گفت‌وگویی با بهروز وثوقی بازيگر صاحب‌نام و باارزش سينمای ايران را در يك وب‌سايت خواندم كه در اين گفت‌وگو بهروز وثوقی اشاره‌ای به فيلم «سنگ‌سار ثريا ميم» داشت، با اين يادآوری كه زمانی اين گفت‌وگو انجام شد كه هنوز فيلم مزبور ساخته نشده بود.

بهروز وثوقی در بخشی از اين گفت‌وگو در باره‌ی سوژه‌ی فيلم «سنگ‌سار ثريا ميم» و عدم پذيرش او برای ايفای نقش در اين فيلم، چنين گفته:

البته همین اواخر فیلمی هم پیشنهاد شد که داستانی در مورد سنگ‌سار کردن یک زن ایرانی بود. داستان ایرانی بود و تهیه کننده‌ی امریکایی داشت و از من خواسته شد که نقشی داشته باشم. داستان را که خواندم خیلی ناراحت شدم به خاطر این‌که سنگ‌سار کردن اصلن فرهنگ ما نیست، سنت ما نیست و من اصلن دوست نداشتم در داستانی باشم که یک زن ایرانی را سنگ‌سار می‌کنند. دنیای متمدن دیگر از این کارها به دور است، هر کسی خلافی هم داشته باشد، قانونی هست که میتواند رسیده‌گی کند.

من نتوانستم به هیچ شکلی قبول کنم، پیشنهاد خیلی خوبی هم کردند ولی دیدم اصلن جای من نیست و نمی توانم در صحنه‌ای باشم که زنی را سنگ‌سار کنند. این فیلم در اردن ساخته میشود و دوستان و هنرمندان دیگری هستند که در آن دارند ایفای نقش میکنند. امیدوارم که انعکاس بدی نداشته باشد، فقط همین را می گویم.

البته هرهنرمندی حق دارد كه برای پذيرفتن يا عدم پذيرش نقشی در فيلم تصميم بگيرد و از اين جهت ايرادی نيست. اما اين‌كه دليل عدم پذيرش نقشی كه يك مشكل دردناك و ملموس اجتماعی را نمايان ‌می‌كند را به بهانه‌ی فرهنگ و تمدن ايران نپذيرد، جای تامل دارد.

من هم مانند آقای وثوقی گرامی بر اين باورم كه در فرهنگ و تمدن ايران سنگ‌سار وجود نداشته است. اما واقعيت اين است كه هم اينك و در تمام اين سی سال اخير وجود داشته و ما نمی‌توانيم چشم‌مان را به روی واقعيت ببنديم و برای بری داشتن فرهنگ و تمدن ايرانی از اين معضل، وانمود كنيم كه چنين معضلی در سرزمين‌مان نيست و نبايد تبليغ شود.

درست مثل اين است كه برای تميز جلوه دادن خانه، زباله‌ها را زير فرش پنهان كنيم، آيا اين عمل تاثيری در زباله‌زدایی و نظافت خانه خواهد داشت؟

 فيلم «سنگ‌سار ثريا ميم» بر مبنای گزارشی مستند ساخته شده كه نويسنده‌ی اين گزارش، خود در ايران شاهد سنگ‌سار يك زن ايرانی بوده است، چه‌گونه می‌توان چنين فاجعه‌ای را از جهان پنهان كرد؟ و اصلن چرا بايد پنهان كرد؟ ديدن فيلم سنگ‍‌سار دردناك است اما ديدن صحنه‌ی واقعی سنگ‌سار، هزاران بار دردناك‌تر است، اصلن يك فاجعه‌ی بزرگ‌ست و چرا جهان نبايد ببيند كه در هزاره‌ی سوم، در سرزمينی با تمدن چندهزار ساله، كسانی حكومت می‌كنند كه زن ايرانی را تحت خبيث‌ترين ظلم‌ها قرار می‌دهند و فاجعه می‌آفرينند؟

اتفاق خوبی كه افتاد اين بود كه اكران اين فيلم هم‌زمان شد با اعتراضات مردم ايران عليه انتخابات و چنين شد كه جهان، حساب مردم ايران و حكومت ايران را جدا كرد.

سنگ‌سار در تمدن و فرهنگ ايران نيست اما حاكمان ناايرانی اين سرزمين، چنين قانون غيرانسانی  را در سرزمينی كه مهد تمدن و فرهنگ است به اجرا گذاشته‌اند. اين معضل بايد در جهان مطرح ‌می‌شد تا وسيله‌ای شود برای جلوگيری از تداوم اين قانون ددمنشانه.  پنهان كردن درد، درمان درد نيست و نشان دادن چنين دردی، از مقام و منزلت من و شمای ايرانی نمی‌كاهد بلكه فقط جور و ستم و عقب‌مانده‌گی ذهنی ظالمان را نمايش می‌دهد.

قانون سنگ‌سار خواست و اراده‌ی مردم ايران نيست، خواست و اراده و قانون حكومت ايران است، بنابراين شرم‌ساری از اجرای چنين قانونی در ايران كنونی بر دوش فرهنگ و تمدن اين سرزمين كهن نيست، چرا كه عملكرد سی سال‌ گذشته نشان می‌دهد كه ايرانی‌ها همواره با كمك سازمان‌های جهانی در پی لغو اين قانون بودند.

سنگ‌سار مخفیانه‌ی«عباس ح» و «محبوبه م» در بهشت‌رضای مشهد در ارديبهشت‌1385، سرآغازی برای ایجاد کمپین علیه مجازات سهمگین سنگ‌سار در ایران بود. این کمپین درحالی آغاز شد که تا پیش از آن، گروه‌های زیادی که عمدتن در خارج از ایران فعالیت می‌کردند، مسئله‌ی مجازات سنگ‌سار پس از روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران را مطرح کردند.

هر چند مسئولان قضایی و نماینده‌گان مجلس در مجامع بین‌المللی حادثه‌ی ننگين سنگ‌سار را کتمان می‌کردند، اما گروهی از فعالان جنبش زنان، وکلا و روزنامه‌نگاران در این راستا فعالیت‌های گسترده‌ای را برای جلب افکار عمومی نسبت به این واقعه‌ی دردناک آغاز کردند.

در پاییز سال 1385 كه با پیگیری‌های وکلای داوطلب پنج تن از محكوم شده‌گان به سنگ‌سار، به زندگی بازگشتند، به نظر رسید که مسئولان قوه‌ی قضاییه در پی حذف اجرای حکم سنگ‌سار هستند. اما این نگرانی همواره برای فعالان حقوق بشر وجود داشت تا زمانی که قانون سنگ‌سار پابرجاست، نمی توان به حذف همیشه‌گی این مجازات غیرانسانی امیدوار بود و برهمین اساس اعضای «کمپین قانون بی‌سنگ‌سار» بی‌وقفه بر ضرورت حذف این مجازات از قوانین ایران تاکید کردند و بسیار گفتند و نوشتند و تلاش كردند.

بنابراين من به سهم خودم به عنوان يك زن ايرانی، از نويسنده‌ی‌ ماجرای دردناك «سنگ‌سار ثريا م» و عوامل سازنده‌ی اين فيلم و بازيگران‌اش بی‌نهايت سپاس‌گزارم. بسيار سخت و دردناك است كه زن باشی و در سرزمينی زنده‌گی كنی كه از حداقل حقوق اجتماعی هم برخوردار نباشی و سنگ‌سار هم در سرزمين‌ات يك امر قانونی به‌شمار آيد و هيچ‌كس هم از دردی كه ‌می‌كشی‌ اطلاعی نداشته باشد.

اين‌گونه فيلم‌ها و اطلاع‌‌رسانی‌ها بود كه سبب شد فعالان حقوق بشر و ساير سازمان‌های وابسته، در صدد اعتراض به اين قانون غيرانسانی برآيند و با همكاری و تلاش بی‌وقفه‌ی فعالان داخل ايران، اين فاجعه را پيگيری كنند كه تا بدان‌جا برسد كه مجلس تصويب كند كه چنين قانون غيرانسانی در سرزمين ما لغو شود. قانون‌گزاران قرون وسطا مايل به حذف اين قانون نبودند اما اين فشارهای وارده بود كه آنان را به لغو اين مجازات غيرانسانی واداشت.     

آنسه اميری - مجله اپیزود ، شماره پنجاه‌وهفت

هفدهم امرداد ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved