انتشار انیمیشن تازه‌ای از روی پرسپولیس«ساتراپی» درباره‌ی وقایع پس از انتخابات اخیردرایران

فيروزه خطيبی

اخیرن انیمیشن تازه‌ای به نام «پرسپولیس دو» منتشر شده است که بازسازی است از انیمیشن معروفی به همین نام ساخته‌ی « مرجان ساتراپی»، هنرمند، فیلم‌ساز و نویسنده‌ی ساکن فرانسه با کلام‌هایی تازه در رابطه با وقایع انتخابات اخیر درایران.

پرسپولیس اصلی که در داخل ایران از آن به عنوان یک انیمیشن ضد ایرانی یاد شده است در واقع بازگوی وقایع انقلاب 1357 از زبان دختربچه‌ی نه ساله‌ای است که در کوران این وقایع و جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق نهایتن ناچار به ترک کشور می‌شود و زنده‌گی تک‌نفره و دردناکی را درممالک مختلف اروپائی می‌گذراند. این فیلم که توانست جایزه‌ی هیات داوران جشنواره‌ی سینمایی «کن» در جنوب فرانسه را از آن خود سازد در حالی‌که توجه خاص منتقدین و تماشاگران غربی را در آن زمان به خود جلب کرد، به شدت مورد اعتراض مقامات رژیم جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.ا

انیمیشن «پرسپولیس دو» توسط دو جوان ایرانی ساکن خارج از کشور به نام های سینا و پیمان ساخته شده است که تحت تاثیر کتاب‌ها و فیلم پرسپولیس، یک سایت اینترنتی به نام «پرسپولیس را وسعت دهید» احداث کرده‌اند. ساختن این انیمیشن تازه به نقل از روزنامه‌ی گاردین، با اجازه‌ی رسمی مرجان ستراپی نویسندهی نخستین کتاب پرفروش پرسپولیس و یکی ازسازنده‌گان فیلم برنده‌ی جایزه‌ای که در سراسر جهان به نمایش درآمد بوده است. در زمان نمایش فیلم پرسپولیس یکی از مشاوران محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور اسلامی گفته بود که:« این انیمیشن سیاه و سفید، تصویر غیرواقعی از دست آوردهای باشکوه انقلاب اسلامی به خواننده‌گان و تماشاگران خود داده استا

انیمیشن «پرسپولیس دو» درباره‌ی انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران و مسائلی است که در حول و حوش آن جریان پیدا کرده است. در این انیمیشن بر روی صحنه‌ی مرگ ندا آقاسلطان زن جوانی که در وقایع اعتراضات خیابانی مردم بر علیه نتایج انتخابات کشته شد تاکید زیادی شده است.

به نقل از روزنامه گاردین: « احمدی نژاد و هواداران او احتمالن از تماشای «پرسپولیس دو» به مراتب خشمگین‌ترخواهند شد که وقایع و شورو هیجان‌های روز انتخابات، خشم و شوریده‌گی روزهای پس از آن، تظاهرات خون‌بار خیابانی و نقش سایت اجتماعی « تویتر» در این وقایع و نهایتن جزئیات مرگ دل‌خراش ندا آقاسلطان را به نمایش گذاشته استا

سینا و پیمان انیمیشن پرسپولیس دو را با استفاده از نقاشی‌های مرجان ستراپی از طریق جابه‌جایی عکس‌ها و با تغییر کلام‌های داخل سرلوحه‌های آن ساخته‌اند و آن را در وب‌سایت شخصی خود به نمایش گذاشته‌اند. بنابر گفته‌ی یکی از دو سازنده‌ی این انیمیشن، واکنش‌ها به «پرسپولیس دو» شدید تر خواهد بود و در همین دو هفتهی گذشته هزاران دیدارکننده از بیش از صدوبيست کشور جهان برای تماشای آن به سایت مذکور رفته‌اند.ا

سینا می‌گوید:« این کارتون تازه به این جهت ساخته شده است که نشان دهد چه‌گونه تاریخ در ایران یک بار دیگر تکرار می‌شود.»

 او می‌گوید:« استقبال عمومی از این انیمیشن به قدری دل‌گرم‌کننده بوده است که ما هم اکنون در تلاشیم تا از راه‌های تازه‌ی دیگری هم این صداها را به گوش جهانیان برسانیم

سینا در ادامه‌ی این سخنان می‌گوید:« ما ایمیل‌های زیادی هم از افرادی داشته‌ایم که به ما اعتراض کرده‌اند که چرا کار مرجان ستراپی را با کیفیت بد بازسازی کرده‌ایم و این که به این اثر لطمه زده‌ایم. هرچند نظر این افراد هم برای ما بسیار قابل احترام است اما منظور اصلی ما این بوده است که بحث و گفت‌وگو‌ها درباره‌ی ایران را ادامه دهیم و نگذاریم همه چیز به سردی بگراید و این صداها خاموش شوند

سینا می‌گوید:« کارتون‌های مرجان ستراپی هرچند درباره‌ی زنده‌گی خود او هستند، اما برای هم نسل‌های ایرانی من به‌خصوص در غرب از ارزش خاصی برخوردارند. همین واقعیت که تصاویر سی سال پیش هنوز هم می‌توانند گویای واقعیت امروز باشند. به نظر من این کتاب را از همیشه ارزش‌مندتر و پیام آن را قوی‌تر می‌سازدا

بنابر گفتهی سازنده‌گان پرسپولیس دو، هرچند این فیلم دارای معایب تکنیکی و برخی نادرستی‌هاست، اما در مجموع توانسته است جرقه‌هایی ایجاد کند و موجب پیدایش بحث و گفت‌وگو در اطراف وقایعی شود که توجه مردم از سراسر جهان در هفته‌های اخیر به آن جلب شده است:« باید بگوئیم که حقیقتن این استقبال و توجه بی‌سابقه به مراتب بیش از حد توقع ما بوده استا

 

 

دو اسب عروسکی خیمه‌شب بازی، شخصیت‌های اصلی یک نمایش پُرطرفدار

فيروزه خطيبی

 

بر روی صحنه‌ی خالی و سیاه« تئاتر جدید لندن»، یک اسب چند متری بزرگ ناگهان چهارنعل به حرکت درمی‌آید. او به دور صحنه می‌چرخد و می چرخد ولی به ناگاه برای یک لحظه می‌ایستد. پهلویش را تکانی می‌دهد، شبح انسانی به او نزدیک می‌شود. اسب گوش‌هایش را تیز می‌کند و دُم‌اش را تکان می‌دهد و با سم خود بر روی زمین می‌کشد و انگار که می‌خواهد یک بار دیگر به سرعت آغاز به حرکت کند.

این اسب که نام آن« تاپهورن» است یک اسب واقعی نیست بلکه یک عروسک خیمه شب بازی بغرنج و پیچیده است و ستاره‌ی نمایش تازه‌ای به نام « اسب جنگی» به شمار می‌رود که در صحنه‌ی تئاتر« وست‌اند» لندن به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است.

تاپهورن و شخصیت اصلی دیگر این نمایش، اسب دیگری به نام« جوئی» کاراکترهای اصلی آن به شمار می‌روند. این دو اسب خیمه شب بازی غول پیکر، به همان اندازه از لحاظ احساسی آگاه و زنده‌اند که هر بازیگر برنده‌ی جایزه‌ای که امروز روی صحنه‌ی تئاتر به اجرای نقش مشغول است.

داستان این نمایش که از روی کتابی به قلم « مایکل مورپورگو» اقتباس شده است درباره‌ی پسربچه بریتانیایی فقیری است به نام آلبرت که در نهایت صاحب یکی از اسب‌ها به نام« جوئی» می‌شود. اما به‌زودی جوئی به یک افسر انگلیسی که راهی جنگ جهانی اول است فروخته می‌شود و این ضربه‌ی بزرگی است که آلبرت را وادار می‌کند که هرچند به سن قانونی نرسیده به ارتش بپیوندند و در جست‌وجوی اسب مورد علاقه‌ی خود به اروپا و به میدان جنگ برود.

نمایش« اسب جنگی» که خالق اسب‌های عروسکی آن جایزه‌ی تئاتری معتبر اولیویه را از آن خود ساخته است به‌شدت مورد توجه منتقدین تئاترانگلستان قرار گرفته است.

بیش‌تر این توجه معطوف به اسب‌های عروسکی خیمه شب بازی است که هر یک توسط سه خیمه شب باز به حرکت درمی‌آیند. دو تن از این خیمه شب بازها در داخل بدنه‌ی اسب قرار می‌گیرند و بقیه در خارج از بدن اسب به حرکت آن کمک می‌کنند.

تهیه کننده‌گان تئاتر امریکا در نظر دارند تا نمایش « اسب جنگی» را در یکی از تئاترهای برادوی در نیویورک در سال 2011 به نمایش درآورند. آن ها هم اکنون به دنبال مکان مناسبی هستند که بتواند وسعت لازم برای حرکت دادن این دو اسب و خیمه‌شب بازها را داشته باشد. یکی از این اماکن قورخانه « پارک اونیو» است که بنابرگفته‌ی باب بویت، تهیه کننده‌ی برادوی، مکان ایده آلی است با صحنه‌ای با دهانه‌ای مدور و وسیع.

باب بویت می‌گوید: « اجرای یک تئاتر خیمه‌شب بازی دراین سطح تا کنون در برادوی سابقه نداشته است. همین خود یکی از دلایل جذابیت بیش از حد این پروژه برای تماشاگران تئاتر در این شهر است

ایده‌ی نمایش « اسب جنگی» برای نخستین بار توسط تام موریس، یکی از کارگردان‌های تئاتر ملی در لندن وبه صورت تجربی آغاز شد: « این تجربه ای با یک کار تئاتری است که به صورت طبیعی انجام‌پذیر نیست یعنی ما نمی‌توانیم اسب‌های زنده و واقعی را با این صورت کنترل شده روی صحنه بیاوریم و آن‌ها را به بازی بگیریم

در سال ۲۰۰۵ موریس به دنبال قصه‌ها و ایده‌های تازه ای بود که آن‌ها را به صورت تئاتری درآورد. او به ویژه به دنبال منابعی بود که بتواند از طریق به روی صحنه آوردن آن‌ها از خدمات کمپانی خیمه‌شب بازی آفریقای جنوبی استفاده کند. این کمپانی در گذشته نمایش عروسکی به نام « فاوست در آفریقا» را روی صحنه‌ی خانه نمایشی « باترسی» در لندن آورده بود و از آن استقبال شده بود.

موریس می‌گوید: « اتفاقن یک روز با مادرم صحبت می‌کردم و او از من پرسید: آیا داستان اسبی که به جنگ اول جهانی می‌رود را خوانده‌ای؟ من بلافاصله لبخندی به لب آوردم و یاد گفته‌ی معروفی افتادم که می‌گوید مادرها همه چیز را می‌دانندا

وقتی داستان نمایش به تئاتری برده شد که جونز و کوهلر آن را رهبری می ‌كنند، این دو بلافاصله تحت تاثیر جنبه‌های راماتیک و بسیار جذاب آن و به ویژه شخصیت دو اسب داستان قرار گرفتند.

جوئی یکی از دو اسب، راوی داستان نمایش است و ماموریت هنری دست اندرکاران نمایش از همان آغاز این بوده است که این دو اسب خیمه شب بازی را به صورتی واقعی به نمایش بگذارند که در ذهن تماشاگر کوچک‌ترین شکی در مورد واقعی بودن آن‌ها به‌وجود نیاید.

جونز می‌گوید: « ما همیشه دنبال پروژه‌هایی هستیم که در آن عروسک‌های خیمه شب بازی حضور دست و پاگیری نداشته باشند بلکه جزو جدانشدنی از داستان اصلی باشند که نمایش بدون حضور آن‌ها، مفهوم خود را از دست بدهد. مسلمن نمایش اسب جنگی بدون حضور عروسک‌های متقاعد کننده هرگز نمی‌توانست بر روی صحنه بیایدا

در نخستین مراحل پروژه اسب‌های عروسکی، کارگردان موریس در نظر داشت تا به صورتی شاعرانه و دراماتیک، اسب‌ها را همان‌جا روی صحنه و در مقابل چشم تماشاگران و با استفاده از خرده ریزه‌هایی که در خانه‌های دهقانی و در میدان جنگ پیدا می‌شود بسازد، اما بعدها متوجه شد که برای اجرایی بی‌عیب و نقص، این اسب‌های عروسکی باید بتوانند از قبل ساخته شده و امکان حرکت و بازی با آن‌ها قابل اتکا باشد.

کوهلر، تهیه کننده‌ی نمایش اسب جنگی می‌گوید: « شیوه‌ای که عروسک‌سازان از آن استفاده کرده‌اند یک شیوه‌ی حرکات عروسکی کلاسیک است که از قرن‌ها پیش از این رواج داشته است. اما همان شیوه‌ی کسالت‌آور و خالی از لطف عروسک‌های پینوکیوئی باعث شد تا تهیه کننده‌گان نمایش به دنبال شکلی باشند که در آن جنبه‌های پیکرتراشی گنجانده شده باشد

موادی که برای ساختمان بدن اسب‌های عروسکی از آن استفاده شده، چوب نی‌شکر است که «کوهلر» آن را در آب خیسانده است تا بتواند انعطاف بیش‌تری به آن ببخشد:«این نوع چوب هم سبک است و هم بسیار قابل انعطاف و هر چه چوب‌های بیش‌تری به کار گرفته شود، عروسک‌ها از اندام های قوی‌تری برخوردار خواهند شد. این چوب‌های نی‌شکر هم چنین در طبیعی جلوه دادن سم و گردن این اسب‌ها نقش اساسی ایفا می‌کنند

پوست تن اسب ها هم با استفاده از گاز پانسمان مخلوط با پارچه ابریشمی ساخته شده است که در حقیقت دو خیمه‌شب باز را که در داخل بدنه‌ی اسب ها قرار دارند از انظار پنهان نگاه می‌دارد.

یک اسب کوچک عروسکی دیگر، نقش دوران کره اسبی جوئی را بازی می‌کند. بیرون بدنه‌ی هر اسب، یک خیمه شب باز خود را با حرکات خیمه شب بازهای داخل اسب هماهنگ می‌کند و این عملیات به قدری با مهارت انجام می‌شود که پس از چند دقیقه‌ی اول حضور اسب‌ها روی صحنه، تماشاگرحضور خیمه شب باز بیرونی را هرچند هنوز چشم به آن‌ها دوخته است به کلی فراموش می‌کند.

در داخل شکم اسب‌های خیمه شب بازی، وسائل و دنده‌های مخصوصی است که خیمه شب بازها با تکان دادن آن‌ها، سرو گوش و دُم اسب را هم تکان می‌دهند.

گوش اسب‌ها برای مثال با چرخی شبیه یک دوچرخه تکان داده می‌شود و گوش‌ها می‌توانند در یک مدار ۱۸۰ درجه‌ای بچرخند. اما چیزی که این اسب‌های دروغین را زنده نشان می‌دهد، نفس کشیدن آن‌هاست. عملی که «کوهلر» آن‌را یک نتیجه‌ی پیچیده بر اثر یک عمل ساده می‌خواند:« حرکت زانوهای دو خیمه شب باز داخل بدن اسب، که خم و راست می‌شوند تا اسب را به حرکت درآورند به صورتی طبیعی موجب بالا و پائین رفتن بدنه‌ی این اسب‌ها می‌شود و حالت طبیعی نفس کشیدن را به‌وجود می‌آید

بزرگ‌ترین چالش سازنده‌گان اسب‌های عروسکی، ایجاد امکاناتی بود که بازیگران نمایش بتوانند از این اسب‌ها سواری بگیرند. اما بالاخره با نشستن بازیگران بر روی شانه‌های خیمه شب بازهای داخل بدن اسب، این کار عملی شد.

تماشاگران تئاتر در لندن از سال 2007 تا کنون با تماشای نمایش اسب جنگی به قدری احساساتی شده‌اند که هربار با تماشای آن اشک به چشم می آورند. به‌ویژه در لحظات پایانی این نمایش و هنگامی که سرنوشت آلبرت، جوئی و تاپهورن معلوم می‌شود.

نمایش اسب جنگی نه تنها تماشاگران متعدد خود، بلکه خیمه شب بازهای داخل اسب‌ها را هم در لحظات پایانی نمایش به گریه می‌اندازد.

 

منبع: صدای امريكا

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه‌وچهار

بيست‌وهفتم تيرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved