|
در کیش کهن میترائیسم (آیین میترا یا مهرپرستی) اسطورهای به این شرح وجود دارد: ...میترا پس از صرف شام مقدس با پیروان خود به آسمان صعود میکند. وسیلهی صعود، گردونهی چهار اسبهی اوست. در نقاشیهای یافته شده، دو ایزد به نامهای «سُل» و «هلیوس» گردونه را میرانند. میترا در آسمان نیز از یاری به مردمان و آنانی که مومن به کیش باشند خودداری نمیکند. ارواح، پیروان را برای گذراندن از هفت طبقهی آسمان راهنمایی میکنند تا به طبقهی هشتم که جایگاه نور و آرامش مطلق است برسند. البته این موضوع کنایهای است از اینکه افراد بایستی طی مراحل هفتگانهی تزکیه و تصفیهی روح، از دلبستهگیها آزاد شوند تا با سبکباری به مرحله و درجهای دیگر برسند و پس از طی هفت مرحله، به نور مطلق و کمال دست یابند. دربارهی ترتیب هفت درجه یا هفت مقام در میان محققان جز در یک مورد، اختلافی وجود ندارد و آن دربارهی مقام دوم است که شرحاش در ذیل خواهد آمد.ا
هفت مقام روحانی به ترتیب عبارتند از: نخست مقام کلاغ که آن را پیک نیز میگویند. دوم مقام کریفیوس یا کریپتوس که به معنای پنهان و پوشیده است. سوم مقام سرباز. چهارم مقام شیر پنجم مقام پارسی. ششم مقام خورشید. هفتم مقام پدر یا پدر پدران. چون پیروان میترا از زبان یونانی هم استفاده میکردند در نامگذاری این هفت مقام نیز زبان یونانی را به کار گرفتهاند. میترا پس از کشتن گاو و ضیافت مقدس، با گردونهی آفتاب به آسمان صعود کرد که بهزعم آریاییان هنگام رستاخیز به عنوان یک ناجی یا سوشیانت به زمین باز خواهدگشت. در کیش«مانی» نیز میترا نجاتبخش جهان در رستاخیز، پیش از اشتعال جهان معرفی شده است. میترا در آسمان، هادی ارواح مومنان است. ارواح بایستی از هفت سپهر بگذرند و در هر سپهری (فلکی) یکی از آخشیجهای فانی را از خود دور کنند تا سرانجام در فلک هشتم، منزه و پاک به وسیلهی اهورامزدا وارد نور محض شوند. برای مومنان رسیدن به مقام والا مستلزم آن بود تا هفت دورهی تصفیه و تزکیه را بگذرانند. در هر مقامی به سوی پیشرفت، مشقات و دشواریها و شکنجههایی وجود داشت که مریدان و سالکان بایستی آنها را متحمل گردند. کسانی که از مرحلهی ششم گذشته به مقام هفتم میرسیدند بسیار اندک بودند، ولی اینان بودند که به وسیلهی خود اهورامزدا و میترا فروغ جاودانی و آخرین پایهی آسمانی جای میگرفتند. و اما شرح هفت مقام:ا
مقام اول برابر روایت پُرفیریوس، مقام اول، مقام خدمتکاران مهرابه بوده است. کسانی که میخواستند در زمرهی پیروان در آیند، زیر نظر پدر مقدس به جرگه مومنان پذیرفته میشدند. گفتههای پژوهشگر و مورخ مزبور با کشفیات باستانی سازگار است، چون در برخی از پردههای نقاشی، کسانی که خود را به شکل کلاغ در آورده اند، سرگرم پذیرایی از شرکت کنندهگان در مجلس صرف طعام مقدس هستند. کسانی که میخواستند به جرگه وارد شوند ناچار بودند یک سلسله مراسم و تشریفات را به جای آورند. این مراسم راکروینا یا کرواسی نا ساکرا می نامیدند. هنگامی که این مراسم به پایان پدر یا پیرمقدس آنان را کلاغ مقدس خطاب میکرد و این بدان معنا بود که مقام آنها رسمی شده است و از این هنگام بود که آنها در مهرابهها ملبس به پوشش کلاغ میشدند و در پارهای تشریفات از صدا و حرکات کلاغ تقلید میکردند. در حقیقت این پستترین مقام در مقانات کیش میترایی بود.
مقام دوم این مقام کریفیوس بود که برخی از پژوهندهگان آنرا مقام کرکس معرفی کردهاند و تحریف شدهی کلمهی یونانی گرپس میدانند که به معنی کرکس است. لیکن باید این مقام را مقام پوشیدهگان دانست. گروهی که در مدارج ابتدایی هستند، حق شرکت در مراسم را ندارند و باید با تلاش و جدیت تعالیم لازم را فرا گیرند تا به مقام بالا راه یابند. در تصرف و عرفان اسلامی ایران، این مرحله یکی از درجات سلوک است که به اتحاد خالق و مخلوقات و مخلوق تعبیر میشود. در کیش میترایی، زنان را در آیین راهی نیست، زیرا اشاره و نشانهای تا کنون پیدا نشده که با صراحت، آن چنانکه قانع کننده باشد، دلیل بر راه داشتن زنان در آیین میترا باشد.ا هنگامیکه در مهرابه سرودهای دینی خوانده میشد همسرایان و نوازندهگان باید نیمفها بوده باشند. در پایان سرود خوانی، زنگ میزده و صدای ناقوس را بلند میکردهاند(نواختن زنگ از ایران همراه میترا به اروپا رفت). یکی از مراسم زرتشتیان که در آتشکدهها انجام میگرفت نواختن زنگ بود.هنوز هم در آتشکدهها در مواقعی ویژه زنگ میزنند. ناگفته نماند که شرابی که میترائیان مصرف میکردند همان هئوم، شیرهی گیاه هوم بود، ولی چون این گیاه در اروپا وجود نداشت، آب انگور یا شراب مصرف میکردند.در نقاشی هنگام زادن میترا از تخته سنگ (ابر، آسمان) در دستاش خوشهی انگوری است که اشاره به همین اصل است.ا
مقام سوم سومین مقام، منصب سرباز است. در متن اوستایی مهریشت، میترا خدای شکست ناپذیر جنگ است و سرباز و جنگاوران در آوردگاه از او یاری می جویند و میترا نیز بهسرعت به یاریشان میشتابد. جنگاوران مهرآیین، همواره پیروزی را از آن خود میدانستند. این نیروی روحی، زادهی این اعتقاد بود که مهر و یاراناش نیز در کنار آنان میجنگند و آنها را به پیروزی میرسانند. بر عکس دشمنان مهردینان از هیبت این خدا که چنان جرات و جسارتی به آنان میبخشید، به ترس و بیم و تردید دچار میشدند. در بندهای اولیهی«مهریشت» می توان به مقام سرباز و روابط او با میترایی و چهگونهگی حمایت میترا از وی پی برد. علامت و نشان سرباز، کولهپشتی و کلاهخود و نیزه است. سربازان میترا در دو جبهه مشغول جنگ بودند. اول جنگهای معمولی بود که برای نگهداری کشور و گسترش آن صورت میگرفت. آنچه مهمتر بود جنگ و ستیز با نیروهای شر و اهریمنی بود. بنابر درک صحیح کومنت، کیش میترا صرفن براساس اخلاقیات مبتنی بود و بدین سبب آنها موظف بودند تا به هرشکلی که باشد با شر و بدی مبارزه کنند. داخل شدن به مرحله ی سربازی نیز دارای تشریفات ویژهای بود. این را هم باید اضافه کرد که اصولن، سرباز در رموز آیین میترا کنایه از آخیش با دو نمیفوس کنایه از آخشیج آب است.ا کسانی که خواهان تشرف به مقام سربازی بودند، مجبور میشدند از آزمایشهای دشواری پیروز و کامیاب به در آیند. آین آزمایشها عبارت بود از گورخوابی که بایستی با تحمل گرسنهگی و تاریکی و هول و هراسی که برایشان ایجاد میشد، انجام میگرفت. سرباز برای مدتی در تابوت مصنوعی، مانند مردهای میخوابید. سالک آنرا میپذیرفت اما بر سر نمیگذاشت، بلکه بر روی شانه نهاده میگفت« میترا تاج سر من است» اگر در این مورد پژوهش بشود معلوم میگردد که این عمل به مثابهی مراسم سوگند سربازی است. سالکین در شرایط سختی با گرگ میجنگیدند. دستهای آنان را با رودهی جوجه میبستند و در گودال آب میافکندند. آنان بایستی با دست بسته به هر نحوی که میتوانند خودشان را از آب نجات دهند. در زمستان باید با پای برهنه روی برف و یخ راه بروند و متحمل گرسنهگی و تشنهگی بشوند.ا آخرین مرحلهی آزمایش، تقدیم تاج بود، تاجی که از شمشیری آویخته بود. این مراسم در سردابهای تاریک و وهمانگیز انجام میشد. در این مراسم سالک تاج را واپس میزد و میگفت میترا تاج سر من است، در این مرحله بود که به منصب سربازی پذیرفته میشد، ,در این هنگام او را در آب می افکندند و بیرون میآوردند که در واقع این عمل به معنای تولد مجدد بود، یعنی گذشتهها محو میشد و او به عنوان سرباز میترا دوباره زاده میشد. سربازان پس از پذیرفته شدن بایستی وجههی ممیزهای داشته باشند، به همین جهت پیشانی آنها را با مُهر، مِهرداغ میکردند و بالاخره واپسین کار، یعنی مراسم سوگند انجام میگرفت. این مراسم را ساکرامنتوم میگفتند.
مقام چهارم چهارمین مقام، منصب شیر بود. در پردههای نقاشی و سنگ برجستههای منقوش، نقش شیر فراوان است و همین عمل سبب شد که بعد از اسلام، به ویژه در زمان سلجوقیان، علامت شیر و خورشید بر پرچمها نقش بست،(رابطهی شیر و خورشید در ایران باستان پیش از زرتشت وجود داشته است)در این پردهها کسانی که به مقام چهارم رسیدهاند گاه در حال خدمتگزاری و گاه در حال اهدای هدایا به حضور میترا، نشان داده شدهاند. این طبقه نیز ناگزیر از گذراندن آزمایشهایی بودند که البته دیگر تحمل ریاضت و شکنجههای بدنی نبود، بلکه باید به ورزیدهگیهای روانی، شایستهگی اخلاقی، وحدت ذهنی و خلاصه فهم اسرار دست مییافتند. چنانکه گفته شد شیر کنایه از آتش است. روایات رمزی میترایی، حاکی از آن است که در واپسین روز در عمر جهان، آتشسوزی بزرگی رخ خواهد داد. در این آتش سوزی ناپاکان خواهند سوخت و پاکان مثل اینکه در چشمه ای شستوشو میکنند، آسایش خواهند داشت.
مقام پنجم پنجمین مقام، مقام پارسی بوده است، مقام پارسی گذشته از وجوه رمزی، کنایهای است که با طبیعت و روییدن گیاهان پیوند دارد و میان پیروان کیش میترا، نشان آزادی و آزادهگی بوده است. بیگمان مهریدینان، آزادی و آزادهگی و شجاعت را یکی از وجوه مشخص ایرانیان میدانستند که آن را مقام پارسی نامیدهاند. دستهای کسانی را که به این مرحله میرسیدند، طی تشریفات ویژهای ،با عسل پاک میکردند و بر سرشان کلاه فریژی که میترا بر سر داشت و کنایهای از آزادی و آزادهگی بود مینهادند. یکی از نشانهای ویژهی پارسی هلال ماه و داس است که در واقع این هر دو بار درو و دروگری مناسب دارد. چون با قربانی کردن گاو، گیاهان میروییدند،فرد پارسی با داس خود ساقههای خوردنی را درو کرده برای تامین معاش انبار میکرد. در صحنههای نقاشی دیواری، یکی دیگر از نشانههای رمزی پارسی، یعنی هلال ماه نشان داده میشود. پیش از این اشاره شد که در مراسم تشرف به مقام پارسی، دستهای شخص را با عسل تطهیر میکردند، این کار کنایه از وجود خیر و برکت، ثروت و نعمت در میان ایرانیان بود. برابر با زمینهی اعتقادی در ایران باستان (پیش از ظهور زرتشت) ماه سرچشمه عسل بوده است. پس از کشته شدن گاو، نطفهاش به ماه رفته در آنجا پاکیزه میشد و همین نطفه بود که موجب قوام و رویش گیاهان و سلامت و ازدیاد چارپایان میگشت. پس ماه در حقیقت آنگونه که به روشنی در اوستا و نامههای پهلوی اشاره شده، حافظ گیاهان و چارپایان، نشان ویژهی مقام پارسی و سرچشمه عسل است. هنوز هم در ایران این عقیدهی کهن به ویژه میان کشاورزان باقی است که نور ماه در رویاندن و به ثمر رساندن گیاهان و میوهها تاثیر بهسزایی دارد.
مقام ششم ششمین مقام، منصب خورشید است، ولی در حقیقت نمایندهی خورشید یا «سُل» و یا «پیک هلیوس» است. سل خدای خورشید در میان رومیان و هلیوس خدای خورشید در اساطیر یونان باستان است. در کتاب اوستا به ویژه یشت دهم که ویژهی میثر(مهر)است، میترا و خورشید روابط بسیار نزدیکی با هم داشته در واقع متحد هم هستند و آنقدر و آنقدر به هم نزدیکاند که مهر، پرتو خورشید معرفی شده است. آیین میترا چون به اروپا راه یافت و رواج یافت، رومیان خدای خود را به جای خورشید ایرانی نهادند. سل خدای خورشید و در یونان هلیوس خدای خورشید نامگذاری شد.ا بنا به باور رومیان، میترا پس از تولد، همهی موجودات و آخشیج ذها را رام کرده آنگاه با خورشید زورآزمایی نمود و اورا زیر فرمان خود آورد و رابطهی بین آن دو بسیار صمیمی و دوستانه شد و این نخستین پیوند میترا با آیین رومیان بود.ا میترا و سل نیز پس از کشته شدن گاو، در مجلس تودیع و ضیافت، در کنار هم و در میان گروه پیروان گوشت و خون گاو، نان و شراب را صرف کردند و پس از آن با گردونهی خورشید به آسمان رفتند. اگر پارسی معرف و نشانه و نمایندهی عنصر مشخصهی ایرانی در مقامهای هفت گانه است، هِلدیودروُموس نیز شاخص عنصر رومی است، چون در مجمع مهریدینان، وی پیک خورشید است. او همچنین نمایندهی سل-هلیوس در صحنههایی از نقاشیهای کشف شدهی هِلدیودروُموس(پیک خورشید) و سل هر دو حاضرند و از نظر لباس، شباهت تام دارند و برای هر دو، رنگهای مشابهی به کار برده شده است.ا
مقام هفتم این مقام والاترین و عالیترین مرحلهی تشرف برای یک سالک میترایی بوده، این مقام را مقام پتر یا پدر و پدر پدران مینامیدند. پدران در حقیقت عالیترین مناصب را در آیین میترایی داشتند و همین لقب را عیسویان از مراسم میترایی اقتباس کردند دم به خئد نسبت دادند. هفت منصب روحانی و هفت مقام برای تکمیل و ارتقای مدارج در میان فرقهی باطنیه یا اسماعیلیان تقلیدی از همین بنیان میترایی بود. میان صوفیه نیز هفت وادی سلوک بر اساس همین هفت مرحلهی میترایی بنا شد. جالب توجه است که مقام پیر در تصوف و عرفان بایستی الگوی بی خدشهای از مقام پتر(پدر) در آیین میترایی باشد. در کیش میترایی مقام هفتم مقام عقاب بود که نهاییترین مرحلهی ارتقای میترایی بود.ا وقتی که به عرفان مینگریم، بهویژه در منطقالطیر عطار، متوجه میشویم که سیمرغ نهاییترین مدارج کمال صوفیه به شمار میرفته است. مقام پدر پدران که بسیار پارسا بود و عالیترین مقام «دیگنیسسیموس» را در مدارج میترایی داشت، در ادبیات پارسی بهویژه در اشعار حافظ به پیر مغان تبدیل گردید:
حلقه پیر مغانام ز ازل در گوش است برهمانیم که بودیم و همان خواهد بود یا: گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن پیر ما گفت که در صومعه همت نبود
و در جای دیگر از مُهر مهرپرستان یاد میکند و میگوید: یاد باد آنکه نهانات نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهرهی ما پیدا بود
و بهویژه در بیت زیر به کلاه فریژی یا کلاه شکسته مهری اشاره میکند: یاد باد آنکه نگارم چو کُله بشکستی در رکاباش مه نو پیک جهان پیما بود
باید توجه داشت که حافظ این غزل را با توجه به آیین میترا که خود از سالکان آن بوده سروده است. هنگام برگزاری تشریفات و مراسم در مهرابه، پدر یا پیر که در پارسی پیرمغان است، لباسی همسان لباس میترا میپوشید و کلاه شکسته مهری بر سر مینهاد. نشان ویژه عصایی و حلقهای بود.وی دانای اسرار، مرشد اعظم و روحانی بزرگ به شمار میرفت و همهی امور مهرابه از نظرش میگذشت. تازه واردان و سالکان تازه، با نظر وی پذیرفته میشدند. ترفیع درجات و آزمایشهای راهروان راه میترا با نظر وی انجام میگرفت او مغان اعظم بود، نمایندهی میترا محسوب میشد و اعمال دینی را شخصن انجام میداد. با همهی احوال، این مردمان یعنی پیروان میترا در مهرابه برادری و برابری تام داشتند و این برادری و برابری از مشخصات آن دوره بهشمار میرفت.ا پانوشت: کلاه فریژی، کلاهی است که از قسمت بالا به سوی جلو برگشته و به اصطلاح مهریدینان شکسته است و آنان برای تشخیص به پیروی از میترا آن کلاه را بر سر مینهادند.
فرید ستوده - مجلهی اپیزود ، شمارهی چهلونُه بیستوسوم خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |