|
از تجاوز«گریبایدوف» تا تجاوز«پوتین» به پدرخواندهی کودتاچیان اعتراض کنیم
تا حالا به این فکر کردهاید که وقتی «گریبایدوف» دستور داد زنان قفقازی را در تهران با زور از خانهها بیرون بکشند، در سرش چه میگذشت؟ گریبایدوف نویسنده و روشنفکری از خانوادهای اشرافی بود که در ضمن در ارتش روسیه هم خدمت میکرد. البته هیچوقت در خط مقدم هیچ جبههای حاضر نشد و شاید از این منظر بتوان او را بیشتر سیاستمدار خواند تا نظامی. اما بعد از امضای پیمان صلح بین ایران و روسیه و ورود به تهران به عنوان سفیر جدید روسیه، روحیهی نظامیگریاش یکدفعه عود کرد و دستور داد زنان و دختران گرجی را که در خانههای اعیان ایرانی زندهگی میکردند و بسیاری از آنها مادر یا همسر دولتمردان یا بازاریان تهرانی بودند، به زور به ساختمان سفارت بیاورند تا به روسیه برگشت داده شوند. احتمالن گریبایدوف در لحظهای که این تصمیم را گرفته اصلن ایران را عددی حساب نمیکرده. او بنا بر شغلاش، اینطور فکر میکرده که ارتش ایران در شرایطی نیست که بتواند دوباره قد علم کند و شاه ایران و سیاستمداران ایرانی نیز به حفظ مقام خود بیشتر میاندیشند تا جلوگیری از یکهتازیهای سفیر. او در مقام سفیر روسیه خود را قدرت مطلق میدیده و گمان داشته که توانایی اجرا کردن هر چیزی را در این کشور شکستخوردهی جنگزده و تسلیمشده دارد. تنها چیزی که گریبایدوف هرگز به فکرش خطور نکرد - والبته شاید هم به خاطر تربیت اشرافی وی بوده باشد - قدرت مردم کوچه و بازار بود. او هنوز این نکته را درنیافته بود که وقتی مردم خشمگین شوند هیچ قدرتی نمیتواند آنها راعقب بزند و همین دستکم گرفتن مردم، موجبات ملاقات او با عزراییل را فراهم نمود. چند سال پیش موقعی که موج جدیدی از متخصصان روسی برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر وارد کشور شدند، مسئولان از زنهای روس خواستند که حجاب اسلامی را رعایت کنند و چون با بیاعتنایی آنها روبهرو شدند، یک اضافه حقوق تشویقی ماهانه، برای زنانی در نظر گرفتند که با روسری در نیروگاه و شهرک محل اسکانشان ظاهر شوند. از آن به بعد هر یک از کارکنان مذکر روسی، دست دوست دخترش را هم گرفت و به ایران آورد. اگر با کارکنان ایرانی نیروگاه صحبت کنید حکایتهای زیادی از تحقیر مهندسین و کارگران ایرانی میشنوید. روح حقیربین«گریبایدوف» هنوز در جسم روسهاست. آنها اخیرن ایران را حیات خلوت و جولانگاه غیررسمی خود میدانند. دولتمردان ایرانی همواره طوری رفتار کردهاند که روسیه به چشم گاوشیرده ایران را بنگرد. احتمالن هنوز خبر ناکامی گریبایدوف - شاید به خاطر جادهی پر دستانداز تاریخ - به گوش پوتین نرسیده، از همین رو او در تحلیلهای خود اصلن ملت ایران را عددی حساب نمیکند.ا دولت ایران بارها به نقض حقوق بشر متهم شده. مردم را در داخل و خارج کشور به قتل رسانده. آزادیخواهان را شکنجه میکند و معترضان را به هیچ میگیرد. بارها معاهدههای بینالمللی را زیر پا گذاشته و با پول نفت برای خودش تضمین بقا خریده. هر وقت که میخواهند در شورای امنیت این دولت را به خاطر نقض واضح معاهدات بینالمللی محکوم کنند، پدرخوانده وارد عمل میشود و از حق«وتو» برای سرپا نگه داشتن گاو شیرده بهره میگیرد. هر جا که دولت ایران را به خاطر شکنجه، کشتار، نقض حقوق بشر و سرکوب مردم محکوم میکنند، پدرخوانده فورن دست به کار شده و از نفوذ خود برای بیاثر کردن آن استفاده میکند. خامنهای در واقع نه نمایندهی امام زمان، بلکه نمایندهی دولت روسیه در ایران است اما چک سفید امضای حکومت ایران به دولت روسیه، بدون رضایت مردم و غیرقانونیست. تشابهات بین تکنیکهای به کار رفته توسط حکومت ایران برای سرکوب و کنترل مخالفان، با نمونهی روسی آن، آنقدر زیاد است که جای تردیدی برای خط گرفتن از مشاوران روسی باقی نمیگذارد: در هر دو کشور مردم را از روستاها و شهرهای دورافتاده با پرداخت پول برای سرکوب تظاهرکنندهگان به مرکز میآورند. در هر دو کشور با راهاندازی نیروهای اطلاعاتی موازی دولت در سایه تشکیل دادهاند. در هر دو کشور افراد با نفوذ یا سرمایهداری که مخالف دولت هستند بازداشت و اموالشان مصادره میشود. در هر دو کشور رشتهای از قتلهای زنجیرهای (کشتن روزنامه نگاران و آزادیخواهان) به وقوع پیوسته. در هر دو کشور پلیس ضدشورش از تکنیکهای مشابه و حتا لباس همرنگ و تجهیزات یکسان برای خنثا کردن تظاهرات استفاده میکنند و در هر دو کشور ناراضیان را به تلاش برای انقلاب مخملی متهم میکنند.ا مدتی بعد از انعقاد قرارداد ترکمانچای، پوشکین شاعر بزرگ روس و از دوستان گریبایدوف، مشغول قدمزدن در اطراف تفلیس و لذت بردن از مناطق تصرف شده توسط روسیه تحت عنوان آزادسازی بود که یکدفعه یک گاری دید. با کنجکاوی از گاریچی و گرجیهای همراه او پرسید که از کجا می آیند و چه با خود حمل میکنند که چنین بوی متعفنی میدهد؟ گاریچی گفت از تهران میآید و حامل جسد تکه تکه شدهی گریبایدوف است.ا حالا یک بار دیگر«پوتین» و دستگاه حاکمهی روسیه به ایران تجاوز کرده. بیش از چهلهزار مستشار روسی در ایران زندهگی میکنند. آنها به بهانه راهاندازی نیروگاه بوشهر، از پول ملت ایران میخورند. نیروهای امنیتی و ضدشورش را برای کشتن و سرکوب مردم آموزش میدهند و به نظامیان سپاه و سیاستمداران حاکم مشاوره میدهند. در مقابل، دولت انتصابی ایران در دریای خزر به روسها امتیاز میدهد و ادوات نظامی فرسودهی روسی و هواپیماهای کهنه و غیراستاندارد مسافربری را به چند برابر قیمت از آنها میخرد. ششم مرداد برابر با شش شعبان (بيستوهشتم۸ جولای) سالروز مرگ «گریبایدوف» است. روزی که مردم خشمگین از انعقاد قرارداد ترکمانچای منفجر شده و سفارت روسیه را در تهران با خاک یکسان کردند.ا سه روز قبلترش یعنی شنبه بيستوپنج جولای روز همبستهگی و حمایت جهانی از مردم ایران است. چهطور است روز شنبه بيستوپنج جولای عکس «گریبایدوف» را برداریم و جلوی سفارتخانهها و کنسولگریهای روسیه در داخل و خارج کشور برویم تا به حامیان روسی خامنهای، برگی از تاریخ ایران را یادآوری نماییم.ا
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهوپنج سوم امرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |