آقای موسوی! کروبی! خاتمی!

حالا نوبت شماست صراحتن در برابر خامنه‌ای موضع‌گیری کرده و اعلام تحصن کنید

 autnews3.blogspot.com

 

 

آقای موسوی، خاتمی و کروبی ! پس از سخنان رهبر الان نوبت شماست که موضع‌گیری کنید و نه نوبت مردم. واقعیت این است که اگر مردم بدون موضع‌گیری شما به تظاهرات فردا ادامه دهند به‌شدت سرکوب خواهند شد . پس از مواضع امروز رهبر، دولت با قدرت هرچه تمام‌تر به سرکوب خواهد پرداخت. اگر هم سکوت کنید و نتیجه‌ی انتخابات پذیرفته شود باید فاتحه‌ی همه چیز را خواند. اکنون نوبت شماست در بیانیه‌ای مشترک به اظهارات خامنه ای پاسخ دهید، برای آن‌که بهانه‌ی خامنه‌ای پیرامون تظاهرات و درگیری از بین رفته و امکان سرکوب نیابند، اعلام تحصن نامحدود کنید و از مردم بخواهید که به تحصن بپیوندند. آقای کروبی! آقای موسوی! آقای خاتمی! این لحظه و پس از سخنان ساعتی قبل خامنه‌ای در نماز جمعه، یکی از حساس‌ترین روزها و لحظه‌های تاریخ ایران است. این لحظه یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است. دقت کنید که اگر در برابر خامنه‌ای عقب نشینی کردید، عمر سیاسی‌تان برای همیشه خاتمه خواهد یافت.

 

 

 

 

رهبر لخت است

http://makhlough.blogspot.com

 

 

چنان‌که گفته بودم و پیش‌بینی‌اش هم آسان بود، خامنه‌ای سخنانِ خود را با دشمن آغاز کرد و با دشمن نیز به پایان برد و خیلی روشن خواستارِ پایانِ راهپیمایی‌هایِ به‌حقِ مردم شد. دشمن برایِ خامنه‌ای (هم‌چون هر مستبدِ کوته‌فکر) اکسیری‌ست که او بیش از هر دوستی به آن نیازمند است.

 

پشتیبانی از رییس‌جمهورِ دروغگو و خرده‌گیری بر موسوی که به‌گفته‌یِ خامنه‌ای «اوصافِ خجالت‌آور» ِ رمال و کف‌بین را بر زبان رانده و پاک کردنِ چهره‌یِ احمدی‌نژاد از وصفِ «خرافاتی»، نسبت دادنِ «حرکتِ ناشیانه» و «اردوکشی» به فراخوانِ موسوی برایِ اعتراض‌هایِ خیابانی و در نهایت تهدیدِ رسمی و علنی که در صورتِ ادامه‌یِ اعتراضات او بارِ بعد صریح‌تر با ملت سخن خواهد گفت، همه‌گی بیش از پیش درونیاتِ کودتاگرِ اصلی را آفتابی ساخت.

 

تاکید بر لزومِ پیگیریِ تخلف‌هایِ احتمالی از راه‌هایِ قانونی و ژستِ قاطعیت به خود گرفتن که «بنده زیرِ بارِ هیچ امرِ غیرقانونی نخواهم کرد» و منت نهادن بر سرِ نامزدها و مردم که به شورایِ نگهبان گفته است تا شکایات را پیگیری کنند و بیانِ تمامیِ این سخنان با لحنی که حکایت‌گرِ اطمینانِ خامنه‌ای از برنامه‌یِ کودتا است و در نهایت گفتنِ این‌که «چه‌طور می‌توان یادزه میلیون فاصله را تقلب نامید؟» همه‌گی به زبانِ روشن به مخاطبانِ این سخنان می‌گوید که پایانِ پیگیری‌هایِ صرفن قانونی هیچ‌چیز جز تاییدِ نهاییِ این کودتایِ حکومتی نخواهد بود و آنان نیز از نظرِ رهبرِ کودتاچی هیچ راهی جز پذیرش و تسلیم ندارند.

 

نسبت دادنِ «رذل» به یک دولتِ غربی، بیانِ عبارتِ «غلط می‌کنند چنین حرف می‌زنند» و نظایرِ چنین تعبیراتی تنها یادآورِ ژستِ احمقانه‌یِ انقلابی‌گری برایِ کسی ست که خود از انقلابی دیگر علیهِ خود به هراس افتاده است.

خامنه‌ای همیشه دوست دارد ژستِ میانه‌روی به خود بگیرد. همه‌گان یا در حالِ تندروی هستند یا کندروی. این طرف افراط کرده و آن طرف تفریط و من به‌عنوانِ رهبرِ کودتا اکنون به صحنه آمده‌ام تا خطِ اعتدال و حقیقتِ محض را به ملت بگویم. این نقاب اما با ادبیاتِ خامنه‌ای و روحِ حاکم بر سخنانِ امروزش هیچ سازگار نیست.

 

از نظرِ ولیِ فقیهِ ایران، دانشجویانِ معترض «شلوغ‌کن» هستند و او هویتِ تمامی کشته‌گانِ این روزها را با نامِ «بسیجی» و «حزب‌اللهی و انقلابی» مصادره و جایِ جنایتکار و کشته را عوض می‌کند، چنان‌که تخریبِ اموالِ عمومی توسطِ بسیج و عمله‌هایِ دستگاهِ کودتا را نیز به دشمن و آشوبگران نسبت می‌دهد.

خامنه‌ای ملت را می‌کُشد و سپس مسئولیتِ آن را بر دوشِ موسوی و کروبی قرار می‌دهد. او زیرکانه نوکِ پیکانِ تمامیِ اتهامات را به طرفِ مقابل برگردانده است. واکنشِ موسوی پس از این رجزخوانیِ رهبر بسیار سرنوشت‌ساز و مهم است. او یا باید با نوشتنِ نامه‌ای به رهبر با ادبیاتِ خودِ او سخن بگوید و تلاشِ خامنه‌ای برایِ سرپوش گذاشتن بر تقلبِ گسترده در آرایِ مردم و پاک کردنِ صورت مسئله‌یِ «بی‌اعتمادیِ مردم به رژیم» را در راستایِ اهدافِ همان دشمنِ موردِ بغضِ خامنه‌ای معرفی کند یا این‌که زین پس با اراده‌ای محکم‌تر به فراخوان‌ها و پیگیری‌هایِ خود برایِ احقاقِ حقِ ملت ادامه دهد.

 

تلاشِ مزورانه برایِ نقابِ پشتیبانی از مردم به چهره زدن، مردمِ مظلوم و بی‌گناهی که می‌خواهند کسب و کار کنند و به زنده‌گیِ خود برسند اما راه‌یپماییِ معترضان آسایش را از آنان گرفته، تنها در راستایِ اختلاف افکندن میانِ ملت و دو قطبی‌سازیِ بیش‌ترِ فضایِ کشور است. هر چه باشد از قدیم گفته‌اند که «تفرقه بینداز و حکومت کن!»

خامنه‌ای از گروه‌هایِ سیاسی انتظارِ «حرف‌شنوی» دارد و لوطی با زبانِ خودش می‌گوید که نظراتِ «انتر»ش به او نزدیک‌تر است. این‌ها نشانه‌هایِ صریحی است بر اراده‌یِ کودتا از بالا و این‌که احمدی‌نژاد چیزی جز همان «رییس‌جمهورِ خدوم و البته حرف‌شنو»یِ خامنه‌ای نیست.

 

اکنون دیگر تمامیِ عواملِ اصلیِ کودتا نیک دانسته‌اند که مردم این خیانتِ آشکار و دهن‌کجیِ بی‌شرمانه به خود را تاب نیاورده‌اند و هیچ‌یک از دروغ‌هایِ عمله‌هایِ کودتا را در موردِ سلامتِ انتخابات باور نکرده‌اند. از نظرِ من محورِ تمامیِ سخنانِ خامنه‌ای از میان بردنِ همین «آگاهیِ درونی» بود. او تمامِ تلاشِ خود را کرد تا با چنگ زدن به دشمن و چاپلوسی از مردم آنان را هم‌چنان باورمند به نظام معرفی کند و منکرِ از دست رفتنِ اعتمادِ اکثریتِ مردم نسبت به رژیم شود. وای به روزی که کودتاچی در این فریب‌کاریِ دوچندان و روان‌شناختی کامیاب گردد! آن روز فریب‌کاریِ واقعی نیز نزدِ مردم جامه‌یِ راست‌کردای به تن خواهد کرد و ما خود نیز چنین شعبده‌بازیِ رسوایی را باور خواهیم کرد. اما «دریافتِ درونیِ» ملت با هزاران خطبه هم دیگر دگرگون نخواهد شد. خامنه‌ای نیز چندان امیدی به این امر ندارد و برایِ همین نیز دست به کارِ تهدید و ترساندن شده است.

 

فردا با جمعیتِ بسیار بیش‌تری باید در اعتراضِ خیابانی شرکت کرد! موسوی اگر با مردم پیش رفت که هیچ و گرنه مردم موسوی را نیز پشتِ سر خواهند گذاشت. او از اساس در این اعتراضات موضوعیت ندارد بلکه صرفن طریقیت دارد. موسوی نماد و سمبلِ فریادِ دادخواهیِ مردم است وگرنه مسئله دیگر نه برنده و بازنده بلکه رسیدنِ میزانِ فریب‌کاریِ رژیمِ اسلامی به مرحله‌یِ ریشخندِ صریحِ ملت است.

 

بگذاریم خامنه‌ای نقاب را اندک اندک و هر چه بیش‌تر از رخ بردارد! بگذاریم رهبرِ کودتاچی چنان‌که خود گفته، بارِ دیگر صریح‌تر سخن بگوید. ولیِ فقیه با لباسِ زیر به میانِ مردم آمده است و همان بهتر که حقیقتِ عریان و زشتِ خود را به‌تمامی به‌نمایش بگذارد. از آن پس مردمِ ایران یک‌رنگی و راستگوییِ آن کودک را یک‌صدا فریاد خواهند زد که: «خامنه‌ای لُخت است!»

 

پس‌نوشت:

راه‌پیماییِ سکوت دیگر تمام شده است. دستِ‌کم باید شعارِ «مرگ بر دیکتاتور» را یک‌صدا فریاد زد. گرچه پس از این خطبه‌یِ کودتا تنها شعارِ ایده‌آل «مرگ بر خامنه‌ای» است.

 

 

 

 

 

خونســـــرد باشیم: تکلیف مشخص شد؛ راه های بعـــــدی ایــن هاســت 

harfehesaaby.blogspot.com

 

 

بعد از سخنان رهبر در نماز جمعه که با تهییج طرفداران‌اش به امنیتی‌تر کردن فضا و ایجاد جو احساسی مبارزه با دشمن و شهادت طلبی تمام شد علاوه بر ادامه دادن به تظاهرات آرام خیابانی می‌باید نافرمانی‌های مدنی و فعالیت دیگری را را آغاز کرد.

 

 1. اعتصابات گسترده خصوصن در صنعت نفت و بازار.

2. بیرون کشیدن پول از بانک‌های دولتی و فروختن سهام‌های دولتی بورس.

3. نپرداختن فیش‌های آب و برق و گاز و خلافی راننده‌گی و پلیس راه و هم‌چنین نپرداختن مالیات ماشین و کسب و کار و ...

 4. حرکات هماهنگ اجتماعی از قبیل بوق زدن، دیوارنویسی، پخش اعلامیه و شب‌نامه، بی‌حرکت ایستادن در یک ساعت خاص به مدت مثلن دو دقیقه ( چه پیاده چه با ماشین) و راه‌های دیگری که همه باید هم‌فکری کنند و پیش نهاد کنند.

 5. تشکیل هسته‌ها و شبکه‌های ارتباطی موثر (زنجیره‌ی ایمیل، تلفن، بلوتوث، ...) و سازمان یافته طوری که وظایف هر کدام مشخص باشد.

6. وضع تحریم‌های سازمان داده شده علیه حامیان کودتا (صدا و سیما و ...)

7. تلاش برای دوستی با نیروهای نظامی و انتظامی و بیسجیان برای کشاندن آن‌ها به آغوش مردم.

 8. گرفتن مراسم سوم و هفتم و چهلم شهدای آزادی و بزرگ‌داشت خاطره‌ی آن ها در مناسبت‌های مختلف.

 9. . در خواست از مراجع تقلید مستقل و شجاع در همراهی با مردم و طلب یاری از آن‌ها. نقش مراجع و روحانیون در شهرستان‌ها خیلی مهم است.  10. پرهیز جدی از آزرده کردن اعتقادات مذهبی و باورهای دینی معتقدان.

11. تقاضا از رهبران اعتراض (موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و ..) به ایستاده‌گی در برابر کودتاچیان.

 12. جبران خسارت و دل‌جویی کردن از کسانی که در این وقایع آسیب‌های جدی دیده‌اند و یا می‌بینند.

 13. پیگیری وضعیت دستگیر شده‌گان از طریق منابع داخلی و بین‌المللی

14. جلوگیری از پخش اخبار غیرموثق و شایعاتی که باعث رعب و وحشت می شود.

15. مبارزه با جنگ روانی و ارعاب کودتاگران و شجاعت دادن به کسانی که هنوز در تردید به سر می‌برند.

 

 

 

 

امروز خامنه‌ای تایید کرد که این حکومت اصلاح‌شدنی نیست

 

http://mollah.blogspot.com

 

 

امروز برای کسانی که خیلی خوش‌بین بودند و خیال می‌کردند خامنه‌ای می‌آید و با بی‌طرفی قضایا را حل و فصل می‌کند روشن شد که نه خیر! خامنه‌ای اصلن خودش محور و گرداننده‌ی این کودتای انتخاباتی است و تقلب در انتخابات را نه تنها قبول نکرده بلکه آن‌را حرف دشمن می‌داند!

از امروز به بعد مبارزه‌ی مدنی در سرلوحه‌ی اقدامات مردم قرار خواهد گرفت. چه موسوی و کروبی در کنار مردم باقی بمانند و چه جا بزنند. این پتانسیل عظیم مردم با تشر خامنه‌ای از بین نخواهد رفت بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل خواهد شد.

اگر مردم خودشان نخواهند سرنوشت‌شان را تغییر دهند و بابت این‌کار هزینه ندهند٬ هیچ قدرتی قادر نخواهد بود آزادی و خوش‌بختی را به آن‌ها هدیه کند. همکاری نکردن با چنین حکومتی تنها راه نجات مردم به‌صورت مسالمت‌آمیز است.
بیش‌ترین اشکال مردم به این برمی‌گردد که خیلی خوش‌بین هستند و خیال می‌کنند رهبران این حکومت آن‌قدر عاقل‌اند که از سرنوشت دیگر دیکتاتورها درس عبرت گیرند. در صورتی‌که تجربه نشان داده همیشه باید بدترین حالت را برای تحلیل رفتارهای این حکومت درنظر گرفت.
آن‌ها نه به رای اکثریت اهمیت می‌دهند و نه به حرف دیگران. آن‌ها دارند کار خودشان را می‌کنند. بنابر این بیاییم برای یک‌بار و برای همیشه تکلیف خودمان را با این حکومت روشن کنیم. یک خط ضخیمی بین خودمان و این حکومت بکشیم و باور داشته باشیم که از درون این حکومت، آزادی و عدالت و صداقت و خوش‌بختی بیرون نخواهد آمد.

 

 

 

 

 

آقای خامنه‌ای با صدور فرمان آتش، از این بعد هر آسیبی به جان و مال مردم وارد شود شما مستقیمن مسئولید

http://harfehesaaby.blogspot.com

 

 

آقای خامنه ای! سخنرانی تهدید آمیز امروز شما و صدور جواز به ذوب شده‌گان در ولایت مطلقه‌ی فقیه از رسانه‌ی سراسری برای مقابله با معترضان، جای شکی برای ایرانیان و جهان در باره‌ی نقش شما در اتفاقات اخیر و به‌خصوص اتفاقات آینده باقی نگذاشته است. اما بگذارید نعل وارونه‌تان را درست بگذاریم. داستان این است:

آقای خامنه‌ای! به سبب سرکوب، ضرب و شتم و دستگیری‌های فراوان در این چند روز و عدم صدور مجوز قانونی برای تظاهرات از یک سو و ایجاد خفقان خبری و بن‌بست ارتباطی توسط دولت مورد حمایت شما از سوی دیگر، رهبران معترضان از امکانات رسانه‌ای و ارتباطی برخوردار نیستند و نمی‌توانند سیل مردم معترض را کنترل کنند. اما شما می‌توانید از راه‌های آشکار (رسانه ی ملی) و غیرآشکار (خودتان می‌دانید که!) به سرعت هاله ی نور به ذوب شده‌گان‌تان امر و اشاره و فتوا برسانید و با خلق لحظات عاطفی صحرای کربلایی به آسانی آن‌ها را تشجیع به عمل‌های تند و احساساتی و افراطی کنید.

بنابراین آقای خامنه‌ای! به دلیل دسترسی سازمانی و رسانه‌ای شما به نیروهای تحت امرتان و نیز تهدیدهای شما و چراغ سبزتان به اعمال خشونت در مقام فرماندهی کل قوا و نیز رهبری مذهبی گروهای شدیدن فرمانبرتان (مقلدان و ذوب شده‌گان در ولایت که منتظر حکم جهادند) شما قانونن و شرعن و مستقیمن، مسئول هر نوع خشونت و وارد شدن خسارات مالی و جانی به مردم  ایران (از هر دو طرف) شناخته می‌شوید.

 

 

 

 

ميرحسين اشتباه مصدق را تکرار نکند / علی خامنه‌ای ترسیده!

 

iraninternetindex.com

 

 

روح حاکم بر سخنان رهبر جمهوری اسلامی «ضعف»ی بود که پشت تهدید پنهان شده بود. به‌احتمال زیاد او از رایزنی‌ها و مذاکرات روحانیون تاثیر گذار در مجلس خبره‌گان با خبر است و به همین دلیل نیز گفت که تا آخر خط می‌خواهد بایستد. این پاسخ به اعضای موثر خبره‌گان بود، نه به مردم. او دراین سخنرانی آشفته و عصبی، یا از سر بی‌اطلاعی از خواست عمومی مردم ایران و یا از سر آشفته فکری و ضعف، گفت که هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبره‌گان با تمام سیاست های داخلی و خارجی احمدی نژاد مخالف است، اما احمدی نژاد به نظرات وی نزدیک است. اگر اندک اطلاع عمیقی از خواست‌های مردم داشت، با این سخنان بیش‌ترین محبوبیت را برای هاشمی رفسنجانی فراهم نمی‌آورد.

 

 

 

 

 

شاه صدای مردم را شنيد اما خامنه ای نمی شنود!

 علی کشتگر

 

http://news.gooya.com

 

 

آقای خامنه‌ای، بی‌بی‌سی و دولت انگليس را مسبب راه‌پيمایی‌های مسالمت‌آميز مردم وانمود کرد. گويی او فراموش کرده بود که شاه نيز در هنگامه تظاهرات خيابانی مردم عليه وی، دست خارجی به‌ويژه بی‌بی‌سی را در اعتراضات مردم دخيل می‌دانست. بايد از ايشان پرسيد چراهمراه با مردم اکثر روحانيون، اکثر دانشگاهيان، و همه‌ی نامزدها به‌جز احمدی نژاد حرف از تقلب می‌زنند؟

 

سخنان امروز علی خامنه‌ای در نماز جمعه‌ی تهران، تکرار همان حرف‌هایی بود که در هفته‌ی گذشته روزنامه‌ی کيهان و مقامات امنيتی بارها برقلم و زبان رانده بودند.
آقای خامنه ای که به‌شدت از ادامه‌ی اعتراضات مسالمت‌آميز خيابانی در تهران و شهرهای ايران برآشفته می‌نمود با گستاخی و در عين حال ناشی گری عجيبی نشان داد که او هنوز درکی از عمق و ابعاد سيل عظيمی که در ايران راه افتاده است ندارد. او مدعی شد که هيچ تقلبی در انتخابات رخ نداده و اين دشمنان مردم و انقلاب هستند که اين اتهامات زشت را عليه نظام مطرح می‌کنند. گويی او از شاه نيز که وقتی تظاهرات به اين ابعاد بزرگ رسيده بود، صدای انقلاب مردم را شنيد، بی‌استعدادتر است.

 

آقای خامنه‌ای که بی‌گمان شخصن رهبری خيانت به آرای ملت را برعهده داشته با گستاخی عجيبی مردم را به سرکوب و کشتار تهديد کرد و گفت در صورت کشتار و خون‌ريزی او رهبران يعنی موسوی و کروبی و خاتمی را مقصر خواهد شناخت. خامنه‌ای که در همين سخنان چندين بار محمود احمدی نژاد را برنده‌ی انتخابات معرفی کرد که گويا يازده ميليون رای بيش از رقيب اصلی خود داشته است، معترضان به انتخابات را به مراجع قانونی يعنی به شورای نگهبان جنتی و وزارت کشور محصولی يعنی مجريان بزرگ‌ترين تقلب انتخاباتی تاريخ ايران حواله داد.
 

خامنه‌ای مدعی شد که درراه‌پيمایی‌های اخير دست خارجی درکار است! در پاسخ وی بايد گفت اگر مردم از دروغ و تقلب برانگيخه و ناراضی نباشند چه‌گونه ممکن است تبليغات و توطئه‌های خارجی ميليون‌ها تن از آنان را به خيابان‌ها بکشاند. چه‌گونه ممکن است اکثريت روحانيون، اکثريت دانشجويان و دانشگاهيان و همه‌ی نامزدها به‌جز احمدی‌نژاد مدعی تقلب در انتخابات شوند. خامنه‌ای، بی‌بی‌سی و دولت انگليس را مسبب راه‌پيمایی های مسالمت‌آميز مردم وانمود کرد. گويی او فراموش کرده بود که شاه نيز در هنگامه‌ی تظاهرات خيابانی مردم عليه وی، دست خارجی به‌ويژه بی‌بی سی را در اعتراضات مردم دخيل می‌دانست.

 

خامنه ای براين خيال نادرست است که با اين تهديدها مردم می ترسند و به دروغ بزرگ انتخاباتی تسليم می شوند. او شايد بر اين تصور است که به زور تفنگ و کشتار می‌تواند صدای ملت را خفه کند. به همين دليل هم اين روزها لباس شخصی ها دوباره درکوی دانشگاه جنايت آفريده‌اند. اما به يقين نه همه‌ی فرماندهان ارتش و سپاه حاضر خواهند شد فرمان آتش به تظاهرات گسترده و آرام ملت صادر کنند و نه هرگز اگر چنين فرمانی صادر شود سربازان به آن عمل خواهند کرد.
کاش خامنه‌ای به ياد می‌آورد که ملتی که اين روزها عليه دروغ، تزوير و تقلب سربلند کرده تاريخ بيش از يک‌صد سال مبارزه برای آزادی و عدالت را پشت سر دارد و امروز از هر زمان به حق و حقوق خود آگاه‌تر و دردستيابی به آن راسخ‌تر است.
خامنه‌ای اگر بتواند احمدی‌نژاد را دوباره به مردم تحميل کند و اعتراضات مردم را مهار کند، آن‌وقت از هيچ يک از رهبران و فرماندهان راه‌پيماهایی اعتراضی اخير نخواهد گذشت و آنان را با قاطعيت تنبيه خواهد کرد تا برای هميشه باعث عبرت کسانی شوند که بخواهند در برابر اراده او بايستند.
به همين دليل نيز رهبران و فعالان جنبش دموکراسی‌خواهی ايران و آحاد ملت بايد بدانند که هم اکنون بيش از هرزمان فرصت پيروزی بر استبداد را دارند واگر تزوير و دروغ اين بار هم بر سرنوشت آنان چيره شود، استبداد سياه سال‌ها ادامه خواهد يافت و بسياری را از دم تيغ خواهد گذراند که چنين مباد و چنين هم نخواهد شد.

 

۲۹ خردادماه ۱۳۸۸

علی کشتگر
 

 

 

 

اگر موسوی مسئول خون‌هایی است که مزدوران‌ات می ریزند، پس قاتل شهیدان انقلاب 57 هم خمینی است نه شاه 

 

ilna.ir

 

 

امروز از خطبه های نماز جمعه‌ات فهمیدیم که خمینی و سران انقلاب که تو نیز یکی از آن‌ها بودی و مردم را به خیابان‌ها می کشاندی مسئول کشته شدن مردم بودید نه شاه و عوامل‌اش. این همان سخنی بود که در جنگ صفین معاویه به مردم گفت و ادعا کرد که قاتل عماریاسر، علی است که او را به جنگ آورده نه من!

 

 

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه

 

سی‌ام خرداد ماه 1388 خورشیدی

 

 

Home

 

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved