صحنه: شورای شهر، فاطی رجبی عضو شوراست. یکی از اعضای شورا دهاناش را باز میکند تا حرفی بزند، فاطی یک باره جیغ میکشد و با ناخناش به صورتاش خنج میکشد، بعد قندان را به طرف او پرت میکند و بعد مثل بروس لی زوزه میکشد و سه تا معلق میزند( با حفظ حجاب اسلامی) و با کف کفشاش محکم میزند به پیشانی عضو شورا، بعد با نانچیکو سه تا علامت روی صورت طرف میاندازد و بعد درحالی که از ته دل( یا هر جای دیگر) صیحه میکشد موهای عضو شورا را با دستانی که دستکش در آن است میکشد و سرش را هفت بار به نیت چهارده معصوم( تقسیم بر دو) به دیوار میکوبد و بعد سرش را میزند به میز و زار زار گریه میکند تا معلوم شود که زنان نباید به آنچه میگذرد بی تفاوت باشند و باید نسبت به مسئولیت خودشان بیتفاوت نباشند.
ماهیصفت یا گربهصفت؟
رفتم مجلهی «گزارش فیلم»، توقیف شد. یک ماهنامه به اسم «نجوا» راه انداختم، توقیف شد، با ماهنامهی «همشهری» کار کردم توقیف شد، با «جامعه» و «توس» و «نشاط» و «آریا» و ده تا روزنامهی دیگر کار کردم توقیف شد و تعطیل شد. یک روز یکی از اعضای فامیل زنگ زد و گفت: «تو که هر جا میروی تعطیل میشود، برو در دفتر رهبری کار کن، شاید آن یکی تعطیل شود یک دفعه راحت بشویم.»
اصلن از همان بچهگی بدشانس بودیم، سال 1364 عطای سیاست( با عطای مهاجرانی فرق دارد) را به لقای آن بخشیدیم و وارد کار فرهنگی و هنری شدیم که خبر مرگمان کاری بنیادین بکنیم، تخم فرهنگ را ملخ خورد. از روزی که وارد حوزهی فرهنگ و هنر شدم، انگار فیلمسازی و روزنامه نگاری مثل ناموس «پوری فشفشو» قفل شد و رفت پی کارش. حالا هم که خیر سرمان سه ماه است مثلن فعال سیاسی شدیم، فرهنگ و هنر مملکت روز به روز در حال پیشرفت است.
فکر می کنم اگر حضور درخشان مردم در صحنه به همین شکل ادامه پیدا کند، دولت کودتا مراسم اسکار امسال را در تهران و مسابقات سالانهی استریپ تیز را در قم برگزار میکند، فقط ربطی به آزادی بیان نداشته باشد، هر کوفتی میخواهد باشد.
سه روز قبل، بازیگر سریال «جومونگ»، اوشین سابق، به ایران دعوت شد و مورد استقبال گستردهی امت شهیدپرور قرار گرفت. بیچاره آقای جومونگ در تمام مدت خیره شده بود به دوربین و نمیدانست این همه آدم برای چی دارند از او عکاسی میکنند. مثل این است که یک دفعه «رویا تزئینی» برود به ونزوئلا و ببیند که سیصد تا عکاس دارند از او عکاسی میکنند، حتمن شما «رویا تزئینی» را نمیشناسید و نمیدانید در چه سریال های تلویزیونی بازی کرده است. زیاد مهم نیست، چون جومونگ را هم در کُره کسی نمیشناسد.
از این گذشته، ماجرای «ماهیصفت» مهم است. «حمید ماهیصفت» که واقعن در تقلید صدای «حمیرا» بینظیر است و من که هر بار میبینماش از خنده وامیروم، دو روز قبل با دکمههای بسته به تلویزیون رفت و ضمن ابراز ارادت به مسئولان مربوطه، مقادیر معتنابهی ادای لرها را درآورد و اسباب خنده شد. همین «ماهیصفت» در دورهی خاتمی یک بار به وسیلهی چند نفر از تُرکهای هموطن کتک خورده بود. البته من که مشکل ندارم، ولی توجه به هنر، بدون کودتا کردن هم ممکن است. لازم نیست برای دعوت از بازیگران خارجی و داخلی به تلویزیون، حتمن آدم کودتا کند.

