|
اخيرن با موضوعی غمانگيز برخورد كردم كه بار ديگر مرا به فكر كردن دربارهی طرفداران هنرمندان وادار كرد. شرح داستان را نمیگويم چون لزومی به گفتن نيست، اما نتيجه را حتمن برایتان خواهم گفت. با روی دادن ماجرای غمانگيز، به اين نتيجه رسيدم كه طرفداران هنرمندان و مخصوصن خوانندهها به سه دسته تقسيم میشوند: يك) طرفداران معمولی كه فقط دوست دارند ترانهای با صدای هنرمند را بشنوند و لذت ببرند، باقی ماجرا هم برایشان مهم نيست، نه حمايت مادی میكنند و نه معنوی، فقط از اثر هنری استفاده میكنند و رد میشوند. بيشتر طرفداران هنرمندان از اين دسته هستند كه اينها معمولن طرفداران يك هنرمند نيستند بلكه از چندين هنرمند خوششان میآيد و در مورد همه هم يكسان رفتار میكنند. دو) طرفداران خاص، كه نه فقط اثر هنری را میبينند و میشنوند بلكه آنرا كالبدشكافی هم میكنند و اگر اثر هنری از نظرشان دارای اشكالی باشد، آن اشكال را به شكل منطقی مطرح میكنند و دوست دارند كه اشكالات كار هنرمندشان را بازگو كنند تا كار هنرمندشان بهتر از پيش بشود. درصد اين گروه از طرفداران كم است، شايد یكی از دلايلاش اين باشد كه ما آدم دقيق و جدی معمولن كم داريم و شايد هم تعداد كم اين قبيل طرفداران، به خاطر عدم خوشايند هنرمندان از چنين طرفدارانی باشد. هنرمندان ما معمولن دوست ندارند كه كسی از كارشان ايراد بگيرد اگرچه آن ايراد صحيح و معقول باشد. سه) گروه سوم، طرفداران دو آتشه و سه آتشه شايد هم بيشتر هستند كه به آنان طرفداران متعصب گفته میشود. اما من فكر میكنم در مورد اين گروه از طرفداران، پياز داغ تعصب را بايد زياد كرد چون نوع رفتارشان از تعصب نيز بالا زده است. اين گروه از طرفداران كه طرفداران غمناكی هم هستند، هنرمند مورد علاقهشان را عاری از هر گونه عيب و ايراد، فرشتهگون، بیعيب و نقص، دانای دو عالم، دانشمند و عقل كل میدانند. يعنی هنرمندشان هرچه بخواند زيباترين است، هرچه بگويد بهترين است و همهی رفتارهايش قشنگترين است!!! خلاصه اينكه عاری از هر گونه نقص و خللی است!! و بعد رفتارهای اين طرفداران بهحدی غمناك و مضحك است كه تو درمیمانی كه اينها چه میگويند؟ مگر عقل ندارند؟ مگر از شعور خود كمك نمیگيرند؟ مگر نمیشنوند؟ مگر نمیبينند؟ میگويند كه تعصب انسان را كور و كر میكند و چهقدر اين حرف درست است. هنرمند هم مثل همهی انسانهاست و هر انسانی هم جايزالخطاست. بنابراين انسان معمولی را به شكل فرشته و حور و پری ديدن، ناشی از كور و كر بودن است. هنرمند هرچه بخواند عالیست حتا اگر«دستمال من حريره» بخواند. هر چه میگويد درستترين است، حتا اگر بارها و بارها ضدونقيض بگويد. هنرمندشان دوران كودكی خود را بسيار عالی گذرانده، بینقضترين نوجوان همهی دورانها بوده، در جوانی حتا يك اشتباه و خطا هم نداشته و در سنين بالاتر نيز كه اصلن خود خداست!!! فرشتهی آسمانی است، از جنس زمينیها نيست، روح فرشته است و دست خداست، از آسمان است و از خاك جداست و عاری از گناه و خطاست. امكان ندارد كمی بالا و پايين بخواند، امكان ندارد زيباتر و مقبولتر از او وجود داشته باشد، اگر جهان هم او را نشناسد، جهان مقصر است نه هنرمندشان، جهان بیلياقت است كه هنرمند فرشتهگون و آسمانی و از خاك جدای آنان را نمیشناسد، پس ننگ بر اين جهان بیلياقت!!! و بعد برای دفاع از هنرمندشان مضحكترين و بدترينها را مینويسند و فكر میكنند كه دارند از هنرمند مربوطهی بينوا دفاع میكنند. اگر كسی از هنرمندشان انتقاد كوچكی بكند، فوری با خبر كردن لشكريان به او حمله میكنند و دست به ترور شخصيت انتقادكننده میزنند. اينان كسانی هستند كه متاسفانه در هنرمندشان ذوب شدهاند، ديگر خودشان نيستند، عقل و شعورشان از اختيارشان خارج شده و بهجز هنرمند، چيز ديگری را نمیبينند. نظرات و نوشتههای اين ذوبشدهگان هم هيچ ارزش و اهميتی ندارد، چرا كه بلد نيستند و نمیتوانند يك نظر منطقی و درست ارايه بدهند. هرآنچه بلدند فقط تعريف و تمجيد هنرمند و او را به عرش خدا رساندن است و هميشه شمشيربهدست آماده برای جنگ و ترور شخصيت هستند. اين گروه طرفداران سوپر متعصب، كسانی هستند كه مقام و شخصيت هنرمند را با نوع حمايتشان پايين میآورند و از طرف ديگر بدترين ضرر را به هنرمندشان میرسانند چرا كه هنرمند هر كاری كند و هر اثری ارايه بدهد و هرچه بگويد، برایاش هورا میكشند و بهبه و عالی و صحيح است صحيح است راه میاندازند. البته شايد هنرمند هم چنين فاجعهنامهای را دوست داشته باشد، اما هرچه هست هنرمند بيشترين ضررها را از همين گروه طرفداراناش میبيند. هنرمند خوشبخت، هنرمندی است كه طرفداران گروه دوم يعنی طرفداران خاص، بيشترين جمعيت طرفداراناش را تشكيل بدهند و كمترين جمعيت طرفداراناش از گروه سوم، موسوم به گروه متعصب و كور و كر باشد.
شهده شمسايی - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتويك چهاردهم شهريور ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |