دكترشفیعی کدکنی از ایران رفت

دویچه وله: آخرین شعری که از «محمدرضا شفیعی کدکنی» انتشار یافته، به عنوان واکنشی به روند و برآیند انتخابات اخیر در ایران تعبیر شده است:

پیش از شما

به‌سان شما

بی‌شمارها

با تار عنکبوت

نوشتند روی باد

کین دولت خجسته‌ی‌ جاوید زنده باد

و آخرین خبر در مورد استاد برجسته‌ی ادبیات فارسی این است که او در پنج‌شنبه‌ی گذشته  به دعوت دانشگاه پرینستون برای تدریس راهی امریکا شده است.

محمدرضا شفیعی کدکنی، متولد 1318 به پژوهش‌های ادبی‌ای چون «صور خیال در شعر فارسی» و تصحیح متون کهن شهرت دارد و به عنوان شاعری با تخلص «م. سرشک» که «در کوچه باغ‌های نشابور» را سروده است. او از شاگردان استادان برزگ ادبیات «بدیع‌الزمان فروزان‌فر»، «محمد معین» و «ناتل خانلری» بوده و خود یک عمر در دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران تدریس کرده است.

خبرگزاری ایلنا نوشته است که «شفیعی کدکنی» برای همیشه از ایران رفته است. خبرگزاری مهر ولی مدت اقامت برنامه‌ریزی‌شده‌ی وی در امریکا را یک سال دانسته است. جام جم آن لاین نوشته است که خبرهایی تائید نشده مبنی بر صدور حکم بازنشسته‌گی وی به گوش می‌رسد. با این حال تاکنون هیچ مقام رسمی در دانشگاه تهران یا وزارت علوم این اخبار را تائید نکرده است.

در سایت‌های فارسی‌زبان در اینترنت خبر مهاجرت «شفیعی کدکنی» به امریکا پُربازتاب بوده است. وب‌سايت سرمایه می‌نويسد:

در حالی که منابع خبری به دنبال سفر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی به امریکا از احتمال مهاجرت دائم این استاد دانشگاه تهران در آستانه‌ی هفتاد ساله‌گی خبر می‌دادند، یکی از خبرگزاری‌ها با انتشار نامه‌ای به خط «کدکنی» از یک ساله بودن این سفر خبر داد. در متن نامه‌ی محمدرضا شفیعی کدکنی خطاب به همکاران‌اش در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آمده است:

 «همکاران عزیزم، بدین وسیله به اطلاع می‌رساند چون عازم سفر علمی و پژوهشی به مرکز مطالعات عالی دانشگاه پرینستون هستم و اگر خواست الهی باشد به مدت یک سال تحصیلی از فیض دیدار همکاران و دانشجویان بی‌بهره خواهم بود خواهشمندم مقرر شود مدت غیبت این‌جانب از اول مهر 88 به یکی از صورت‌های ذیل - آن‌چه قانون دانشگاه و لطف همکاران اجازه می‌دهد - سامان‌پذیر شود: 1-در صورت امکان فرصت مطالعاتی با حقوق 2- اگر مقدور نیست، یا من شایسته‌گی آن را ندارم، فرصت مطالعاتی بدون حقوق. با احترام محمدرضا شفیعی کدکنی»

البته به دنبال انتشار این خبر، روابط عمومی دانشگاه تهران نیز با ارسال نامه‌ای به روزنامه «اعتماد» یکی از روزنامه‌هایی که خبر مهاجرت دکتر شفیعی کدکنی را منتشر کرده بود، با تاکید بر سفر مطالعاتی وی به امریکا این نکته را مطرح کرده است که هیچ تصمیمی برای بازنشسته شدن این استاد دانشگاه گرفته نشده است و در واقع شایعه‌ی بازنشسته شدن «کدکنی» و چند استاد دیگر دانشگاه تهران را که طی یک سال گذشته مطرح بود، تکذیب کرد.

 روزنامه «الوطن» چاپ کویت، در شماره‌ی روز دوشنبه، با چاپ تصویری از محمدرضا شفیعی کدکنی، کتاب وی را با نام «ادبیات فارسی از نسل عبدالرحمن جامی تا نسل کنونی» معرفی کرده است. کتاب «ادبیات فارسی از جامی تاکنون» تالیف محمدرضا شفیعی کدکنی از سوی
«بسام ربایعه» استاد زبان فارسی دانشگاه «الیرموک» اردن به عربی ترجمه و توسط «سمیر ارشدی» استاد فارسی دانشگاه کویت بازنگری شده است.

 روزنامه «الوطن» نوشته است: معرفی و ترجمه‌ی این کتاب زیرنظر شورای ملی فرهنگ و هنر و ادبیات کویت انجام شده و این اقدام در راستای پیوند بین تمدن فارس و عرب صورت گرفته است. شورای ملی فرهنگ وهنر و ادبیات کویت امسال سه کتاب را از زبان فارسی به عربی ترجمه کرده که با استقبال گسترده‌ی علاقه‌مندان به ادبیات فارسی روبه‌رو شده است.

 

 

شباهت عجیب مجسمه‌ی سه‌هزار ساله به مایکل جکسون 

telegraph.co.uk

تعداد کثیری از هواداران مایکل جکسون برای دیدن یک مجسمه‌ی سه‌هزار ساله‌ی مصری که شباهت بسیار زیادی به ستاره‌ی پاپ دارد، به موزه‌ی شیکاگو هجوم برده‌اند.

رسانه‌های خبری گزارش داده‌اند، این مجسمه‌ی باستانی که در نمایشگاهی با نام «مصر باستان» در ایالات متحده به نمایش در آمده، هزاران طرفدار مایکل جکسون را به سوی خود جذب کرده است. مجسمه‌ی مورد نظر بيست‌ويك سال است که در این موزه در معرض نمایش قرار دارد، اما محبوبیت آن تنها پس از مرگ ستاره‌ی پاپ به طرز عجیبی افزایش پیدا کرده است.

 حدود 4500 بازدیدکننده در روز از این موزه دیدن می‌کنند. این در حالی است که بازدیدکننده‌گان اجازه‌ی لمس و یا بوسیدن این مجسمه را ندارند و حفاظی شیشه‌ای از آن محافظت می‌کند.

 «دارنل ویلیامز» یکی از مسئولان موزه در همین رابطه می‌گوید: «نحوه‌ی رفتار برخی هواداران در بازدید از مجسمه به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد در حال زیارت هستند. این مجسمه برای سال‌های زیادی این‌جا بوده است، اما محبوبیت آن از زمان مرگ جکسون افزایش یافته است».

وی افزود: «بسیاری این بازدید را نوعی زیارت و ادای احترام به جکسون تلقی می‌کنند، او تاثیر بسیار زیادی در فرهنگ پاپ داشت. آن‌ها می‌خواهند مجسمه را لمس و یا بوس کنند اما حفاظی شیشه‌ای برای مراقبت از آن قرار داده شده است.»

 

 

جشنواره ادینبورگ، میزبان هنرمندان از سراسرجهان

صدای امريكا: در جشنوارهی 2009 ادینبورگ ، هنرمندان از تمام رده‌بندهای هنرهای اجرایی به پایتخت اسکاتلند هجوم آوردند تا در این مراسم جشن و شادمانی سالیانه شرکت کنند. این هنرمندان در ضمن، درآمد مختصری نیز به دست می‌آورند، اما مهم‌ترین مسئله برای آن‌ها این است که بتوانند هنرهای خود را در طول فستیوال به معرض نمایش بگذارند و در مرکز توجه عموم قراربگیرند.

«فرینج»، نامی است که بر روی این جشنواره گذاشته شده است. جشنواره‌ای که در حقیقت جریان متناوبی است که در کنار فستیوال سنتی وبین المللی ادینبورگ برگزار می شود (فستیوال سنتی ادینبورگ مهم‌ترین واقعهی هنری در سطح بین‌المللی به شمار می‌رود) اما امروزه به همان اندازه جشنوارهی اصلی از محبوبیت برخوردار است. این جشنواره درنتیجهی هجوم هزاران جهانگرد از سراسر دنیا به شهر ادینبورگ هرساله حتا در دوران دشوار اقتصادی بیش از 130میلیون دلار برای تجارت‌های مختلف این شهر تولید می‌کند.

فستیوال ادینبورگ، هرسال به مدت سه هفته در ماه اوت برگزار می‌شود و شامل موسیقی، ادبیات، رقص و تئاترهایی است که توسط هنرمندان مختلف از سراسر جهان اجرا می شود. علارغم رکود اقتصادی حاضر، فروش بلیت‌های جشنوارهی ادینبورگ، این بزرگ‌ترین جشنوارهی هنری جهان از سال 2007 تا کنون بیش ازبيست درصد افزایش یافته است.

جشنوارهی «فرینج» درسال 1947 آغاز شد. هنگامی که اعضای گروه‌های تئاتری از هشت تئاتر مختلف ادینبورگ بدون دعوت در جشنوارهی رسمی و سنتی این شهر حاضر شدند و به آزادی به اجرای برنامه پرداختند و در واقع دست به نوعی سنت‌شکنی زدند. امسال بیش از 35هزار هنرمند در جشنوارهی فرینج ادینبورگ شرکت دارند که به مراتب بیش‌تر از سال‌های پیش است. بسیاری از ساکنان شهر از درآمد سالیانهی سرشاری که توسط این فستیوال تولید می‌شود راضی و خوش‌حال هستند.

برگزار کننده‌گان می‌گویند دلیل استقبال مردم از این جشنواره حتا در این دوران سخت و رکود اقتصادی، آزادی و سبک‌بالی است که تماشاگر هنگام تماشای این فستیوال درخود احساس می‌کند، تماشای آثار هنری تازه و گوناگون از هنرمندانی از سراسر جهان.

تومک برکووی، کارگردان هنری فستیوال، امیدوار است که با فروش افزایندهی بلیت‌ها، وجهه و عملکرد هنر در انگلستان را به مراحل تازه‌ای برساند چرا که بنا برگفتهی او: « در این کشور، متاسفانه به هنر به چشم یک صنعت نگاه نمی‌شود بلکه با آن به شکل یک بارسنگین بر دوش همه و یک مسئولیت همه‌گانی برخورد می‌شود. ما کوشش داریم به دولت نشان دهیم که این یک صنعت است و خریدار دارد و ما در نتیجهی موفقیت‌های مالی این جشنواره توانسته‌ایم برای عدهی زیادی از مردم شهر ادینبورگ مشاغلی به‌وجود بیاوریما

 

 

جایزه‌ی معتبر عکاسی برای«بهمن جلالی»

دویچه وله: بنیاد«نیدرزاکسن» اعلام کرد که جایزه‌ی «سپکتروم»، که هر سه سال به یک عکاس هنرمند اهدا می‌شود، در دور آینده که بهار سال 2011 برگزار می‌شود، به «بهمن جلالی» عکاس ایرانی تعلق خواهد گرفت.

هیات داوران بنیاد اطلاع داده است که در آغاز سال 2011 نمایشگاهی از کارهای بهمن جلالی در موزه‌ی اشپرنگل (هانوفر) گشایش می‌یابد که طی آن بهمن جلالی جایزه‌ی خود را دریافت خواهد کرد.

بهمن جلالی که در سال 1323 به دنیا آمده، از سال 1349 به صورت حرفه‌ای به کار عکاسی پرداخته است.  او در طول نزدیک چهار دهه، در همه رشته‌ها و با تمام تکنیک‌ها عکاسی کرده است. عکس‌های مستند و گزارشی او از وقایع انقلاب و سپس جنگ هشت ساله با عراق، این وقایع سرنوشت‌ساز را به صورتی موثر ثبت کرده است. مجموعه عکس‌های او از انقلاب سال 1357 بهتر از هر گزارش و روایتی، سیر تحولات را بیان می‌کند.

جلالی با فعالیت مستمر و تجارب پُربار خود، به مضامین هنری، تاریخی، سیاسی و اجتماعی بی‌شماری فرم بخشیده است. دوربین او در ثبت تحولات اجتماعی ایران، زنده‌گی روزمره‌ی مردم عادی و سرنوشت محیط بومی میهن‌اش همواره حاضر و خلاق بوده است. او با دست‌کاری هنرمندانه‌ی عکس‌های دوران قاجار، گذشته را با معنای تاریخی تازه‌ای معرفی کرده است.

جلالی نه تنها با عکس‌های خود، بلکه هم‌چنین به عنوان ناشر و مدرس در معرفی عکاسی به عنوان یک فرم هنری، به جامعه‌ی ایران نقش به‌سزایی داشته است. جایزه‌ی نقدی«سپکتروم» به مبلغ پانزده‌هزار یورو، یکی از معتبرترین جوایز عکاسی در جهان است که به ویژه بر جایگاه عکاسی به عنوان رسانه‌ای مدرن در راستای هنرهای تصویری تاکید می‌کند.

 

 

روبرتو ساويانو نويسنده‌ی رمان «گومورا» در اسپانيا جنجالی ديگر آفريد

ايبنا: به نقل از خبرگزاری فرانسه، «روبرتو ساويانو» نويسنده‌ی جوان ايتاليایی كه با نخستين اثر خود به نام «گومورا» درباره گروه‌های مافيایی در ناپل شهرتی جهانی يافت، در جنجالی تازه در اسپانيا، گروه جدایی‌طلب «اتا» در ايالت باسك اسپانيا را«فرامافيایی» خطاب كرد و آن را «مسئول حمل و نقل كوكائين در اسپانيا» دانست. وی ادعا ‌كرده كه اين گروه به وسيله گروه گوئريلا در كلمبيا تغذيه می‌شود.

به نقل از خبرگزاری اروپا ساويانو در كنفرانسی مطبوعاتی می‌گويد: «اتا مانند يك سازمان مافيایی عمل می‌كند ولی خود را سياسی نشان می‌دهد. با غرور و افتخار خود را سازمانی اخلاقي جا می‌زند و ادعای آن را دارد كه مخالف مواد مخدر است ولی خود به تجارت كوكائين مشغول است.» 

ساويانو می‌افزايد: «اتا منابع مالی خود را از طريق تجارت كوكائين به دست آورده و از طرفی از نيروهای نظامی گروه انقلابی كلمبيایی فارك (گوئريلا با ادعاي گرايش ماركسيستی) مواد مخدر خريده و بر اساس تحقيقاتی كه پليس ايتاليا خلال دههی نود درباره فعاليت‌های گروه مافيایی كامورا در ايتاليا انجام داده بود گروه اتا انتقال اسلحه از گروه نظامی كلمبيایی را به كامورا در ناپل را انجام می‌دهد. 

اتا، گروهي است كه از طرف اتحاديهی اروپا به عنوان گروهی تروريستی و مسئول كشتار 828 نفر انسان در طول چهل‌ويك سال مبارزهی مسلحانه معرفي شده است. در اظهار نظر ديگری ساويانو ‌میگويد: «تعداد زيادی از اعضای مافيای ايتاليایی و روسی كه از دست عدالت در كشورهایشان گريخته‌اند در حال حاضر در كمال آرامش در اسپانيا زنده‌گی می‌كنند و از طرف حكومت اسپانيا نيز تهديدی به شمار نمی‌آيند چرا كه ضرری آشكار را به وجود نياورده‌اند». 

روبرتو ساويانو نويسندهی رمان پرفروش «گومورا» دربارهی مافيا در ناپل، از سال 2006 تا كنون تحت حمايت پليس زندهگی میكند. «گومورا» تاكنون بيش از دوميليون نسخه در 33 كشور دنيا فروش داشته و نسخهی امريكایی آن با ترجمهی «ويرجينيا جويس» چند ماه پيش منتشر شد. فيلمی كه بر مبنای اين كتاب ساخته شد نيز جايزهی جشنوارهی «كن» سال پيش را ازآن خود كرد و با اين‌كه يكي از پنج نامزد فيلم خارجي براي جايزهی معتبر«گلدن گلوب» بود، اما موفق به دريافت آن نشد و از اسكار نيز باز ماند.

 

 

ضور جان گریشام در جشنواره کتاب ملی واشنگتن

مهر: جان گریشام به همراه جمعی از مشهورترین نویسنده‌گان جهان در جشنواره‌ی ملی کتاب واشنگتن حضور پیدا می‌کند.

به نقل از آسوشیتد پرس، انتظار می‌رود جان گریشام، جیمز پاترسن، مرلین رابینسون، جودی بلوم، ژانت دیاز و جولیا گلاس در این واقعه‌ی مهم فرهنگی که در بيست‌وششم سپتامبر انجام می‌شود حاضر شوند. جشنواره‌ی کتاب ملی واشنگتن که هر ساله نویسنده‌گان برجسته در آن حضور می یابند به وسیله‌ی کتاب‌خانه‌ی کنگره‌ی امریکا برگزار می‌شود.

این کتاب‌خانه یکی از غنی‌ترین مخازن جهان دانش محسوب می‌شود و ارائه دهنده‌ی مجموعه‌ای بی‌نظیر از کتاب‌های منتشرشده در سراسر جهان است. بسیاری از منابع این کتاب‌خانه از طریق وب‌سایت این مرکز و یا از طریق نمایشگاه‌های تعاملی از جمله جشنواره‌ کتاب ملی واشنگتن در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.

ا

 

مجسمه‌های یخی، روی پله‌های کنسرت‌هال

راديو زمانه:  هزار مجسمه‌ی یخی، برای توجه مردم به گرمایش زمین و آب شدن کوه‌‌های یخ، روی پله‌‌های کنسرت‌هال شهر«برلین» در آلمان به نمایش گذاشته شدند.

این مجسمه‌ها، توسط هنرمند برزیلی،«نل آزوادو» ساخته شده‌اند.
 

 

کتاب‌خوانی و کتاب‌بازی؛ بازار کتاب‌های دست دوم و قدیمی

دویچه وله: کتاب را محصولی فرهنگی می‌خوانند. این مفهوم بر نقش کتاب در ترویج افکار و ایده‌هایی که فرهنگ‌ها را می‌سازند تاکید دارد. از نگاهی دیگر، و به ویژه با رونق گرفتن صنعت چاپ، کتاب کالایی است مانند هر کالای دیگر که باید برای مصرف‌کننده قابل خرید و برای تولید‌کننده سودآور باشد. هم‌چنین هر کتابی را همه«محصول فرهنگی» نمی‌دانند؛ چه کتاب‌هایی که انتشارشان ترویج فساد و فتنه قلمداد شده و سر نویسنده و ناشر را بر باد داده‌اند. تاریخ چاپ کتاب، از ابتدا تا امروز، همیشه با مراسم کتاب‌سوزان و تعقیب و آزار نویسنده‌گان همراه بوده است.

دست وزارت ارشاد به عنوان متولی اصلی سانسور و نظارت بر نشر از بازار کتاب‌های دست دوم کوتاه است. این وزارت‌خانه در برخورد با دست‌فروشان نه وظیفه‌ای دارد و نه اختیاری. به این ترتیب نسخه‌های قدیمی کتاب‌هایی که این وزارت‌خانه اجازه تجدید چاپ به آن‌ها نمی‌دهد به راحتی در بازار آزاد قابل تهیه است.

قیمت این کتاب‌ها گاهی به طرز مضحکی با میزان ممنوعیت آن نسبتی مستقیم دارد. کتاب‌های سلمان رشدی، «بچه‌های نیمه شب» و «شرم»، که زمانی قانونی به چاپ رسید و حتا آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی جایزه‌ی بهترین ترجمه‌ی سال را به مترجم‌اش اهدا کرد، پس از فتوای قتل او با ده‌ها برابر بهای پشت جلد خرید و فروش می‌شود.

در تهران، خیابان و اطراف میدان انقلاب مرکز اصلی خرید و فروش کتاب‌های دست دوم است.به جز فروشگاه‌ها و پاساژ‌هایی که کتاب دست دوم در آنها عرضه می‌شود، صدها دست فروش نیز بساط‌شان را کنار خیابان پهن می‌کنند. کتاب‌هایی چون آثار صادق هدایت، فروغ فرخزاد، ایرج میرزا و عبید زاکانی تقریبن در تمام بساط‌ها پیدا می‌شوند. بسیاری از این کتاب‌ها کهنه نیستند، بلکه به طور غیرقانونی کپی یا افست شده‌اند، اما به عنوان دست دوم به فروش می‌رسند.

در این بازار نسخه‌هایی از کتاب‌های چاپ خارج از کشور را نیز می‌توان یافت که در ایران بدون مجوز بازچاپ شده‌اند. بسیاری از فروشندگان کتاب‌های «دست دوم» به طرز حیرت‌انگیزی در جریان جزییات مسائل نشر و سانسور کتاب قرار دارند و قیمت‌ها را با توجه به این اطلاعات بالا و پایین می‌برند. به این‌ها می‌توان کتاب هم سفارش داد.

اگر در ایران سانسور و دخالت دولت باعث کمیابی کتاب می‌شود در کشورهای غربی کم بودن واقعی تعداد نسخه‌های یک کتاب علت افزایش بهای آن است. برخلاف بازار کتاب‌های دست دوم که میل به کتاب‌خوانی و ضعف مالی شکوفایش کرده، در بازار نسخه‌های کمیاب کتاب‌بازها، مجموعه‌داران و سوداگران اشیای عتیقه حرف آخر را می‌زنند.

در ایران بازاری رسمی برای خرید و فروش کتاب‌های چاپ اول وجود ندارد. نسخه‌ای از بوف کور صادق هدایت که چاپ نخست آن 1315 در پنجاه نسخه در بمبئی منتشر شد، به لحاظ محدود بودن نسخه‌ها و جایگاه این اثر در تاریخ ادبیات معاصر می‌تواند برای مجموعه‌داران بسیار باارزش‌تر از کتاب داروین باشد. اما در دورانی که چاپ تازه این کتاب از نمایشگاه کتاب تهران جمع می‌شود، خرید و فروش نسخه‌ای از چاپ نخست آن به شکل علنی کار ساده‌ای نیست.

تجارت کتاب‌های قدیمی در ایران بیش‌تر بر نسخه‌های خطی متمرکز است و توسط عتیقه فروشان انجام می‌شود. از فعالیت افرادی که به صورت خصوصی در این حیطه فعال‌اند اطلاعات دقیقی منتشر نمی‌شود. راه پیدا کردن به این بازار نیز مانند بازار کتاب‌های ممنوعه کار دشواری نیست، اما غیررسمی و غیرعلنی بودن چنین داد و ستدهایی، «کتاب‌بازی» در ایران را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

 

 

نقاشی‌های مهدی منتظمی

صدای امريكا: مهدی منتظمی متولد 1322 شمسی در تهران، نقاشی و موسيقی را از دوران کودکی و سرودن شعر را از دوران جوانی شروع کرد و در طول زندگی پربارش ادامه داد. او ضمن سرودن شعر ونوازنده‌گی ويولون به گيتار نيز روی آورد، اما هيچ گاه به‌طور حرفه‌ای به اين هنرها نپرداخت. او پس از دريافت پايان نامه‌ی فوق ليسانس در رشته‌ی هنرهای تزئينی و معماری داخلی نقاشی را به‌طور جدی ادامه داد و اکنون که دوران بازنشسته‌گی را در کاليفرنيا می‌گذراند، هم‌چنان آن را ادامه می‌دهد.ا

منتظمی هنرمندی کم گو و پُرکار است. تاکنون از کارهای او نمايشگاه‌هايی در اروپا و امريکا برگزار شده و آثاری چند به دست علاقه‌مندان‌اش رسيده است. از ويژه‌گی‌های آثار منتظمی يکی هم اين است که با انگشتان‌اش بر روی بوم نقاشی می‌کند و از قلم‌مو استفاده نمی‌کند. 

 

 

توصیه‌های نویسنده رمانتیک در کتاب‌خانه‌ی تورنتو

مهر: «دبرا کوک» نویسنده‌ی رمانتیک کانادایی مشتاق دیدار با نویسنده‌گان تازه‌کار و خواننده‌گان آثارش و هم‌چنین راهنمایی آن‌ها در امر نوشتن است.

«کوک» تا کنون نزدیک به چهل عنوان کتاب تحت عناوین «کلراکرویکس» و «کلیر کروس» در زمینه‌های تاریخی، معاصر و ژانرهای فانتزی رمانتیک نوشته است. او تجربه زیادی در تدریس دارد و به صورت حرفه‌ای به نوشتن رمان می‌پردازد. استقبال از آثار او بیش‌تر به خاطر لحن خوش‌بینانه‌ی اوست. چنانچه خود می‌گوید مهم این نیست که ماجراها چه‌قدر بد باشند، بلکه مهم این است که همیشه پایان خوشی در پی باشد. این وظیفه‌ی نویسنده است که شخصیت‌های داستان‌هایش را از معضلاتی که به آن گرفتارند به زنده‌گی خوش و خرم سوق دهد.

وی ادامه می‌دهد: اغلب مردم فکر می‌کنند که قصه‌نویسی خیلی راحت‌تر از نوشتن معمولی است درحالی که خیلی سخت‌تر است. البته اگر داستان نویسی قالبی باشد، نوشتن خیلی آسان‌تر می‌شود. بیش‌تر مردم از این که می‌شنوند که مهارت پیدا کردن برای نوشتن یک داستان متقاعد کنند کار دشواری است تعجب می‌کنند.

برنده‌ی جایزه‌ی«آثار رمانتیک برای هفده ساله‌ها» منتظر استقبالی است که در ماه اکتبر از او در کتاب‌خانه‌ی عمومی تورنتو از سوی علاقه‌مندان ادبیات می‌شود.

دبرا کوک از جمله نویسنده‌گان مطرح عامه‌پسند کاناداست که وقتی به نوشتن مشغول نیست به دوخت و دوز، شکار و ... می‌پردازد. او دارای مدرک افتخاری در تاریخ در زمینه‌ قرون وسطا و یکی از مشتاقان ادبیات بومی قرون وسطی، افسانه‌ها و رمان‌های فانتزی است که از این منابع در نوشتن آثارش استفاده می‌کند.

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت‌ويك

چهاردهم شهريور ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved