|
در دنیای رسانه ای هرج و مرج زیادی وجود دارد و بعضی ها فکر می کنند که می توانند از آب گل آلود ماهی بگیرند و به بعضی ها هم امر می شود که چنین کاری بکنند و یا این که صبح که در آینه به خود نگاه می کنند ، خود را به عنوان زیباترین و با قدرت ترین فرد جهان می بینند. پس می آیند و با اعصاب مردم بازی می کنند . صحبت من همین است. شکایت من از تلویزیون «تپش» است. اسم ها را هم مخفی نمی کنم با اسم Quoteمی کنم. شکایت من از تلویزیون «تپش» و آقای «علیرضا امیرقاسمی» مسئول این تلویزیون است. آقای امیرقاسمی به این علت که خانم گوگوش و آقای مهرداد به هیچ عنوان به دلایلی راضی نیستند که آگهی کنسرت شان از تلویزیون تپش پخش شود و حتا درخواست کردند که به هیچ عنوان موزیک ویدیوهای شان هم از این تلویزیون نمایش داده نشود ، این برای شان یک عقده ای شده و این عقده به آن جا رسیده که هر بار که گوگوش و مهرداد کنسرتی دارند ، آقای علیرضا امیرقاسمی در برنامه ی آنکات شان که اصلن آنکات نیست و این را هم اول بگویم که آنکات یعنی بدون سانسور ، و چه طور ممکن است برنامه ای به نام آنکات باشد ، اما ضبط شود ، ادیت شود و پخش شود؟ این که نشد آنکات !!! شاید آقای علیرضا امیرقاسمی در زبان انگلیسی کمی ضعیف هستند !! آنکات به معنی چیزی است که سانسوری در آن نیست یعنی هر چیزی که هست به همان شکل اصلی پخش می شود ، در حالی که این برنامه اول ضبط می شود ، ادیت می شود ، آن چیزهایی که از نظرشان قابل پخش است ، پخش می شود و آن چیزهایی هم که از نظر ایشان درست نیست کات می شود . این آنکات است از دید آقای امیرقاسمی !!! اما هر بار که گوگوش و مهرداد کنسرتی در راه داشتند ما دیده ایم که آقای امیرقاسمی یک شخصیت هنری را در مقابل شان می نشانند و خودشان سکوت می کنند که مهمان شان در انتها توهین بکند به خانم گوگوش. آقای «اسفندیار منفردزاده» را می آورند و مسائل خصوصی خانم گوگوش را عنوان می کنند در حالی که وقتی هنرمندی مانند اسفندیار منفردزاده میهمان برنامه است ، آن قدر سوال های مهم در باره ی کار ایشان وجود دارد که به زنده گی شخصی خانم گوگوش ربطی پیدا نکند . آقای منفردزاده یک آهنگ ساز هستند ، یک تاریخ کاری دارند ، اگر شعور ژورنالیستی داریم باید در چهارچوب کاری و حرفه ای از او سوال کنیم نه این که بخواهیم چیزی را به چیز دیگر وصل کنیم که اصلن ربطی به هم ندارند!!! آقای منفردزاده اصلن چه کار دارند به گوگوش ؟؟؟ خانم گوگوش چه کاری دارند با آقای منفردزاده؟؟؟ این در رابطه با کنسرت های قبلی خانم گوگوش و مهرداد بود. حال کنسرتی می آید در «نوکیاتیاتر» که گوگوش و مهرداد برنامه اجرا خواهند کرد . آگهی این کنسرت باز هم به تپش داده نمی شود . این بار یک ترانه نویس آقای «شهیار قنبری» را دعوت می کنند ، آقای قنبری که بنابه دلایلی از کادر کاری خانم گوگوش کنار گذاشته شده است ، مورد سوال قرار می گیرد و هر چه هم که در باره ی خانم گوگوش گفتند ، برای پخش مجوز می گیرد به گمان این که با این کار ، کنسرت گوگوش و مهرداد لطمه می بیند اما غافل از این که این کنسرت در حال سلدآوت شدن است و این حرف ها خریداری ندارد. همین یک سال و اندی پیش بود که یکی از شخصیت ها را آوردند که به آقای داریوش و آقای بهروز وثوقی توهین شود ، من نمی فهمم این چه نوع کریدیت گرفتن است ؟؟ آیا آدم باید با مطرح کردن خود در مقابل جامعه منفور شود یا محبوب؟؟ و ترانه نویس شهر ما ، که روزی آقای علیرضا امیرقاسمی را به عنوان «علی کوچیکه» ی عقب افتاده و «هیچکسان» لقب می دادند ، امروز در مقابل ایشان می نشینند و ایشان را «علیرضا جان» خطاب می کنند . ترانه نویسی که کلام اش ، کلامی مقدس است و وقتی که این کلام را انتخاب می کند که با صدای خواننده ای به گوش من و شما برسد ، چه طور به خاطر «چیزکی» مرام و شرافت کاری را زیر پا می گذارد و تمامی کارنامه ی کاری خود را زیر سوال می برد به خاطر این که حرفی بزند در جهت خواسته ی علیرضا امیرقاسمی!! و سکوت علیرضا امیرقاسمی در برنامه اش دو معنا دارد: یکی این که در کار ژورنالیستی آدم بی سوادی است و بلد نیست سوال بپرسد. دوم این که برای این نوع رفتار غرض خاصی دارد . سوال و جواب در یک مصاحبه چهارچوبی دارد و نمی توان اجازه داد که شخصی در مقابل دوربین بنشیند و خارج از چهار چوب کاری خود صحبت کند . درست مثل اتومبیلی که خارج از جاده و در پیاده رو حرکت می کند و این نشان دهنده ی ضعف راننده ی آن است. اگر این نوع رفتارها، مغرضانه باشد که این جا دیگر شرافت کاری رعایت نشده ، به راستی شرافت کاری کجاست که ما کسی را بیاوریم و جلوی دوربین بنشانیم به خاطر این که ناراحت است و مسائل مادی دارد یا هر چیز دیگر ، اجازه بدهیم که عقده های شخصی خود را بیرون بریزد؟ او را جلوی دوربین بنشانیم که بگوییم شهیارقنبری و گوگوش اختلاف دارند ؟ چه موقعی ؟ نزدیک کنسرت گوگوش!! به خدای واحد قسم! من در مقابل این مافیا بازی می ایستم نه به خاطر گوگوش که به خاطر نفس کار. این هم یک نوع کثافت کاری دیگر است که راه انداخته اند. اگر مغرض نیستید چرا این مصاحبه نزدیک برگزاری کنسرت گوگوش و مهرداد پخش شد؟ چرا دو هفته مانده به کنسرت؟؟ بعد هم آقای امیرقاسمی می گویند : "«صفر ضربدر هزار یعنی صفر» من عربی خواهم رقصید اگر بیش از دوهزار و پانصد نفر به این کنسرت بیایند." !!! این حرف را برای کنسرت گوگوش در دوبی هم گفتند و من نمی دانم آقای علیرضا امیرقاسمی چرا این قدر دوست دارند که عربی برقصند؟؟!! اما حضور بیش از چهارده هزار نفر در کنسرت دوبی ، یک دهن کجی بود به آقای امیرقاسمی. از طرف دیگر ، تعجب من این است که شهیار قنبری ، ترانه نویس ، چه طور تمامی کارنامه ی کاری خود با گوگوش را زیر سوال می برد؟ چه طور حاضر می شود بگوید: واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم این چه مرگی است؟؟ و بعد به خودشان اجازه می دهند که در باره ی آلبوم «شب سپید» بگویند که « نمی خواستند فقط اسم من را بگذارند ، اسم حسن و حسین را هم اضافه کردند ». این حسن و حسین یعنی زنده یاد واروژان ، ایرج جنتی عطایی ، اردلان سرفراز ... این ها حسن و حسین هستند؟؟؟ ببینید برای این که عقده ها را بیرون بریزند حتا شخصیت همکاران خود را نیز زیر پا می گذارند. چند سال قبل بود که هیچکسان با حیله ، جلوی یکی از کنسرت های گوگوش را گرفتند ، اما آن فقط یک کنسرت بود ، بعدش چی ؟؟ متاسفم. متاسفم که بعضی از ما دست اندرکاران رسانه های گروهی حریم خودمان را نمی بینیم که چه اندازه ای است. هنوز نمی دانیم کار واقعی ما چیست؟ فکر می کنیم داشتن یک تلویزیون یعنی صاحب قدرت شدن . بعضی ها هم به همین بهانه آمدند و تلویزیونی در اختیار گرفتند و فکر کردند که داشتن یک رسانه یعنی قدرت داشتن. نه ، این طور نیست ، زمانی شما می توانید قدرت داشته باشید که در قلوب مردم جا پیدا کنید ، محبوب مردم باشید ، مردم را دوست داشته باشید و برای مردم کاری انجام بدهید وگرنه اگر بخواهید از این تصویر و دوربین و میکروفن به شکل «حربه» استفاده کنید ، مردم هوشیارتر از بسیاری از چنین بازی هایی هستند که با حیله به نمایش گذاشته می شود. مجله اپیزود ، شماره شش نوزدهم امرداد 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |