|
وقتی سخنان محمدرضا شجريان را در برنامهی «دو روز اول» صدای امريكا شنيدم، حيرتزده شدم، البته حيرتزدهی خوشحال. بسيار نادر است كه هنرمندی ايرانی اينگونه شفاف دردهای سرزميناش را از ديدگاه خودش بگويد ... برای من جای حيرت بود كه هنرمندی به اين شفافی به قانون منع آوازخواندن خانمها اعتراض كند، هنرمندی كه ساكن ايران است و وضعيت ايران نيز ناگفته مشخص. اما استاد شجريان گفت. آن مكنوناتی را گفت كه در قلب ساير هنرمندان نيز جاریست اما از گفتناش بازمیمانند و يا در بهترين شكلاش، در گوش هم زمزمه میكنند. شجريان حرفِ دل مردم سرزميناش و نيز زمزمهها و حرفهای درگوشی را تبديل به فرياد كرد و اين نكته بسيار ارزشمند است ونشانگر اين مهم كه استاد گرامی در اين برهه از زمان، كه برههی بسيار حساسی است، بسيار درست عمل كرد.. اين هنرمند است كه بايد زبان گويای مردم سرزميناش باشد، بايد طلايهدار اعتراض به بیعدالتی و نامردمی باشد، بايد بار سنگين مسئوليت هنرمندبودناش را روی دوشاش حس كند، بايد تعهد را با همهی بار معنایی آن تعريف كند و استاد شجريان چنين كرد و من به سهم خودم از ايشان بینهايت سپاسگزارم. به باور من استاد شجريان با نوع سخناناش، كلمهی «هنرمند» را به درستی و به زيبایی معنا كرد و من به خود میبالم كه در سرزمينام هنرمندی زندهگی میكند كه معنای هنر متعهد را میداند و درجایی كه فرصتی برای لب گشودن و سخن گفتن وجود دارد، سخن را به سكوت ترجيح میدهد. گفتوگوی محمدرضا شجريان در برنامهی«دو روز اول» صدای امريكا، گفتوگوی فوقالعادهای بود و من برای نخستين بار شاهد حمايت يكپارچهی مردم ايران از هنرمندشان در يك برنامهی تلويزيونی بودم. پيامهای فيسبوك در اين زمينه نيز همين نكته را گواهی میداد.
محمدرضا شجريان متولد مشهد است: اول مهرماه سال 1319 خورشيدی. پدرش از قاريان معروف قرآن بود و او از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوشاش تحت تعلیم پدر قرار گرفت. در سال 1331، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش شد. وی پس از دریافت دیپلم دانشسرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس پرداخت. در این زمان بود كه با سنتور آشنا شد. در سال 1337 به رادیو خراسان رفت و در رشتهی آواز مشغول فعالیت شد. پس از آن برای اجرای برنامهی گلهای راديو، به تهران و نزد استاد داود پیرنیا رفت و در بیش از یکصد برنامهی گلها و برگ سبز شرکت کرد.
شجریان تا سال 1350 با نام مستعار«سیاوش بیدکانی» با رادیو همکاری میکرد، ولی بعد از آن از نام خودش استفاده کرد. در 1350 با «فرامرز پایور» آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیفهای آوازی را نزد وی دنبال کرد. سال 1351 در برنامهی گلها با استاد «نورعلی خان برومند» آشنا شد و به آموختن شیوهی آوازی طاهرزاده نزد او پرداخت. از سال 1352 نزد «عبدالله دوامی» کلیهی ردیفهای موسیقی و شیوههای تصنیفخوانی را فرا گرفت. در همین سال به همراه گروهی از هنرمندان چون «محمدرضا لطفی»، «ناصر فرهنگفر»، «حسین علیزاده»، «جلال ذوالفنون» و «داود گنجهای»، مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی را به سرپرستی استاد «داریوش صفوت» بنا نهاد. از سال 1354، تدریس هنرجویان را در رشتهی آواز در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1358 با تعطیلی این رشته، به کار تدریس خود پایان داد. شجریان در سال 1356 شرکت «دلآواز» را بنیانگذاری کرد. همچنین در سال 1357 در مسابقهی تلاوت قرآن کشوری، رتبهی اول را به دست آورد. در 1357 چندین سرود میهنی اجرا کرد و به همکاری خود با سازمانهای دولتی ادامه نداد و در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمیاش همت گماشت. در فاصلهی سالهای دههی شصت، شجریان همکاری گستردهای را با «پرویز مشکاتیان» آغاز کرد که حاصل آن آلبومهایی چون «ماهور»، «بیداد همایون»، «آستان جانان»،» نوا» و «دستان» بود.
شجریان در سال 1378 جایزهی «پیکاسو» را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد. از سال 1379 با «حسین علیزاده»، «کیهان کلهر» و پسرش «همایون» به اجرای کنسرت پرداخت که حاصل آن، آلبومهای «زمستان است»، «بی تو به سر نمیشود»، «فریاد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» بود. در سال 1382، به همراه همین گروه برای کمک به زلزلهزدگان بم کنسرتی در تهران با نام «همنوا با بم» اجرا کرد. پس از دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری ایران، محمدرضا شجریان در نامهای به عزت الله ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری کند. وی گفت: «سرودهایی که خوانده به ویژه سرود ایران، ای سرای امید متعلق به سالهای 1357 و 1358 بوده و هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد». وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیهی این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند.
صداوسیما در آستانهی انتخابات و پس از آن به نحو گستردهای از آثار شجریان به ویژه سرود «ایران، ای سرای امید» و سایر ترانهها با مضمون ملی استفاده میکرد. وی در گفتوگو با بیبیسی گفت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفتهی آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمدهاند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من، صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.» وی در گفتوگو با بیبیسی گفت که هربار که صدای خود را از این رسانه میشنود احساس شرم میکند و بدناش میلرزد .وی همچنین در تظاهرات اعتراضی مردم نيز شركت داشت.
استاد شجريان در اقدامی تاریخی بهترین آلبوم سیاسی خویش را در چند هفتهی گذشته منتشر كرد که جزو پُرفروشترين آلبومهای پس از انقلاب در زمینهی موسیقی سنتی است. آلبوم «رندان مست» نخستین اثر استاد محمدرضا شجریان و گروه «شهناز» طبق برنامهی اعلامشده از سوی شرکت دلآواز، صبح روز شنبه، هفتم شهریورماه منتشر شد. این دومین آلبوم استاد شجریان است که در سال جاری منتشر میشود. فروش فوقالعادهی آلبوم «رندان مست» ثابت كرد كه مردم همواره حامی و پشتيبان هنرمند مردمی هستند. در اين چند هفته كه از انتشار اين آلبوم میگذرد شاهد بودم كه حتا كسانی كه به موسیقی سنتی گوش نمیكنند نيز اين آلبوم را برای حمايت از آقای شجريان خريداری كردند.
آنسه اميری - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتودو بيستويكم شهريور ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |