شهلا شفيق: ندا، نماد مبارزه‌‌ای است که زن‌ها پیش بردند

راديو زمانه - ايرج اديب‌زاده

در پاریس، شب بزرگ‌داشت کمپین یک میلیون امضا، به مناسبت تحولات ماه اخیر و جنبش اعتراضی مردم، از سوی اعضای این کمپین در پاریس، فعالان فمینیستی فرانسه و دست‌اندرکاران جایزه‌ی «سیمون دوبوار» که در سال 2009 به کمپین یک میلیون امضا اهدا شده بود، به ملت ایران تقدیم شد.

این مراسم در سینما پاریس با نمایش چهار فیلم مستند ویژه‌ی زنان ایران برپا شد.

در همین رابطه با «شهلا شفیق»، جامعه‌شناس، نویسنده و از فعالان جنبش زنان در پاریس که در شب هم‌بسته‌گی زنان ایران و زنان فرانسه حضور داشت، گفت‌وگو کرده‌‌ام.

از دو سه ماه پیش برنامه‌ریزی شده بود و قرار بود در یک سینما پاریس با حضور عده‌ی‌ زیادی انجام بشود و ما حول جنبش زنان و مبارزات زنان و ویژه‌گی کمپین یک میلیون امضا صحبت بکنیم، سالن خیلی پر بود. البته فراموش نکنیم که هربار از کمپین یک میلیون امضا می‌گوییم، از مبارزات تمام زنان ایران صحبت می‌کنیم.

ولی ویژه‌گی این کمپین را می‌گوییم، این‌‌که مسئله‌ی حقوق برابر و تغییر برای برابری را مطرح کرده است. به نظر من این مطالبه‌ی محوری که در انتخابات اخیر خیلی رایج شد، و مسئله‌ی تغییر، از دستاوردهای کمپین بود. دقت کنید که در سال 2006 کمپین، مسئله‌ی تغییر برای برابری را مطرح کرده بود.

یعنی با این شعارها، بتوانیم نقش زنان پیشرو خودمان و خانم‌های دیگر و کسانی که برای مبارزه علیه سنگ‌سار فعالیت می‌کنند و مسئله‌ی زنان گروه میدان و به‌طورکلی همه‌ی این خانم‌هایی را که در کانون‌های زنان فعال بوده‌اند، مطرح کنیم.

ولی به خاطر حوادثی که در ایران رخ می‌دهد و مبارزه‌ای که در ایران جاری است، این شب را با توافق دوستان کمپین در پاریس به ملت ایران هدیه کردیم. درنتیجه موضوع از این فراتر رفت. فرانسوی‌های خیلی خیلی زیادی شرکت کردند و ما چهار فیلم را نشان دادیم.

يکی فیلمی از تظاهرات «نترسید ما همه باهم هستیم» و شعارهای تظاهرات بود. بعد از آن فیلمی مربوط به کمپین، جایزه و حضور خانم بهبهانی (نشان داده شد) که در واقع حضور خیلی فرخنده‌ای بود. برای این‌که ایشان نماد بسیار بسیار مهم برای مقاومت زنان و چهره‌ی بسیار شاخصی هستند که همیشه می‌گویم، مهر و خرد را باهم دارند.

فیلمی در مورد صحنه‌هایی از جمع کردن امضا بود و پس از آن مبارزه‌ی زنان در اولین سال انقلاب برضد حجاب اجباری. این برای فرانسوی‌ها خیلی مهم است که این تاریخ را نگاه کنند. بعد از آن گفتم که پیش از آن هم انقلاب مشروطه داشتیم، پیش از آن هم مبارزات دائمی داشتیم و فکر نکنند مبارزه‌ی امروز، یک‌باره از آسمان آمده و یا مسئله‌ای است برای درگیری‌های گروهی یا غیره و غیره.

فرانسوی‌هایی که آن‌جا بودند می‌گفتند چه قدر برای ما جالب بود که این را در یک روند تاریخی نگاه کرده‌اید، حتا دختران جوان ایرانی که از نسل این‌جا هستند خیلی متاثر شدند و فیلمی که راجع به مبارزات زنان در آن سال‌ها دیده بودند، برای‌شان تکان‌دهنده بود.

این‌که زنان پرستار، زنان کارمند همه بی‌حجاب برای حق خودشان مبارزه می‌کردند و می‌گفتند ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم. و از همه مهم‌تر می‌گفتند آزادی، نه غربی، نه شرقی، جهانی! حالا امروز می‌بینیم که این ندای آزادی که در آن موقع از دهان زنان و از گلو بلند شد و در سی‌ سال پیش خفه شد‌، امروز از دهان مردم ایران بلند می‌شود.

در راه‌پیمایی اعتراضی چند هفته‌ی اخیر ایران، زنان و دختران جوان به صورت جمعیتی پرشمار و میلیونی دوشادوش مردان اعتراض سردادند. از خانم شهلا شفیق می‌پرسم، حضور پرشمار و چشمگیر زنان ایران را در این جنبش اعتراضی چه‌گونه ارزیابی می‌کنید؟

زنان ایرانی، زنان پیش‌رو ایرانی در بردن شعار مطالبه‌ی محوری در جامعه‌ی ایران نقش داشتند. به‌علاوه ندا، نمونه‌ی زنان ایران است. ندا به صدا و سیمای آن ایران دیگری که دارد مبارزه می‌کند، تبدیل شده است. در واقع این تصادفی نیست. بازهم نماد این مبارزه‌‌ای است که زن‌ها پیش بردند.

زن‌ها اولین قربانیان ایدئولوژی ساختن از مذهب‌اند. همیشه همین‌طور است. زن‌ها را در مسلخ ایدئولوژی ساختن از مذهب قربانی می‌کنند‌، به خاطر این‌که زن‌ها مادرند، زن‌ها خواهرند و اجازه نمی‌دهند که این‌ها از این محدوده‌‌ی مادری و خواهری به موجودات مستقل تبدیل بشوند.

خواسته‌ی زنان ایران پیش از همه آزادی است، ولی فکر می‌کنم همه‌ی جوانان، همه‌ی کارگران ایران، معلمان ایران از این فقدان آزادی، فقدان حقوق ابتدایی که با فساد توام است، ناراضی‌اند. در این دنیای امروز این حرف‌ها فقط حرف‌های مبارزاتی نیست، حرف‌های تحقیقی هم هست.

اکثر تحقیقاتی که شده است نشان می‌دهد توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بدون توسعه‌ی سیاسی غیرممکن است. یعنی دموکراسی یک چیز لوکس نیست. یک چیز لوکس نیست که بگویند، حالا این مهم نیست. مردم نان شب داشته باشند، دموکراسی نداشته باشند.

یا حرف‌هایی که زده می‌شد، این‌که اقتصاد مال خر است یا این مردم فقط اسلام را می‌خواهند و چیز دیگری نمی‌خواهند، این‌جوری نیست. نمی‌توانید در مملکتی بدون دموکراسی، توسعه‌ی فرهنگی، توسعه‌ی سیاسی یا توسعه‌ی انسانی داشته باشید. این مسئله‌ای است که چه به لحاظ علمی، چه به لحاظ تحقیقی ثابت شده است. ما در ایران در مرکز این مبارزه‌ی دموکراتیک هستیم و زنان ایران هم در مرکز این مبارزه هستند.

هم‌زمان با رویدادهای جنبش اعتراضی و راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز مردم در ایران، در فرانسه و جهان گروهی از چهره‌های مشهور سیاسی، فرهنگی و هنری به پشتیبانی از مردم ایران برخاستند. در پاریس گروهی از روشن‌فکران، چهره‌های سیاسی و فرهنگی طراز نخست در اعلامیه‌ای که در روزنامه‌ی «لیبراسیون» چاپ شد، همراهی و پشتیبانی خود را از جنبش اعتراضی مردم ایران اعلام کردند. نام خانم «شهلا شفیق» نیز درمیان امضا کننده‌گان بود. آیا جهان، ایران دیگری را کشف کرده است؟

ببینید، مسئله‌ی خیلی مهمی در ایران اتفاق افتاده، برای این‌که سی سال است که بسیاری از کسانی که نام خودشان را متفکر و محقق و این‌ها می‌گذارند، تمامن با سیاسی‌ها مشورت می‌کنند. در این جلسه که نماینده‌گان و رهبری احزاب سوسیالیست و کمونیست و سبز فرانسه بودند، گفتم شما نمی‌توانید به اسم کارشناسی، مردم را انکار کنید.

ما مردمی متنوع هستیم‌، از نظر فکری و قومی متنوع هستیم. هر کدام‌مان یک فرد هستیم. این فردیت ما را انکار نکنید. اسلام‌گرایان می‌خواهند بگویند یک امت است. مردم ایران که امروز در خیابان آمده‌اند، نشان می‌دهند که ما امت نیستیم. ما رمه‌ای نیستیم که احتیاج به چوپان و ولایت فقیه داشته باشیم.

مردم در خیابان، ولایت فقیه را به چالش گرفته‌اند و این برای این‌ها تکان‌دهنده است. همیشه در ذهن‌شان این است که امتی هست و فرهنگی دارد و این‌طوری است و ما سعی کردیم، حداقل من سعی کردم بگویم، نه! ما آدمیم، ما انسانیم.

فکر می‌کنم این احساسی است که امروز همه‌ی ایرانی‌ها دارند و در عین این سرکوب شدید، حس غروری‌ است که همه‌ی ایرانی‌ها دارند، از این‌که به خیابان آمدند و می‌گویند ما هستیم. به همین دلیل است که دنیا دارد به آن‌ها نگاه می‌کند. چون سال‌هاست که، من این را فهمیده‌ام، تا وقتی خودمان نگوییم هستیم، کسی ما را به حساب نمی‌آورد.

تصویر فاجعه‌بار و دل‌خراش «ندا» هنگام کشته شدن در راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز، مردم جهان را تکان داد. پیش‌تر هم طی سی سال اخیر دختران و زنان بسیاری در ایران مورد سرکوب و خشونت واعدام قرار گرفتند. اما چرا این‌بار تصویر «ندا» این گونه دنیا را تکان داد؟

ببینید، در تصویر ندا چند جنبه هست که همه‌ی اتفاقی را که در ایران می‌افتد بیان می‌کند. یکی این‌که ندا یک دختر جوان از نسل بعد از انقلاب است. یعنی انقلاب را نشناخته، تجربه نکرده است. به ما همیشه می‌گفتند که بعد از دوره‌ای ملتی که جنگ نکرده، انقلاب نکرده، حوصله ندارد به خیابان بیاید. ولی این دختر جوان به خیابان رفت.

یک واقعیت را نشان داد که این واقعیت از چشم‌ها مخفی شده بود. بعد این‌‌که او یک زن است و زنی‌ است که برای آزادی آمده. چنان‌که بعدان هم گفته شد که مسئله، مسئله‌ی صف‌کشی در مقابل دعوای آقای احمدی‌نژاد و این‌ها نیست. حتا نزدیکان‌اش مطرح کردند که این مسئله‌ی آزادی است.

یکی دیگر هم معصومیتی‌ است که زیر پای استبداد له می‌شود. این انسان است، یعنی در واقع زنده‌گی‌ است که مرگ، نابودش می‌کند و این ملتی ا‌ست که برای زنده‌گی به پا خاسته است. یک‌باره جهان متوجه شد که این زنده‌گی در خطر است.

تمام آن غصه، تمام آن افسرده‌گی، تمام آن چیزی که در طول سال‌ها به ملت ایران تحمیل شده بود، در این صحنه بود. یعنی یک زنده‌گی جوشان دارید که در مقابل مرگ قرار گرفته است. پیش از این‌که این اتفاق برای ندا بیفتد، یادداشت‌های یک دختر جوان وبلاگ‌‌نویس را خوانده بودم. تمام شب را نخوابیدم و با آن زنده‌گی کردم.

صبح مقاله‌ای نوشتم که این دختر جوانی که می‌گوید فردا به تظاهرات خواهم رفت، ولی نمی‌دانم که آیا از آن تظاهرات زنده برمی‌گردم یا نه، ولی می‌روم موسیقی مورد علاقه‌ام را گوش می‌دهم. شعرهای شاملو و فروغ را می‌خوانم. با این موسیقی می‌رقصم. آرایشگاه می‌روم، به دوستان‌ام تلفن می‌زنم، نمونه‌ی همین نسل است.

تمام حرف‌هایی که آن دختر وبلاگ‌نویس می‌زده، می‌توانسته در دهان ندا باشد. و وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم شعر فروغ، شعر شاملو چه ربطی به فرهنگی که این‌ها می‌خواهند ادعا بکنند که نماینده‌اش هستند دارد؟ دختر جوانی که می‌خواهد با موسیقی‌اش برقصد، می‌خواهد فروغ بخواند، می‌خواهد شاملو بخواند.

این چهره‌ی‌ نسل جوان ایران است. حداقل آن نسلی که اعتراض می‌کند. نمی‌گویم همه‌، آن نسلی که امروز توی خیابان است. و فکر می‌کنم نشان ‌دادن این ایران‌، وظیفه‌ی ماست و ما می‌خواهیم این کار را بکنیم. این‌جا با جمعیت وسیعی ازجمله رهبران احزاب مختلف سعی کردیم این کار را انجام بدهیم.

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی‌ پنجاه‌وسه

بيستم تيرماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved