ریشهی اسطورهای چاه و انتخاب آن به عنوان عنصر ارتباطی
|
به گفتهی«ماندانا مقدم» از اجرای چیدمان (اینستالیشن) «چاه» در تهران به این دلیل که میتواند موجب تمسخر چاه جمکران شود جلوگیری شد. پس از یک سال سکوت اجباری، جشنوارهی جهانی هنرمندان زن، «چاه» سوئد را به کُرهی جنوبی متصل کرد.
شهر بندری«اینچیون» در بيستوهشت کیلومتری سئول پایتخت کُرهی جنوبی، در ماه اوت میزبان جشنوارهی جهانی هنرمندان زن است. دو سالهی اینچیون که سه نمایشگاه مختلف ارائه میکند، در مرکز هنری این شهر برگزار میشود. جلوی یکی از خانههای نمایشگاهی، در میان پارک عمومی، «چاه» کنجکاوی رهگذران را برمیانگیزد. در اطراف «چاه» تحرک و جنبش خاصی به چشم میخورد. بازدید کنندهگان نمایشگاه و رهگذران عادی سرگرم گفتوگو و تبادل نظر با «چاه» هستند. از یک سو رهگذران مسنتر با احتیاط به «چاه» نزدیک میشوند، گاهی در آن صحبت میکنند، گاهی از «چاه» دور شده و دوباره به آن نزدیک میشوند. از سوی دیگر جوانان سخت سرگرم گفتوگو با «چاه»، گپ زدن و ارتباط گیری هستند.ا
«چاه» اثرهنری ماندانا مقدم است که در جشنوارهی جهانی هنرمندان زن در«اینچیون» در حال حاضر به نمایش گذشته شدهاست. این اینستالیشن مجسمهی چیده شدهای به شکل چاه است. «چاه» اینچیون با استفاده از تکنولوژی مخابراتی با مجسمهی دیگری به همین شکل درپارک عمومی مرکز شهر «گوتنبورگ» در سوئد در ارتباط قرار دارد. به این ترتیب ارتباط زنده، اتفاقی و مستقیم میان رهگذران در دو مکان گوناگون، در دو سوی جهان بهوجود آمده و گفتوگویی غیرمنتظره بین آنان امکان پذیر میشود.
در دنیایی که ارتباطات، عمومی و جهانی است ولی انسانها در انزوای فردی بهسر میبرند، «ماندانا مقدم» دیالوگ فردی و گفتوگویی ساده بین دو رهگذر در دو گوشهی مختلف دنیا را به عنوان محتوای کار خود انتخاب کرده است. این ملاقات پیشبینی نشده و گفتوگوی اتفاقی، مرزهای جغرافیایی، فرهنگی، سنی، جنسی، مذهبی و قومیرا از بین برده و بین دو فرد ناشناس در دو گوشهی دنیا احساس همبستهگی بهوجود میآورد.
ماندانا مقدم در گفتوگویی با دویچه وله ایده، هدف و تکنیک اجرایی اینستالیشن «چاه» را بازگو کرد و بهخصوص مشکلات موجود در اجرای این پروژه را توضیح داد.
اجرای اینستالیشن «چاه» در داخل پارک عمومی شهر
ماندانا مقدم شکل اجرایی این هنر ترکیبی را کاملن آگاهانه انتخاب کردهاست، چرا که مخاطب او تنها بازدیدکنندهگان نمایشگاه در جشنوارهی اینچیون نیستند. مخاطبان او همچنین رهگذرانی میباشند که اتفاقی از این مکان رد میشوند. برای آشنایی با ایدهی این اینستالیشن و زمینهی اجرایی آن لازم است که ده سال به عقب برگشته و آثار قبلی «مقدم» را بررسی کنیم.
او در سال 1998 میلادی اینستالیشن «غربت» را در یک گالری هنری به نمایش گذاشت، که محتوای آن ارتباط مستقیم تلفنی بود. تلفن موجود در این اینستالیشن هر چند دقیقه یکبار بطور اتفاقی به یکی از تلفنهای دنیا وصل میشد؛ این تلفن میتوانست کاخ سفید باشد، یک شمارهی خصوصی در نروژ یا روستایی در ایران. به این ترتیب دو شخص ناشناس، بدون شناسایی قبلی با یکدیگر در ارتباط قرار میگرفتند. «ماندانا مقدم» این ایده را در پروژهی «چاه» به شکل دیگری پیاده میکند. او در این باره می گوید: «هدف من در اجرای این کار جدید، خارج شدن از فضای بسته و محدود گالری، موزه و نمایشگاه هنری و امکانپذیرساختن این تجربهی ارتباطی در یک محیط عمومی میباشد.»
ریشهی اسطورهای چاه و انتخاب آن به عنوان عنصر ارتباطی
علل گوناگونی برای انتخاب پروژهی «چاه» به مثابهی یک عنصر ارتباطی وجود دارد. از سویی حفر چاه سمبل رسیدن به ژرفا و کشف کردن است؛ شاید آرزویی که در همهی انسانها وجود داشته باشد. به همین جهت سمبل چاه در ادبیات، دریچهای به دنیای دیگر تلقی میشود. از سوی دیگر چاه آب در فرهنگهای گوناگون نقش بسیار اساسی در زندهگی روزمره و عمومی داشته است و دارد. چاه، تنها آب ده، منطقه و شهر را تامین نمیکند، بلکه چاه همواره محلی است که مردم دور آن جمع شده، راجع به مشکلاتشان، سیاست و مسايل مختلف اجتماعی با یکدیگر وارد گفتوگو میشوند.
نقش ویژهی چاه در زندهگی انسانی تنها به کشورهای خشک و بیآب محدود نمیشود. چشمههای تزیینی در شهرهای اروپایی اکثرن در نقاطی ساخته شدهاند که قبلن در آنجا چاه آب موجود بوده است. ناگفته نماند اینستالیشن «چاه» در گوتنبورگ در پارکی نصب شده است که به آن «پارک چاه» گفته می شود و تا حدود هفتاد سال قبل در آنجا چاه آبی موجود بوده است.
علاوه بر آن، چاه جای تاریک و ناشناختهای است، که از دوران قدیم رمز و رازی به همراه داشته و همواره اعتقادات مذهبی و حتا خرافی در ارتباط با آن موجود بودهاست. »مقدم» در این باره میگوید: «در ایران روایت میکنند که حضرت علی ناراحتیاش را در چاه فریاد میزده است». آرزو کردن و آرزو را در چاه انداختن، تنها در ایران متداول نبوده است. سکه انداختن در چشمههای فوارهای اروپا ریشه در همین رسوم دارد. به نظر مقدم «در ایران آرزو کردن در دهانهی چاه امروزه تقویت و با خرافات همراه شده است. ولی در کشورهای دیگر این رسم به مرور زمان دیگر جنبهی سمبلیک پیدا کرده است».
سانسور «چاه» را در سکوت گذاشت
طبق اظهارات«مقدم»، او برای اجرای این ایده در تهران و گوتنبورگ تلاش فراوانی کرد. او میگوید: «به ویژه در دورهای که موزهی هنرهای معاصر در تهران فعالیت خود را گسترش داده و آزدانهتر کار میکرد، سعی در همکاری با این موزه نمودم که به نتیجه نرسید. پس از آن با تلاش فراوان اجازهی نصب اینستالیشن «چاه» در خانهی هنرمندان در تهران را دریافت نمودم.»
پارک این مجموعهی هنری میتوانست مکان بسیار مناسبی برای اجرای این ایده باشد، چرا که این پارک از طرفی از جانب خانهی هنرمندان اداره شده و از جانب دیگر مکان عمومی است که مردم عادی از آنجا رد میشوند. خانهی هنرمندان چند روز قبل از افتتاح این پروژه در روز بيستوپنجم سپتامبر سال ۲2008 میلادی، اجازهی نصب «چاه» را لغو کرد.
طبق گفتهی مقدم، مسئولین مربوطه معتقد بودند که اینستالیشن «چاه» موجب مسخره کردن چاه جمکران میشود. علاوه بر آن واکنش شدیدی نسبت به ارتباط مستقیم و آزادانه میان گفتوگوکنندهگان در چاه تهران با کشورهای دیگر نشان داده شد. مقدم میگوید: «مسئولین نگران صحبتهای احتمالی میان گفتوگوکنندهگان بر سر این چاه بودند. ترس آنها از تحریک کشورهای خارجی از طریق «چاه» یا گردهمایی مردم دور آن موجب سانسور این اثر هنری در ایران شد.»
«چاه» تحریک سیاسی نبوده، بلکه پیوند فرهنگی است
ماندانا مقدم تاکید میکند که هدف او برای اجرای اینستالیشن «چاه» تحریک یا جانبداری گروهی نبود، بلکه هدف او ایجاد ارتباط و نزدیک کردن انسانهایی است که به علت شرایط جغرافیایی دور از یکدیگر زندهگی کرده، ارتباط مستقیم یا پیشبینی شدهای با یکدیگر ندارند. وی میافزاید: «من محتوای این ارتباط را تعيین نمیکنم. «چاه» تنها این امکان را به شما میدهد که فرد ناشناختهای را در گوشهی دیگری از دنیا کشف کنید.»
این ایدهی هنری کمک میکند مرزهای جغرافیایی، فرهنگی، سنی، جنسی، مذهبی و قومی از بین برود. این ملاقات اتفاقی بر سر چاه، با وجود تمام اختلافات موجود بین افراد ناشناس، ملاقاتی دمکراتیک است و از آنجا که در فضای عمومی انجام میگیرد دیگر جنبهی شخصی یا خصوصی ندارد.
مقدم خود در این باره میگوید: «شاید اگر دقیقتر بخواهم توضیح بدهم ، هدف من ایجاد حس ارتباط و وابستهگی جهانی است. این حس حتا نیاز به مکالمهی شخصی ندارد. کافی است که شب در کنار «چاه» گوتنبورگ نشسته و صدای جیرجیرکهای مخصوص کُرهی جنوبی را بشنوید. یا در اینچیون به سکوت شبانه در شهر گوتنبورگ گوش دهید که تنها توسط صدای حرکت قطارها روی ریل شکسته میشود. این حس ارتباط، موجب نزدیکی و همبستهگی میشود.»
گسترش اینستالیشن «چاه» در شهرهای دیگر
از نظر تکنیکی اجرای اینستالیشن «چاه» امر پیچیدهای نیست. دو چاه توسط خط مخابراتی با میکرفون و گوشی به یکدیگر متصل هستند. ولی ذهنیت انسان از چاه موجب میشود که در لحظهی ارتباط این تکنیک کاملن فراموش بشود. «مقدم» در اجرای پروژهی «چاه» آگاهانه از تصویر صرف نظر کردهاست، چرا که به نظر او تصویر این احساس را به وجود میآورد که انسان در مقابل دوربین قرار گرفته است و این مقوله احساس آزادی انسان را محدود میکند، مرزهای موجود را نشان میدهد و در آخر سدی در مقابل ارتباط مستقیم بهوجود میآورد.
علارغم سادهگی تکنیک اجرایی این پروژه همواره با موانع و مشکلات بسیاری برخورد کرده که ریشهی برخی از آنها در بحرانهای منطقهای و کشمکشهای سیاسی است. به همین دلیل تلاش «ماندانا مقدم» برای نصب «چاه» در ایران و نوار غزه به گفتهی خودِ او، تا کنون به نتیجه نرسیده است. اینستالیشن «چاه» در ماه آینده در «دهلی نو» پیاده خواهد شد.
منبع:دويچهوله
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهوهشت
بيستوچهارم امردادماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |