پرنده در پرواز معنا می‌یابد و شعر در جاری شدن بر ذهن‌ها و زبان‌ها، پرنده در قفس و شعر در انزوا وجود حقیقی ندارند. تاریخ تولد هر شعر - هم‌چون کُنشی اجتماعی - همانا تاریخ ارتباط آن با مخاطبان است و بس.

آن‌چه پس از سوختن شهری و نسلی، در پستوی خانه‌ی شاعر یافت شود، تنها می‌تواند از آرزوهای خاکستر شده شهادت‌نامه‌ای باشد و نه هشداری به‌هنگام، از برای مهارکردن حریق، چنین است که شعر، به‌درستی، شهید فرهنگی میهن من است...

شعر به هر تقدیر به‌عنوان جزئی از فرهنگ جامعه با اثر وجودی خودش ارزش‌هایی را خلق و ارزش‌هایی را نفی می‌کند.

شعر امروز چه منکر باشیم و چه معترف، ادامه‌ی منطقی شعر دیروز است. خلف همان سلف است، اگر با چشم دیگری به جهان می‌نگرد و شوری دیگر در سر دارد و سخنی دیگر بر زبان، این‌ها هیچ‌کدام اصل فرزندی او را نسبت به شعر گذشته، نفی نمی‌کند. فرزند با پدر رابطه‌ی وجودی و خونی دارد و با زمان رابطه‌ی شعوری و فرهنگی. یادآوری سنت‌های خوب پدر برای تنبیه فرزند چموش بی‌فایده نیست.ا

شعر فارسی از رودکی تا نیما (دوره‌ی معاصر را تا زمان حاضر دوره‌ی نیما می‌نامیم) به لحاظ جهان‌بینی و در برخورد با مسایل اجتماعی به شعر تسلیم و شعر مقاومت تقسیم می‌شود.ا

در توضیح این دو اصطلاح قراردادی می‌توانیم به‌جای عنوان شعر تسلیم بگوییم: شعر ستایش قدرت‌های حاکمه، شعر ارتجاعی، شعر غم‌های بی‌غمی، شعری که نتیجتن از عوامل بازدارنده‌ی فرهنگی است و به‌جای شعر مقاومت می‌توانیم بگوییم شعر سازنده، شعر متعهد، شعر مردمی، شعر غم‌های ضروری.ا

 

خلاصه:

یک) شعر می‌تواند در عین حال که به‌عنوان یک سلاح فرهنگی به‌کار می‌رود دارای ارزش‌های شعر باشد.

دو) وسواس شعر تسلیم از این‌که مسایل اجتماعی به زیبایی شعر صدمه می‌زند و باعث جوان‌مرگی می‌شود، پنداری نادرست است و در واقع توجیه‌گریز خودش از تن دادن به مسئولیت است.ا

سه) شعار در شعر، ناظر به کیفیت مبانی است، هم شعر تسلیم می‌تواند شعار باشد و هم شعر مقاومت و از این جهت نباید به شعر اجتماعی حمله کرد.ا

چهار) مخاطب شاعر تنها شاعر نیست، بلکه همه‌ی مردمی هستند که با همان زبان سخن می‌گویند.

پنج) شعر معاصر به اعتبار مفهومی در سطح بسیار وسیعی از شعر نیمایی دور افتاده است و سرانجام این‌که شعر زمان ما و شعر همیشه، شعرمقاومت است، نه شعر تسلیم.ا

 

شب‌چرانی

شبِ بد، شبِ دد، شبِ اهرمن

وقاحت – به‌شادی – دریده دهن

 

شبِ نوریاران، شبِ شعبده

شبِ خیمه‌شب بازی اهرمن

 

شبِ گرگ در پوستین شبان

شبِ کاروان‌داری راه‌زن

 

شبِ سال‌روز جلوس دروغ

شبِ یادبود بلوغ لجن

 

شبِ کوی و برزن چراغان شده

فضاحت از شیپورها نعره‌زن

 

شبِ شب‌چرانی به فرمان دیو

شبِ سور اهریمن و سوک من.ا

 

 آنسه اميری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه‌وهفت

هفدهم امرداد ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved