|
لیلا حاتمی فرزند «علی حاتمی» فیلم نامه نویس و کارگردان صاحب نام سینمای ایران است. مادرش «زری خوشکام» نیز در ابتدا بازیگر سینما بود اما پس از ازدواج با «علی حاتمی» بازیگری سینما را برای همیشه کنار گذاشت. بنابراین «لیلا» در خانواده ای هنرمند رشد کرده است. لیلا پس از گرفتن دیپلم دبیرستان ، دو سال مهندسی برق را در دانشگاه پلی تکنیک سوییس و دو سال ادبیات مدرن فرانسه را در همین کشور گذراند. اما بیماری پدر در سال 1997 سبب ناتمام ماندن تحصیلات لیلا شد چرا که وی به سرعت به تهران بازگشت. او از دوران کودکی بازیگری در سینما را تجربه کرد. در سریالها و فیلمهای پدرش جلو دوربین رفت، اما زمانی که بزرگتر شد، در فیلم "کمال الملک" به کارگردانی پدرش ، به ایفای نقش جدیتری پرداخت. لیلا حاتمی وقت خود را آن گونه که میگوید، تلف نمیکند. با این که در ابتدا کار خود را با ایفای نقشهای کوچکی در فیلمهای پدرش شروع کرد ، اما خانواده نمیخواستند که لیلا وارد این کار شود، ولی خود لیلا احساس میکرد که پس از شروع به کار موجبات رضایت خانواده را فراهم میکند.
لیلا وقتی به ایران بازگشت ، این شانس را پیدا کرد تا در فیلمی ساخته ی «داریوش مهرجویی» بازی کند. نام این فیلم «لیلا» بود و بازی لیلا حاتمی در آن بسیار درخشان و فوقالعاده. فیلم با استقبال مردمی مواجه شد ولی در اثنای فیلم برداری، پدر لیلا درگذشت. لیلا برای بازی در فیلم «لیلا» از پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر دیپلم افتخار گرفت. بعد از این فیلم ، پیشنهادات زیادی به لیلا ارائه شد که یکی پس از دیگری رد شدند. لیلا میگوید: «من به دنبال کمال هستم و هرگز از هنرپیشه گی به دنبال مال نبودم. پس از فیلم «لیلا» بسیار راضی و خشنود بودم و هیچ تردیدی در رد کردن پیشنهادات برای مدتی طولانی نکردم». دو سال بعد وی پیشنهادی از «کمال تبریزی» دریافت کرد تا در فیلم «شیدا» بازی کند. لیلا میگوید: «سینما هویت من است». پس از این لیلا حاتمی رفته رفته در فیلمهای دیگری هم بازی کرد و پس از تجربههای موفقی مثل «آب و آتش» ، «ایستگاه متروک» و مجموعه ی تلویزیونی «کیف انگلیسی» یکی از ستارههای محبوب سینمای ایران شد. لیلا برای بازی در فیلم «آب و آتش» ساخته ی «فریدون جیرانی» در سال 1376 از پنجمین دوره ی جشن خانه سینما برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
بازی لیلا در فیلم های «ارتفاع پست» ساخته ی «ابراهیم حاتمی کیا» در سال 1380 وفیلم «سالاد فصل» ساخته ی «فریدون جیرانی در سال 1383 بسیار قابل توجه بود. لیلا حاتمی همسر «علی مصفا» بازیگر و کارگردان سینمای ایران است. او به همراه همسرش سالن سینما و کافهای را در تهران اداره میکند که از طرف مردم به شدت مورد استقبال قرار گرفته است. لیلا در این باره می گوید: «من و پدرم این سینما را پانزده سال قبل در اختیار گرفتیم و من این سینما را از پدرم به ارث بردم. در واقع حضور ما در دنیای سینما به مفهوم توانایی ما در اداره مناسب یک سالن سینما نیست. این موضوع بسیار مشکل است به خصوص این که سالن سینمای مذکور در منطقه ی دیگری قرار دارد که کاملن تجاری شده است. گمان کردیم که با برگزاری مراسمی ، دانشجویان و بخش خاصی از مردم را جذب کنیم. در این کافه هم قصد نداشتم مکانی شیک برای طبقهای خاص ایجاد کنم، بلکه قصد داشتم یک مکان طبیعی، ساده و شاعرانه فراهم کنم که هر کسی گمان کند در خانه ی خود حضور دارد. کافه مفهوم خود را در فرهنگ کنونی ما از دست داده است. من تنها خواستم این مفهوم را بازگردانم. من با گذشته به شکل جدی در ارتباط هستم. من تنها دختر خانواده هستم و هنگامی که پدرم را از دست دادم، همه را از استفاده از وسایل شخصی او منع کردم. مادرم برخلاف من روحیهای ماجراجویانه دارد. وی تمام مایملک ما را به فروش رسانده و حتا قصد داشت سالن سینما را نیز به فروش برساند. من از وی خواستم تا زمان بزرگ شدن فرزند من صبر کند. بسیار عاطفی هستم و به این سالن سینما عشق میورزم. صندلی پدرم را به این جا آورده ام و بسیار شاد میشوم وقتی میبینم که همه چیز زنده است. نه این که بخشی از یک موزه باشد. گمان میکردم که بتوانم شرایطم را پس از تولد فرزندم تغییر دهم و زمان بیش تری برای سالن سینما و کافه بگذارم ولی این گونه نشد.
لیلا در فیلم «حكم» به كارگردانی »مسعود كیمیایی» بازی کرد. او درباره ی این فیلم و همكاری با كیمیایی گفت: برای من از كودكی، سینما با چند آدم معنا پیدا می كرد كه یكی از آن ها كیمیایی بود. این آدم ها از نظر علاقه و خاطرات دوران كودكی برای من مانند خود سینما هستند. همیشه دوست داشتم در فیلمی از كیمیایی بازی كنم و مهمتر از ایفای نقشی در فیلم،در تولید یك فیلم از كیمیایی نقش داشتن برایم مهم تر بود حتی اگر فیلم خوبی نشود. لیلا در پاسح به این سوال که « شاید دلیل علاقه و موفقیت شما در سینما به کار با کارگردانی بزرگ از اولین روز بازگردد؟» گفت: این واقعهای بسیار مهم بود که زنده گی مرا تغییر داد. فرود آمدن معمولن بسیار سخت است. من از ابتدا و هنگامی که پیشنهاد فیلم «لیلا» به من ارائه شد فهمیدم که این نقش مال من است. با این که یک کارگردان معمولن با یک هنرپیشه دو بار کار نمیکند ولی من همواره امیدوارم تا نقشی دیگر در فیلمی از مهرجویی ایفا کنم. هنوز نقش مناسب به من پیشنهاد نشده است. هنرپیشه با کارگردان تفاوت دارد. وقتی کار هنرپیشه به اتمام میرسد در انتظار پیشنهاد جدید است. برخی از انسانها آفریده شدهاند تا بگیرند. برخی دیگر پیشنهاد داده و یا مینویسند ولی من بسیار منفی هستم و ترجیح میدهم در انتظار بمانم. هنگامی که به سالهای زندگیات مینگری و میبینی که چند سال گذشته و هنوز هیچ نقشی ایفا نکرده یا طرحی نداری، احساس ناراحتی و اندوه میکنی، به خصوص این که ماجرای ترک تحصیل هنوز در دل من وجود دارد. خوشبختانه همسر من (علی مصفا) نیز هنرپیشه و کارگردان است. وی همواره مرا تشویق میکند و ایدههایی پیشنهاد میدهد. بدین گونه بود که به ترجمه برخی آثار از فرانسوی به فارسی روی آوردم.»
خبرنگار می پرسد: «هنرپیشه گی در ایران برای شما چه مفهومی دارد؟» لیلا پاسخ می دهد : «بد شانسی! در ایران امکان ندارد که شما ستارهای با مفهوم معمولی آن باشید. نمیتوانید از پوسترهای تبلیغاتی بزرگ و بهرهبری از چهره زنان در خیابانها استفاده کنید. اگر چنین چیزی نیز رخ دهد، جزئیات تصویر زن برعکس مرد مشخص نیست. علاوه بر آن حجاب و نوع لباس نیز هیچ تغییری نمیکند. همه چیز تکراری و روتین است. امکان ندارد شما بتوانید چهره خود را از یک فیلم به فیلم دیگر تغییر دهید. ما باید همواره به یک صورت باقی بمانیم. روابط با مردم نیز تفاوت دارد. من تجربهای در خارج از ایران نداشتم ولی در ایران به نظر میرسد که فاصله میان مردم و هنرمند بسیار کم است. زنده گی هنرمندان خیلی شبیه مردم عادی است. شما ممکن است به راحتی در مترو با یک هنرمند روبرو شوید. ممکن است یک هنرمند در ایران به شکل واقعی مورد تقدیر قرار نگیرد. از نظر مادی نیز یک ستاره مانند یک مهندس درآمد دارد. هیچ چیز فوقالعادهای وجود ندارد.» لیلا در باره ی ارزیابی فیلم هایی که در آن ها ایفای نقش کرده ، می گوید: « من با مهرجویی ، تبریزی، کیمیایی و جیرانی در فیلمهایی هنری و تجاری کار کردهام. آن چه که در مهرجویی مرا برانگیخت این است که وی نویسنده و کارگردان ولی در عین حال بسیار محبوب است. وی روش طبیعی و عادی خود را دارد که مردم آن را خوب میشناسند. مهرجویی داستانی که ما بارها دیدهایم را به ساده گی و بسیار ماهرانه روایت میکند. بازی در سینمای تجاری مرا هرگز ناراحت نمیکند، ولی خط قرمزی هست که هرگز زیر پا نمیگذارم. من همواره با کسانی کار میکنم که کار خود را بلد بوده یا حداقل درکی از هنر داشته و به فکر پیشرفت هستند.»
لیلا در زمینه ی فعالیت های تلویزیونی خود عقیده دارد: « تلویزیون قصد دارد که تمامی سینما را به سمت خود جذب کند و این کاری ست که شروع کرده است. هفت سال قبل و پس از بازی در فیلم دوم خود به مدت سه سال بدون کار بودم. تمامی داستانهایی که به من پیشنهاد میشد، سبک و بیارزش بود. هنگامی که پیشنهاد کار تلویزیونی ارائه شد، بسیار خشنود شدم. داستان آن فیلمنامه مربوط به دختری از دهه ی بیست قرن گذشته در ایران بود. تشویق شدم چرا که لباسها متفاوت بود. با این حال سه ماه تردید داشتم. معتقد بودم که هنرپیشه سینما نباید در تلویزیون ظاهر شود. کار در تلویزیون در نظر من بسیار بد و در ردیف کارهای تبلیغاتی بود. با این حال آن چه که باعث شد تا در پذیرش آن پیشنهاد، تشویق شوم، مشارکت همسرم و سناریوی جالب آن و همچنین پیشنهاد مالی خوب بود. آن سریال بسیار موفق بود ولی با این حال من زیاد راضی نبودم و احساس خجالت میکردم به طوری که حتا نمیتوانستم در برابر خانواده خود ظاهر شوم. اما با این حال ، پیشنهاد جدیدی را در تلویزیون قبول کردم چون سناریوی آن مرا جذب کرد. داستان زنده گی زنی در دهه ی بیست و سی عمرش بود. قرارداد را امضا کردم و پس از تصویربرداری نیمی از قسمتها، آن اتفاقی که نمیخواستم رخ داد. باید چادر سر میکردم. امکان نداشت که زنی در آن شرایط چادر به سر کند. او زنی فعال و با نشاط در جامعه بود و غیرمنطقی بود که در آن دوره ی زمانی با چادر رفت و آمد کند. به همین دلیل باید در خانه میماند و از فعالیتهای خود چشمپوشی میکرد. سناریو تغییر کرده بود. در عین حال در آن سریال مجبور به ازدواج با کسی شدم که "شخص منفی" بود و تمامی نگاههای عاشقانه حذف شد، حتا در صحنههایی که با همسرم در آن بازی میکردیم، ولی هیچ راهی برای بازگشت نبود. من از شدت ناراحتی گریه میکردم و با مسئول برنامه صحبت میکردم ولی آن ها فقط وعدههای بیثمر میدادند و نمیدانم چرا مردم این سریال را دنبال میکردند.»
لیلا در مورد خانم های بازیگر در سینمای ایران می گوید: « زنان هم به مانند مردان هستند. ما کارگردانهای خوبی داریم. "بنیاعتماد" مانند "مهرجویی" است. دوربین وی در مکان مناسب است و بر فیلم سایه نمیاندازد. فیلمهای "بنیاعتماد" از دیگران بهتر و عمیقتر است. در واقع سینمای ایران دچار دگرگونی شده و دیگر شاهد بازیهای غیرواقعی نیستیم. با این حال هنوز هم گاهی فیلمهایی را در جشنوارههای مختلف میبینم که بسیار بد بوده و از دلیل انتخاب این فیلمها دچار حیرت میشوم. برخی از موضوعها به این خاطر که از چارچوب تعریف شده غرب خارج هستند، بسیار جذاب اند. این گونه فیلمها تفاوتهای فرهنگی و برخی نکات دیگر را نشان میدهند. حتا کارگردان زن نیز عامل مهمی برای جذب است. من به شخصه هنگامی که فیلمهایی از فرهنگهای متفاوت را میبینم اگر کارگردان آن ها زن باشد، بیش تر جذب میشوم.»
فیلم شناسی: کیف انگلیسی (مجموعه تلویزیونی ، سیدضیاءالدین دری، 1378) آب و آتش (فریدون جیرانی، 1379) مربای شیرین (مرضیه برومند، 1379) ایستگاه متروک (علیرضا رئیسیان، 80 - 1379) ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا، 1380) سیمای زنی در دور دست (علی مصفا، 1382) سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383) شاعر زباله ها (محمد احمدی، 1384) پریدخت سریال تلویزیونی ( سامان مقدم، 1386)
جوایز برندهی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن و دیپلم افتخار از پانزدهمین جشنواره فجر برای بازی در فیلم «لیلا» در سال 1375. برنده ی تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «آب و آتش» ساخته ی «فریدون جیرانی» در سال 1376 از پنجمین دوره ی جشن خانه سینما . برنده ی جایزه از جشنواره «مونترال کانادا» برای بازی در فیلم «ایستگاه متروک» ساخته ی «علیرضا رئیسیان» در سال 1381. برنده لوح زرین بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «آب و آتش» ساخته ی «فریدون جیرانی» در دومین دوره ی منتخب سایت ایران آکتور در سال 1381. برنده لوح زرین بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «ارتفاع پست» ساخته ی «فریدون جیرانی » در سومین دوره ی منتخب سایت ایران آکتور در سال 1382. انتخاب ها نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم «سالاد فصل» از جشنواره ی فیلم فجر ( مسابقه ی سینمای ایران) در سال 1383. نامزد دریافت لوح زرین بهترین بازیگر زن برای فیلم «سالاد فصل» از سایت ایران آکتور ( بهترین های سال) سال 1384. نامزد دریافت لوح زرین بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «حکم» ساخته ی «مسعود کیمیایی» از سایت ایران آکتور ( بهترین های سال) سال 1384. نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «ایستگاه متروک» در بیستمین جشنواره ی فیلم فجر (مسابقه ی سینمای ایران) سال 1380. نامزد دریافت لوح زرین بهترین بازیگر زن برای فیلم «ایستگاه متروک» در چهارمین دوره ی منتخب سایت ایران آکتور در سال 1383 سومین بازیگر نقش اول زن سال برای بازی در فیلم «ایستگاه متروک در دوره ی هیجدهم منتخب نویسنده گان و منتقدان (بهترین های سال) در سال 1382. نامزد دریافت تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم «ارتفاع پست» ساخته ی «ابراهیم حاتمی کیا» در ششمین دوره ی جشن خانه ی سینما در سال 1381. چهارمین بازیگر نقش اول زن سال برای بازی در فیلم «ارتفاع پست» از هفدهمین دوره ی منتخب نویسنده گان و منتقدان در سال 1381. بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «آب و آتش» ساخته ی «فریدون جیرانی» در شانزدهمین دوره ی منتخب نویسنده گان و منتقدان در سال 1380. نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «شیدا» ساخته ی «کمال تبریزی» در هفدهمین دوره ی منتخب نویسنده گان و منتقدان در سال 1377. عکسی از لیلا حاتمی و فرزندش
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره پنج دوازدهم امرداد 1387 خورشیدی
منابع: --------------------------------------------- شماره های مختلف ماهنامه ی فیلم روزنامه ی الحیات و عصر ایران.
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |