مهرداد آسمانی در گفت‌وگویی با نادر رفیعی در تلویزیون امیدایران گفت: حرف مردم، رای اول و آخر است.

مهرداد که روز پنج‌شنبه در تلویزیون امیدایران حضور داشت، پیش از هر حرف و سخنی، متنی که نوشته بود را خواند. متن‌نوشته‌ی مهرداد از این قرار است:

 

به مرگ گرفتند که به تب راضی باشی

با درود

برای منی که دور از وطن و شرایط سیاسی و اجتماعی آن زنده‌گی می‌کنم هیچ حقی وجود ندارد که اظهار نظر کنم و از بیرون گود در امنیت کامل و آزادی مطلق، دستورالعمل صادر کنم.

منی که حتا شهامت نزدیک شدن به خاک ایران را ندارم، منی که فقط برای آوازخواندن، آن‌هم از نوع اجتماعی-عاشقانه، نه حتا سیاسی اثرگذار ترک وطن کردم و هیج از درد امروز هم‌وطنان‌ام نمی‌دانم. منی که اسم خودم را هنرمند گذاشتم هرچند که بنا براین بوده که فرهنگ‌ساز باشم و اثرگذار، تبدیل به کبریت بی‌خطر شدم. منی که فقط برای درآمد بیش‌تر و مثلن محبوب بودن، هزار نمایش بازی کردم و هر لحظه بنابه مصلحت خودم، تغییر رنگ دادم و موج‌سواری را بر حقیقت‌گویی ترجیح دادم، چه باید بگویم؟ نظر من چه ارزشی دارد؟

شاید مردم ایران خوب می‌دانند که از من ِهنرپیشه‌ی مهاجر که از دردشان هیچ نمی‌دانم، انتظاری هم به‌جز سرگرم‌کردن و خواندن و رقصیدن نباید داشته باشند. شاید امیدشان به‌حق از امثال من به ناامیدی مبدّل شده و شاید به حقیقت‌مان پی برده‌اند. رسانه‌ها هم تکلیف‌شان کاملن مشخص است پُراز حرف‌های قشنگ و تبلیغات وطنی خط دار. همه چیز حاضر است به‌جز حرف مردم که غایبِ همیشه است. پس من چه بگویم که از خودم خجل نباشم؟

برای وطن‌ام و مردم سرزمین‌ام چه کرده‌ام؟

با این حال شاید عذاب وجدان که برای وطن و مردم‌ام هیچ نکردم، باعث شود چند خط در مورد اتفاقات امروز ایران بنویسم. پس جسارت مرا ببخشید و این چند خط را تحمل کنید.

رای مردم را دزدیدند!!

انتخابات فرمایشی!!

اعتراض سراسری به انتخابات فرمایشی آقای احمدی‌نژاد و تحویل ریاست جمهوری به آقای موسوی!

آیا همه‌ی مشکلات مردم ایران با ریاست آقای موسوی حل می‌شود؟

آیا با این انتخاب، مردم به آزادی مطلق خواهند رسید؟

آقای موسوی نیز خودش از فیلتر شورای نگهبان گذشته که توانسته نامزدی برای این ریاست باشد. به مرگ گرفتند که به تب راضی باشی. با حمایت رفسنجانی و مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم باز هم یکی از خودشان سیاست‌مدارانه، طرف مردم را گرفته که مبادا کسی بیرون از نظام امید مردم شود و رهبری این مردم دل‌شکسته را به دست گیرد. به مرگ گرفتند که به تب راضی باشی.

باز هم به شناسایی مخالفین نظام در همین تظاهرات گسترده، و دستگیری اندیشمندان مبارز، حکایت آقای خاتمی را یادآوری می‌کند و باز سر مردم بی‌کلاه می‌ماند. دیدیم که در آن زمان هم چیزی عوض نشد و تا زمانی‌که نماینده‌گان حقیقی مردم بر سر مسند نباشند، هیچ چیز عوض نخواهد شد.

تا زمانی‌که نماینده‌گان تحمیلی شورای نگهبان به ریاست برسند، تا زمانی‌که تغییر اساسی در قانون اساسی نظام صورت نگیرد، تا زمانی‌که دست رهبری از مملکت کوتاه نشود، همین آش است و همین کاسه. به مرگ گرفتند تا به تب راضی باشی.

آقای احمدی‌نژاد و آقای موسوی هر دو تربیت شده‌ی نظامی هستند که اساس‌اش زیر سوال مردم ایران است. این‌ها نمایدنده‌گان تحمیلی هستند که برای مردم از پیش انتخاب شده‌اند و امروز انتخاب بین بد و بدتر، تنها راه مردم ایران است که برای‌اش از جان خود می‌گذرند.

به مرگ گرفتند که به تب راضی باشی. من هم راضی به رضای خدا و مردم ایران هستم. هر آن‌چه که این مردم ستم‌دیده دوست می‌دارند را دوست می‌دارم و می‌دانم حتمن بهتر از غربت‌نشین ِخوش‌نشین، دل‌نگران آینده‌ی ایران و سرزمین مادری‌‌شان هستند.

من شک ندارم که جوانان و اندیشمندان مبارز داخل کشور با هوش‌مندی و سازمندی صحیح به هدف خود خواهند رسید.

با آرزوی پیروزی حق که همانا مردم مظلوم ایران هستند بر باطل ِمردم‌کُش، و با ابراز هم‌دردی با خانواده‌هایی که عزیزان‌شان را در این راه از دست دادند.

مهرداد آسمانی

بیست‌وهشتم خرداد ماه 1388 خورشیدی - هجدهم جون 2007 میلادی

 

نادر رفیعی گفت: مهرداد هنرمندی متعهد و تاثیرگذار بوده، جبهه‌ی جنگ رفته و درکنار هم‌رزمان‌اش از خاک ایران دفاع کرده و به همین دلیل این حق را دارد که نظر سیاسی خود را به این وضوح، در تلویزیونی که من مدیرش هستم، اعلام کند.

اوهم‌چنین گفت: مهرداد در زمان کمبود نفت و آذوقه و زمان جنگ در ایران بوده و درد مردم ایران را می‌داند.

 

نادر رفیعی پرسید: مهرداد! صادقانه بگو که آیا در این سال‌ها هنرمندان وظیفه‌ی خود را انجام دادند و متعهد بودند؟

مهرداد گفت: نه هنرمندان و نه رسانه‌ها هیچ‌کدام وظایف‌مان را درست انجام ندادیم.

 

نادر رفیعی گفت: شرکت در انتخابات بی‌سابقه بوده!

مهرداد گفت: این بسیار خوب است. اگر مردم واقعن فکر می‌کنند که آزادی‌شان در گرو انتخاب آقای موسوی است، من هم مخلص آقای موسوی هستم. رای مردم، حرف اول و آخر است.

 

نادر رفیعی گفت: تا همین الان هیچ‌کدام از هنرمندان به این تلویزیون نیامده‌اند که در مورد انتخابات و ایران حرفی بزنند، و شما اولین نفری هستی که آمدی و حرف‌هایت را در جهت حمایت از مردم ایران زدی.

مهرداد گفت: من خودم زنگ زدم و از شما خواستم این وقت را در اختیار من بگذارید که از شما نادر جان و تلویزیون امید ایران ممنون‌ام که این اجازه را دادی که حرف‌هایم را بزنم.

 

مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی پنجاه

سی‌ام خرداد ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved