|
از همان سالی كه «دارا» و «سارا» از كتاب فارسی اول ابتدایی اخراج شدند و «امين» و«اكرم» به ناحق جای آنان را گرفتند مشخص بود كه يك ستيز جدی با نامهای ايرانی در حال شكلگيری است. اين ستيز در سالهای بعد خود را بيشتر نمايان ساخت. يك جدال واقعی با نامهای ايرانی و تشويق و ترغيب مردم به سمت و سوی نامهای عربی. اين كه گروهی از مردم ايران به دليل اعتقادات سنتی و مذهبی تمايل به نامهای عربی و بهويژه نام ائمه و معصومين دارند، شكی نيست. اما اين موردی جداست و ارتباطی با تبليغ فرهنگ ستيزه با نامهای ايرانی ندارد، چرا كه در اين مورد، پدر و مادر با ميل و ارادهی خود نامهای امامان را برای فرزندانشان برمیگزيدند. اما چنين تبليغی در مجموعههای تلويزيونی بيشتر شكل گرفت. معمولن در مجموعههای تلويزيونی، همهی نقشهای مثبت و انسانهای خوب و غيرتمند و سالم، صاحب نامهای عربی هستند و نقشهای منفی و انسانهای بد و خلافكار و بیانصاف صاحب نامهای ايرانی. راه دور نرويم، به همين تابستانی كه ماه آخر آن را سپری میكنيم مراجعه كنيم. كسانی كه مجموعهی تلويزيونی بیسرو ته «رستگاران» را از شبكهی سوم سيما ديدند شاهدند كه مثبتترين و مظلومترين و خوبترين نقش اين مجموعه كه از ابتدا تا به انتهای مجموعه در كما به سر میبرد، ناماش «احمدرضا» بود و عروس خوب و سربهراه خانواده هم ناماش «فاطمه» بود، در حالیكه آدم بدهای اين مجموعه كه همهگی دزد و قاتل و جنايتكار و دروغگو و كينهجو بودند، نامهای ايرانی داشتند: «پرويز»، «كيانوش»، «كاوه»، «پونه»، «بهزاد»، «شهاب» و... و در اين ميان گويا نام «خجسته» از دستشان فرار كرده بود!! شايد هم فكر كردند كه خجسته نامی عربی است!!! ساير مجموعههای تلويزيونی نيز در همهی اين سالها به همين شكل بود. اگر میخواستند يك آدم سبُكعقل كه حركات خندهآور و مضحك از او سر میزند را به مردم معرفی كنند، حتمن او را با يك نام ايرانی میناميدند. نمیدانم زمانیكه «دارا» و «سارا» از كتاب فارسی اول ابتدایی حذف و «امين» و«اكرم» پديدار شد، آيا كسی اعتراض كرد؟ و يا حتا اين پرسش مطرح شد كه به چه دليل اين دو نام زيبای ايرانی را حذف كردهايد؟ اما به ياد دارم كه وقتی ادارهی ثبت احوال يك كتابچهی نامهای مجاز منتشر كرد و در مقابل كسانی كه برای گرفتن شناسنامهی فرزندشان مراجعه میكردند، قرار داد و آنان را ملزم كرد كه فقط از نامهای داخل كتابچه استفاده كنند، گروهی از مردم به اين كار اعتراض كردند. در كتابچهی اوليهی ادارهی ثبت احوال كه مشخص نشد كار كداميك از نوابغ بود، تا دلتان بخواهد نامهای عربی صف كشيده شده بودند. لابد به دليل اعتراضهای مكرر مردم بود كه كتابچهی مذكور در سالهای بعد قطور و قطورتر شد و نامهای ايرانی نيز در آن جای گرفت. به ياد دارم كه حتا به نامهای فروشگاهها، سالنهای آرايش، مزونهای خياطی و لباس نيز اعتراض میكردند و اگر نام آن مكانها باب سليقهی عهد بوقشان نبود، صاحب آنجا را مجبور میكردند كه نام فروشگاهاش را تغيير دهد و از نامهای پيشپا افتاده و زشت و تاريخ مصرف گذشته استفاده كند. گمان میكنم باز هم به دليل اعتراض مردم بود كه اين قانون قرون وسطایی حذف شد و مردم تا حدی در انتخاب نام مكانهای كسبشان صاحب اختيار شدند. اما به تازهگی خبرگزاری مهر گزارشی داده مبنی بر اينكه نتایج یک بررسی از سوی سازمان ثبت احوال نشان میدهد كه ذائقهی خانوادههای پایتختنشین در نامگذاری فرزندان دختر تغییر چشمگیری داشته است و نامهای ایرانی و غیرعربی توانستهاند رتبههای سوم تا هفتم از ده نام محبوب سال 87 را به خود اختصاص دهند. خبرگزاری مهر در ادامه مینويسد: «نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که در سال گذشته سه هزار و 220 نوزاد از سوی خانوادههایشان «هستی» نامیده شدهاند و این اسم سومین اسم پُرطرفدار در میان دختران تهرانی است. با این همه، بررسیها نشان میدهد که «امیرحسین» و «فاطمه» همچنان محبوبترین نامها در بین مردم تهران طی یک سال گذشته بودهاند، گرچه نامهای ترکیبی و نامهای ایرانی نیز توانستهاند جایگاه غیرمنتظره و چشمگیری در میان خانوادههای پایتختنشین پیدا کنند. در این باره ريیس سازمان ثبت احوال تهران گفت: سال 1387، چهارهزار و 519 نوزاد پسر«امیر حسین» و ششهزار و 827 نوزاد دختر«فاطمه» نامیده شدهاند. این در حالی است که نامهای «ابوالفضل» و «فاطمه» در سال 1386 رتبهی اول را در میان نامها کسب کرده بودند.» فاطمه با اينكه نامی عربی است اما به دليل اعتقادات مذهبی مردم ايران، ممكن است جزو محبوبترين نامها باشد، اما بهدست آوردن مقام اول در بين نامها، باورش كمی دشوار به نظر میرسد. شايد در شهرهای مذهبی و سنتی اين آمار و ارقام درست باشد اما در تهران بعيد به نظر میرسد كه چنين باشد. اما بعيدتر از آن نام«ابوالفضل» است!!! آيا اين نام میتواند مقام نخست را در نامگذاری بهدست آورده باشد؟ به باور من امكان ندارد. اين نام، نامی است كه به دليل دشواری در نوشتن و تلفظ، و نازيبا بودن آهنگ تلفظ آن، حتا در دورانی كه بيشتر مردم نامهای مذهبی بر روی فرزندان خود میگذاشتند نيز كمتر از جانب آنان انتخاب میشد و بيشتر، كسانی كه برای صاحب فرزند شدن نذر میكردند، اين نام را برمیگزيدند، چه رسد به امروز!!! اگر مثلن گفته میشد «علی» يا «محمد» در بين نامهای انتخابی مقام نخست را بهدست آورده قابل قبول بود ولی «ابوالفضل» را بعيد میدانم!!!! شايد اين هم نوعی تبليغ باشد!! مثل تبليغ «امين» و «اكرم» ... مثل تبليغ نامهای عربی برای انسانهای خوب و نامهای ايرانی برای انسانهای بد در مجموعههای تلويزيونی!!! اما نكتهی قابل توجه ديگر، يك مبارزهی حقطلبانه برضد عروسك«باربی» بود و آن اينكه برای مبارزه با فرهنگ باربیپسندی در بين كودكان ايرانی و اعدام باربی بختبرگشته، از دو عروسك به نامهای «دارا» و «سارا» استفاده كردند و مبارزهی باربیزدایی را از وسايل مدرسهی دانشآموزان، كولههای مدرسه و مداد و دفترها آغاز كردند، يعنی اينكه وسايل مدرسهی دانشآموزان را بهجای عكسهای باربی، با عكسهای دو عروسك به نامهای «دارا» و «سارا» مزين كردند!! راستی چرا نام اين دو عروسك باربیكُش را «امين» و «اكرم» نگذاشتند؟؟؟ لابد میدانستند كه با همهی ستيزهجوییهایی كه با «دارا» و «سارا» انجام دادند، اگر نام اين دو عروسك را «امين» و «اكرم» میگذاشتند، كسی آنها را نمیخريد و دچارزيان مالی میشدند، بنابراين باورهای خود را كنار گذاشتند و «دارا» و «سارا»یی كه از داخل كتاب به بيرون كشيده بودند را اينبار بر روی جلد دفترها و كيفهای مدرسه نشاندند!! گويا زور نامهای ايرانی از نامهای عربی بيشتر است، چرا كه برای مقابله با نامهای ايرانی از نام عربی استفاده میكنند و برای مبارزه با نامها و نمادهای غربی، از نامهای ايرانی!! به نظر میرسد كه نامهای عربی، توان مبارزه با نمادهای غربی را ندارند، همچنانكه امروز نيز در مقابله با نامهای ايرانی، مجبور به كمی عقبنشينی شدهاند.
آنسه اميری - مجلهی اپیزود ، شمارهی شصتويك چهاردهم شهريور ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |