|
بخش سوم
تاجمحل آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر«اگرا» و در دويست کیلومتری جنوب دهلینو پایتخت هند واقع شدهاست. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوباش «ممتازمحل» که در سال 1631 (میلادی) بههنگام وضع حمل فوت کرد بنا شدهاست. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از اینرو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد. همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی میباشد. این ساختمان بر پایهی مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تاسیس شدهاست و در ساخت آن بيستهزار هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا بهخصوص ایران، شبه قارهی هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشتهاند. آغاز ساخت تاجمحل سال 1632 ميلادی (1042 ش) بود و در سال 1647 ميلادی (1057 ش) تکمیل شد .احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سدهی یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازندهی تاجمحل در هندوستان بودهاند. در برخی متون نیز از عیساخان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بودهاند نام برده شدهاست، که گویا خطاطیهای روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شدهبودهاست. تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن میگذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بختالنصر» که باغهای معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانهی دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانهی جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به «ممتازمحل» همسر محبوب «شاهجهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاهجهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساختهاست. داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد«تاج محل» چون نگینی میدرخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوهترین هدیهی یک شاه به همسر از دست رفتهاش است و پایههای آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال 1607 میلادی شاهزاده خرم، که بعدها با نام شاهجهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدها به ممتاز محل ملقب شد، نمیدید، امروز از تاج محل خبری نبود. ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصفخان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمهی «ارجمند بانو» همسر محبوب جهانگیر، پدر شاهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو میسوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستهگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید. او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و«ممتاز محل» است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند «بیگم» خطاب میشد. به نوشته یک تاریخنگار دربار گورکانی هند که با نام «قزوینی» از او یاد میشود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و «خرم» هیچ زن دیگری را شایستهی محبت و شیفتهگیای که نثار ممتازمحل میکرد، نمىدانست.
سال 1628 شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به «شاه جهان» ملقب شد. ممتازمحل نمىخواست به مانند عمهی قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نامهای زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب میداد و از شوهرش میخواست که به نیازهای آنها رسیدهگی کند و برای خانوادههای بینوا نفقه تعیین میکرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانهی رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت. ممتازمحل همسر دوم شاهجهان در هفدهم جون 1631 میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهماش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال 1612 ازدواج کردند و هجده سال با یکدیگر زندهگی کردند و ثمرهی این ازدواج چهارده فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حملههای جنگی، ممتازمحل همراه شاهجهان بود. او باردار و در ماههای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل به دنيا آمد و دختر بود که ناماش را گوهرهبیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» 39 سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبرهای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند. مرگ ناگهانی «ممتازمحل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوباش بسازد تا شاهدی برعشقاش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد. به نوشتهی تاریخنگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوبترین همراه زندهگیاش، خلعت شاهانهاش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلن برای توسعهی دامنهی سلطنتاش خون فراوانی ریخته بود، گوشهنشین شد و برای مدتی دخترش جهانآرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد. شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت «ممتازمحل» بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفتهاش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند. تاریخنگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام «روضهی ممتاز محل» یاد کردهاند و برخی بر این نظراند که «تاج محل» مخفف «ممتاز محل» است. «پیتر ماندی»، جهانگرد اروپایی سدهی هفدهم میلادی نیز در نوشتههایش از «تاجِ محل، ملکهی دربار گورکانی» نام میبرد.
خود شاهجهان هم که سالها بعد، به دست پسرش «اورنگزیب» شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت، کنار ممتاز محل زیر گنبد «تاج محل» به خاک سپرده شد. شاهجهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. «تاج محل» مقبرهای است با پنجاهوهشت متر بلندی، پنجاهوشش متر پهنا که در نزدیکی «اگرا» در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تختهی عظیم «صد متر درصد متر» مرمرین ساخته شدهاست. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور هجده هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ، نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوهی چهارباغهای ایرانی ساخته شدهاست. شاهجهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد بهنشانهی آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در میگذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد. تاج محل از سال 1983 جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظرسنجی بزرگ جهانی در سال 2007 میلادی که در هشتم ژوئیه همان سال نتیجهی آن اعلام گردید، این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانهی جهان در دوران حاضر شناخته شد. در دو طرف بنای اصلی، دو بنای کوچکتر و قرینه بهچشم میخورد که در سمت غرب یک مسجد سهگنبدی وجود دارد که از ماسهسنگ (قهوهای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابهی مهمانسرا به کار میرفتهاست. «گیوین هامبلی»، نویسندهی کتاب«شهرهای هندوستان گورکانی» مینویسد که ریشههای ایرانی تاج محل، نخستین و پایدارترین برداشتی خواهد بود که یک دانشپژوه رشتهی معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل میکند. به نظر او، «تاج محل» یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است. «هامبلی» با استناد به سخنان«هرمان گوتز» کارشناس تاریخ هنر، میافزاید: تاج محل از بهترین نمونههای معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاجمحل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را میتوان مشاهده کرد که شامل «چتریهای راجپوتِ» پیرامون گنبد و تفاوتهایی در تناسب میان گنبد و پایهی آن میشود. گلدستهها هم که احتمالن با الهام از آرامگاه «محمود خلجی» در «ماندو» ساخته شدهاند، اندکی متفاوتاند. از غرایب روزگار است که که یکی از «عجایب جهان» که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است. در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشدهاست، اما در برخی از متنهای متاخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شدهاست. بنا به یک دستنویس بازمانده از سدهی هفدهم میلادی، سرمعمار تاجمحل و لعل قلعه (قلعهی سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است. علاوه بر این، در برخی از متون، از شخصی به نام استاد عیسا نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عدهای وی را اهل استانبول دانستهاند.
برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخهی خطی اشاره کردهاند که در آن به «استاد عیسا شیرازی نقشه نویس» و « امانتخان شیرازی طغرانویس» اشاره شدهاست.جدای افراد نامبرده، از فردی به نام «جرونیمو ورونئو» اهل ونیز هم نام برده شده است. عبدالحق شیرازی که سال 1609 از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوقالعادهاش در هنر خوشنویسی از سوی شاه جهان به «امانت خان» ملقب شد، به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطیهای روی در و دیوارهای تاج محل به امانتخان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل «امانت خان الشیرازی» زیر یکی از خطاطیها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند«امانت خان» در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبههای تاجمحل که به رنگ مشکی بر زمینهی مرمر سفید نشسته، اثر امانت خان شیرازی است.
وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاجمحل به معنی فقدان یک یا چند معمار
ایرانی نیست. زیرا میتوان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعهی عظیم و
باشکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفتهاست و به احتمال زیاد چند نفر
معمار و عدهی کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشتهاند.
گفته میشود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار،
سنگتراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش بهمدت بیستودو سال کار کردهاند. ادامه دارد...
آنسه اميری - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتوسه بيستوهشتم شهريور ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |