|
تلاش برای خاموش کردن شاهد قتل «ندا» roozonline.com
ماجرای قتل نداآقاسلطان، دخترجوانی که درجریان تجمعات پس از انتخابات ریاست جمهوری دریکی از خیابانهای حوالی میدان انقلاب کشته شد، با اظهارات فرماندهی نیرویانتظامی در مورد تحت تعقیب قراردادن «آرش حجازی» شاهد قتل توسط وزارت اطلاعات، وارد مرحلهی جدیدی شد. خشم پلیس، تعیقب حجازی سردار اسماعیل احمدی مقدم روز گذشته مدعی شد:«آرش حجازی كه در پروندهی قتل ندا آقاسلطان به عنوان شاهد، جنجالسازی كرده، تحت تعقیب پلیس بینالملل (ینترپل) ونیروهای اطلاعاتی است.» وی افزود که قتل ندا آقاسلطان سناریويی است و هیچ ربطی به اغتشاشهای تهران ندارد. این سخنان دیروز در حالی بیان شد که با جستوجو در قسمت افراد «تحت تعقیب» وب سایت پلیس بین الملل، هیچ نامی از آرش حجازی دیده نمیشود. بسیاری از وبلاگنویسان ایرانی دیروز با استناد به همین واقعیت اظهارات «احمدی مقدم» را دروغ دانستند. آرش حجازی چهرهی شناخته شدهای درمیان اهالی نشر و ترجمه درایران است. او متولد سال ۱۳۴۹ است و از سال ۱۳۷۶ انتشارات کارون را تاسیس کرد. «پاولو کوییلو» نویسندهی نامدار برزیلی و خالق «کیمیاگر» حجازی را مترجم رسمی آثار خود به فارسی معرفی کرده است. او هم اکنون دانشجوی دانشگاهی در جنوب انگلیس است و درحالی که تنها پنچ روز پیش از حادثهی یادشده به تهران آمده بود، یک روز پس از آن ایران را ترک کرد. او در گفت وگویی مفصل با شبکه بی.بی.سی با تشریح لحظات پایانی زندهگی ندا اعلام کرد که علارغم خطراتی که چنین مصاحبهای برای وی دارد، آنرا به دلیل مساپل اخلاقی انجام میدهد. او گفت که از زمانی که ندا درخیابان جان سپرد به مدت سه شب نتوانسته بخوابد. در این مصاحبهی مفصل او تصریح کرد کسانی که به ندا شلیک کردهاند نیروهای لباس شخصی مسلح بودهاند. حجازی در اظهار نظری دیگر تاکید کرد ابتدا گمان کرده که تیراندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندهگان را دیده است که مرد مسلح موتورسواری را گرفتهاند: «مردم فریاد میزدند گرفتیمش، گرفتیمش». او را خلع سلاح کردند و کارت شناساییاش را که نشان میداد عضو بسیج است، گرفتند. مردم خیلی عصبانی بودند و او فریاد میزد: « نمیخواستم بکشماش.» مردم نمیدانستند با او باید چهکاربکنند و گذاشتند که برود. اما کارت شناساییاش را گرفتند. کسانی هستند که میدانند او کیست. چند نفر هم از او عکس گرفتند.» پوشش خبری مصاحبهی آرش حجازی و اظهارات وی مبنی بر قتل نداآقاسلطان توسط نیروهای بسیجی خشم مقامات ایرانی را بهشدت برانگیخت و شنیدهها حاکی از آن است که خانوادهی وی تحت فشارشدیدی هستند تا روایت رسمی مقامات ایرانی را تایید کنند.
تهران همچنان ملتهب است - ماموران روزهاست كه نخوابيدهاند چهارشنبه دهم تيرماه 1388 جلال كيهانمنش
سه روز پس از تائید انتخابات بيستودوم خرداد و انتصاب احمدی نژاد، تهران همچنان ناآرام است و نیروهای نظامی، امنیتی و لباس شخصی به مراکز خود باز نگشتهاند. اگر چه مسئولین بعد از تایید انتخابات، برای نشان دادن وضعیت سفید، سرویس پیام «اس.ام.اس» را از ساعت پنج عصر روز سهشنبه نُهم تيرماه به کار انداختند، اما آمادهباش نیروهای امنیتی، در حدی که حتا مرخصیهای آنها نیز لغو شده، نشاندهندهی ناآرامی خیال هاست.ا نیروهای امنیتی اگر چه میکوشند کمتر در خیابانها و میدانها آفتابی شوند وفضا را آرام نشان دهند، اما چهرهی ملتهب شهر و حضور سریع این نیروها به محض وقوع یک حادثه نشان میدهد که در پشت چهرهی شهر، اتفاقات دیگری در جریان است.ا به گفتهی یک بسیجی، طی دو هفتهی گذشته اغلب نیروهای امنیتی و نظامی در طول شبانه روز تنها سه الی چهار ساعت میتوانستند بخوابند، اما حالا هم که ظاهرن فرصت بیشتری برای خوابیدن دارند، صدای الله اکبر شبانهی مردم مانع خوابیدن آنها میشود.ا نیروهای امنیتی و بسیج که دوشنبه شب و سهشنبه را در حالت آمادهباش به سر برده بودند، انتظار داشتند بعد از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان مردم بیشتری به خیابانها بیایند و به نتایج انتخابات اعتراض کنند. اما این اعتراضها در سهشنبه و پس از آن چهارشنبه ادامه نیافت و مردم اگر چه بر بانگ الله اکبر افزودند اما واکنش دیگری نشان ندادند. همزمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و رسانههای وابسته به جناح راست، ضمن نمایش قدرت به حمله به موسوی پرداختند. وابستهگان دولت کودتا همچنین تا آنجا پیش رفتند که مرگ ندا آقاسلطان را به صراحت به خارجیها نسبت دادند و فرماندهی بسیج نیز اعلام کرد کسانی که اقدام به کشتن مردم کرده بودند، بسیجی نبودند بلکه از «لباس بسیجی» استفاده کرده بودند.ا یک شهروند تهرانی در این مورد به «روز» میگوید: اینها خجالت نمیکشند؛ من به چشم خودم دیدم که این جماقدارها چهطور با حمایت نیروی انتظامی به جان زن و بچهی مردم افتاده بودند. بعد هم همهشان سوار ماشین نظامی شدند و رفتند.ا
انتقال نیروهااز خیابان به مساجد وجود شهروندان فراوانی مانند این مصاحبهکنندهست که باعث شده تا نیروهای ضد شورش و بسیجی در خیابانها بمانند؛ هر چند شکل حضور آنها تغییر کرده است. این نیروها طی سه روز گذشته در مساجد، اماکن دولتی و مدارس مستقر شدهاند تا در صورت اعتراض مردمی به سرعت به خیابان بیایند.ا این نیروها به ویژه در مسجد میدان فلسطین، مسجد سه راه جمهوری، پایگاه مقداد، مدرسه امامی، پلیس راهنمایی خیابان کارون و بسیاری دیگر از ادارات، مساجد و مدارس حد فاصل میدان آزادی تا میدان فردوسی و حد فاصل میدان ولیعصر تا چهار راه پارکوی مستقر شدهاند. جستوجو برای یافتن محل اجتماع این نیروها که اغلب بسیجی هستند نشان میدهد که در این دو مسیر حداقل شانزده مسجد، اداره و مدرسه وجود دارد؛ البته آنها در محلهای دیگری نیز مستقر هستند که اطلاع دقیقی از آن محلها وجود ندارد.ا
محاصره محل سکونت موسوی از سوی دیگر، پس از انتشار بیانیههای «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» در مورد لزوم ابطال انتخابات و ادامهی اعتراض ها تا رسیدن به نتیحه، محل زندهگی میرحسین موسوی در خیابان پاستور، بیش از قبل و عملن تحت محاصره قرار گرفته است. البته رفت و آمدها به خانهی موسوی ادامه دارد ولی هر کس وارد خانه میشود این احتمال را میدهد که بعد از خروج، دستگیر شود. یکی از استادانی که هفتهی گذشته پس از دیدار با موسوی بازداشت شد، به «روز» میگوید:ا ا«وقتی همهی ما را سوار اتوبوس کردند، چند مامور نیروی انتظامی اعتراض کردند. آنها به ماموران وزارت اطلاعات گفتند اینجا حوزهی کاری ما است و شما حق دخالت ندارید. اما نیروهای اطلاعاتی معتقد بودند به وظیفهی خود عمل کردهاند و این مسئله ربطی به نیروی انتظامی ندارد. بالاخره درگیری لفظی بین ماموران بالا گرفت. پلیس مخالف بازداشت ما بود و وزارت اطلاعات مصمم به بازداشت. در نهایت یک مقام امنیتی از طریق بی سیم یا تلفن همراه از نیروی انتظامی خواست مانع بازداشت ما نشود».ا این استاد دانشگاه ادامه می دهد: «بعد مارا به محل نامعلومی بردند و در آنجا ساعتها در مورد ضد انقلاب بودن موسوی و خط گرفتن او از خارجی ها حرف زدند. بعد از مدتی هم لابد فکر کردند ما ارشاد شدهایم، برای همین اقدام به آزادی ما کردند.»ا یکی از نزدیکان «میرحسین» هم که اکنون دیگر تعدادشان به کمتر از انگشتان دست رسیده، به روز میگوید: «اگر با شدت ادامه دهیم حتمن موفق میشویم. البته اینها رحم ندارند هر روز یکی را میکشند؛ بعد در تلویزیون میگویند عامل این کشتار میرحسین است».ا به این ترتیب فضای شهر پس از برگزاری انتخاباتی که میرحسین موسوی آن را «شعبده بازی» نامید و کروبی برای آن "«انا لله و انا الیه راجعون» خواند، همچنان ناآرام است و اگر چه محمود احمدینژاد چند ساعت پس از تائید انتخاب خود از جانب رهبر و شورای نگهبان، به وزارت اطلاعات رفت و از کارکنان آن تشکر کرد، اما به آنها نگفت بیداریهایشان تا کی ادامه خواهد یافت.ا
درج عکس «کیانوش آسا» بر روی بُرد دانشگاه علموصنعت
خبرنامهی امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه علموصنعت عکس شهید کیانوش آسا دانشجوی این دانشگاه را بر روی بُرد هیات علمی این دانشگاه قرار دادند. به گزارش خبرنامهی امیرکبیر، دانشجویان دانشگاه علموصنعت با برپایی مراسم سوگواری یاد «کیانوش آسا» دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهی شیمی این دانشگاه را گرامی داشتند. کیانوش آسا دانشجوی اهل کرمانشاه دانشگاه علموصنعت در هفتهی اول پس از اعتراضات به تقلب در انتخابات، به دست نیروهای نظامی کشته شد. لازم به یادآوری است پس از دروغگوییهای مکرر احمدینژاد و تقلب گسترده در انتخابات، دانشجویان دانشگاه علموصنعت عکس احمدینژاد را از برد این دانشگاه حذف کرده و به جای آن نوشتهای با متن «در این مکان قبلن عکس رئیس جمهور کودتا نصب بوده است. مرگ بر دیکتاتور، چه شاه چه دکتر» قرار داده بودند، اما مسئولین دانشگاه مجددن عکس احمدینژاد را در بُرد هیات علمی قرار دادند.
گفتوگوی فيگارو با يكی از بازداشتشدهگانی كه به تازهگی آزاد شده جرم: داشتن روبان سبز يا موبايل دوربين دار وی هميشه ترجيح میداده تا اعتراض خود به اميد حركت تدريجی كشور به سمت دموكراسی را، با چاپ كتابهای حمايت از اصلاحطلبی پيش ببرد نه شعار دادن عليه رژيم در خيابانها. «محسن» فردی است كه يك روز پس از سخنان تهديد آميز آيتالله خامنهای نيروهايی با لباس و ماسكهای سياه به دفتر وی واقع در ... میريزند و با اتهام عكسبرداری از تظاهرات مردمی در خيابان انقلاب و اينكه سیدی مربوطه در دست فرمانده است، آنها را با خود به مركز میبرند. وی بعدها نه سیدی میبيند و نه فرماندهای. پس از چند ساعت بازداشت در زيرزمين يك مركز پليس، آنها به نقطهای ديگر در نزديكی دفتر رياست جمهوری منتقل میشوند. محسن میگويد آنها من را به همراه دويست نفر ديگر در حياطی زير آفتاب سوزان انداختند تا بدون غذا و حتا يك پتو، سیوشش ساعت را در آنجا سپری كنند. هيچ نشانهای از فرمانده نبود تا اينكه ورود يك قاضی فريادها را بلند میكند: « ما بیگناهيم. چرا ما را اينجا آوردهايد؟»... سرانجام همهی آنها مجبور میشوند تحت اكراه زير برگهای را امضا كنند كه در آن يك سوال نوشته شده است: آيا شما در فعاليتهايی كه امنيتملی را خطر انداخته است مشاركت داشتهايد؟ بيرون از آنجا، دو اتوبوس بازداشتشدهگان را به اوين میبرد و يكی از نگهبانان گفت كه تا كنون 4500 نفر در همان روزی كه او بازداشت شده بازداشت شدهاند. در اوين يك خانوادهی كامل با وی در يك بند بودهاند. وی پدر و پسری را ديده كه همسر و خواهر آنها در قسمت زنان زندانی بوده اند... در اتاقی چهلمتری، عدهی زيادی مجبور بودند شيفتی بخوابند. افرادی بودند كه هفت صبح بيرون برده میشدند و بعد از چهارده ساعت بازجويی با بدنی كوفته و آسيبهای جدی باز میگشتند. جرم اكثر آنها استفاده از يك روبان سبز و يا دوربين موبايل بود...
کشف چهارصندوق رای در کتابخانهی نیمهکارهی شیراز آينده نيوز محمدرضا نسبالهی یکی از روزنامهنگاران شیرازی در وبلاگ خود نوشته است: دست کم چهار صندوق رای در کتابخانهی مرکزی شیراز کشف شد. روز چهارشنبه دهم تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده» استاندار فارس و «آیتالله ایمانی»امام جمعهی شیراز و خبرنگاران روزنامههای محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانهی مرکزی شیراز، چهار صندوق رای در ساختمان نیمهکارهی کتابخانه کشف شد. استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوقها از آنها خواست که به این موضوع در رسانهها اشارهای نکنند. او این صندوقها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد!!! ساختمان نیمهکارهی کتابخانهی مرکزی شیراز که شعبهای از کتابخانهی ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه) قرار دارد. صندوق های رای در حالی کشف شدهاند که بنا بر قوانین انتخابات، پس از پایان شمارش آرا، صندوقها باید به تهران فرستاده شده باشند.
نهی بزرگ موسوی و كروبی و خاتمی به اسلام روسی، ولايت مطلقهی تفنگ و چماق و دولت تقلبینژاد پس از دغلکاری مذبوحانهی شورای نگهبان در بازنویسی آرا (همانی که گفتند بازشماری!) و به تایید رساندن تقلب و فریب توسط دوازده نفر فقیه و حقوقدان! که به صورت مستقیم و غیرمستقیم منصوب ولایتمطلقه هستند (همانی که همان صبحگاه کودتا پیروزی تقلبینژاد را تبریک گفت!)، مهدی کروبی و بعد از آن مهندس میرحسین موسوی هر یک بیانیهای شفاف و پُرپیام صادر کردند. همچنین سیدمحمد خاتمی در دیدار با خانوادههای زندانیان شفافترین موضعگیری ضد کودتاییاش را بیان کرده است. آنچه که وجه مشترک این سه بیانه است نپذیرفتن دولت نامشروع و برآمده از تقلب و دروغ و کلاهبرداری تقلبینژاد و نیز اعتراض به سرکوب و دستگیری و کشتارهایی است که بعد از خطبهی صدور آتش ولایت مطلقه توسط کودتاچیان ذوبشده در تقلب اسلامی کشور راه افتاد. نکات ریز و درشت فراوانی در این موضع گیریها وجود داشت ولی دروغی بودن ادعاهای دینی این متقلبان و کودتاگران وطنفروش و افشای روسی بودن اسلام چکمهای و مخوفشان شاید از اساسیترین نکات باشد. البته زیباتر آن که هر سه نیز ضمن نامشروع خواندن دولت تقلبینژاد از مردم خواستهاند امیدوارانه و انقلابی و خستهگیناپذیر به مبارزهی خود برای ساختن ایرانی سرسبز از آبادانی و نشاط و شادمانی ادامه دهند. بهخصوص مهندس موسوی از مردم خواسته تا همچنان پرشور با ابداعات و نورآوریهای خود و با پرهیز از خشونت در بیآبرو کردن متقلبان و به کرنش کشاندن کودتاگران در برابر خواستهی مردم از پای ننشینند و چنان مشفقانه عمل کنند که مخالفان نیز دوست شوند. با قدمهایی امیدوار و پرشور و با عزمی استوار و سنجیده پیش به سوی سقوط دولت کودتا و حمایتگراناش برای آن که ایران عزیز خانهی آرامش و راحتی برای تمام ایرانیان باشد.
مردم، احمدینژاد را عملن از صحنه خارج كردند
مردم نه تنها به حضور خیابانی نیروهای انتظامی و چماقداران بسیج عادت کردهاند، بلکه بهتدریج یا سر به سر آنها میگذارند و یا با آنها بحث خیابانی را شروع کردهاند. اعتماد به نفسی که مردم ایران در جریان انتخابات ریاست جمهوری پیدا کردند و ابتکار عملهايی که به کار میبندند بی نظیر است. شاید تنها بتوان با سال منجر به انقلاب 1357 آن را مقایسه کرد. نیروهای انتظامی هر روز خجالتزدهتر از روز پیش در خیابانها ظاهر میشوند و جوانترهای بسیج هم که عمدتن از شهرستانهای دور دست به تهران آورده شدهاند، کم کم تهرانگیر شدهاند و چشمچران. مردم نسبت به هم مهربان شدهاند و احساس همدردی دوباره به جامعه بازگشته است. خبرها را زود به هم میرسانند. با یک بوق، یک فریاد و یا طلب کمک از هر گوشهای، ناگهان همهی توجه مردمی که در حال رفت و آمدند جلب شده و به همه طرف چشم میاندازند. همه منتظر یک فرصتاند. احمدینژاد منفورترین فرد در میان مردم است و هرکس، اگر تاکنون کمترین شک و تردیدی هم دربارهی حمایت او از جانب رهبر داشت، حالا این شک به یقین تبدیل شده است. همین امروز اگر دوباره انتخاباتی برگزار شود، حتا آنهايی که به احمدینژاد رای داده بودند نیز به او رای نمیدهند. مردم در این دو هفته، با آنکه تلفات دادند و خسارت متحمل شدند، در عوض قدرت خودشان را هم کشف کردند. این قدرت حکومت را فلج کرد و عمق فاصله مردم و حکومت را نشان داد. همین قدرت نمايی مردم شکاف بزرگی را در کل حاکمیت بوجود آورد که خط نگهدار آن فعلن دهها هزار نیروی انتظامی و چماقدار است. از آن جمهوری اسلامی که با رای 99 در صد مردم تشکیل شد، پوست و استخوانی بیش باقی نمانده است. مردم احمدی نژاد را عملن از صحنه خارج کردند، گرچه به زور چماق و تفنگ بر سر بماند. و حالا سوال اینست که این تفنگ و چماق تا چه وقت میتواند او را حفظ کند؟ چماقداران را برای همیشه نمیتوان در خیابانها نگهداشت. درعین حال، به محض اینکه چماقدارها از خیابانها بروند، هر تجمعی میتواند به یک حرکت اعتراضی تبدیل شود. دولت چارهای جز عقبنشینی ندارد اما دیگر دیر است. نه مردم آن را دولت میدانند و نه حاکمیت بیش از این میتواند برای حفظ او هزینه کند. میان طرفداران دولت نیز بهزودی شکاف شروع خواهد شد. شکافی که از هم اکنون در مجلس آغاز شده است. دولتی که اگر چماقداران و تفنگ بهدستان در خیابانها نباشند، یک روز هم نمیتواند بر سر کار بماند و حرکت مردم به سمت خیابان پاستور، نه از تاک نشان باقی میگذارد و نه از تاکنشان، دیروز اعلام کرد که مصوبهی مجلس در مورد احیای شورای پول را پذیرفته است! پر و بال احمدینژاد، علارغم همه پر رويی کم نظیری که دارد شکسته است. آنها هرگز انتظار چنین مقاومتی را از سوی مردم نداشتند. نه رهبر و نه فرماندهان سپاه و نه احمدینژاد که پیشکار آنهاست. آمارسازیها، شمارش مضحک آرا در تلویزیون و دروغپردازیهای تلویزیونی هر کدام به نوعی قدرت مردم را به مردم نشان داد. اگر نبود این قدرت به میدان آمده، آنها نه به این نمایشهای تلویزیونی محتاج بودند و نه خود کشی در اقیانوسی از دروغ. همهی اینها نتیجه قدرتنمايی مردم و به زانو در آمدن حکومت است. احمدینژاد و دار و دستهاش بهکلی منزوی شدهاند و به همان اندازه که سپاه ضربهی اعتمادی در جامعه دید، روحانیونی که خود را با اعتراض مردم همسو کردند اعتبار از کف رفتهی روحانیت را تا حدودی بازسازی کردند.
خانهی سینما دربارهی انتخابات ریاست جمهوری هیچ بیانیهای صادر نکرده است
سخنگوی هیات مدیرهی خانهی سینما انتشار هر گونه بیانیهای از سوی خانهی سینما مبنی بر حمایت از نامزدی خاص در دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب کرد. امین تارخ در این باره به خبرنگارمهر گفت: ظاهرن پیش از این مطرح شده که خانهی سینما بیانیهای دربارهی دهمین انتخابات ریاست جمهوری صادر و موضعی خاص اتخاذ کرده است. هیات مدیرهی خانهی سینما این موضوع را تکذیب و اعلام میکند هیچ بیانیهای در ارتباط با حمایت از نامزدی خاص در این دوره انتخابات صادر نکرده است. وی افزود: خانهی سینما یک تشکل صنفی است نه سیاسی و هیات مدیره بدون داشتن وکالت سیاسی از جامعهی صنوف نمیتواند بیانیه صادر کند. هیات مدیرهی خانهی سینما یکماه قبل از انتخابات، مطالبات خود را در قالب هفت پرسش از چهار نامزد مطرح کرد. از طرف ستادهای سه نامزد (غیر از آقای محسن رضایی) با خانهی سینما تماس گرفته شد و البته فقط آقای کروبی به پرسشها پاسخ دادند. سخنگوی هیات مدیرهی خانهی سینما در پایان تاکید کرد: بهطور کلی از طرف خانهی سینما هیچ بیانیهای در این ارتباط صادر نشده و این تشکل صنفی فقط با طرح سوالات، به نوعی مردم و جامعهی اصناف سینمایی را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری تشویق و ترغیب کرد. البته خانهی سینما همچنان پیگیر مطالباتی چون بیمهی بیکاری، تصویب قانون نظام سینمایی و... است.
مبارزهی سبز - اين نكات را بخوانيد نيروهای خودجوش مردمی نكاتی را در ارتباط با «مبارزهی سبز» كه يك مبازرهی خودجوش مردمی است يادآور شد:ا سعی کنید رنگ سبز یا پارچه سبز را از نزدیکی خانه خود خریداری نکنید. سعی کنید در فاصلهی بسیار نزدیک منزل خود کاری نکنید و از طرفی از منزل خود خیلی هم دور نشوید تا به سادهگی در صورت بروز هر نوع مشکل به منزل بازگردید.ا اگر شد از هر کاری که میکنید عکس بگیرید و جایی آپلود کنید. یکی از دوستان پیشنهاد داده که حتا به جای خریدن رنگ سبز از ترکیب رنگهای آبی و زرد استفاده کنید تا مشکلی پیش نیاید. برخی پیشنهاد کردهاند که رنگ کردنها را در شب انجام دهید تا خطرش کمتر باشد.ا موقع ریختن رنگ در خیابانهای بزرگ به دوربینهای احتمالی دقت داشته باشید. همیشه به حضور خدا دلگرم باشید.ا ریختن رنگ سبز بر کف خیابانها، ریختن کاغذ رنگی سبز روی خیابانها، گره زدن پارچه سبز به درختها و ستونها، سبز کردن ستونها، میلهها و تمام سطوح ممکن شهری، کشیدن خط سبز بر روی تمام سطوح ممکن با اسپری، گذاشتن کاغذ سبز در تاکسیها و اتوبوسها - استفاده از ماژیک سبز روی اسکناسها و انواع کاغذها، ریختن کاغذ سبز از زیر در خانهها به داخل خانهها.ا
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاهودو سيزدهم تيرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |