|
بخش چهارم - فصل دوم شش کلاه، شش رنگ هر یک از شش کلاه فکری رنگی دارد: سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز، آبی که هریک رنگ نام کلاه هم به شمار میرود. من باید برای نمایش نوع تفکرهرکلاه، اسامی یونانی زیرکانهای انتخاب میکردم که تاثیرگذار و خوشایند مردم باشد ولی اگر به خاطر سپردن آن اسم سخت باشد، از ارزش عملی کمی برخوردار خواهد بود. ما از متفکرین می خواهیم کلاهها را به عنوان کلاههای واقعی تصور کنند. برای این نوع تصور رنگ اهمیت دارد. شما چهطور میتوانید بین کلاهها تمایز ایجاد کنید؟ اشکال متفاوت هم برای یادگیری سخت بودند و هم گیج کننده. رنگ تصور را راحت تر می کند. همچنین رنگ هر کلاه در رابطه با عملکرد آن است. کلاه سفید، کلاه سفید خنثا و هدفمند است. کلاه سفید با ویژهگیها و حقایق هدفمند در رابطه است. کلاه قرمز، قرمز (دیدن قرمز) نشانهی عصبانیت و احساسات است. کلاه قرمز دیدگاه احساسی ایجاد میکند. کلاه مشکی، سیاه جدی و قاطع است. کلاه سیاه هوشیار و مراقب است و در یک ایده به ضعفهای آن اشاره میکند. کلاه زرد، زرد آفتابی و مثبت است. کلاه زرد خوشبین (مثبتگرا) است و تفکر مثبت و میل را پوشش میدهد. کلاه سبز، سبزه، سبزی، وفور نعمت، رشد حاصلخیزی، سبزاست. کلاه سبز، بیانگر خلاقیت و ایدههای جدید است. کلاه آبی، آبی خونسرد و آرام است، همچنین رنگ آسمان است که بالای هر چیز دیگری قرار دارد. کلاه آبی با کنترل سازمان روند فکری و استفاده از دیگر کلاهها همراه است. اگر شما رنگ و همکاری هر کلاه را به خاطر آورید، آنوقت در پی آن عملکرد کلاه را هم به خاطر می آورید. همچنین ممکن است به سه جفت کلاه هم فکر کنید. سفید و قرمز سیاه و زرد سبز و آبی در عمل کلاهها همیشه به رنگ آنها باز میگردند، نه به عملکرد آنها و برای این مطلب دلیل خوبی وجود دارد. اگر شما از کسی بخواهید که واکنش احساسی خود را به چیزی نشان دهد، یعنی می خواهید پاسخ صادقانهای دریافت کنید، چون مردم فکر میکنند که احساسی بودن غلط است. ولی واژهی کلاه قرمز خنثا است. شما میتوانید از کسی بخواهید که برای لحظهای کلاه مشکی خود را بردارد، که خیلی سادهتر از آن است که از آن شخص بخواهید دست از مراقب بودن بردارد. خنثا بودن رنگها به کلاه اجازه میدهد که بدون نگرانی مورد استفاده قرار گیرند. تفکر، به یک بازی با قوانین تعریف شده بدل میشود، تا اینکه بخواهد نوعی متقاعدسازی یا اغواگری باشد. کلاهها مستقیمن به موارد زیر برمیگردند: ... من از شما می خواهم که کلاهتان را بردارید. ... برای چند دقیقه به همهی ما اجازه دهید که کلاههای فکری قرمز شما را به سر گذاریم. ... این برای تفکر کلاه زرد خوب است. اکنون اجازه دهید کلاه سفید بگذاریم. وقتی شما به افرادی برخورد میکنید که این کتاب را نخواندهاند و از نمادگراییهای شش کلاه فکری آگاهی ندارند، توضیحات مربوط به هر رنگ می تواند به سرعت شباهت آن را به هر رنگ به شما نشان دهد. سپس شما در ادامه، یک کپی از این کتاب را برای مطالعه به آنها بدهید. هر چه اصطلاحات گستردهگی بیشتری داشته باشد، در زمان استفاده مؤثرتر خواهد بود. سرانجام شما باید بتوانید پشت هر میز مباحثه بنشینید و به آسانی کلاهها را بگذارید و بردارید.
- فصل سوم استفاده از کلاه ها دو راه اصلی برای استفاده از کلاهها وجود دارد. از کلاهها میتوان بهطور مشخص برای درخواست یک نوع تفکر استفاده کرد و یا میتوان بهطور پی در پی برای جستوجوی یک موضوع یا حل یک مسئله آنها را به کارگرفت.
استفادهی جداگانه در استفادهی جداگانه، از کلاهها به عنوان نمادهایی برای درخواست نوع ویژهای از تفکر استفاده میشود. در یک دورهی مکالمه یا مباحثه، ممکن است وقتی نیاز به ایجاد موارد تازهی دلخواه باشد، به نکته ای بپردازید. ... من فکر می کنم در اینجا کمی به کلاه سبز نیاز داریم. سپس در همان جلسه، یک دوره عملکرد دیگر پیشنهاد میشود: ... شاید ما باید در این شرایط کمی از کلاه مشکی استفاده کنیم. بدون کلاهها، درخواست ما برای تفکر شخصی و ضعیف است: ... ما در اینجا کمی نیاز به خلاقیت داریم. ... خیلی منفی نباشید. در ژاپن انتقاد از آنچه که ریيس میگوید، نشانهی بیادبی است. کلاهها علامتهای خنثایی میدهند که به ما اجازه میدهد از مفاهیم هوشیارانه استفاده کنیم."آقای شنیتو shinto، من می خواهم اکنون نحوهی تفکر کلاه مشکی را داشته باشم." کلاه قرمز فرصت منحصربفردی را ایجاد میکند که به احساسات، عواطف و درون افراد بپردازیم. مردم اغلب در سمت مدیر احساسات خود را نشان نمیدهند و درخواست ابراز احساسات از آنها مشکل است ولی رسمیت و خنثایی کلاه قرمز، این امکان را بهوجود میآورد که از یک فرد راجع به احساساتاش درمورد یک موضوع سوال شود. کلاه زرد فرصتی را بهوجود میآورد تا از مردم بخواهیم به بررسی ارزشها بپردازیم. در این رابطه بهدلیل اینکه در نگاه اول زیانهای بسیار و مزیتهای کمی وجود دارد، ممکن است یک ایده خیلی زود از بین برود. ولی پس از کمی با کلاه فکری زرد ، ممکن است به مزیتهای بسیار یک ایده پی ببریم: ... اصلن به نظر نمیرسد که این ایدهی درستی باشد. ولی به هرحال اجازه دهید کمی از کلاه زرد برای آن استفاده کنیم. معمولن پیدا کردن مزیتها نسبت به خطرها سختتر است. تحت کلاه زرد ممکن است بعضی دیدگاههای نیرومند هم جود داشته باشد. چیزی که بهنظر نمیآید آیندهی امیدبخشی داشته باشد، در حقیقت میتواند ارزش بالایی داشته باشد که قبلن هرگز اینطور بهنظر نمیآمده است. کلاه سفید وسیله ای را برای مردم فراهم میآورد تا اطلاعات صرف را از قضاوت جدا کنند. همیشه لازم نیست وقتی می خواهید حرف بزنید از یک کلاه خاص استفاده کنید.کلاهها وجود دارند تا در جهات مختلف بهعنوان یک وسیلهی رسمی برای یک نوع تفکرخاص بهکارروند. هنگامیکه مردم برای اولینبار برای استفاده از کلاهها آموزش میبینند، دقیقن میدانند که چهطور پاسخ دهند. اکنون به جای درخواست کلی و سربسته برای تفکر راجع به این مطلب، راه دقیقی برای یک شیوهی خاص فکری وجود دارد.
استفادهی مداوم همچنین می توان از کلاهها یکی پس از دیگری با یک روند خاص استفاده کرد. نیازی به استفاده از همهی کلاه ها نیست. درهرزمان یک کلاه میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
مقررات مقررات خیلی اهمیت دارند. اعضای گروه باید با همان کلاهی حضور پیدا کنند که در همان لحظه بیان میشود. اعضای گروه اجازه ندارند که بگویند "من می خواهم اینجا کلاه مشکی بگذارم" و این میتواند به معنای بازگشت به شیوهی بحث معمول باشد. تنها راهبر گروه است که میتواند تغییر کلاه را عنوان کند. از کلاهها نمیتوان برای شرح آنچه که شما میخواهید بگویید استفاده کرد. کلاهها جهتی را نشان میدهند که شما باید در آن جهت فکر کنید. خیلی اهمیت دارد که این مقررات حفظ شود.
زمانبندی شما چه مدت اجازه دارید تحت هر کلاه باشید؟ من ترجیح میدهم که زمان کوتاهی را درنظر بگیریم. این کار باعث میشود که افراد روی آنچه که قصد انجام آن را دارند تمرکز کنند و تلاش خود را برای انجام آن بکنند و روده درازیهای بیمورد را کاهش دهند. من بهطور معمول برای هر شخص یک دقیقه درنظر میگیرم. بنابراین اگر چهار نفر در جلسه باشند، هر فرد اجازه دارد چهار دقیقه تحت هر کلاه باشد. اگر ایدههای ناب هنوز هم پس از پایان این وقت ادامه داشته باشد من زمان را افزایش خواهم داد. بنابراین اگر تحت کلاه سیاه، نکات خاصی پیش آید نیازی به گفتن اینکه "متاسفم، وقت تمام شد"، نیست. شما میتوانید زمان را تا هر وقتی که ایده های ناب ارايه میشوند، افزایش دهید. خیلی بهتر است که یک زمان کوتاه را در نظر بگیریم و آنقدر آن را افزایش دهیم تا زمانیکه افراد دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشند. کلاه قرمز از نظر زمانبندی با کلاههای دیگر فرق دارد. تنها یک زمان کوتاه لازم است، که احساسات از طریق آن بروز کند، چون هیچ توضیح یا کیفیت خاصی وجود ندارد. ابراز احساسات باید رسمی و متناهی باشد. اغلب یک دقیقه برای هر شخص کافی است تا به بیان احساساتاش بپردازد.
گروه و فرد چشمگیرترین مزیت شیوهی شش کلاه فکری در مباحث و مکالمات گروهی دیده میشود. در چنین شرایطی این شیوه چهارچوبی را فراهم میکند که بسیار موثرتر از بحث آزاد و مشاجره است.همچنین میتوان از کلاهها برای تفکرات فردی هم سود جست. چهارچوب حاصله سردرگمی را کاهش و اطمینان میدهد که همهی جوانب کاملن پوشش داده شده است.همچنین میتوان از کلاهها در گزارشها و دیگر ارتباطات بهره برد و همهی جوانب را پوشش داد.
افراد در گروه حتا وقتی که از شیوهی شش کلاه برای جلسات گروهی هم استفاده میشود، ريیس جلسه میتواند از افراد بخواهد کمی به طورفردی فکر کنند. که به مردم اجازه میدهد بتوانند ایدههای خود را عنوان کنند. در یک بحث گروهی، شما آنقدر مشغول گوش دادن به دیگران هستید که ممکن است کمتر وقتی برای تفکر داشته باشید. ... ما اکنون به سراغ کلاه زرد میرویم. من از شما میخواهم قبل از ورود به هر بحثی دو دقیقه را صرف تفکر روی خودتان کنید. چنین تفکر فردی خصوصن با کلاه های مشکی، زرد و سبز، مفید است. ريیس ممکن است حتا در میانهی استفاده از یک کلاه از افراد بخواهد زمانی را صرف تفکر فردی کنند. بیشتر جلسات گروهی درگیر این مسئله هستند که افراد هرگاه که بخواهند آزادانه عقایدشان را بیان کنند (ولی تحت کلاه مربوط)، این امکان وجود دارد که از افراد بخواهیم تفکر خاص خود را بگویند. ... آقای اسمیت، ما از شما چیزی نشنیدیم. شیوه تفکر منفی شما راجع به این موضوع چیست؟ ... هنریتا من از شما اکنون کمی استفاده از کلاه زرد را می خواهم. وقتی یک کلاه معرفی میشود این امکان هم وجود دارد که بین گروه بگردیم تا تفکر شخصی آن کلاه را هم بیابیم. این کار خصوصن زمانیکه اجازهی بعضی تفکرات فردی وجود دارد مفید است.
کلاه سفید به یک کاغذ فکر کنید. به یک پرینت کامپیوتری فکری کنید. کلاه سفید در رابطه با اطلاعات است. هنگامیکه از کلاه سفید استفاده میشود همه مستقیمن و بهطور گسترده روی اطلاعات تمرکز دارند. ما چه اطلاعاتی داریم؟ ما به چه اطلاعاتی نیاز داریم؟ چه اطلاعاتی وجود ندارد؟ ما نیاز به پاسخ چه سوالی داریم؟ ما چهطور به اطلاعاتی که نیاز داریم دست می یابیم؟ اطلاعات میتواند از حقایق سخت و ویژهگیهایی بروز کند که بتوان آنها را از طریق اطلاعات ساده مثل عقاید و احساسات بررسی کرد. اگر شما احساسات خود را بیان کنید، این همان کلاه قرمز است، ولی اگر بروز احساسات را برای کسی شرح دهید، این کلاه سفید است. هنگامیکه دو بخش اطلاعاتی ارايه شده در تعارض با هم باشند، هیچ بحثی در این باره نخواهد بود. هر دو بخش اطلاعاتی موازی و کنار هم قرار میگیرند. فقط اگر انتخاب یکی از آنها ضروری باشد، ما باید به انتخاب بپردازیم. معمولن از کلاه سفید برای شروع یک جلسهی فکری به عنوان پیش زمینهای فکری استفاده میشود تا جایگاه خود را بیابید. کلاه سفید همچنین میتواند در پایان جلسه برای ارزیابی مورد استفاده قرار گیرد: آیا پیشنهادات ما با اطلاعات موجود مطابقت دارند؟ کلاه سفید خنثا است. کلاه سفید در سطح جهانی گزارش میدهد. کلاه سفید برای خلق ایده نیست، اگر چه برای ارايهی ایدههایی که مورد استفاده قرار گرفته یا پیشنهاد شدهاند هم به کارگرفته میشود. یک بخش خیلی مهم از کلاه سفید به تعریف اطلاعاتی میپردازد که وجود ندارد یا مورد نیاز است. کلاه سفید به تعریف سوالاتی میپردازد که باید پرسیده شود. کلاه سفید ابزار را (مثل پرسشنامه و برگ نظرخواهی) برای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز فراهم میکند. از انرژی کلاه سفید برای پیگیری و ارايهی اطلاعات استفاده میشود. ادامه دارد...
مریم.ب.آزاد- مجله اپیزود ، شمارهی پنجاهويك ششم تيرماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |