نگذارند. دیتر گراومان، معاون شورای مرکزی یهودیان گفت: «جامعه بینالمللی باید سرانجام در مقابل رژیم بدطینت، ستیزهجوی و لجوج تهران متحد شود.»
تحلیل مهم «لسانجلس تایمز» از وضعیت جمهوری اسلامی roozonline رابین رایت و رابرت لیتواک: سه دهه فرضیه پردازی در مورد ایران – از جمله قضایای مربوط به رویکرد اخیر امریکا نسبت به تهران – با قیام گیجکنندهی مردم ایران باطل شد. اکنون وقت تجدید نظر در سیاست است. پیشنهاد دولت اوباما برای مراوده با ایران فکر درستی بود. اما سرکوب بیرحمانه مخالفان توسط حکومت از زمان انتخابات ریاست جمهوری بيستودوم خرداد که منجر به دستگیری سیاستمداران ارشد و محاکمه در دادگاههای نمایشی و افزایش هشداردهندهی اعدامها شد، نقطه عطفی در انقلاب ایران به وجود آورده است. اکنون سیاست امریکا نیاز به رویکرد گستردهتری دارد. اوضاع جدید ضرورت راههای مناسبتری را ایجاب می کند. سه انقلاب مهم قرن بیستم – با انگیزه و تاثیر سیاسی – در شوروی، چین و ایران رخ داده است. شوروی و چین در راس پارانویای انقلابی، شاهد آشفتهگیهای مشابه اتفاقات فعلی ایران بوده اند. معذالک مسکو و پکن خیلی سریع مسیر را عوض کردند. هر دو از رژیم انقلابی جسور تبدیل به کشوری معمولی شدند که قصد همکاری در درون نظم بینالمللی را دارد و روابط خود با امریکا را اصلاح کردند. کرین برینتون در «آناتومی انقلاب» اشاره میکند که تغییر در شوروی و چین تا حدی به دلیل بلوغ انقلابی بود که منجر به مرحلهی نهایی «نقاهت» شده که سالها و حتا دههها پایداری میکند. جمهوری اسلامی نیز در همان مسیر است. قیام جاری کسانی را که سعی دارند ایران را از کشور انقلابی تسلیمنشدنی به کشوری عادی تبدیل کنند به میدان آورده است. مردان و زنانی که اکنون مورد محاکمه قرار گرفتهاند به صور مختلف در تفکر سیاسی خود دچار تحول شدهاند. همچنین میلیونها ایرانی در نافرمانی مدنی خود از ماه ژوئن نشان دادند که آمادهی عادی شدن هستند. امریکا باید آنها را در سیاست خود بگنجاند، معذالک خصوصیات انقلابها دال بر آن است که برای شروع تغییر کلی نیازبه یک کاتالیزور وجود دارد. این جرقه معمولن با یکی از این سه نشانه رخ میدهد: لشکرکشی نظامی، نیاز اقتصادی یا ضرورت سیاسی. به بیان دیگر یک انقلاب برای بقا نیاز دارد که یک دشمن را به دوست تبدیل کند. جوزف استالین در اتحاد شوروی دادگاههای نمایشی را برای مقامات حزب کمونیست از 1936 تا 1938 به راه انداخت و تعداد زیادی را روانه زندانهای سیاسی کرد و یا اعدام کرد. با این وجود ترکیب فشار تهدید نازی با هزینههای ناشی از جنگ موجب اتحاد شوروی و امریکا شد و استالین با پرزیدنت فرانکلین روزولت و نخستوزیر وینستون چرچیل دیدار کرد. نیکیتا خروشف جانشین استالین شد و شروع به استالینزدایی کشور کرد. تحول بعدی در شوروی بعد از آن اتفاق افتاد که میخائیل گورباچف به این نتیجه رسید که سیستم سیاسی بستهی شوروی دیگر در اقتصاد آزاد مبتنی بر اطلاعات، نمیتواند بر سر پا بماند. در دههی 60 میلادی، چین تمامی تجملات یک کشور سرکش را داشت. نظم بینالمللی را به مبارزه گرفته بود. در سال 64 بمب اتمی منفجر کرد؛ و در سال 66 انقلاب فرهنگی کرد که دورهای از تحول پرآشوب سیاسی و اجتماعی به وجود آورد که طی آن مائوتسهتونگ ظالمانه «لیبرالهای بورژوا» را در حزب کمونیست نابود کرد. با این وجود در سال 69 فروپاشی اتحاد میان چین و شوروی که منجر به استقرار سربازان در مرز دو کشور شد، مائو را وادار به واقعگرایی وعادیسازی روابط با واشنگتن کرد. سفر محرمانهی هنری کسینجر در سال 71 به سفر تاریخی نیکسون در سال 72 انجامید. نه استالین و نه مائو تبدیل به دوستان امریکا نشدند. اما آنها - تحت شرایط نیاز استراتژیک- راه را برای مراودهی معنیدار هموار کردند. سه پیشدرآمد مهم ایران نسبت به امریکا نیز در همین زمینهها قابل بررسی است. در سال 1986 در مقطع بسیار سختی از جنگ با عراق، تهران مایل به معامله پنهانی هم با امریکا و هم با اسرائیل برای فراهم آوردن سلاح بود. حتا پس از اینکه این مبادلهی سلاح در مقابل آزادی گروگانهای امریکایی از پرده به در افتاد، رژیم، فرستادهای سری را به کاخ سفید فرستاد تا پتانسیلهای بعدی را بررسی کنند. در اوائل دههی 90 ایران پرمنفعتترین قرارداد نفتی تاریخ را برای توسعه میادین نفت و گاز دریایی به شرکت امریکائی کونکو پیشنهاد کرد تا بتواند ویرانیهای پس از جنگ را بازسازی کند و به مدرنیزاسیون درخواستی جمعیت خسته از جنگ پاسخ بگوید. در سال 2001 پس از اینکه امریکا طالبان را در افغانستان سرنگون کرد، ایران با واشنگتن در تشکیل یک دولت جدید همکاری کرد. پس از اینکه حملهی امریکا صدام حسین را در عراق در سال 2003 برانداخت، تهران برای حل اختلافات با واشنگتن شرایطی را که توسط سوئیس ترغیب شده بود بررسی کرد. تهران که مرزهای کلیدیاش توسط سربازان امریکا احاطه شده بود، میخواست مطمئن شود که هدف بعدی نیست. دولتهای امریکا زمانیکه ایران نیاز به مراوده و کمک داشت، از فرصتها استفاده نکردند. اکنون چالش این است که مجموعهای از عوامل ایجاد شود که تهران دوباره احساس کند مراوده واقعی با واشنگتن به نفع آن کشور است. پس از این مراوده، نتیجهای واقعی خواهد داشت. درحالی که در شرایط حاضر اینطور نیست. دیپلماسی متمرکز بر برنامه هستهای ایران احتمالن عمل نمیکند. دولت و نیز بسیاری از معترضاناش، این فشار را برای پایان دادن به غنیسازی اورانیوم میبینند – روندی که برای انرژی صلحآمیز هستهای سوختی فراهم میکند که میتواند برای تولید سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد – و با این تحلیل از آن به عنوان چالشی علیه حق حاکمیت ایران و نادیده گرفتن توسعه اقتصادی کشور یاد می کنند. تحت شرایط جاری، رژیم احتمالن وارد روندی میشود که – بیشتر برای اینکه بار جهان را از دوش خود بردارد – بر سر پا نخواهد ماند، یا راهحلی واقعی نخواهد داشت. اگر این تاکتیک دیپلماتیک عمل نکند و به تحریمهای بیشتر بینالمللی دست بزنند (با توجه به عدم همکاری روسیه و چین در موارد فشارهای شدید) باز هم احتمال اینکه ایران مجبور به همکاری شود اندک خواهد بود. با این وجود حملهی نظامی نیز ممکن است برعکس عمل کند و در عوض موجب ملیگرایی پارسی شود، همانگونه که حملهی صدام در دهه 80 حمایت از انقلاب را در زمانیکه در حال فرونشستن بود نتیجه داد. دولت اوباما باید عقب بنشیند و دوباره محاسبه کند که چه شرایطی میتواند ایران را متقاعد کند که تبدیل شدن به کشوری عادی منفعت بیشتری برای آن کشور دارد تا تعصب انقلابی که مردم نیز آن را نمیخواهند.
هدیه چهارصد میلیون دلاری احمدینژاد به هوگو چاوز در معامله خرید بنزین میزاننيوز نوشت مطابق توافقنامهای که میان هوگو چاوز رئیس جمهوری ونزوئلا و احمدینژاد منعقد شد، ایران بنزین مورد نیاز خود را پنجاه درصد گرانتر از ونزوئلا خواهد خرید. همانگونه که هوگو چاوز در سفر اخیرش به ایران اعلام نمود که این کشور متعهد شده تا هر روز بيستهزار بشکه بنزین به ایران صادر کند، صادراتی که بنابه قول آقای چاوز معادل هشتصدمیلیون دلار خواهد بود. با یک ضرب و تقسیم ساده و محاسبه هر بشکه 158 لیتر و تقسیم آن بر رقم اعلام شده از سوی چاوز، به رقم هر لیتر بنزین نزدیک به هفتاد سنت و یا آنگونه که رسانههای دولتی تاييد نمودهاند هر لیتر 690 تومان خواهیم رسید. درحالی که بر اساس آخرین آمار امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران، بهای هر لیتر بنزین در بازار خلیج فارس روز دوشنبه شانزدهم شهریور، حدود 468 تومان (634 دلار و 94 سنت هر تن) بوده است. بازهم با یک ضرب و تقسیم ساده ریاضی این موضوع معلوم میشود که بنزین اهدایی از سوی برادر چاوز عملن پنجاه درصد گرانتر از نرخ رایج آن در نزدیکترین بازار به ایران خواهد بود و اگر مدت این قرارداد یکسال باشد، اضافه پرداخت ایران به آقای چاوز حدود چهارصد میلیون دلار خواهد بود.
مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوسه بيستوهشتم شهريورماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |