فواد.ص - وب‌سايت «راه من»

فواد: با درود به شما. مهرداد جان، شما یکی از اولین هنرمندانی بودی که نسبت به وقایع اخیر ایران واکنش نشان دادی و نامه‌ای را به همین مناسبت منتشر کردی. این روزها خواننده‌گان زیادی آهنگ‌هایی را اجرا کرده‌اند در ارتباط با اتفاقاتی که در ایران رخ داده است، آیا شما قصد چنین کاری نداری؟ به نظر شما یک ترانه و آهنگ در این شرایط باید چه ویژه‌گی‌هایی داشته باشد که ماندگار شود؟

مهرداد: من فکر می‌کنم هنرمندان باید همیشه به فکر ضبط چنین کارهایی باشند. در همه‌ی این سال‌ها هنرمندانی بوده‌اند که از وطن و از جوانان وطن نوشته‌اند و اجرا کرده‌اند. هنرمندانی که جلوتر از جامعه حرکت کرده‌اند، پرچم‌دار بوده‌اند و چنین روزهایی را می‌دیدند. فکر می‌کنم ترانه‌هایی مثل «دیوار یار»، «جنگل شش‌وهشت»، «حریق شهر قصه» و دیگر ترانه‌هایی از این دست که در طول فعالیت هنری‌ام ضبط کردم، بتوانند جوابگوی وظیفه‌ای که در قبال جامعه به عهده دارم باشند.ا

اما اگر ترانه‌ای که فردای امروز را فریاد کند برای‌ام بنویسند با کمال میل ضبط خواهم کرد. امروز میهن در خطر نیست، بچه‌های میهن در خطرند. کسی به کشور من تجاوز نکرده، به بچه‌های کشورم و حقوق‌شان تجاوز شده، پس ترانه باید برای بچه‌های میهن نوشته شود نه برای وطن. از ستم و ستم‌گر باید خواند، از ظلم و مردم‌کُشی باید خواند. از خون نداهایی که کم‌ترین حق‌شان بازپس گرفتن رای‌شان بود، از این همه زندان و شلاق، از این همه مادر داغ‌دار، از این همه گردن‌کلفتی ستم‌گران باید خواند. امروز حرف حقوق مردم در میان است، از حق داشتن آزادی باید خواند.ا

باید ترانه‌ای را ضبط کنیم که از نظام ستم‌گر بگوید، از مردم تحت ستم حرف بزند، اگر در پی تولید کاری اثرگذار هستیم باید مستقیمن به ظلم ظالم بپردازیم. امروز نویسنده‌گان، پژوهش‌گران، سیاسیون مبارز و هنرمندان نقش بسیار مهمی را در هدایت جامعه  به سوی هدفی ارزش‌مندتر و والاتر ایفا می‌کنند. پس باید هوش‌مندانه و بدون گرایش‌های سیاسی فقط به آزادی مردم ایران بیاندیشند. فقط از آزادی مردم باید خواند.ا

 

فواد: در آلبوم «شب سپید» آهنگی را اجرا کرده‌ای به نام «جنگل شش و هشت» با کلام شهیار قنبری. در این آهنگ از اتفاقاتی نام برده می‌شود که در یک سال اخیر حادث شدن‌شان پُررنگ‌تر بوده است، می‌شود گفت آینده در جریان این اثر اتفاق می‌افتد. می‌گویند هنرمند جلوتر از جامعه‌اش حرکت می‌کند. در لحظه‌ای که این ترانه اجرا می‌شد، تا چه حد فکر می‌کردید آینده مطابق آن پیش برود تا جایی‌که حتا به این بیت هم برسیم: «یه جعبه رنگ واسه روز مبادا، رای همه فدای اخم آقا»؟ آیا وضعیت از این بدتر هم خواهد شد؟

مهرداد: کاملن با شما موافق هستم. این ترانه را بسیار دوست دارم. قبل از این‌که شهیار این ترانه را بنویسد کلی باهم راجع به مسایل ایران حرف زدیم، کلی راجع به نقش رسانه‌ها حرف زدیم و تصمیم گرفتیم که ترانه‌ای در این مورد اجرا کنیم.

نقطه نظرهای شهیار نیز همان‌طور که در متن ترانه آمده است بسیار هوش‌مندانه و منطقی بود، در نتیجه زمانی‌که شهیار متن ترانه را برای‌ام خواند از وسعت افکار شهیار بسیار لذت بردم. موسیقی ترانه را به شکلی که شنیدید ضبط کردم که آن هم برای من شکل تازه‌ای داشت. موسیقی این ترانه که در بخشی از آن رپ کردم، با توجه به متن ترانه نوشته شده بود.ا

از «خراب شدن بخش خبر و آگهی‌های دوبی»، «دروغ جلوه دادن کشتار میلیونی» و«رابطه‌ی اخم آقا با رای مردم». باید همین‌جا عرض کنم که همه‌ی اعتبار این ترانه متعلق به «شهیار قنبری» خواهد بود که شاعر ترانه است و من با موسیقی و صدای‌ام در انتشار این افکار از هیچ تلاشی دریغ نکردم.ا

ضبط ترانه‌ی معترض و ترانه‌ای که فردای جامعه را فریاد می‌زند وظیفه‌ی هنرمند متعهد و پیش‌رو می‌باشد. هنرمند باید آگاه و فرهنگ‌ساز باشد و جلوتر از زمان حرکت کند.ا

فواد: مهرداد آسمانی، آهنگ‌سازی است که با هنرمندان زیادی همکاری داشته است و جنجالی‌ترین همکاری‌اش آهنگ‌سازی برای گوگوش بوده و همین‌طور هم‌صدایی با او. با توجه به این‌که شما آهنگ‌سازی هستی که دائمن در حال ساخت فضاهای جدیدی و از تکرار پرهیز می‌کنی، چه‌گونه شد که ریسک همکاری با گوگوش را پذیرفتی و دست به خلق فضاهای جدیدی زدی که پس از بیست سال سکوت هنری گوگوش، یک انقلاب محسوب می‌شد، بازخورد این فضاها در بین مخاطبین و کارشناسان چه بود؟ چه‌گونه این همکاری ادامه یافت و چه شد که در سکوت پایان پذیرفت؟

مهرداد: من به کار خودم و شاعرانی که همکاران من بودند، اطمینان کامل داشتم، می‌دانستم با تکیه به اشعار بدون نقص و تجربه‌ی کاری خودم و فواصلی که همیشه دوست داشتم در آهنگ‌هایم استفاده کنم، با توجه به قدرت اجرای آوازخوانی که یکی از مهم‌ترین مجریان موسیقی در پنجاه سال اخیر بوده است، حتمن موفق خواهم شد.ا

این افکار من و اعتمادی که به هنر همکاران‌ام و کار خودم داشته‌ام، باعث شد که اثری خلق شود که حتا دشمنان خالقین این آثار هم در مقابل این آثار، راهی جز سکوت نداشته باشند. اما اظهار نظر کردن در باره‌ی کارهای هنری توسط کارشناسان، این‌جا زیاد مرسوم نیست، حداقل به صورت عمومی مرسوم نیست، شاید در گوش‌هم، از هم تعریف کنند یا اگر با کسی هم‌کاری می‌کنند، از صبح تا شب از هم‌کارشان خوب بگویند و بعد از قطع این همکاری، دشمن خونی هم شوند و اگر فرصتی به دست آمد، نیشی هم به هم بزنند، اما نقد جانانه و به دور از بغض و کینه، این‌جا زیاد مرسوم نیست.ا

در غربت اظهار نظرکردن در مورد کار دیگر هنرمندان توسط رسانه‌ها هم بیش‌تر بسته‌گی به روابط آن هنرمند با آن رسانه دارد. اگر رابطه خوب باشد، مدام کفش‌های یک‌دیگر را برق خواهند انداخت و اگر روابط بد باشد آن‌گاه دیگری را به سر و روی‌ات می‌کوبند و چون هنرمندان، صاحب رسانه نیستند که مدام به سبک رسانه‌های امروز، با هم سوال و جواب کنند و یقه‌ی هم‌دیگر را بگیرند، راهی جز سکوت برای هنرمند خالق اثر باقی نمی‌ماند. به هرحال آینده و مردم حتمن قاضی‌های خوبی خواهند بود.ا

در مورد بخش آخر سوال‌تان باید عرض کنم که یک‌بار در باره‌ی این مسایل توضیح داده‌ام و فکر نمی‌کنم لازم باشد مجددن توضیحات‌ام را تکرار کنم، با این حال جوابی مختصر به پرسش‌تان خواهم داد. مختصر از این جهت که یاد گرفته‌ام در مورد مسایلی که  بلد نیستم حرف بزنم، بلد باشم حرف نزنم.ا

همان‌طور که حرف زدن، بلدی می‌خواهد، حرف نزدن را هم باید بلد باشیم یا این‌که در زمان مناسب حرف بزنیم یا طوری حرف بزنیم  که دیگران از حرف‌های‌مان برداشت غلط نکنند. من نمی‌دانم چرا قطع این هم‌کاری این‌قدر سوال‌برانگیز شده؟؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟؟ مگر قرار بود که این هم‌کاری تا آخرعمر ادامه پیدا کند؟؟  به نظر من اگر این اتفاق نمی‌افتاد سوال‌برانگیز می‌شد.ا

پس از ضبط ترانه‌ی «شب سپید» که دقیقن دو سال و نیم پیش و قبل از کنسرت«کداک» بود در مصاحبه با آقای «منصور سپهربند» با احترام اعلام کردم که دیگر آهنگی برای ایشان ندارم. در همان گفت‌وگو از دعوت به همکاری از هنرمند استثنایی کشورمان آقای«شماعی‌زاده» حرف زدم و در آلبوم«شب سپید» هم به‌جز «شک می‌کنم» و «شب سپید» که کاری قدیمی بود، من آهنگ دیگری در آن آلبوم برای ایشان نداشتم.ا

لازمه‌ی پیشرفت کار هنری را اول، درجا نزدن می‌دانم و دوم این‌که آوازخوانان با استعدادهای مختلف همکاری داشته باشند تا از خلق آثار تکراری دور شوند به شرطی که در انتخاب شعر و آهنگ دچار اشتباه نشوند، مخصوصن به کلام، بیش‌تر اهمیت بدهند، و هدف‌شان از ضبط ترانه، فقط این‌که کاری ضبط کرده‌باشند نباشد. آن‌وقت حتمن شاهد پیشرفت کار هنری خواننده‌گان خواهیم بود. برای پیشرفت کار هنری ایشان، حتمن لازم بود که با هنرمندان دیگری نیز همکاری داشته باشند، ضمن این‌که آهنگ‌های من هم در مقام مقایسه با آهنگ‌های دیگران قرار می‌گرفت. اشعار شاعران هم با هم مقایسه می‌شد و نتیجه‌ای زیبا و حقیقی حاصل می‌شد.ا

علاوه بر این‌ها من هم بسیار خسته بودم، فشار کاری زیادی را تحمل می‌کردم که فقط مربوط به ساخت موسیقی نبود. عقد قراردادها و این‌که این قراردادها به سلامت به پایان برسند و بسیاری مسایل حاشیه‌ای دیگر که فکر نمی‌کنم لازم باشد برای همه‌گان باز شود. پس به قول شما، بی‌سرو صدا پایان گرفت. اما همیشه آرزوی موفقیت برای هنرمند بزرگ کشورمان را دارم و برای ادامه‌ی فعالیت‌های هنری‌ام طرح‌هایی دارم که پس از حدود یک‌سال بررسی به نتایج درستی رسیده‌ام که به‌زودی همه‌گان را در جریان خواهم گذاشت.

ا

فواد: شما در این سال‌ها ترانه‌هایی اجرا کرده‌اید که امضای بزرگانی پای آن‌ها بوده است، نام‌هایی چون شهیار قنبری، محمد صالح‌ علا، زویا زاکاریان و … با ترانه‌سراهای کم‌شناس‌تر همکاری آن‌چنانی نداشته‌اید. نظرتان در مورد ترانه‌سراهایی که در داخل ایران فعالیت می‌کنند چیست؟ آیا قصد همکاری با آن‌ها را در کنار نام‌های بزرگ ندارید؟

مهرداد: برای‌ام همکاری با جوانان علاقه‌مند به ترانه بسیار جالب خواهد بود، حتمن در زمانی مناسب به این‌کار خواهم پرداخت. شاید با دعوت از همه‌ی جوانانی که شعر و ترانه می‌نویسند، کاری بزرگ انجام دادیم.

فراموش نکنید برای من نام و شهرت نویسنده مطرح نیست، بلکه محتوای کار برای‌ام اهمیت دارد. ولی باید قبول کنیم که در این سال‌ها هنوز جایگزین مناسبی برای بزرگان ترانه پیدا نکردیم. شاید کسانی باشند که من نمی‌شناسم اما تا به امروز هنوز ترانه‌ای در سطح کار بزرگانی که بیش از چهل سال است که می‌نویسند و هنوز هم خوب می‌نویسند، پیدا نکرده‌ام.ا

من با افتخار حاضرم با استعدادهایی که قابلیت بزرگ شدن و تازه شدن را داشته باشند، همکاری کنم.

 

فواد: مهرداد جان! آقای امیرقاسمی در مصاحبه‌ای با «فرید زلاند» با صراحت گفت كه گوگوش از همان ابتدای دوره‌ی جدید فعالیت هنری باید به سمت همکاران قدیمی خود می‌رفت و کار با آنان را ادامه می داد. به نظر شما این چه‌گونه دیدگاهی است که چنین عقیده ای را ابراز می‌کند و از چه جایگاهی برخواسته است؟

ضمن اینکه خانم گوگوش در مصاحبه‌های اخیر خود تا آنجایی که من اطلاع دارم اسمی از شما نمی‌برد، آیا کارهایی که شما ساخته‌ای شامل چهار آلبوم برای خانم گوگوش فراموش شده است؟ یا هنرمند قصد دارد برای خوشایند دیگران، قسمتی از کارنامه‌ی هنری خودش را نادیده بگیرد و همه‌ی تعریف‌هایی را که از شما کرده است را از یاد ببرد؟ آیا از دید شما اسم این حرفه‌ای‌گری است؟

 مهرداد: هرکسی باید خودش بهتر بداند كه تا کجا اظهار نظر کند وجایگاه‌اش کجاست؟ من هم مثل شما از جایگاه گم‌شده‌ی بسیاری از این افراد بی‌خبرم. برای مردم، نظر کارشناسی «حسن شماعی‌زاده» ارزش دارد که سخاوت‌مندانه چندین بار در مصاحبه‌هایش به من لطف فراوان داشت، هنرمندی که خودش خالق این همه زیبایی‌ست.

نظر کسی که سوت هم بلد نیست بزند برای مردم ارزشی ندارد. با این حال من هم کاملن با نظر این آقا موافق هستم. ایشان باید از ابتدا با همکاران قدیمی‌شان همکاری می‌کردند. اما انگیزه‌ی من برای موافقت با این نظر، با انگیزه‌ی آقای مجری بسیار متفاوت است و هیچ ربطی به موسیقی و شناخت بیش‌تر و کمتر ازجنس صدا ندارد.

انگیزه‌ی موافقت‌ام را امروز نخواهم گفت ولی قول می‌دهم یک‌روزی به این سوال شما بازگردم و جوابی مفصل به این پرسش خواهم داد. این‌ها با این حرف‌ها، دنبال عکس‌العمل می‌گردند و بسیار کوشیده‌اند که مرا وادار به عکس‌العمل کنند. پرپر می‌زنند که حرفی از من در ارتباط با همکاران بشنوند تا آن‌طور که خود می‌خواهند از آن استفاده کنند.

فرید زلاند از دوستان من است و همیشه این دوستی توام با احترام از جانب دو طرف بوده. در این رابطه اصلن ایشان تقصری ندارند، ايشان برای تبلیغ کار تازه با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کنند و باید هم بکنند، ولی این بدان معنا نیست که قصد بی‌احترامی به همکاران‌شان را داشته باشند.

اما در مورد بخش آخر سوال‌تان باید عرض کنم که  هر آوازخوانی پس از ضبط کارهای تازه، اگر گفت‌وگویی انجام می‌دهد بیش‌تر در مورد همکاران تازه‌اش و کارهای تازه‌اش حرف می‌زند، اصلن نیازی  به تکرار حرف‌های گذشته و تعریف و تمجیدهای تکراری نیست، البته با حفظ احترام برای آثار و خالقان اثر.

حرفه‌ای بودن یا نبودن رفتار هنرمندان همیشه زیر ذره‌بین جامعه بوده و هست، پس اجازه بدهید بیننده و شنونده خودش قضاوت کند و به رفتار آن هنرمند نمره‌ی قبولی یا ردی بدهد. آثاری که ضبط شده سرجای خودش است، شما این‌قدر حساس نباشید. شاید شرایط روحی و احساسی و یا حرفه‌ای هنرمند به‌گونه‌ای‌ست که بهتر است این‌گونه رفتار کند.ا

من که دلگير نیستم و خوش‌حال هم می‌شوم که مدتی نام‌ام از زبان‌ها بیفتد. می‌دانم که هیچ‌کس قصد اهانت به دیگری را ندارد، اگر هم داشته باشد با این کار، اهانت به کسی نخواهد شد. شاید با این رفتار دشمنان دست از سر هر دو طرف برداشتند.ا

 

ففواد: با سپاس از شما مهرداد جان، در آخر اگر لطف کنید چند خطی را برای خواننده‌گان «راه من» در رابطه با اتفاقات اخیر ایران بنویسید، ممنون می‌شوم.ا

 مهرداد: با درود و احترام به خواننده‌گان محترم «راه‌من»، هم‌وطنان آزادی‌خواه و ستم‌دیده به زور گلوله و خشم کثیف ستم‌گر، وادار به سکوت می‌شوند. شاید این سکوت اجباری را به خیال خام‌شان نشان پیروزی بدانند، اما با ورق زدن صفحات تاریخ متوجه خواهند شد شکستی بزرگ در انتظارشان هست. پرده‌ها را پاره کردند، جوانان را به خاک و خون کشیدند، رای مردم را دزدیدند، به مردم نسبت اراذل و اوباش دادند، بچه‌های مردم را در زندان‌ها شکنجه کردند، اعدام پشت اعدام، خلاصه که جای سالم برای این مردم باقی نگذاشتند.ا

پس بدانند هر حکومتی که ضد مردم حرکت کرد، کشتار عمومی را برای سرکوب مردم انتخاب کرد، نفس‌های آخرش را می‌کشد. این نظام از داخل دچار مشکل شده است. تا یک سال دیگر شاهد اتفاقی خواهید بود و خواهید دید که این نظام از درون دچار مشکل است.ا

مردم هوشیار ایران باید هوش‌مندانه و با استفاده از اتفاقاتی که در آینده رخ خواهد داد، با کمترین خون‌ریزی به آرزوی بزرگ و حقیقی‌شان که همانا آزادی‌ست برسند.ا

برای همه‌ی آزادی‌خواهان و اندیش‌مندان مبارز ایرانی آرزوی پیروزی و موفقیت دارم.

مهرداد آسمانی

 

ادامه‌ی اين گفت‌وگو در شماره‌ی آينده‌ی اپيزود

 

 مجله‌ی اپیزود ، شماره‌‍ی پنجاه‌وسه

بيستم تيرماه 1388 خورشیدی

 

BACK

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved