کودتای 28 امردادماه 1332 برای جریان روشن‌فکری آن روزهای ایران و صدالبته آفرینش‌گران هنری نقطه‌عطفی بود که بسیارانی از تحلیل‌گران و منتقدان ادبیات و هنر ردِ سرخورده‌گی و رُمانتیسم سیاه را در زمینه‌ی هنر خاصه ادبیات دریافتند و قلم‌فرسایی‌ها کردند. در این یادداشت کوتاه تلنگری خواهیم زد به نقش ادبیات در بازنمایی نحله‌های فکری و تئوری‌های حزبی آفرینش‌گران و مقایسه‌ی آن با امروز که چه‌گونه نسل سوم توانسته از این منظر آفرینش‌گر باشد!

ادبیات ایران آن‌گونه که «شعر» در رگ و خون اجتماع خاصه مردمان عامه‌ی جامعه از هر طبقه‌ای تاثیرگذار است، داستان و قصه مگر "افسانه‌ها" جایی ندارد! نیازی به کنکاش نیست که «شاه‌نامه»خوانی و قصه‌های «هزار و یک‌شب» در ایران و شرق جایگاهی والا دارد که این قصه‌ها ریشه در اسطوره‌ها و افسانه‌های ملت کهن ایران‌زمین داشته و دارد.

اما شعر خاصیت جهان‌شمول‌تری به نسبت دیگر گونه‌های ادبی دارد. خاصه ملت «عرب‌زبان» که همسایه‌ی هزاران ساله‌ی ایرانیان بوده‌اند از شعر لبریزترند! نشت شعر در زبان اجتماع ایران از هر طبقه‌ای آفرینش‌گران را به آن سمت هدایت کرد و شعر شد گونه‌ای والا از ادبیات تا جایی که هزاران شاعر بزرگ در سراسر ایران پراکنده شدند و از شیخ گرفته تا آزاده‌گانی از مردمان عادی، می‌توان شاعر نام برد و رساله‌ها در باب آن‌ها نوشت.

شعر معاصر ایران در جهشی که «نیما» به سمت دگرگونی در ساختار و معنا زد و ذات شعر را از قیدوبند قافیه و عروض عربی راند خود کمک بزرگی به سمت مسائلی از جنس زمان و مکان کرد. پس از نیما رهروان شعر نو خاصه چند چهره‌ی متفاوت آن‌گونه که «محمد حقوقی» منتقد و شاعر آثار آن‌ها را مورد نقد و تحلیل قرار داده است نقشی از روزگار خود به فراخور زبان و مسلک فکری و اندیشه‌ی خود زده‌اند. اینان از «شاملو» که خود از راهی دیگر به «شعر سپید» رسید و«نیما» را پشت سر گذارد تا «فروغ» و «سپهری» و «اخوان» هستند. این چند شاعر که طرفداران و منتقدان خاص خود را دارند در آثارشان زبانی متفاوت برای مواجهه شدن و آینه بودن از اجتماع خود برگزیدند. "فروغ" در دفترهای اول خود خاصه "اسیر" با توجه به روحیه‌ی زنانه‌اش ابتدا رمانتیک سرود و عقده‌های فروخورده‌اش را که ریشه در منع خانواده و زنده‌گی‌ سخت و سنتی داشت در این دفتر ارائه داد. منتها بعدها با یک جهش عجیب که حاصل دگرگونی‌های روحی و فکری و مسلکی بود، زبان و شعری متفاوت فراخور اوضاع اجتماعی ایران که به سمت مدرنیته خیز برمی‌داشت، برگزید. کار سترگ فروغ خاصه در دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» مثال‌زدنی است.

البته پیش از فروغ این «شاملو» بود که با سفر به دل ادبیات کهن و از رهگذر روزنامه‌نگاری و آشنایی با ادبیات روز جهان، و تجربه‌ی دنیا از راه مطالعه‌ی آثار شاعران بزرگی خاصه «لورکا» زبانی بومی و آرکاییک  و مضمونی جهانشمولی برگزید. او حتا از «نیما» هم گذشت و عروض را از شعر حذف کرد و قافیه را مجالی نداد تا دست و پای شاعر را ببندد و "ذات شعر" را به شکلی که دنیا از آن بهره‌برداری کرده بود، به زبان فارسی راه داد. اما موسیقی پُرطنطنه‌ی خاص نثر قرن چهارم و پنجم جانشین عروض عربی و قافیه شد و بدین شکل شعر «سپید» را بنیان نهاد!

«سهراب سپهری» اما درس‌های «نیما» و «شاملو» را به‌عنوان سردمداران شعر "نو" و "سپید" گرفت ولی جهان‌بینی و ساده‌گی شرقی را در مضمون و موسیقی درونی خود، به جهان شعر خود راه داد. از آن‌جایی که حرف این نوشته تکنیک و ساختار این شاعران نیست اما ناگزیر بودیم مقدمه‌ای از جهان شعر اینان، گذری سخن بگوییم.

نوشته آمد که کودتای 28 امردادماه سال 1332 نقطه‌عطفی در ادبیات و هنر ایران بود. اما تاثیر این رخداد تاریخی در شعر بیش‌تر از رمان و داستان بود. شاید تنها رمان بزرگی که می‌توان در این باره نام برد «همسایه‌ها» اثر "احمد محمود" باشد که روایت‌اش از لحاظ زمانی  به موضوع ملی کردن صنعت نفت برمی‌گردد و کودتای 28 امرداد در حقیقت نطفه‌اش در همین رخداد ملی کردن صنعت نفت بسته شد. در واقع کودتای 28 امردادماه انتقام دول انگلیس و امریکا از دولت «محمد مصدق» بود.

امروز که قریب پنجاه سال از آن کودتای ضدمردمی می‌گذرد نقش شاعران و نویسنده‌گان در بازنمودن ریشه‌ها و گفتن از ستمی که بر مردمان روزگارشان رفته به‌خوبی نمایان است. حتا انقلاب سال 57 آن‌چنان که کودتای سال 32 بر ادبیات تاثیر گذارد، نقشی در هدایت و مسیر شاعران نداشت. جز آن‌که  سخن از شاعران انقلابی و دسته‌بندی‌های بی‌هوده و سخیف برود  که نتیجه‌اش جز خودی و غیرخودی نداشت. این مسئله هم در گذر زمان شاعران پرتوانی را به کنج خانه‌هاشان کشاند و مشتی مجیزگوی حکومت را بر عرش نشاند.

امروز اما نسل سوم با قرار داشتن در زمانه‌ای که دیگر می‌توان رسانه‌ای متفاوت از سال‌های کودتای 32 داشت چه در خورجین‌اش انباشته کرده و آیا توانسته است همان تاثیر را بر عامه بگذارد؟ مطمئنن هم شرایط سرکوب و خفقان سخت‌تر شده و هم رسانه‌ای چون اینترنت با همه سهولتی که در برقراری ارتباط  با مردمان دیگر خواهد داشت در این سرزمین به دلیل سیاست‌های ناروایی که دولت در پیش گرفته است، خاصه در شهرهای کوچک و روستاها نتوانسته نقش آگاهی دهنده برقرار کند.

حجم وسیعی از آثاری که بر روی اینترنت منتشر شده است خاصه در روزهای پس از کودتای انتخاباتی در محفل‌های مردمی و کوچه و بازار هنوز کسی  را نلرزانده است. مطمئنن منظور آثاری‌ست که رنگی از زمانه و اوضاع حال جامعه دارد نه آثاری که در حلقه‌ای خاص از آفرینش‌گران با حفظ تئوری‌های فلسفی و اجتماعی می‌خواهد صرفن پُز روشن‌اندیشی بدهد! اخبار سیاسی و اجتماعی بحران اخیر یک سوی جریان است و آثار هنری اعم از شعر و داستان و رمان هم چیزی که موضوع این یادداشت کوتاه است.

به گمان من در سال‌های آینده نسل سوم اگر با دقت و برنامه‌ی منظم بخواهد آینه‌ی امروز اجتماع‌اش باشد بیش‌تر و بهتر از نسل اول آفرینش‌گران می‌تواند از هنر و ادبیات سود بجوید تا بازتابی باشد از آینه‌ی امروز که حرف مظلومیت ملت و نسلی را با زبان هنر و ادبیات با جهان درمیان گذارد. کتیبه‌ای زیبا و گویا که سندی‌ست از زمانه‌ی بی در و پیکری که به‌جای صعود از پله‌های ترقی و مدرنیته باید به سراشیبی سقوط و رذالت یک ملت برسد.

هر چند گاهی آثاری تولید می‌شود که زمانه آن را هضم نمی‌کند و سال‌ها بعد حرفی از زمانه‌اش را بازتاب می‌دهد و این در ذات هنر و ادبیات نهفته است مثل آثار هدایت خاصه «بوف کور» یا آثاری از سینمای نو که می‌توان از «ناصر تقوایی» با فیلم «آرامش در حضور دیگران» و سریال «دایی جان ناپلئون» اسم برد.

همان‌طور که از لحاظ تاریخی و علم هرمنوتیک اگر بخواهیم هنر و ادبیات را در اعصار  بررسی کنیم، به نتایجی علمی‌تر خواهیم رسید، فردای این کودتای انتخاباتی که سال‌ها بعد باشد و حجمی از آثار روبه‌روی منتقدان، بهتر می‌توان در تاثیرگذاری این آثار بر روی زمانه و جامعه قضاوت کرد.

 

 محمود بی‌تا - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه‌ونُه

سی‌ويكم امرداد ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved