|
خبر فوت سهراب اعرابی، جوان نوزده ساله در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات به خانواده او اعلام شد
صدای امريكا
به نوشتهی سایت نوروز، ارگان رسمی جبههی مشارکت که از تشکلهای اصلاحطلب است:«سهراب اعرابی بر اثر فشارهای وارده در زندان جان باخته است. سعيد مرتضوی دادستان تهران قول آزادی وی را داده بود اما متاسفانه عصر روز شنبه در دفتر آقای مرتضوی به مادر اين جوان نوزده ساله گفته میشود فرزندش فوت شده است». سايت امير کبير نيز نوشته است که سهراب اعرابی در تظاهرات اعتراضی بيستوپنجم خرداد شرکت داشت. به نوشتهی اين سايت، وی که سال آخر دبيرستان را میگذراند و برای امتحان کنکور آماده میشد از روز سی خرداد دستگير شد اين سايت میگوید در اخباری که در اين باره به سرعت در دنيای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زير شکنجه کشته شده است. پس از تظاهرات اعتراضآمیز بهدنبال اعلام نتایج انتخابات ایران از آقای اعرابی اطلاعی در دسترس نبود. مادر آقای اعرابی در شانزدهم تیرماه با گذاشتن کفالت در دادگاه انقلاب در انتظار آزادی فرزندش بود. اما در تماسی با خانوادهی اعرابی به آنها گفته شد که فرزندشان جان باخته و برای تحویل جسد به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند. مقامات امنيتی ايران در هفتههای اخير صدها نفر از معترضان، روزنامهنگاران، شخصيتهای سياسی و معترضان را بازداشت کردهاند. دستکم بيست نفر بنابر آمار رسمی به دست بسيج يا نيروهای انتظامی در روايدادهای پس از انتخابات کشته شدهاند. با اين حال آمارهای تاييد نشده رقمی بالای صد نفر را نشان میدهد.
مادر سهراب در مراسم خاكسپاری فرزند شهيدش: من سكوت نخواهم كرد
نوروز
پيكر شهيد سهراب اعرابي امروز در ميان فريادهای اللهاكبر صدها نفر از مردمی كه برای اعلام همدردی با خانواده وی در مقابل غسالخانهی بهشت زهرا گرد هم آمده بودند به خاك سپرده شد. ماموران وزارت اطلاعات پيش از مراسم خاكسپاری به خانواده اين جوان نوزده ساله كه با شليك گلوله به قلباش كشته شده است، اعلام كردند كه مراسم بايد در سكوت برگزار شود و در صورت سر دادن شعار، تمامی حاضران بازداشت خواهند شد و مسئوليت بازداشتها نيز به عهدهی خانوادهی اعرابي خواهد بود!. با اين حال شركت كنندهگان در مراسم با فريادهای اللهاكبر و ياحسين گويان درحالي كه يك شاخه گل قرمز در دست داشتند، اين جوان نوزده ساله را تا آرامگاه ابدیاش در قطعهی 257 بهشت زهرا بدرقه كردند.
هنوز مشخص نيست كه سهراب اعرابي در درگيریهايي پس از پايان راهپيمايي ميليوني روز بيستوپنجم خرداد كه طي آن از يك پايگاه بسيج در ميدان آزادی به سوی تظاهركنندهگان تيراندازی شد به شهادت رسيده يا پس از دستگیری در زندان اوين كشته شده است. خانوادهی اعرابي اطلاعات دقیقی از چهگونهگی ناپدید شدن سهراب پس از تظاهرات بيستوپنجم خرداد در دست ندارند، اما به آنها گفته شده بود كه فرزندشان در زندان اوين است. در حالي كه خانوادهی اعرابي در انتظار آزادی سهراب بودند، روز شنبه بيستم تيرماه طي تماسي به آنها اعلام میشود كه به ادارهی تشخيص هويت مراجعه كنند تا از ميان حدود شصت عكسي كه به آنها نشان دادند، عكس سهراب را شناسايي كنند. اين در حالي است كه جنازهی سهراب اعرابي در روز بيستونهم خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود و مسئولان در تمام اين مدت خانواده وی را سردرگم كرده بودند. مادر سهراب اعرابي كه از اعضای گروه مادران صلح است، امروز در مراسم خاكسپاری فرزندش درحالي كه به شدت متاثر بود، فرياد میكشيد: من سكوت نخواهم كرد... آنها در تمام اين روزها مرا بازی دادند... پسر من كشته شده بود و به من نميگفتند... . خانوادهی سهراب، به ويژه مادر او، از روز بيستوپنجم خرداد برای يافتن وی به همهی ارگانها مراجعه كرده و تنها پاسخي كه دريافت كرده بودند، اين بود كه سهراب در زندان اوين است. در پايان مراسم خاكسپاری اين شهيد نوزده ساله يكي از اعضای خانواده او اعلام كرد كه مراسم ديگری برگزار نخواهد شد و تمامی هزينهها صرف امور خيريه میشود.
اطلاعيه کمپين بينالمللی حقوق بشر در بارهی کشته شدن سهراب اعرابی
گويا نيوز
کمپين بين المللی حقوق بشر خواستار حقيقت يابی در بارهی ناپديد شدهگانی شد که در هالهای از نيرنگ و دروغ، سردرگمی، و رعب و وحشت ايجاد شده گم شده است. بيستويكم تيرماه 1388- کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران امروز گزارش داد که مقامات ايرانی، خانوادهی سهراب اعرابی، نوزده ساله، را پس از گذشت بيستوشش روز از ناپديد شدناش مطلع کردند که او در اثر تيراندازی به قلباش در جريان راهپيمايی کشته شده است.
پروين فهيمی، مادر سهراب که از اعضای مادران صلح است در اين مدت بيستوشش روز تلاشهای گستردهای برای کسب خبر در بارهی پسرش کرده بود و عکسهای او را به همهی زندانها، دادگاهها و هر جايی که امکان داشته برده وخواستار روشن شدن وضعيت او شده بود. سرانجام در شامگاه بيستم تيرماه، پس از برگزاری يادبود دهمين سال جنبش دانشجويی، داگاه انقلاب آنها را احضار کرد تا با مراجعه به ادارهی آگاهی از ميان عکسهای فراوان اجساد، سهراب را شناسايی کنند. به گفتهی اعضای خانوادهی سهراب به کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران، جسد سهراب در روز بيستونهم خرداد ماه يعنی پنج روز پس از ناپديد شدناش، به پزشکی قانونی تحويل داده شده است. سهراب اعرابی قرار بود که در تيرماه امسال در کنکور ورودی دانشگاه ها شرکت کند.
سهراب اعرابی در اثر تيراندازی به قلباش کشته شده است اما هنوز معلوم نيست که آيا او اول مجروح شده و به بيمارستان منتقل شده و بعد فوت کرده است يا اينکه در همان جريان راهپيمايی و بلافاصله پس از تيراندازی کشته شده است.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران در مورد مرگ سهراب گفت: «اگر سهراب در اثر تيراندازی در روز بيستوپنجم خرداد ماه در خيابان کشته شده است، چرا جسد او در روز بيستونهم خرداد ماه تحويل پزشکی قانونی شده است؟» هادی قائمی با شدت تمام اعلام کرد که ما خواستار يک تحقيق مستقل و يک پاسخگويی کامل در بارهی علت مرگ سهراب اعرابی و پيگيری مناسب توسط قوهی قضائيه هستيم. قائمی تاکيد کرد که اين تحقيق بايد روشن کند که مقامات منتظر چه چيزی بودند و چرا اين همه مدت طول کشيد تا به مادرسهراب خبر مرگاش را بدهند. ا فقدان شفافيت و تاخير محاسبه شده در خبررسانی در بارهی مرگ بدون هيچ توضيح سهراب، تنها باعث شده است که نگرانیها در بارهی سايرکسانی افزايش پيدا کند که ياجزو ناپديد شدهگان هستند و يا بازداشت شدهگانی که بدون هيچ ارتباطی با خانواده و وکيل در وضعيت بی ارتباط با دنيای خارج به مدت يک ماه در بازداشت هستند. خبری مبنی بر بازداشت حدود صدونود نفر در جريان تظاهرات در روز هجدهم تير نيز اين نگرانیها را شدت داده است. هادی قائمی در بارهی اين نگرانیها گفت: «بسياری از خانوادهها در وحشت هستند که به آنها هم خبر مرگ عزيزانشان را در راهپيمايیها بدهند در حاليکه حقيقت همچنان مبهم بماند. هادی قائمی تاکيد کرد که علاوه بر همهی اينها، بیخبری از وضعيت ناپديد شدهگان، برای خانوادهی آنها يک شکنجه است.
ديدار ميرحسين موسوی و همسرش با خانواده سهراب اعرابی
دویچه وله
شامگاه سه شنبه (حدود نُه و سی دقيقه شب) ميرحسين موسوی به همراه همسرش زهرا رهنورد در منزل سهراب اعرابی که در جريان اعتراضات به نتيجهی انتخابات و در حوالی ميدان آزادی ظاهرن بر اثر تيراندازی نيروهای بسيج کشته شد، حاضر شدند و با خانوادهی اين جوان نوزده ساله ابراز همدردی کردند.
پایگاه اطلاعرسانی«نوروز» متعلق به جبههی مشارکت ایران اسلامی، گزارش داد که میرحسین موسوی، نامزد معترض دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری در ایران، به همراه همسرش با خانوادهی سهراب اعرابی، یکی از قربانیان اعتراضات اخیر در ایران، دیدار و گفتوگو کرده است.
طبق این گزارش، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، شامگاه سهشنبه در این دیدار که در منزل خانوادهی سهراب اعرابی صورت گرفته است، با این خانواده ابراز همدردی کردند. میرحسین موسوی از فاجعهای که منجر به کشته شدن سهراب اعرابی، جوان نوزده سالهای شد که در جریان اعتراضات به نتیجهی انتخابات و تیراندازی نیروهای امنیتی جان خود را از دست داد، ابراز تاسف کرد.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاعرسانی نوروز، موسوی همچنین گفته است: «اجازه نخواهیم داد خون این جوانان پایمال شود».
نوروز گزارش میدهد که میرحسین موسوی در گفتوگوی کوتاه خود با خانوادهی اعرابی، به آنها اطمینان داده است که برای پیگیری ماجرای کشته شدن سهراب اعرابی و دیگر قربانیان اعتراضات و درگیریهای اخیر، در کنار این خانوادهها خواهد ماند و آنها را تنها نخواهد گذاشت.
طبق همین گزارش، مردم در مقابل منزل خانوادهی اعرابی در حمایت از میرحسین موسوی شعار دادهاند و از او خواستهاند تا «نگذارد خونهای ریختهشده پایمال شود».
سهراب اعرابی روز دوشنبه بيستوپنجم خرداد 1388 یکی از سه میلیون نفری بود که از میدان انقلاب تا میدان آزادی، در اعتراض به نتیجهی اعلامشدهی انتخابات در سکوت راهپیمایی کردند. اما در میدان آزادی، در محل ساختمان پایگاه بسیج مقداد، از روی بام به طرف مردم تیراندازی شد. به گفتهی نیروی انتظامی، در جریان این تیراندازیها هفت نفر کشته شدند. سهراب اعرابی یکی از این هفت نفر بود.
دیدار کروبی با خانواده شهید اعرابی
سحام نيوز
به گزارش« سحام نيوز» كروبی در اين ديدار با ابراز تاسف نسبت به اينكه اعتراضات آرام مردم نسبت به نتيجهی انتخابات با گلوله پاسخ داده شد گفت: «انتخاباتي برگزار شد كه مردم نسبت به نتيجهی آن معترض بودند و بنابراين با برگزاری راهپيماييهای آرام خواهان احقاق حق خود بودند ولي متاسفانه عدهای با گلوله پاسخ اعتراضات آرام مردم را دادند. ولي آيا بايد پاسخ اعتراضات مردم اين گونه داده میشد؟»
وی افزود: «من از همان ابتدا پيگير احقاق حقوق بازداشت شدهگان و آسيبديدهگان حوادث اخير بودهام و حتا با نگارش نامهای به آقای هاشمي شاهرودی رييس قوهی قضائيه از وی درخواست كردم تا هرچه سريعتر تلكليف كساني كه بدون هيچ اتهامی و تنها به دليل اعتراض به نتيجه يك انتخابات بازداشت شدهاند را مشخص كنند و البته در روزهای آينده نيز اين قضايا را پيگيری خواهم كرد.
كروبی تاكيد كرد: «من از مسئولان درخواست میكنم كه پاسخگوی خانوادههای آسيبديدهگان حوادث اخير باشند و چه بسيارند خانوادههای كه اين روزها طي تماسي اعلام میكنند كه از سرنوشت فرزندانشان بیخبر هستند .
در همين حال خانوادهی اعرابی ضمن قدرداني از تلاشهای كروبی برای احقاق حقوق آسيبديدهگان حوادث اخير خواستار پاسخگويي نهادهای مربوطه به شهادت فرزندشان شدند. مادر اعرابي كه همچنان اشك در چشماناش جمع میشد با بغضي كه در گلو داشت به شرح ماجرايي كه بر او گذشته است پرداخت و گفت: «هنگامی كه با بنده تماس گرفتند گفتند كه به زندان بيايم چرا كه قرار است پسرم آزاد شود ولي وقتي من به آنجا رفتم جسد وی را تحويل گرفتم، چه كسي پاسخگوی اين اتفاق خواهد بود.
وی گفت: « تاكنون هيچ يك از نهادهای مربوطه دربارهی اين اتفاق به من پاسخي ندادهاند و من از تمامی نهادهای مرتبط شكايت خواهم كرد.» گفتني است هنگامی كه كروبی به محوطهی منزل اعرابی رسيد، تنها خانوادهی وی در انتظارش نبودند بلكه جمعيت بسياری در آنجا تجمع كرده بودند و با سر دادن شعارهايي چون «كروبی كروبی حمايتت میكنيم» و يا «كروبی با غيرت برس به داد ملت» خواستار ادامهی پيگيریهای او برای احقاق حقوق بازداشت شدهگان و آسيبديدهگان حوادث اخير شدند.
سهراب فقط حرفی برای گفتن داشت!
مليحه محمدی - راديو زمانه
سهراب فقط هيجده سال داشت. شبی که فردايش کنکور بود، ـ چه روزی بود از اين تيره روزهايی که گذشت ـ سياهکارانی که دروغگويی البته کمترين پليدیهاشان است، گفته بودند، کنکوریها را آزاد میکنيم. برای همين پروين مادرش تا نيمه شب مقابل اوين نشست.
از کجا دارم میگويم؟ از کجا آغاز کنم که داستان سهراب باشد، از پليدیهای اين فرومايگان بگذرم، از سفله سياست شوم اين زمانه دور شوم، جنون لجام گسيختهی قدرت را که ميهن ما را در چنگالهای خونيناش میفشارد کناری بگذارم و از داستان سهراب بگويم که کوچکترين بچهی خانواده باشد؛ که دوشنبه روزی سه روز بعد از آنکه با شور و اميد به پای صندوق رای رفته بود، در خيابان شهر و آبادی خودش گم شد!
سه روز پيش از آن با گوريل پای شطرنج نشسته بود، اميدش و اعتمادش را در طبق اخلاص معصوميتاش نهاده و هر چه هم از اول بازی از او کسر کرده و به خود افزوده بودند، قبول کرده بود بلکه مفسده حقير ابلهانه از ميهناش رخت بربندد، بلکه پيش جوانان جهان که دنيای ديجيتال بهم وصلشان کردهاست، سرافکنده نباشد، بلکه حالا که درساش را با آن سالهای سخت بيماری پدر تمام کرده و ميخواهد به دانشگاه دربيايد، نور اميدی را به تارک آينده خودش فروزان ببيند.
دوشنبه بيست و پنجم خرداد بود سه روز پس از آنکه شيادان مفسده جو، او را چون ميليونها برادر و خواهرش فرا خوانده و بعد تحقيرش کرده بودند، اميد معصومانهاش را زير پاهای هيولا لگد مال شده میديد، و حالا به جستوجوی اعتماد گم شدهاش همراه مادرش به خيابانها آمده بود. با دست خالی با قلبی که بیگمان به جای گلولهای که اينک در آن نشسته اميدی را هنوز در خود نهان داشت. با دست خالی! تا به غارتگران اعتماد مردم بگويد هنوز هم میتوانيم با هم گفتوگو کنيم. ببينيد! چوب و چماق و باتون و تفنگتان را من هيچ سپری در دست ندارم. همانگونه بیدفاع بی اسلحه و بیگناه که با يک قلم پای صندق رای رفتم! همان صندوقی که شما گذاشته بوديد همانجايی که شما گفته بوديد! به يکی از همانها که باری، خود پذيرفته بوديد رای دادم تا مگرچهرهی غبار آلود ميهنام را در منظر جهان بشويم. ببينيد دست خالیام در خيابان.
من شاهد زندهی شلیک بسیج به قلب سهراب هستم!
پيكنت
این پیام کوتاه شب گذشته برای انتشار دراختیار«پیک نت» قرار گرفت:
من در لحظاتی که سهراب اعرابی تیر به قلباش خورد و نقش زمین شد، درکنار او بودم و شاهد این جنایت بودم. نمیدانستم آن کسی که تیر خورد چه نامی داشت اما صورتش کاملن به یادم مانده بود. اکنون که عکس سهراب اعرابی همه جا منتشر شده دانستم آنکه در کنار دستام با شلیک گلوله شکار شد و نقش زمین شد سهراب بود.
آن روز سهراب از من جدا شد و رفت وسط خیابان و خطاب به بسیجیهائی که روی بام بودند فریاد زد، چرا مردم را میکشید؟ در همین هنگام یک تیر مستقیم شلیک شد و سهراب نقش زمین شد. من و عدهای از مردم او را به طرف آمبولانس بردیم. پیش از سهراب چهار نفر دیگر هم با شلیک مستقیم بسیجیهای مستقر در همان بام هدف قرار گرفته و به همین آمبولانس منتقل شده بودند.
من در آن شلوغی نفهمیدم آمبولانس به کدام بیمارستان رفت و سرنوشت تیرخوردههای داخل آن چه شد تا اینکه اکنون عکس او بهعنوان یکی از قربانیان کودتا منتشر شده است.
اگر کوچکترین تردیدی در بارهی این شهادت من دارید، از همان طریق که این پیام را گرفتهاید اطلاع بدهید تا جزئیات بیشتری را دراختیارتان بگذارم.
«یعقوب بروایه» دانشجوی کارشناسی ارشد در بیمارستان لقمان به شهادت رسید
جوان دیگری که توسط لباس شخصی ها به شدت زخمی و در بیمارستان بستری شده بود، درگذشت. یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهایت دچار مرگ مغزی شد و به شهادت رسید. یعقوب بروایه فرزند دوم یک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تیرماه 1361 بوده و در هنگام مرگ تنها 27 سال سن داشت.
به نوشته برخی سایتهای خبری یعقوب بروایه تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت: مادر من برای آزادی کشته شدم.... و چشم فروبست. گفته میشود ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند.
«آرمان استخریپور» یکی ديگر از كشتهشدهگان وقايع اخير
وبلاگ زيرزمين
آرمان استخریپور، جوان هجده سالهی شيرازی که در درگيریهای ماموران حکومتی با مردم در تظاهرات شيراز مورد اصابت باتوم قرار گرفته بود پس از چند روز کما و بر اثر مرگ مغزی، سرانجام ژشم از جهان فروبست.
یکی از دوستان آرمان که نخواست ناماش فاش شود گفت: آرمان در درگيریهای چند روز اخير شيراز در محلهی ابيوردی با باتوم مجروح شد وپس از آن به کما رفت.
به گفتهی اين جوان شيرازی، آرمان که به منزل پيرزنی در حوالی درگيریها پناه برده بود، روز، بيستوچهارم تير، جان باخت و پيکر اين عزيز جان باخته قرار است در دارالرحمهی شيراز به خاک سپرده شود.
پزشک آرمان، علت مرگ وی را مرگ مغزی اعلام کرد.
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهوچهار بيستوهفتم تيرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |