|
كارگردان و تدوين: رنه كلر فيلمنامه و طراح صحنه: فرانسيس پيكابيا فيلمبردار: ژ.برليه موسيقی: اريك ساتي بازيگران: ژان بورلن، اينگه فريس، پيكابيا، منری، دوشان ساتی، ژرژاوريك، ژرژ شارنسول، مارسل آشار، پير سيز، رولف دوماره. محصول: فرانسه سال 1924 - صامت
تاثير دادائيسم كه مكتبی آنارشيستي در هنر و هدفاش نابود كردن همهی منطقها و هدفهای عادی بود، در فيلم اين فيلمساز جوان كه نام خود را از«رنه شومت» به رنه كلر تغيير داده بود، متبلور شد و بعدها به صورت بيانيهی سينمای پيشرو درآمد. آنتراكت توسط سردمداران بالهی سوئد برای نمايش ميانپردهها سفارش داده شد و فرانسيس پيكابيا يكي از بنيانگذاران دادائيسم برای اين فيلم، سناريويي كوتاه نوشت. فيلم به گفتهی كلر: «لكنت زباني تصويری است كه با همآهنگي تنظيم شده است.» اين فيلم نوعی به مبارزه طلبيدن بيش از حد تماشاگر و تمسخر همهی اشكال گوناگون توليد فيلمهای عادی بود. كلر تنها در پي نظم دادن به ريتم تصويرها و سكانسهای بود كه فقط به سبب ارزشهای حركتيشان انتخاب شده بودند. در آغاز فيلم، ستونها و سقفها و دودكشها بهطور پراكنده درهموبرهم ظاهر میشوند. «منری» و «مارسل دوشان» در گوشهی پشتبام سرگرم بازی شطرنج هستند. رقاصهای از زاويهی پايين به بالا ديده میشود. ناگهان سری با ريش پيدا میكند. پس از آن تصوير تشريفات حمل جنازه را میبينيم كه پيشاپيش آن شتری در حركت است كه تاج روی سرش از نان و ژامبون تشكيل شده است و سوگواران ِهمراه، از آن تغذيه میكنند. تشييع كنندهگان سرعت میگيرند و ميهمانان ناچار میشوند بدوند، تا اينكه جادوگری از تابوت بيرون میآيد و ابتدا يكي از حاضران را غيب میكند و سپس يكي پس از ديگری را، و سرآخر نيز خودش را.
آن مفسرهايي كه برآنند تا«آنتراكت» با ريتم متغير و موضوعهای مختلفاش را با معني دقيق ارزشيابی كنند، به راهي خطا میروند. اين فيلم برای كلر، هيچ چيز بهجز تفريحي نشاط انگيز و نوعي تاييد آزادی بیحد و مرزی كه هنر هفتم به آفرينندهگاناش میبخشد، نبود. اما در عين حال اشاره به موضوعهايي داشت كه بعدها از ويژهگيهای فكری«كلر» محسوب میشد. به مسخره گرفتن عادات طبقهی بورژوا، به تصوير كشاندن كاريكاتورگونهی تيپهای محلی و بومی و... خود«كلر» فيلم را حقيقتن متعلق به«پيكابيا» میداند و پسزمينهی كاملن دادائيستي او را برای رسيدن به اين نتيجه، شرط اساسي میخواند. ژرژ سادول سه دههی بعد، اين فيلم را «مفرج نامعقول و شاهكار سينمای ناب» خواند و الكساندر آرنو نيز نوشت كه: « هنوز به زيبايي بار نخستي است كه نمايش داده شد.»
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهوسه بيستم تير ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |