دویچه وله: چه عللی اصلن باعث شد که شما از ایران به اسلواکی بیایید و مدیر فنی باشگاه  استرادا شوید؟

ناصر حجازی: همان‌طور که می‌دانید، در ایران اکثر باشگاه‌ها دولتی هستند. خب دولتی‌ها معمولن افراد خودشان را بر سر کار می‌گذارند و به شخصی مثل من کمتر اهمیت می‌دهند. به این دلیل من دیدم فضای آن‌جا فضای مناسبی برای من نیست و کار به من نمی‌دهند در صورتی که مربی‌های درجه‌ی دو و درجه‌ی سه را از اروپا می‌آورند و کار به آن‌ها می‌دهند. آقای دکتر محسنی (صاحب باشگاه استرادا) به من پیشنهاد داد که بیایم برای اسلواکی و مدیرفنی این تیم شوم. من با مربی تیم هم آشنایی داشتم و پیشنهاد باشگاه استرادا را قبول کردم.

 

 - شعاع فعالیت‌تان در سمت مدیرفنی باشگاه «استرادا» چه است و چه وظایفی را برعهده گرفتید؟

 - مدیرفنی این‌جا با ایران خیلی فرق دارد. در اسلواکی دیگر مسئولیت‌ها و وظایف مدیرفنی جا افتاده است. یکی از وظایف، برگزاری جلسه و هماهنگ کردن کارها با مربی تیم است. وقتی که تیم را ارنج می‌کند، من هم می‌توانم به او توصیه کنم و با هم مشورت کنیم. من تمرینات را هم از بیرون می‌بینم و بر آن‌ها نظارت دارم.

 

 - تیم «دونیستکا استرادا» پس از گذشت نخستین هفته‌های لیگ اسلواکی در بین پنج تیم اول جدول قرار دارد. شما کلن از زمان ورودتان به اسلواکی چه شناختی روی تیم «استرادا» دارید و در این تیم چه قابلیت‌هایی را می‌بینید؟

 - من با توجه به تمرینانی که از تیم دیدم، می‌توانم بگویم که تیم خیلی خوبی است و خط دفاعی و حمله‌ی خوبی دارد. تیمی است که می‌تواند بالای جدول قرار بگیرد، به آقای محسنی توصیه کردم که یکی دوتا بازیکن بازی‌ساز بیاورد. ما در حال حاضر بازیکن بازی‌ساز خیلی کم داریم و اگر بتوانیم خود را تقویت کنیم، قول این را می‌دهم که جزو سه تیم اول قرار بگیریم.

 

 - باشگاه «استرادا» اسلواکی سومین ایستگاه شما در عرصه‌ی باشگاهی بین‌المللی است. شما در دوران 1978 پس از جام جهانی آرژانتین چندین ماه در باشگاه منچستر یونایتد انگلیس تمرین کردید و قرار بود به این تیم بپیوندید. اما عدم صدور کارت «آی‌.تی.سی» برای شما مانع حضورتان در لیگ برتر انگلیس شد. مدتی هم سرمربی‌گری تیم «محمدان بنگلادش» را برعهده داشتید. حالا هم در اسلواکی!

 - راست‌اش زمانی که در منچستر بودم به‌عنوان بازیکن رفتم که متاسفانه آی.تی.سی من را صادر نکردند. چون بالاخره مملکت وضع‌اش یک طوری بود که فدراسیون فوتبال وجود نداشت. به این دلیل نتوانستم آن‌جا بروم. ولی بعدش به بنگلادش رفتم و همان‌طور که می‌دانید با این تیم سه بار قهرمان بنگلادش شدم، ولی فکر می‌کنم که فعالیت در اسلواکی و تیم «استرادا»، نقطه‌ی آغاز حرفه‌ای‌گری من خواهد بود. صددرصد تلاش خودم را می‌کنم که بتوانم این‌جا موفق بشوم به فوتبال‌دوستان ایران و طرفداران فوتبال و آن‌هایی که واقعن فضا را برای من آن‌جا تنگ کردند، ثابت بکنم که این‌جا هم می‌توانم کار بکنم، ایرانی‌ هم می‌تواند در عرصه‎‌ی مدیریت و مربیگری در خارج هم موفق باشد.

 

 - شما به فضا ومسایل حاشیه‌ای روز در فوتبال ایران اشاره کردید، فوتبالی که در هفته‌های اول فصل جدیدش با درهای بسته‌ی استادیوم‌ها شروع شد، بازی‌های اول استقلال و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار شدند! به نظر شما علل این مسایل چی بوده و کلن چه فصلی را برای فوتبال ایران پیش‌بینی می‌کنید؟

 - اگر دقت کنید، می‌بینید که طرفدارهای فوتبال ایران به نظر من زده و دلگیر شده‌اند. بهترین تیم‌های ما که در جام باشگاه‌های آسیا شرکت کردند، هیچ‌ کدام‌شان موفق نبودند و همه اوت شدند. دومین بار هم که تیم ملی‌مان در گروه پنج تیمی بازی‌های مقدماتی جام جهانی قرار داشت، نتوانست صعود کند. این مسایل طرفدارها را دل‌زده کرد. در مورد بازی‌های اول پرسپولیس و استقلال که بدون تماشگر صورت گرفت، می‌توانم بگویم که فوتبال بدون تماشاگر از دید من به ماشینی می‌ماند که بدون راننده است.

 

 - در سال‌های اخیر مسئله‌ی فساد در فوتبال ایران، در مدیریت فوتبال ایران شعله‌ور شده و به جایی رسیده است که از مفسر ورزشی تلویزیون گرفته تا روزنامه‌نگار تا حتا خود بازیکن و مربی و مدیرعامل باشگاه هم دلال و یا به عبارتی «ایجنت» بازیکن‌فروش شده‌اند. به نظر شما چرا فساد این قدر در فوتبال ایران وسیع شده است؟

 - راست‌اش من هم این‌ها را شنیده بودم، لمس کرده بودم که بعضی از مربی‌ها، بعضی ‌از بازیکن‌ها و حتا بعضی‌ از مدیرعامل‌ها در کار دلالی رفته‌اند. به نظر من یک مدیرعامل فقط به این علت این کار را می‌کند که ثبات مدیریتی نیست و هر کسی می‌آید سر کار، یک سال بیش‌تر دوام ندارد. به این دلیل می‌گوید زمانی که یک‌ساله هستم، بگذار من کارم را انجام بدهم، خودم را ببندم و بتوانم زنده‌گی‌ام را تامین کنم. من فکر می‌کنم این‌جوری باشد. باید ثبات مدیریتی وجود داشته باشد و افراد متخصص و وارد و کارآمد را بگذارند سر کار، نه این که فرض کنید از دوچرخه‌سواری و کشتی فردی را بردارند و وارد عرصه‌ی فوتبال کنند، این سنخیتی با فوتبال ما ندارد.

 

 - تا چه مقدار جزو برنامه‌های‌تان هست که باشگاه «دونیستکا استرادا» اسلواکی حالت ایستگاه میانه را برای استعدادهای فوتبال ایران داشته باشد که نخست به اسلواکی بیایند و این باشگاه به عبارتی برای‌شان معنای سکوی پرش را داشته باشد، برای باشگاه‌های برتر در صحنه‌ی فوتبال اروپا؟

 - در فکر این هستیم. با آقای دکتر محسنی صحبت کردیم که انشاالله بتواند یک رتبه‌ و وجهه‌ی خوبی را با مدیر فنی ایرانی‌اش امسال در اسلواکی کسب کند؛ خب ما هم دست‌مان باز می‌شود که برای سال آینده جوانانی که واقعن استعداد دارند را به این‌جا بیاوریم که از این طریق ترقی کنند و حتا به خدمت باشگاه‌های دیگر درآیند.

 

 - شما اسطور‌ه‌ی خانواده‌ی آبی‌پوشان پایتخت هستید. تیم تاج و یا استقلال تهران در فصل گذشته قهرمان لیگ برتر فوتبال ایران شد. شما در این فصل فوتبال ایران و آسیا چه عملکردی را برای آبی‌پوشان پیش‌بینی می‌کنید؟

 - البته من متاسفم که در ایران نیستم تا بتوانم بازی‌های تیم استقلال را تماشا کنم و زیرنظر داشته باشم. ولی امیدوارم که تیم استقلال امسال بتواند موفق باشد. سه تیم در ایران هستند که الان یارگیری خوب کرده‌اند: سپاهان، ذوب آهن و استقلال تهران. امیدوارم که تیم‌های ما بتوانند در جام باشگاه‌های آسیا هم خودشان را نشان بدهند. هر کسی که قهرمان ایران بشود، اما در رقابت‌های باشگاه‌های آسیا نتواند موفق گردد، به نظر من هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

منبع: دويچه‌وله

 مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی شصت

هفتم شهريور ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved