|
به دلیل کاربرد کلمات رکیک در شعر «اتل متل توتوله» و این مورد مهم که بردن شیر گاو به هندوستان ضمن این که قاچاق محسوب می شود به مثابه ی «زیره به کرمان بردن» است و همچنین خلاف همه ی شئونات وقوانین هم است ، فلذا مسئولان تربیت و پرورش افکار عمومی ، تصمیم قاطعانه و ضربتی گرفتند که هر چه سریع تر ، متن این شعر بی ادبانه و منحرف کننده را تغییر کلی بدهند تا خدای ناکرده خللی در فرهنگ مملکت و روحیه ی آحادمردم و ذهن جوانان و رویای نوجوانان و تخیل کودکان به وجود نیاید. متن تازه و مودبانه ی «اتل متل توتوله»: اتل متل صلوات گاو حسن زده قاط نه دست داره نه آستین شیرشو بردن فلسطین بستون زن مسلمان از حزب الله لبنان اسمشو بذار حکیمه چون چادرش ضحیمه بچاپ و ببر س لا مت ره بر
شبی در خواب دیدم در پاسارگاد فغان از گوشه ی قبری بلند است به نزدیک آمدم دیدم که کوروش پریشان حال و زار و دردمند است دوپایش را ماساژ می داد و می گفت: که درد پا مرا کرده کلافه ببین پیچیده ام از شدت درد به دور هر دو پای خود ملافه ز روماتیسم پایم در عذاب است ندارم روز و شب آرامش و خواب همه جای مزارم نم کشیده شکایت را به که گویم از این آب؟ به برزخ روز و شب با پای دردی از آن دکتر به آن دکتر روان ام ز پول دکتر و دارو و درمان... خدا داند که زار و ناتوان ام یقین "جاوید" یادت هست این حرف : "بخواب آسوده ، من بیدار هستم" گرفتم یقه ی گوینده اش را به او گفتم ز تو بیزار هستم اگر جان خودت بیدار بودی کجا برباد می شد تاج و تخت ات؟ همان سی سال و اندی خواب غفلت بزد تیپای جانانه به بخت ات مرا هم مثل خود درخواب کردی و اکنون زیر بنده آب بستند و با احداث آن سد کذایی دل اسطوره ی خود را شکستند!
«اطلاعات هفتگی - 3331»
------------------------------------------------------------------------------ شما نیز اگر مطلبی در این زمینه دارید لطفن مطالب خود را به این ایمیل آدرس بفرستید:
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |