کارگردان کهنه کار سینمای امریکا، سیدنی لومت، در آستانه‌ی هشتادوسه ساله‌گی بار دیگر با تریلری به نام «پیش از آن‌که شیطان بفهمد مردی» به سطح نخست سینمای امریکا بازگشته است.

«لومت» که در دهه‌های هفتاد و هشتاد با خلق آثاری چون «سرپیکو»، «بعد از ظهر سگی»، «قتل در قطار سریع‌السیر»، «سفر طولانی روزانه به‌سوی شب» و یا «شاهزاده‌ی شهر» خود را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان سینمای جهان معرفی کرده بود، با اثر تازه‌اش به نوعی به تم‌های مورد علاقه‌ی سینمای آن دوران خود بازگشته است.

 گفت‌وگوی زیر مباحثه‌ای است میان او و خبرنگار مجله‌ی سایت اند ساوند، پیرامون شخصیت‌های ملودراماتیک و تا حدودی وحشتناک «پیش از آن‌که شیطان بفهمد مردی».

 

جفری مک‌ناب: چه تفکری در پشت سکانس پورنوی آغازین فیلم وجود داشت، گمان می‌کنم که شما خود آن‌را به فیلم‌نامه اضافه کردید؟

سیدنی لومت: قصدم از قرار دادن این سکانس در افتتاحیه‌ی فیلم این بود که مخاطبان را نسبت به این مسئله که چه عاملی این‌دو برادر را در دست بردن به چنین کاری ترغیب می‌کند، آگاه سازم. در این سکانس، اندی مردی معرفی می‌شود که نیازمند نوعی از انزوای فانتزی است. او می‌خواهد به دور از مشغلات کاری و آشنایان، همراه با دوست دخترش اوقات خوشی را در جایی دورافتاده سپری کند.

 - در فیلم‌نامه، «اندی» و «هنک» دو دوست هستند، اما شما در فیلم آن‌ها را به عنوان دو برادر معرفی کردید. دلیل این کار چه بود؟

 - ببینید. این‌جا مسئله خلق یک ملودرام است. یک روایت ملودراماتیک برای من بسیار دل‌چسب است. اما باید توجه داشت که مرز میان ملودرام و تراژدی بسیار باریک است به‌طوری‌که حتا این‌دو حس با یک‌دیگر ادغام می‌شوند. برای همين به نظرم آمد که در این داستان راهی که می‌تواند مخاطب را درگیر تم ملودراماتیک فیلم کند و او را در دام تراژدی نیندازد این است که «هنک» و «اندی» را دو برادر معرفی کنم.

 - آیا مخاطبین فیلم نسبت به این دو شخصیت (ادی و هنک) احساس انزجار و نفرت نمی‌کنند؟

 - نمی‌دانم. در مصاحبه‌هایی که پیرامون این فیلم داشتم و هم‌چنین در نقدهایی که بر فیلم نوشته شد، به نظر می‌رسید که این دو نفر دارای هویت برجسته‌ای شده‌اند. نمی‌دانم، شاید زمانه تغییر کرده است. شانزده سال پیش جاناتان دمی فیلم«سکوت بره‌ها» را درباره‌ی مردی که مردم را می‌خورد ساخت و دختری که حتا از سایه‌ی خودش هم می‌ترسید، نه تنها توجه‌اش جلب این کاراکتر شد، بلکه در پاره‌ای نسبت آن احساس علاقه می‌کرد.

 - آیا به‌کارگیری شیوهی روایت غیرخطی و استفاده از فلاش‌بک و هم‌چنین نشان دادن برخی از سکانس‌های فیلم از زوایای مختلف ایده‌ی شما بود؟

 - نه، این شیوه‌ی روایت در فیلم‌نامه هم بود. اما من فکر کردم که نمایش برخی از سکانس‌ها از زوایای مختلف و با فاصله‌ی زمانی در طول فیلم می تواند به گیرایی چنین داستانی بسیار کمک کند.

 -  شما «پیش از آن‌که شیطان بفهمد مردی» را با دوربین HD فیلم‌برداری کردید. آیا استفاده از این تکنولوژی جدید باعث دل‌تنگی شما نسبت به شیوه‌های قدیمی فیلم‌سازی نشد؟

 -  هم اکنون نزدیک به پنج سال است که از دوربین HD استفاده می‌کنم. این برای من مثل یک موهبت الهی است. اغلب کارگردانان کار با دوربین ها و ماشین‌های غول‌آسا را بسیار طاقت فرسا می‌داند. البته در حدود صد سال از همین نوع شیوه‌ها در ساخت فیلم استفاده می‌شده، اما باید پذیرفت که همه چیز در حال پیشرفت است و به تناسب، سینما نیز نیازمند به‌کارگیری شیوه‌های نوین فیلم‌سازی است. البته نباید فراموش کرد که دوربین‌های HD قابلیت‌های بسیاری را نسبت به نمونه‌های قبلی دارا هستند. با استفاده از این دوربین‌ها می‌توان عمق وسیع‌تری از میدان را با نوری حداقل فیلم‌برداری کرد. به‌علاوه من تا به حال ندیده‌ام که هیچ نوع جنس نگاتیوی وجود داشته باشد که بتواند رنگ آبی آسمان و یا برگ سبز درختان را این‌گونه طبیعی و شفاف در خود ضبط کند.

 -  شما در طول دوران زنده‌گی‌تان شاهد وقایع بسیاری در جامعه‌ی امریکا بوده‌اید. حوداثی چون جنگ جهانی دوم، ترور کندی، جنگ ویتنام و بسیاری تحولات اجتماعی و سیاسی دیگر. با توجه به این تجربیات، چه میزان نسبت به جامعه‌ی امروز امریکا خوش‌بین هستید؟

 - من به‌طوركلي آدم خوش‌بینی نیستم. گمان می‌کنم در مقطع بسیار حساس و وحشتناکی از تاریخ سرزمین‌مان هستیم و امیدوارم بتوانیم از آن به سلامت عبور کنیم. البته این شرایط تنها به سیاست مربوط نیست، بلکه معتقدم خود مردم دچار تحول و دگرگونی شده‌اند و این مسئله تنها به امریکا محدود نمی‌شود و سراسر اروپا و دنیا را دربر گرفته است.

 به اعتقاد من یکی از عوامل مهم در پیدایش چنین جامعه‌ای تلويزیون و رسانه است. ساعت نشستن پای تلويزیون نوعی از انزوا را در پی دارد که در طول دوران رشد و بلوغ به همراه انسان است. در عصر حاضر ظهور تکنولوژی‌های دیگر مثل تلفن‌های شخصی  که مثلن فیلمی از مرا در صفحه ای دو در سه اینچی نشان می‌دهد، انزواطلبی و گوشه‌گیری را در جامعه افزایش می‌دهد.

منبع: سایت اند ساوند

 

 مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه‌وسه

بيستم تيرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved