|
مری آپيك بازيگر و كارگردان تئاتر و سينما، گفتوگویی با برنامهی شباهنگ در صدای امريكا داشت و چون هميشه، سفير سخنان درست و منطقی و وطندوستانه بود. مری آپيك در همهی سالهای فعاليت هنریاش در غربت، هرگز هنر و مسايل سياسی را از هم مجزا نكرد و به واقع با هنرش، باورهای سياسی خود را نيز عنوان كرد. مریآپيك كه سالهاست در زمينهی حقوق بشر و حقوق زنان فعاليت مستمر دارد، به تازهگی نمايش تازهی خود را به «ندا آقاسلطان» و همهی كشتهشدهگان راه آزادی در چند وقت اخير اختصاص داده است. او يادآور شد كه تئاترش به زبان انگليسی اجرا میشود و پيش از اجرا، بر روی صحنه در بارهی حوادث اخير ايران و شهامت دانشجويان و جوانان ايرانی و ظلمی كه به آنها میشود سخن خواهد گفت. به باور من، هنرمندی كه كشورش در امن و امان به سر میبرد، لزومی ندارد كه حتمن سياست را با هنرش درآميزد، در شرايط مطلوب شايد بتوان پيرو مكتب هنر برای هنر بود، البته شايد...اما هنرمندانی كه شرايط سياسی و اجتماعی سرزمينشان دهشتناك است، هنرمندان سرزمينهایی مانند ايران، بايد تا هر اندازه كه میتوانند هنر خود را، بهطور شفاف و واضح، زبان گويای وضعيت سرزمينشان سازند و برای نشان دادن ظلمی كه بر مردم سرزمينشان اعمال میشود، كوتاهی نكنند. ديدهام هنرمندانی را كه اين روزها حتا سخنی نيز در بارهی شرايط حاد ميهنشان نمیگويند، نه حتا به اندازهی يك كلمه!! شايد كه دوست میدارند خود را از مسايل سياسی به دور نگه دارند و شايد هم حرفی برای گفتن ندارند. اما هر چه كه هست، موقعيت خود را آشكار كردهاند: ما را با مردممان كاری نيست، ما هستيم و خودمان و هنرمان و ديگر هيچ. اما بدتر از اين گروه، شنيدهام كه برخی نيز بين صحنهی هنری و وضعيت سرزمينشان ديوار كشيدهاند. يعنی اينكه ممكن است در يك گردهمایی سياسی شركت كنند، چند قطره اشك هم بريزند، بغض هم بكنند، اما از هنر خود در آن گردهمایی بهره نمیگيرند چرا كه معتقدند هنر از سياست جداست!!! و همينطور نيز در هنگام اجرای يك برنامهی هنری، محيط را از مسايل سياسی به دور نگه میدارند، يعنی اينكه بازهم همچنان هنرشان از سياست جداست!! و اين شگفتانگيز است!! به باور من عملكرد گروه نخست شايد قابل اغماض باشد چون به هرشكل تكليف خود را با مردم روشن كردهاند. اما عمل گروه دوم كه ديواری ضخيم بين هنر و وضعيت سياسی اجتماعی سرزمينشان كشيدهاند و در هر زمان در قسمتی از اين فضای تفكيكشده قرار میگيرند، نه قابل اغماض كه مستحق انتقاد و اعتراض است. هنر ابزاری است در دست هنرمند كه از اين ابزار در شرايط خاص میتواند بهترين بهرهوری را داشته باشد. اينروزها هنرمندان كاريكاتوريست را میبينيم كه سوژهی هنر خود را صرفن به مسايل ايران اختصاص دادهاند، هنرمندان گرافيست نيز همينطور، آوازخوانانی را میبينيم كه صحنهی اجرای كنسرتشان را به حوادث اخير ايران اختصاص دادهاند و نمونهی بارز آن كنسرت داريوش در گيبسن تياتر به تاريخ اول آگست بود و نيز بهرهگيری داريوش از هنر آوازخوانیاش در گردهماییهای سياسی. و همينطور نيز هنرمندان ديگری كه به اين روش پسنديده روی آوردهاند.
اما هنرمندی كه بيايد و مستقيم بگويد: من با خواندنام، با ترانههايم كار سياسی انجام میدهم!! و بعد بلافاصله بعد از اين جمله بگويد كه: صحنهی كنسرت و گردهمایی سياسی دو مورد جداگانه برای من هستند، در گردهمایی سياسی نمیخوانم و در كنسرت از سياست چيزی نمیگويم!! بايد پرسيد كه: با اين ديواركشی ضخيم، پس چهگونه مدعی هستی كه من با خواندنام كار سياسی انجام میدهم؟ با ديوار شگفتانگيزی كه بين هنر و اوضاع سياسی اجتماعی سرزمينات كشيدهای، چهگونه میتوانی با خواندنات، كار سياسی انجام بدهی وقتی هنرت را از سياست جدا نگه میداری؟ نيك میدانم كه برای اين پرسش نيز چون پرسشهای منطقی گذشته، پاسخی نيست، چرا كه اصولن برای رفتار و گفتار ضد و نقيض، پاسخی در چنته وجود ندارد. اما به باور من دليل اين قبيل رفتار و گفتار چيزی نيست به جز عدم آگاهی سياسی و اجتماعی و هنری. فقط ایكاش اين قبيل هنرمندان نيز چون گروه اول، فقط به كار هنری و كسب درآمد از راه هنر میپرداختند و به جای بروز رفتار و گفتار ضد و نقيض، به دلشان مراجعه و به حرف دل گوش میدادند كه: ما را با مردم سرزمينمان كاری نيست.... دستِكم صداقت در پاشاندن حرفِ دل، نقطهی كوچكی را برای اغماض باقی میگذارد.
آنسه اميری - مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهوهفت هفدهم امرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |