|
بخش سوم
به استفاده از کلاههای فکری توجه کنید وقتی مردم به من میگویند که از شیوهی شش کلاه فکری استفاده کردهاند، من اغلب از آنها راجع به نحوهی استفاده از آن سوال میکنم و گاهی اوقات درمییابم که به شکل نادرستی ازآن استفاده کردهاند. در یک جلسه، یک نفر به عنوان متفکر کلاه مشکی انتخاب میشود و یک نفر دیگرهم به عنوان متفکر کلاه سفید و الا آخر. آنوقت مردم در کل جلسه آن نقشها را حفظ میکنند و این تقریبن مخالف چهگونهگی استفاده از این سیستم است. کل نقطه نظر تشابه فکری آن است که تجربه و هوشمندی هر کس باید در هر جهتی مورد استفاده قرارگیرد. بنابراین هر کسی که در آن جلسه حضور دارد، در آن مقطع زمانی مثلن کلاه مشکی به سر میگذارد، یا کلاه سفید به سرمیگذارد و این نحوهی تفکر مشابه است و کاملترین استفاده را از هوش و تجربه هر کسی ایجاد میکند.
نمایش دادن (ابراز وجود) بسیاری از مردم میگویند که آنها از مباحثه لذت میبرند، چون میتوانند نشان دهند که چهقدر باهوش هستند. آنها میتوانند در مباحث برنده شوند و دشمنان را نابود سازند. هیچیک از این مباحث خیلی سازنده نیست، ولی ممکن است نوعی نیاز بشری برای ابراز وجود باشد. بنابراین ابراز وجود بیرون از نحوهی تفکر مشابه و شیوهی شش کلاه نیست. یک متفکر اکنون با نمایش اینکه چهقدر میتواند تحت کلاه زرد، تحت کلاه مشکی و الا آخر به بررسی بپردازد، ابراز وجود میکند. شما به عنوان متفکر با انجام بهتر کارها در جلسه به ابراز وجود میپردازید و تفاوت در اینجاست که این نوع ابراز وجود سازنده است.
بازی کردن بعضی از انواع تلاشها برای تغییر شخصیت افراد صورت میگیرد. عقیده براین است که اگر شما به نوع شخصیت یا ضعف یک شخص نگاه کنید، آنوقت آن شخص در پی متعادلسازی آن ضعف خواهد بود. چنین شیوههایی عمومن آرام، غیر موثر و غیرعملی هستند. هنگامیکه افراد در یک مقوله یا «جعبه»ی خاص قرار داده میشوند ممکن است برای ایجاد تعادل تلاش کنند. ولی تلاش برای ایجاد تعادل به آنها«چیزی که هستند» را خاطرنشان میسازد، بنابراین آنها حتا به بخش عمیقتر آن مقوله فرو میروند. همانطور که اکنون تاکید فروید روی تحلیل است: حقایق عمقی و انگیزهها را بیابید و عملی کنید. ولی روش کنفسیوس دقیقن مخالف آن است. او به جای اینکه روی شخصیت تمرکز داشته باشد، مستقیمن روی رفتار تمرکز میکند. او با شما در استفاده از رفتار صحیح با همکار، زیردست، بالادست و خانواده، صحبت میکند. کنفسیوس کمترین علاقهای به شکل دهی شخصیتی یا روانشناسانهی شما ندارد. شیوهی شش کلاه به جای نوع تحلیلی، از شیوهی کنفسیوسی استفاده میکند. قوانین رفتاری کنار گذاشته میشوند. شما از آن قوانین پیروی میکنید، جسورانه عمل میکنید، هیچ کس قصد ندارد کاری کند که شما کمتر جسور باشید ولی اگر اکنون در حال استفاده از کلاه زرد هستید، بنابراین باید از جسارت خود در همان مسیر استفاده کنید. شیوهی شش کلاه با حرکت مستقیم در سوی رفتار، موثرتر، قابل پذیرشتر و سریعتر از هر شیوهای است که برای تغییر شخصیت ایجاد میشود. جنبهی بازی شش کلاه خیلی مهم است. اگر یک بازی انجام میشود، بنابراین هر کس که از قانون بازی تخطی کند، از بازی اخراج میشود. اگر در هر مورد یک نکته وجود داشته باشد، مثلن در کلاه مشکی (دوری)، تا کلاه زرد (سودهای امکانپذیر) و آنوقت کسی خطرات بالقوه را نادیده بگیرد، تصور میشود که آن فرد از ادامهی بازی منصرف شده است. کمک به مردم برای بازی کردن، خیلی نیرومندتر از تغییر رفتار است. نتایج طی سالها، نتایج استفاده از شیوهی شش کلاه به طور فزاینده شفاف شده است. نتایج براساس واکنشی هستند که از منابع بسیار دریافت میشوند و وارد چهار مقولهی گسترده میشوند که اینجا خلاصه شدهاند.
نیرو با شیوهی شش کلاه، هوشیاری، تجربه و دانش همهی اعضای گروه به طور کامل مورد استفاده قرار میگیرد و همه در یک جهت مشابه به کار و مشاهده میپردازند. یک آهنربای نیرومند است چون همهی افراد در یک جهت مشابه قرار میگیرند. این مورد دربارهی بحث و مکالمه آزاد صدق نمیکند. با شیوهی مباحثه (مثل دادگاه حقوقی)، هر طرف دعوا میخواهد پرونده را به نفع خود تمام کند. اگر یک گروه به نکتهای فکر کند که ممکن است به طرف دیگر سود برساند، آنوقت آن نکته هرگز برملا نخواهد شد. هدف برنده شدن است، نه بررسی صادقانه موضوع. به طور کلی مشاهده شده است که یک شخص ممکن است اطلاعات یا یک نکته را نزد خود نگه دارد، فقط به این دلیل که عنوان آن سبب تضعیف بحث او میشود. تمرکز اشعههای خورشید میتواند سختترین فلزات را ذوب کند. به همان شیوه، تمرکز توانایی ذهنی بسیاری از افراد روی یک مسئله می تواند خیلی آسانترسبب حل آن مسئله شود.
ذخیره کردن زمان Optus (در استرالیا) چهار ساعت را صرف یک بحث مهم کرد. با استفاده از شیوهی شش کلاه این مباحثه طی چهل و پنج دقیقه نتیجهگیری شد. از هر گوشهای گزارشهایی راجع به سرعت جلسات با استفاده از شیوهی شش کلاه شنیده میشود. جلسات نیم ساعت وقت میگیرند. آنها یک سوم یا یک چهارم زمان را صرف میکنند و گاهی اوقات هم مثل مورد ABB جلسه فقط پانزده دقیقه وقت میگیرد. در ایالات متحده مدیران حدود 45 درصد زمان خود را صرف جلسات میکنند که اگر شیوهی شش کلاه از 75 درصد زمان جلسات بکاهد، شما 35 درصد به زمان مدیران افزوده اید، بدون اینکه هزینهی اضافی ایجاد کرده باشید. درمباحث یا تفکرات معمول، اگر کسی چیزی بگوید که حتا خارج از نزاکت باشد آنوقت دیگران باید پاسخ دهند ولی این مورد در تفکر مشابه وجود ندارد. در تفکر مشابه، اگر هر متفکر در هر لحظه به یک جهت مشابه نگاه کند، افکار مشابه میشوند. شما به آنچه که آخرین نفر گفته پاسخ نمیدهید و فقط خیلی ساده به طور مشابه، ایدهی دیگری را به آن میافزایید. در پایان، موضوع مورد بحث به سرعت و بهطور کامل مورد بررسی قرار میگیرد. به طول معمول اگر دو نقطه نظر با هم اختلاف داشته باشند، مورد بحث قرار میگیرند ولی با تفکرمشابه، همهی نقطه نظرات در راستای همدیگر قرار میگیرند و سپس اگر تصمیمگیری ضروری باشد یک تصمیم گرفته میشود. بنابراین در هر گام بحثی وجود ندارد.
پاکسازی خود شاید بزرگترین مانع تفکر سریع و مؤثر، خود شخص باشد. مردم از تفکر استفاده میکنند، تا خود را نشان دهند.از تفکر برای حمله و مغلوب سازی دیگر افراد استفاده میشود. از تفکر استفاده میشود تا به شما کمک کند راه خودتان را بروید. از تفکر استفاده میشود تا به دیگران نشان دهید که چهقدر باهوش هستید. از تفکر برای بیان میزان دشمنی شخصی هم استفاده میشود.ا افراد به این دلیل روی یک نکته مخالفت نشان میدهند که خودشان را به کسی که آن نکته را گفته، نشان دهند. ولی اگر خود آن شخص، نکته را گفته بود، توافق کامل بر سر آن برقرار بود. به طور کلی، ما کاملن متوجه اینکه چهقدر خود انسان، مانع از تفکر مؤثر است، نیستیم. اغلب طی رسیدهگیهای دقیق هیات منصفه دو شخصیت وجود دارند که موافق آنچه که شواهد باید باشد نیستند. قضات به من گفتند که مسئلهی جدیتری از آنچه که اکثر مردم متوجه آن میشوند، وجود دارد. روشن است که مسئله ارزشهای اساسی سیستم هیات منصفه را خراب میکند. به همین دلیل است که اکنون در چندین کشور بهطور آزمایشی و آموزشی از شیوهی شش کلاه برای هیات منصفه استفاده میشود. اینکار میتواند با پاکسازی مسئلهی خود بشر، به رسیدهگیها سرعت بخشد. تفکرات ستیزهجویانه و تقابلی، بر مسئلهی خودخواهی دامن میزند که تفکر شش کلاه آن را از بین میبرد. با شیوهی شش کلاه شما خود درونتان را با شکلدهی خوب به عنوان یک متفکر از زیر هر کلاه بیرون میآورید. شیوهی شش کلاه سبب ایجاد بررسی خنثا وهدفمند از یک موضوع گشته و مباحثه و مجادله در آن صورت نمیگیرد.ا
یک کار در یک زمان گیجی بزرگترین دشمن تفکر خوب است. ما سعی میکنیم در یک زمان کارهای زیادی انجام دهیم. ما در پی اطلاعات هستیم. تحت تاثیر احساسات قرار میگیریم. در پی ایدهها و موارد دلخواه جدید هستیم. ما باید هوشیار باشیم. ما میخواهیم به سود دست یابیم. اینها چیزهای زیادی هستند که باید انجام شوند. دویدن با شش توپ در یک زمان نسبتن سخت است. پرتاب یک توپ در یک زمان، خیلی آسانتر است. ما با شیوهی شش کلاه سعی میکنیم در هر زمان فقط یک کار را انجام دهیم. وقتی ما به جستوجوی خطرات میپردازیم (کلاه مشکی) یعنی زمانی را سپری میکنیم. وقتی در پی ایدههای جدید هستیم (کلاه سبز) یعنی زمانی را سپری میکنیم. وقتی روی اطلاعات تمرکز داریم (کلاه سفید) یعنی زمانی را سپری میکنیم. ما همه، کاری را در بی زمانی انجام نمیدهیم. در چاپ رنگ، هر رنگ بهطور جداگانه در یک زمان چاپ میشود، و در پایان اثر کل (کامل) رنگ مشاهده میشود. این مورد در تفکر شش کلاه هم مشابه است. ما یک کار را در یک زمان انجام میدهیم و در پایان کل تصویر نمایان میشود. توجه به همهی این مطالب نیاز روانشناسانهی مطلقی را برای جداسازی انواع تفکر بهوجود میآورد. همانطور که در مقدمه اشاره کردم، مغز در جستوجوی خطر حساس میشود تا از طریق یک مجموعهی شیمیایی متفاوت استفاده کند. هواپیماهایی که وارد سرزمینها میشوند، اغلب از روی پارکینگ اتومبیلها پرواز میکنند. اگر شما به خود بگویید که به اتومبیل زرد توجه کنید، آنوقت ناگهان اتومبیلهای زرد برمیخیزند و خود را نشان میدهند و این یک مثال از حساسیتزایی است. شما در یک زمان نمیتوانید در جهات مختلف حساس شوید، بنابراین وقتی ما تصمیم میگیریم که در یک زمان همهی جوانب فکری را ایجاد کنیم، به هیچ یک از آنها در سطح مطلوبی دست نمییابیم. همهی مواردی که در این بخش به آنها اشاره شد ممکن است روشن و منطقی بهنظر رسد. در حقیقت، هیچ جای مبهمی دربارهی آنها وجود ندارد. هنگامیکه شیوهی شش کلاه مورد استفاده قرار میگیرد مزیت ها به زودی آشکار میشوند. برخلاف جلسات طولانی با مطالب گیج کننده، جلساتی که از خود انسان کمک میگیرد، سازندهتر، پربارتر و خیلی سریعتر خواهد بود. مردم مباحثه را انتخاب نمیکنند، چون آن را ترجیح میدهند. خیلی ساده باید گفت که آنها راه دیگری را نمیشناسند. شش کلاه راه دیگری ایجاد میکند. ادامه دارد...
مریم.ب.آزاد- مجله اپیزود ، شمارهی چهلونُه بیستوسوم خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |