|
رقصنده ای در اعماق امواج شکسته لارس تریه در سیام آپریل سال 1956 در شهر كپنهاگ و در خانوادهای یهودی دیده به جهان گشود. گرایشهای كمونیستی و نودیستی خانوادهاش موجب شد تا وی برای برقراری ارتباط با دنیای بیرون به فكر راه و چارهای بیفتد و علارغم مخالفتهای شدید خانوادهاش، او ابزار سینما را برای پیوستن به جهان پیراموناش برگزید. عشق و علاقهی او به دنیای سینما باعث شد تا از همان آغازین سالهای نوجوانی شروع به ساختن فیلمهای كوتاه كند. در سال 1979، لارس جوان كه به تازهگی دورهی دبیرستان را به پایان رسانده بود، برای تحقق رویاهایش در دنیای سینما، در یك مدرسهی فیلمسازی در دانمارك ثبت نام كرد. در مدت زمانی كه وی به عنوان دانشجو در مدرسه درس میخواند حدودن چهل فیلم كوتاه را كارگردانی كرد كه از جمله مهمترین آنها می توان به «شبانه / 1980»، «آخرین جزئیات / 1981»، «تصویررهایی / 1982» اشاره كرد، كه از میان آنها دو فیلم «شبانه» و ا«تصویر رهایی» موفق به اخذ جایزهی بهترین فیلم از جشنوارهی فیلم«مونیخ» شدند. چنین موفقیتی در شرایطی برای«لارس» پیش آمد كه وی بیستوچهار سال بیشتر نداشت و در واقع یك تازه كار به حساب میآمد. لارس به واسطهی موفقیتهایی كه به دست آورده بود در میان همكلاسیهایش یه فون تریه شهرت یافت زیرا عنوان «فون» برای افرادی استفاده میشد كه دارای اصالت خانوادهگی هستند. این موضوع با اینكه در ابتدا بیشتر به یك شوخی دانشجویی شباهت داشت اما بعدها باعث شد كه لارس تریر نام خود را رسمن به «لارس فون تریه» تغییر دهد تا از این به بعد با این نام فیلمهایش را روانهی جشنوارههای مختلف كند. در سال 1983 لارس جوان كه تازه مدرسهی فیلمسازی را پشت سر گذاشته بود به فكر ساخت سه گانهای در مورد اروپا افتاد. اولین قسمت از این تریلوژی فیلمی شدیدنً متكی بر تكنیك و تحت عنوان عنصر جنایت بود كه در سال 1984 روانهی پردههای سینما شد. این فیلم كه از نظر منتقدان فیلمی با ریشههای پست مدرنیستی خوانده میشد، موفق به اخذ جایزهی ویژهی تكنیكی از جشنوارهی كن و همچنین نامزدی برای دریافت نخل طلایی كن در سال 1984 شد. سه سال بعد و در سال 1987 قسمت دوم این سه گانه با عنوان اپیدمیك نیز به سینما راه یافت اما با اینكه این فیلم در بخش رسمی جشنوارهی كن به نمایش در آمد اما نتوانست موفقیت عنصر جنایت را تكرار كند و دستخالی از كن 88 بازگشت. عدم موفقیت «اپیدمیك» در جشنوارهی كن باعث شد تا فون تریه وقت بیشتری را بر روی اختتامیهی سه گانهاش صرف كند. ساختن این اثر كه تحت همان عنوان سه گانه، یعنی اروپا كلید خورده بود، چهار سال به طول انجامید و سرانجام در سال 1991 برای نخستین بار در جشنوارهی كن به نمایش درآمد. این فیلم كه دوران پس از جنگ جهانی دوم در آلمان را به تصویر میكشد، بهت داوران جشنواره را برانگیخت و در واقع آنها را مسحور هنر«فون تریه» در پرداختن به مسایل اجتماعی كرد تا جایی كه علاوه بر نامزدی، برای دریافت نخل طلایی آن سال، این فیلم موفق به اخذ جایزهی ویژهی هیات داوران و همچنین جوایز ویژهی تكنیكی و بهترین دستاورد هنری از جشنوارهی كن سال 1991 شد.
در سال 1992 لارس فون تریه به همراه دوست قدیمیاش «پیتر آلباك» یك كمپانی تولید فیلم با نام "Zentropa" را افتتاح كرد كه تا امروز نیز به فعالیت خود ادامه می دهد. «فون تریه» با تاسیس این كمپانی در واقع سعی در كم كردن وابستهگیهای مالی داشت تا بدین ترتیب بتواند كنترل بیشتری جهت ساختن فیلمهای مورد علاقهاش داشته باشد. فون تریه به منظور تقویت اوضاع مالی كمپانی تازه تاسیساش اقدام به ساخت سری فیلمهایی تحت عنوان قلمرو یا همان Raget كرد این سری فیلمها كه تنها دو قسمت از آن ساخته شد و بهدلیل مرگ هنرپیشهی اصلی آن به قسمت سوم راه نیافت دربارهی بیمارستان ملی دانمارك ساخته شد. سال 1995 سال پر فراز و نشیبی برای «فون تریه» بود. در آن سال مادرش كه در بستر مرگ بود فاش كرد كه پدر واقعی او كس دیگری است.این مسئله صدمهی روحی شدیدی به «فون تریه» وارد آورد و وی را وادار به دست زدن به یك طغیان علیه خویش كرد تا جایی كه تغییر مذهب داد و كاتولیك شد. از سوی دیگر در سال 1995 كه مصادف با صد سالهگی سینما بود، جلسات متعددی به بهانهی ورود به سدهی دوم تاریخ سینما در میان فیلمسازان برگزار میشد. در یكی از این جلسات «فون تریه» به روی صحنه رفت و به نمایندهگی از گروهی موسوم به "دگما 95" مانیفست این گروه را كه خود به همراه «توماس وینتربرگ» امضا كرده بود برای حضار قرائت كرد. از آنجایی كه یك مانیفست لحنی انتقادی و هیجانانگیز دارد، لذا "دگما 95" خود را نه صرفن یك گروه بلكه یك عملیات نجات میخواند كه هدفاش ایجاد نوعی توازن در سینما بود. این جنبش كه همانند جنبش موج نو به سنتهای مقدس سینما همچون «نمای اصلی»، «پیوستهگی» و «نورپردازی كلاسیك» بهایی نمیدهد، یكی از شیوههای تاثیرگذار فیلمسازی را روش دوربین روی دست می پندارد.ا
سه گانهی قلب طلایی در سال 1996 لارس فون تریه شروع به ساخت سه گانهای دیگر كه خود آنرا قلب طلایی میخواند، كرد. نخستین قسمت از این تریلوژی فیلمی بود تحت عنوان شكستن امواج كه یك بار دیگر جایزهی ویژهی هیات داوران كن را در سال 96 برای وی به ارمغان آورد و همچنین نامزد دریافت نخل طلایی كن در همان سال شد. این فیلم كه شاید عاطفیترین فیلم «فون تریه» به حساب بیاید به تفسیر قدرت عظیم عشق میپردازد. فون تریه در ادامه سه گانه قلب طلایی، فیلمی تحت عنوان احمقها را در سال 1998 جلوی دوربین برد، این فیلم نیز مانند آثار دیگر او نامزد دریافت نخل طلای كن در سال 98 شد.ا
رقصنده در تاریكی شاهكار بلامنازع و پر از لطافت «فون تریه» كامل كنندهی تریلوژی «قلب طلایی» بود و سرانجام نخل طلایی كن را در سال 2001 برای وی به ارمغان آورد. این اثر فوقالعاده تا جایی تاثیرگذار است كه منتقدین دربارهی آن گفتهاند: «رقصنده در تاریكی را كه میبینی باید بگذاری چند روزی بگذرد تا آتشات فرو بنشیند و اگر یادداشتی مینویسی بیانیهای احساسی در مدح و ثنای كارگردان آن و یا رسالهای پر سوز و گداز در شرح حال عاشقان و احساسات پاك بشری نباشد.»ا
سال 2003 سر آغاز سه گانهای دیگر برای «فون تریه» بود. به تصویر كشیدن اثری فلسفی یا بهتر بتوان گفت شاهكاری در نقد غرایز پست انسان به نام داگ ویل «فون تریه» را برای ششمین بار در صف نامزدهای دریافت نخل طلایی كن قرار داد. سه گانهای دیگر كه «لارس» آنرا امریكا، سرزمین فرصت های طلایی نامید و جمعی از منتقدان آنرا نقدی بر سیاستهای دولت امریكا دانستهاند، درحالی كه از نظر من این تریلوژی كه تا كنون دو قسمت از آن ساخته شده، نقد كوبندهای است بر پستترین غرایز بشر در سراسر دنیا. در ابتدا قرار شد تا نیكول كیدمن كه در «داگ ویل» ایفاگر نقش اصلی بود در هر سه قسمت آن بازی كند تا بدین وسیله انسجام میان سه قسمت رنگ و بوی دیگری بگیرد، اما به دلیل سختگیریهای «فون تریه» در طول فیلمبرداری، او ترجیح داد تا قرارداد خود را با «لارس» فسخ كند و فونتریه مجبور شد تا برای مندرلی یا همان ادامهی«داگ ویل» از برایس دالاس هاوارد برای بازی در نقشی كه «كیدمن» آنرا در «داگ ویل» بازی كرده بود، دعوت به كار كند.ا
باز به داگ ویل برگردیم. شهر یا بهتر بگوییم شهركی كوچك در سرزمین آرزوهای بزرگ.«داگ ویل» در واقع ابتدای راهی است كه فون تریه برای شناخت مردم و محیط پیراموناش انتخاب كرده، سفری كه شاید بتوان آنرا با طی طریق بزرگانی چون بودا و یا ویل آریل دورانت مقایسه كرد. اگر داگ ویل را مینیاتوری از جامعه بدانیم آنگاه فیلم نزدیكی عجیبی با نظرات میشل فوكو فیلسوف مشهور فرانسوی پیدا می كند. فوكو در كتاب «تاریخ جنون» بیان میكند كه قدرت همواره رژیمی از مرزگذاری است و نشان می دهد كه ابتدا جذامیان مورد طرد بشر بودهاند و سپس مجرمان و در نهایت دیوانهگان و همین بیان را با تسامح در فیلم «فون تریه» نیز می توان دید. فون تریه پس از گذشتن از «داگ ویل» به مزرعهای در«آلاباما» به نام مندرلی می رسد، شهركی كه علارغم اینكه هفتاد سال از انقضای قانون بردهداری میگذرد، هنوز در آن نظام ارباب برقرار است. مندرلی ادامهی راه و یا شاید بتوان گفت كه آیندهی داگ ویل است. آیندهای كه تفاوتی با گذشته خود ندارد. شهروندان مندرلی و داگ ویل مشابه یكدیگرند. اما واشنگتون، پایتخت سرزمین آرزوها، مقصد نهایی «فون تریه» در این سیر و سلوك فیلسوفانه است كه قرار است در سال 2007 و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری امریكا به اكران عمومی در آید. با اینكه این فیلم هنوز در حال فیلمبرداری است و هیچ گزارشی از داستان آن چاپ نشده است، اما میتوان حدس زد كه در واشنگتون كه نمادی از شهرهای متمدن و مدرن امروز دنیاست نیز همان آدم نماهای داگ ویل و مندرلی زندهگی میكنند بدون اینكه اندك تغییری در احوال آنها ایجاد شده باشد چراكه طبع بشر از ازل پست و كثیف بوده است.
فیلم شناسی (كارگردان) واشنگتون (2007) / برای هر نفر یك سینما (2007) یك اپیزود / رئیس كل (2006) / مندرلی (2005) / داگ ویل: راهنما (2003) فیلم ویدیویی / پنج ممنوعه (2003) / داگ ویل (2003) / D-dag Editors-cut (2001) فیلم تلویزیونی / رقصنده در تاریكی (2000) / D-dag (2000) فیلم تلویزیونی / D-dag Lise (2000) فیلم تلویزیونی / احمق ها (1998) / قلمرو 2 (1997) سریال تلویزیونی / شكستن امواج (1996) / قلمرو (1994) سریال تلویزیونی / اروپا (1991) / مده آ (1988) سریال تلویزیونی / اپیدمیك (1987) / عنصر جنایت (1984) / تصویر رهایی (1982) فیلم كوتاه / آخرین جزئیات (1981) فیلم كوتاه / شبانه (1980) فیلم كوتاه / باغبان اركیده (1977) فیلم كوتاه / چرا از چیزی فرار میكنی كه میدانی نمی توانی از آن فراركنی (1970) فیلم كوتاه فیلم شناسی (نویسنده) واشنگتون (2007) / اریك نیچه (2007) / رییس كل (2006) / مندرلی (2005) / وندی عزیزم (2005) / سلطنت بیمارستان (2004) / داگ ویل: راهنما (2003) / پنج ممنوعه (2003) / داگ ویل (2003) / رقصنده در تاریكی (2000) / نمایش دهنده (2000) / احمقها (1998) / قلمرو 2 (1997) / شكستن امواج (1996) / ماراتن (1996) / قلمرو (1994) / اتاق معلم (1994) / اروپا (1991) / مده آ (1988) / اپیدمیك (1987) / عنصر جنایت (1984) / تصویر رهایی (1982) / آخرین جزئیات (1981) / شبانه (1980) / باغبان اركیده (1977) / چرا از چیزی فرار میكنی كه میدانی نمیتوانی از آن فراركنی (1970) فیلم شناسی (تهیه كننده) همه چیز دربارهی آنا (2005) / رویای اروپا (2004) / سلطنت بیمارستان (2004) / بهسوی جنوب (2004) / قایق سواری در بالای جهان (2000) / ایتالیاییهای تازهكار (2000) / مردان داغ، پسران سرد (2000) / زندان صورتی (1999) / وفاداری (1999) فیلم شناسی (فیلمبردار) احمقها (1998) / باغبان اركیده (1977) فیلم شناسی (تدوین گر) اپیدمیك (1987) / باغبان اركیده (1977) فیلم شناسی (موسیقی متن) رقصنده در تاریكی (2000) / اروپا (1991)
جوایز و افتخارات نامزد دریافت جایزهی اسکار برای بهترین ترانهی ارژینال (رقصنده در تاریكی / 2001) نامزد دریافت جایزهی گلدن گلاب برای بهترین ترانهی ارژینال (رقصنده در تاریكی / 2001) نامزد دریافت نخل طلایی از فستیوال کن (مندرلی / 2005) نامزد دریافت نخل طلایی از فستیوال کن (داگ ویل / 2003) برندهی نخل طلایی از فستیوال کن (رقصنده در تاریكی / 2000)ا نامزد جایزهی نخل طلایی (احمق ها / 1998)ا نامزد دریافت نخل طلایی از فستیوال کن (شكستن امواج / 1995) برندهی جایزهی ویژهی هیات داوران از فستیوال کن (شكستن امواج / 1995)ا نامزد دریافت نخل طلایی از فستیوال کن (اروپا / 1991) برندهی جایزهی ویژهی هیات داوران از فستیوال کن (اروپا / 1991)ا برندهی جایزهی بهترین دستاورد هنری از فستیوال کن (اروپا / 1991)ا برندهی جایزهی ویژهی تكنیكی از فستیوال کن (اروپا / 1991)ا نامزد دریافت نخل طلایی از فستیوال کن (عنصر جنایت / 1984) برندهی جایزهی ویژهی تكنیكی از فستیوال (عنصر جنایت / 1984) نامزد دریافت بهترین فیلم اروپایی از فستیوال گویا (داگ ویل / 2004) برندهی بهترین بهترین فیلم اروپایی از فستیوال گویا (رقصنده در تاریكی / 2001) نامزد دریافت بهترین فیلم اروپایی از فستیوال گویا (شكستن امواج / 1997) برشهای بلند - پایگاه تحلیلی خبری سینما
مجلهی اپیزود ، شمارهی پنجاه سیام خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |