رییس دانشگاه کانادایی: با هجوم دانشجویان مستعد ایرانی روبه‌رو شده‌ایم

 

news.iransarfaraz

 

 

پدیده‌ی فرار مغزها سال‌هاست که به عنوان یکی از معضلات جدی در روند رشد و توسعه کشور میدان داری می‌کند و ظاهرن برنامه‌های ادعایی برای کند کردن این روند، نه تنها نتیجه‌ای نداده بلکه سال به سال بر ابعاد و دامنه این پدیده افزوده می‌شود.

 

بسیاری از دانشجویان مستعد ایرانی برای تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی ترجیح می‌دهند به دانشگاه‌های امریکایی و اروپایی بروند و این رفت ، عمومن بدون بازگشت است و نظام آموزشی ما را تبدیل به کارگاه تولید دانشجویان مستعد برای دانشگاه‌های دیگر نقاط جهان کرده است.

 

روند مهاجرت مغزها در سال‌های اخیر رشد و شدت بیش‌تری یافته است و هرچه‌قدر شرایط اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی داخلی شکل بی‌ثبات‌تری به خود بگیرد این روند تشدید می‌شود تا جایی که «بریتا بارون» معاون دانشگاه «آلبرتو» در کانادا در اظهار نظری گفته است که در سال جاری بالاترین دانشجویان خارجی پذیرفته شده از خارج برای این دانشگاه از میان دانشجویان ایرانی بوده‌اند .

 

او به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته است: «وقتی آمار دانشجویان متقاضی تحصیل در ترم جدید (سپتامبر – شهریور ) سال جاری را مطالعه می‌کنیم به موضوعی عجیب و جالب توجه بر می‌خوریم که آن افزایش 60 درصدی پذیرش دانشجویان ایرانی در مقام مقایسه با سال گذشته است».

 

وی می افزاید: «اکثر اوقات بیش‌تر دانشجویان از خارج جذب شده ما از کشورهایی چون چین یا ایالات متحده هستند اما امسال دانشجویان ایرانی رکورد شکستند ، به طوری که 618 دانشجوی ایرانی پذیرفته شده برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا داریم که در مقام مقایسه با سال گذشته بیش از 60 در صد رشد نشان می دهد».

 

دکتر بارون می‌افزاید: «امسال افزایش شگرف و عجیبی در آمار پذیرفته شده‌گان از ایران داشتیم که البته ممکن است مسایل سیاسی داخلی ایران در ماه‌های گذشته نیز در بالا رفتن این آمار بی‌تاثیر نبوده است». بارون در ادامه با تعریف و تمجید از استعداد بالای دانشجویان ایرانی نمی‌تواند خوش‌حالی خود را از جذب دانشجویان مستعد ایرانی پنهان کند و می‌گوید: « بیش‌تر دانشجویان ایرانی که برای تحصیل به دانشگاه‌های ما می‌آیند استعداد بالایی دارند و سطح علمی خوبی نیز دارند، تنها مشکل آن‌ها زبان است که آن هم کم کم درست می‌شود».

 

بنا برآمار دولت کانادا در سال 2006  ایرانی‌های مشغول تحصیل در دانشگاه‌های کانادا رتبه‌ی ششم را از نظر تعداد دانشجو داشته‌اند و انتظار این است که با بالا رفتن این آمار در سال‌های 2008 و 2009 این آمار بالاتر هم برود. به عنوان مثال در دانشگاه «مک گیل» که یکی از  بهترین و معتبرترین دانشگاه‌های کانادا و جهان است  دانشجویان ایرانی در رتبه 14 از نظر تعداد بوده‌اند که این آمار در سال 2008 با 149 دانشجوی ایرانی به هشتمین کشور ارتقا یافته است .

 

در بیش‌تر دانشگاه‌های کانادا، پذیرش دانشجویان ایرانی از فاصله سال‌های 2005 به بعد رشد قابل توجهی داشته است و نشان می‌دهد که در چهار سال گذشته، پدیده‌ی فرار مغزها از کشور نه تنها کاهش نیافته بلکه به شدت هم افزایش داشته است .هم‌چنین بر اساس آمار دانشگاه‌های کانادا، بیش‌تر دانشجویان ایرانی جذب شده در کانادا، فارغ التحصیلان دو دانشگاه شریف و علم و صنعت در ایران هستند و اغلب آن‌ها در رشته‌های مهندسی پذیرفته می‌شوند.

 

 

 

 

مادر«سهراب اعرابی» در گفت‌وگو با اشپیگل: به مبارزه ادامه می‌دهیم.

 

mizanpress

 

 

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی آلمانی اشپیگل (دوشنبه سوم آگوست، دوادزهم مرداد) دولت احمدی‌نژاد را متهم کرد که تا کنون هیچ گامی در جهت روشن ساختن جزئیات قتل‌های حوادث اخیر و معرفی قاتلان انجام نداده است. اشپیگل پیش از این تلاش‌هایی برای مصاحبه با مادر«ندا آقاسلطان» کرده و حتا یک بار هم موفق به گفت‌وگوی تلفنی با او شده است؛ اما آن گفت و گو پس از 44 ثانیه قطع شد.

 

هاجر رستمی مطلق، مادر ندا، در آن گفت‌وگوی کوتاه می‌گوید: «ندا به خدا اعتقاد داشت. [شاید هم] به همین خاطر خدا مرگ ویژه‌ای برای‌اش تدارک دیده بود» و ادامه می‌دهد: «اگر ندا زنده بود، حتمن برای این کشته‌ها تظاهرات می‌کرد و من هم اصلن مانع‌اش نمی‌شدم» و بعد اضافه می‌کند: «من این حرف‌ها را به شما می‌زنم و خوب هم می‌دانم که تلفن ما تحت کنترل است و به حرف‌های ما گوش داده می‌شود.» بعد از این جملات، ارتباط تلفنی قطع شد.

 

اشپیگل اما موفق به مصاحبه با پروین فهیمی می‌شود. پروین، زنی است که اشپیگل از او به عنوان «سمبل فریادهای خاموش» نام می‌برد؛ کسی است که به گفته‌ی این هفته‌نامه‌ی آلمانی، جمهوری اسلامی تا کنون موفق به خاموش کردن صدای‌اش نشده است.

 

خانم فهیمی در این مصاحبه ضمن تاکید بر تداوم مبارزه، محاکمه‌ی نیروهای وابسته به طیف اصلاح‌طلبان را متاثر از انگیزه‌های سیاسی جناح مخالف می‌داند. در ادامه ترجمه‌ی مصاحبه را می‌خوانید:

 

 - روز پنج‌شنبه گذشته، شمار زیادی از مردم به فراخوان میرحسین موسوی، رهبر مخالفان، پاسخ مثبت داده و در مراسم عزاداری شرکت کردند. آیا شرکت وسیع مردم در این مراسم می‌تواند به شما آرامش دهد و از اندوه‌تان بکاهد؟

 

 - شرکت وسیع مردم در وهله‌ی اول نشان‌دهنده‌ی احساس هم‌دردی زیاد و عمیق مردم است. دیگر آن‌که بیان‌گر آن است که مرگ سهراب در راه آرمان‌هایش، بیهوده نبوده است.

 

 - در روز عزاداری بار دیگر به تظاهرکننده‌گان حمله شد؟

 

 - تعداد نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها در بهشت زهرا زیاد بود. اما این بار میزان خشونت آنان کمتر از دفعات قبل بود. دولت ایران خوب می‌داند که اعمال وی زیر نظر دقیق افکار عمومی است. این بار هم مانند دفعات قبل تعداد زیادی دستگیر شدند. اما ما از مبارزه دست نمی‌کشیم.

 

 - تظاهرات تظاهرات پنج‌شنبه‌ی گذشته به مناسبت چهلمین روز مرگ ندا آقاسلطان بود. آیا ما در آینده باز هم شاهد مشابهی خواهیم بود؟
 

 - این نوع تظاهرات، شکل بسیار مهم بیان اعتراض است. قبل از تظاهرات محمد خاتمی، رییس‌جمهور پیشین، به دیدن من آمد و مانند کروبی و موسوی که قبلن آمده بودند، به من اطمینان داد که خون جوانان (اعتراضات اخیر) به هدر نخواهد رفت. برای چهلمین روز مرگ سهراب ما هم مراسم عمومی برگزار خواهیم کرد.

 

 - تا چه اندازه اظهارات دولت در مورد بررسی تجاوز به حقوق مدنی مردم را باور دارید؟
 

 - این اظهارات برای من جدی نیست. دولت، وقت زیاد و کافی برای روشن ساختن مسائل اخیر داشت؛ اما هیچ کاری نکرد.

 

 - به نظر شما محاکمه‌ی بازداشت‌شده‌گان حوادث اخیر می‌تواند به روشن ساختن مسائل کمک کند؟
 

 - این محاکمه‌ها سیاسی است و با هدف «اغتشاش‌گر» خواندن مردم برگزار می‌شود. بدین جهت بسیار مضحک و واهی است اگر تصور شود که این محاکمه‌ها در خدمت اجرای عدالت است.

 

 

 

 

آقای موسوی من به یک دلیل از شما متشکرم. 

 

وبلاگ economistbalatarin

 

روزی که خاتمی برای اولین بار به مشهد آمد من هم مشهد بودم. در یکی از صحن‌های حرم هزاران نفر «واعظ طبسی» تولیت آستان قدس را حین خوشامدگویی به خاتمی هو کردند. آن روز مشهدی‌ها همه خوش‌حال بودند چون حس می‌کردند که قداست ساخته‌گی و دروغین واعظ طبسی فروریخته است.

 

 این قضیه آن‌قدر حساس شد که خاتمی در همان روزها در یکی دیگر از برنامه‌هایش در مشهد از این قضیه انتقاد کرد، اما آب به جوی رفته بود و واعظ طبسی که مرد همه‌کار مشهد است در پیش چشمان همه و در قلب حرم با خاک یک‌سان شده بود. آن‌چه از دوستان‌ام شنیده‌ام این است که وی دیگر نتوانست جایگاه خود را پیدا کند و دیگر در مشهد کسی از او و جایگاه او هراسی ندارد.

 

 موسوی هم مانند خاتمی و به قول بسیاری از رسانه‌های خارجی مرد این نظام است. تردیدی نداریم که هیچ کدام از آن‌ها به هر دلیلی در پی در هم پاشیدن این ساختار نیستند چرا که از مناظر گوناگون، منافع آن ها با این رژیم به شدت گره خورده است. اما موسوی هم خواسته یا ناخواسته این بار همان کاری را کرد که خاتمی خواسته یا ناخواسته در مشهد انجام داد. این بار مردم ایران در معرض چشم میلیون‌ها نفر قداست رهبر ایران را در هم شکستند.

 

 هنوز گاهی وقتی تحلیل‌های خارجی را می‌خوانم به این نکته اشاره شده است که رهبر ایران در اولین نمازجمعه بعد از انتخابات خواست تا مردم به اعتراضات خاتمه دهند، اما حالا بیش از یک ماه از آن صحبت‌ها گذشته است و اعتراضات هم‌چنان ادامه دارد. تحلیف احمدی‌نژاد برگزار شد. چه‌طورش را کاری ندارم. برای‌ام مهم نیست چه کسانی در تحلیف و تنفیذ بودند و چه کسانی نبودند. مهم نیست چه‌طور آمد و چه‌طور رفت. مهم این است که حماقت‌های وی از یک سو و پایداری موسوی در سوی دیگر، منجر به ایجاد یک بحران در ساختار سیاسی ایران شد که به این زودی‌ها نه تنها اثرات‌اش و نتایج‌اش محو نخواهد شد، بلکه به نظر بسیاری از صاحب‌نظران پتانسیل کافی را برای تبدیل شدن به یک تحول بزرگ در آینده‌ی سیاسی ایران دارد.

 

 ما شاید همه به نحوی موسوی را بهترین فرد برای رهبری جریان کنونی ندانیم اما در کنار ایمان و اعتمادی که به حرکت‌های مردمی داریم باید لااقل به یک دلیل از وی متشکر باشیم که توانست نقش خوبی را در نمایش نارضایتی ایرانیان ایفا کند. دیروز تیتر بسیاری از رسانه‌ها این بود «ا.ن. با وجود بحران سوگند یاد کرد». این ماییم که توانسته‌ایم کلمه‌ی بحران را در تیترها بگنجانیم و نگذاریم که حتا در حد یک تیتر، آب خوش از گلوی احمدی نژاد پایین برود. این ماییم که امروز نمادهای حضورمان را از روی اسکناس‌ها تا روی دیوارها به رخ حریف می‌کشیم. این ماییم که امروز صدنفرمان صدای‌اش بسیار بلندتر از بیست و چند میلیون طرفدار دروغین حریف است. این ماییم که امروز نسلی موظف هستیم. نسلی که موظف است این امانت را به دوش بکشد. نسلی مبارز که باید حرکت کند تا شاید بتواند زنده‌گی بهتری را برای فرزندان‌اش فراهم کند.

 

 این ماییم با سال‌ها تجربه و یک انقلاب پشت سر. من به یک دلیل از موسوی متشکرم، این‌که ایستاده‌گی کرد، زمینه‌ای را فراهم کرد تا قبح بسیاری از شعارها بشکند و حرمت دروغین بسیاری از آدم‌ها فرو بریزد. به هر دلیلی که این کار را کرد و هر بهانه‌ای در ذهن داشت، این حرکت و ایستاده‌گی کمک شایانی به شکل گیری، انسجام و تحکیم حرکت سبز ایرانیان داشت. حالا ما هستیم و یک نقطه عطف در تاریخ ایران. شاید سی سال دیگر تصویر تظاهرات ما را در تلویزیون نشان بدهند و از ما به عنوان پیشگامان یک انقلاب سبز، آزادی‌خواهانه و مردم سالار نام ببرند.

 

 

 

 

 

 از«اردوغان» خواسته شده است، که سرمايه 5.18 میلیاردی را به ايران بازگردد

 

راديو فردا

 

 

درحالی که سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه در نخستين واکنش به ماجرای «انتقال 5.18 ميليارد دلار سرمايه از ايران به ترکيه» اعلام کرد، دولت اين موضوع را پيگيری خواهد کرد، معاون بانک مرکزی با رد اخبار منتشره در اين باره گفته است، بيست تن طلا تنها نيم ميليارد دلار ارزش دارد.
 

حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی ايران روز سه‌شنبه در جمع خبرنگاران در تهران در پاسخ به سوالی در باره سرنوشت 5.18 ميليارد دلار که گفته می‌شود، چندی پيش از طريق کانتينر از کشور خارج شده، اظهار داشت:«مسئولان ذي‌ربط در ترکيه تاکنون نسبت به اين خبر که در حد يک ادعا است، اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند.»
 

به گفته‌ی سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی به دنبال انتشار خبر توقيف يک کانتيتر حامل طلا و ارز توسط برخی از رسانه‌های ترکيه «سفارت جمهوری اسلامی در آنکارا به صورت جدی پيگير موضوع بوده و در ملاقات و رايزنی با مقامات ترکيه، در حال بررسی و روشن کردن صحت و سقم خبر است.»
 

در اين ميان روز سه‌شنبه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هم خبر «خروج 5.18 ميليارد دلار وجه نقد و طلا از کشور» را تکذيب کرده و اعلام کرد، «تمامی مسببان انتشار اين اخبار کذب و غيرواقعی شناسايی و توضيحات لازم از آنان اخذ شده و به زودی به مرجع قضايی معرفی خواهند شد.»
 

اين در حالی است که اين خبر اساسن برای نخستين بار از سوی رسانه‌های ترکيه منتشر شده بود.

چندی پيش يک شبکه‌ی خبری ترکيه اعلام کرده بود، يک تاجر ايرانی به نام اسماعيل صفاريان‌نسب در اکتبر سال گذشته ميلادی هفت ميليارد و پانصد ميليون دلار پول نقد به همراه بيست تن طلا را با استفاده از کانتينر وارد ترکيه کرده است.
 

به دنبال اين جريان چند شبکه‌ی تلويزيونی ترکيه تصاوير مربوط به اين محموله را که ارزش آن 5.18 ميليارد دلار اعلام شده است، به نمايش گذاشتند که اين تصاوير هم اکنون نيز در اينترنت قابل مشاهده است.

بر اساس گزارش رسانه‌های ترک، اين محموله توسط کمرگ ترکيه توقيف شده است.

 

هم‌چنين شبکه‌های تلويزيونی ترکيه در گزارش خود در اين باره‌ی تصاويری از «رجب طيب اردوغان» نخست وزير اسلام‌گرای نشان داده بودند که می‌گفت:«خدای ترکيه بزرگ است و در اين شرايط بحران اقتصاد جهانی، خداوند 5.18 ميليارد دلار را به اقتصاد اين کشور تزريق کرده است.»

برخی از سايت‌های خبری نيز اعلام کرده‌اند، اسماعيل صفاريان‌نسبت، فردی که از وی با عنوان تاجر ايرانی نام برده می‌شود، به دنبال نااميد شدن از بازگرفتن پول خود از دولت ترکيه، اقدام به رسانه‌ای کردن اين ماجرا کرده است.

 

از سوی ديگر قايم مقام بانک مرکزی ايران روز سه‌شنبه خبر «خروج 5.18 ميليارد دلار ارز و طلا از کشور» را ابهام‌آميز خواند.

حسن قضاوی گفته است:« بيست تن طلا تقريبن نيم ميليارد دلار می‌شود، آن‌چه در رسانه‌ها مطرح شده، اين است که بيست تن طلا به ارزش يازده ميليارد دلار از کشور خارج شده، اين رقم بی‌معناست.»

 

اين درحالی است که روز سه‌شنبه ارزش هر اونس طلا در بازارهای جهانی حدود 946 دلار بود. با توجه به اين که هر اونس بيش از 28 گرم است، ارزش بيست تن طلای خالص با يک محاسبه ساده دست کم هفت ميليارد دلار خواهد بود.
 

قائم مقام بانک مرکزی افزوده است: «معمولن حجم طلايی که می‌توان در يک کاميون جای داد حداکثر حدود بيست تن است، بنابراين يازده ميليارد دلار طلا به تعداد زيادی کاميون نياز دارد.»

قضاوی هم‌چنين اظهار داشته است، برای حمل «هفت و نيم ميليارد دلار به تعداد متعددی کاميون نياز است.»
 

هر چند کمرگ ايران نيز با انتشار بيانيه‌ای خبر خروج اين ميزان سرمايه از کشور را تکذيب کرده است، اما روزنامه‌ی اعتماد ملی نامه‌ای از عزت‌الله سحابی، احمد صدر حاج سيدجوادی و ابراهيم يزدی خطاب به نخست وزير ترکيه چاپ کرده بود، که در آن از«اردوغان» خواسته شده است، اين سرمايه را « که برای مقاصد غير قانونی از کشور خارج شده است» به ايران بازگرداند.

 

 

 

 

نوجوانی دوازده ساله بر اثر ضربه باتوم در بهشت‌زهرا كشته شد

 

nafeeran

 

 

پنج‌شنبه‌ی گذشته عليرضا همراه با پدرش برای شركت در چهل‌ام شهدای سركوب اخير به بهشت ندا رفته بودند در هنگام بازگشت، لحظه‌ای دست عليرضا از دست پدرش جدا مي شود ، در اين هنگام دست او از زنده‌گی كوتاه میشود، عليرضا بر اثر اصابت ضربه‌ی باتوم كه به سرش خورد دچار خون‌ريزی مغزی شد و به شهادت رسيد.

خانواده‌ی عليرضا بعد از چهار روز بالاخره ديروز توانستند جنازه‌ی او را از پزشك قانونی تحويل بگيرند.

 

 

 

 

 

شکایت خانواده‌ی قربانيان حوادث اخير به دادسرای جنایی

 

خبرنامه اميركبير

 

پرونده‌ی چهار کشته‌شده در اعتراضات اخیر، در دادسرای جنایی بررسی می‌شود. معاون دادستان تهران روز گذشته با اعلام این خبر به تشریح آخرین وضعیت قضایی پرونده‌ی این کشته‌شده‌گان پرداخت. عموم پرونده‌ها از میان کشته شده‌گانی است که اولیای دم آن‌ها برای کشف علت مرگ فرزندان‌شان اعلام شکایت کرده‌اند و بیش از دیگر پرونده‌ها در جوامع بین‌المللی مطرح شد.

 

این چهار پرونده کشته شده‌گان اعتراضات اخیر درحالی به دادسرا رسیده است که طبق آمار رسمی اعلام شده، تعداد کشته شده‌گان حوادث اخیر بیش از این‌هاست. تیرماه امسال سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در یک نشست خبری آمار کشته شده‌ها را به صورت رسمی اعلام کرد و گفت:«طی درگیری های چند روز گذشته بيست نفر کشته شده‌اند.»

 

این درحالی است علیرضا بهشتی، یکی از فعالان پیگیری پرونده‌های بازداشتی‌ها و کشته شده‌گان اخیر در گفت‌وگویی با «پارلمان نیوز» ضمن اعلام آن‌که آمار رسمی از تعداد کشته شده‌های اعتراضات اخیر وجود ندارد، گفت: «من تعداد 365 کشته را شنیده‌ام...».

 کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران نیز اعلام کرد: «گزارش سه بیمارستان حداقل از 34 کشته تنها در یک راه‌پیمایی در تهران حکایت دارد.» این گزارش می‌افزاید: «گزارشات برخی از بیمارستان‌های تهران و خانواده‌ی قربانیان، حاکی از این است که تعداد کشته شده‌ها در جریان راه‌پیمایی‌های اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بيست‌ودوم خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی و نظامی، بسیار بیش از تعدادی است که دولت ایران اعلام کرده است.»

 

آن‌هایی که شکایت کردند:

جسد سهراب اعرابی یکی از این کشته شده‌های اعتراضات اخیر، بيستم تیرماه به خانواده‌اش تحویل داده و به آن‌ها اعلام شد که سهراب روز بيست‌وپنجم خردادماه فوت کرده است. فخرالدین جعفرزاده، سرپرست دادسرای امور جنایی در ارتباط با پرونده‌ی سهراب گفت: «سهراب اعرابی روز بيست‌وپنجم خردادماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و همان روز جان باخت.»
 

جعفرزاده هم‌چنین اعلام کرد: «این جوان بيست ساله به هیچ وجه در بازداشتگاه نبوده و روز بيست‌ونهم خرداد نیز گزارش معاینه‌ی جسد این جوان با هویت مردی ناشناس تهیه شده بود که با حضور خانواده‌ی اعرابی در دادسرای جنایی و اعزام آن‌ها به پزشکی قانونی، جسد وی از سوی خانواده اش شناسایی و به دادسرا اعلام شد.» این درحالی است که مادر سهراب معتقد است فرزندش در این مدت در اوین و جزو بازداشتی‌ها بوده است. پروین فهیمی هم‌چنین گفت: «کشته شدن او برای من مجهول است، البته جای تیر را هم در بدن او دیده‌اند اما مطمئن هستم که پسرم در اوین بود.» به گفته‌ی پروین فهیمی مادر سهراب علت مرگ سهراب در پرونده‌ی وی تیراندازی ذکر شده است. او گفت: «من 30 تیرماه شکایت‌نامه‌ای نوشتم و در آن از مراجع انتظامی و مسئولان قضایی شکایت کردم، زیرا همه‌ی آن‌ها به من دروغ گفته‌اند.»

 

در این میان امیر جوادی‌فر از دیگر کشته شده‌گانی است که جسدش سوم مردادماه پس از گذشت دوازده روز از مرگ‌اش در زندان کهریزک به خانواده‌اش تحویل داده شد. او نیز جزو بازداشتی‌های هجدهم تیرماه بود که در نزدیکی خیابان انقلاب توسط نیروهای شخصی دستگیر شد.

 

به گفته‌ی خانواده‌اش زمان مرگ او در پرونده بيست‌وسوم تیرماه ذکر شده و علت مرگ «نامعلوم» نوشته شده است. پدر امیر در گفت وگو با «سرمایه» اعلام کرد :«تاکنون شکایت‌نامه تنظیم نکرده‌ام.» او گفت: «هفته‌ی گذشته من را به کمیسیون امنیت ملی دعوت کردند و سوال‌هایی در ارتباط با نحوه‌ی کشته شدن امیر و تحویل‌اش پرسیدند و نکاتی را نیز در حین صحبت یادداشت کردند، اما من شکایتی در ارتباط با مرگ پسرم تنظیم نکردم چون آن‌جا اصلن مرجع تنظیم شکایت نبود.» جوادی فر ادامه داد: «آن‌ها به من گفتند قرار است کمیسیونی تشکیل و به پرونده‌های کشته- شده‌گان رسیده‌گی شود.»

 

معاون دادستان تهران نیز در ارتباط با این پرونده با بیان این‌که «رسیده‌گی به پرونده‌ی جوادی‌فر و روح‌الامینی از سوی بازپرس شهریاری در شعبه هفتم بازپرسی ادامه دارد» گفت: «در خصوص مرگ روح‌الامینی و جوادی‌فر به صورت رسمی و مکتوب گزارش فوتی به دادسرای جنایی چه از طریق مراجع انتظامی و چه از طریق سازمان زندان‌ها اعلام نشده است.»
 

جعفرزاده هم‌چنین تایید کرد:«دستور انتقال جسد روح‌الامینی و جوادی‌فر از سوی دادگستری بخش کهریزک صادر شده است.» دکتر روح‌الامینی پدر محسن نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر اعلام کرد: «من به طور جدی از مظلومیت او دفاع و از پایمال شدن خون پسرم جلوگیری خواهم کرد. مسیر من مسیر قانونی است.»

 

ندا آقاسلطان از اولین کشته شده‌گان اعتراضات بعد از انتخابات بود. او 30 خردادماه در منطقه‌ی امیرآباد تهران به ضرب گلوله‌ای به قتل رسید. جعفرزاده در مورد پرونده‌ی ندا آقاسلطان نیز اظهار کرد: «این پرونده هم از سوی بازپرس شهریاری در دست بررسی است تا اموری مانند اسلحه شناسی و تحقیقات دیگر به صورت جامع و کامل انجام شود.»

 

 

 

 

تحریم بنزین علیه ایران قوت می‌گیرد 

 

dw-world

 

در صورتی که جمهوری اسلامی از پیشنهاد مذاکره‌ غرب بر سر برنامه‌ی اتمی سر باز زند، دولت امریکا می‌خواهد تحریم‌ها را به صادرات بنزین و فرآورده‌های نفتی علیه ایران گسترش دهد. وزارت نفت در تدارک مقابله با تحریم بنزین است. کاخ سفید هم‌اکنون در حال رایزنی با هم‌پیمانان اروپایی و اعضای کنگره‌ی امریکا، پیرامون امکان اجرای تحریم‌های شدیدتر علیه ایران است. از جمله این اقدامات باید از تحریم صادرات بنزین و فرآورده‌های نفتی به این کشور نام برد.

 

در گزارش «نیویورک تایمز» آمده که اوباما می‌تواند در مجلس سنای این کشور روی رای 71 نفر از 100 نماینده حساب کند. ولی تشدید تحریم‌ها در شورای امنیت سازمان ملل، به نظر مساعد روسیه و چین بازمی‌گردد. یک کارمند دولت اسرائیل که نمی‌خواست نام‌اش فاش شود، به خبرگزاری رویترز گفت که ممنوعیت صادرات بنزین به ایران، موضوعی بوده که مدت‌هاست اسرائیل و هم‌پیمانانش بر روی آن بحث می‌کنند، ولی سیاست‌گزاران واشنگتن نگران آن هستند که واکنش ایران می‌تواند پیامدهایی بر بازار جهانی نفت داشته باشد.

 

تهران تهدید کرده است که در صورت تحریم ورود بنزین به این کشور، متقابلن صادرات بنزین به کشورهای غربی را قطع خواهد کرد. از سوی دیگر جمهوری اسلامی خود را برای مقابله با تحریم‌های احتمالی در حوزه‌ی فرآورده‌های نفتی، به‌ویژه بنزین آماده می‌کند. به گزارش خبرگزاری آفتاب، در پی موافقت سنای امریکا نسبت به تحریم‌شرکت‌های تامین کننده‌ی بنزین ایران، برخی از این شرکت‌ها پیش از تاریخ الزام‌آور شدن این قانون، اقدام به توقف صادرات بنزین به ایران کرده‌‌اند. هدید کرده که تنگه‌ی هرمز را خواهد بست.

 

مقامات ایران گمان می‌برند که در پی بی‌پاسخ‌ ماندن پیشنهادات غرب در مورد مناقشه‌ی اتمی، تحریم بنزین و فرآورده‌های نفتی، جنبه‌ی بین‌المللی به خود خواهد گرفت. بدین منظور وزارت نفت روز دوشنبه (سوم اوت / دوازدهم مرداد) اعلام کرد که فاز اول طرح خودکفایی از واردات بنزین در ظرف مدت 48 ساعت، برای آماده‌گی در برابر شرایط اضطراری، در مجتمع‌های پتروشیمی آغاز شده است.

 

 

 

 مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه‌وهفت

 

هفدهم امرداد ماه 1388 خورشیدی

 

 

Home

 

 

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved