|
وقتی مطلبی در نشریهای یا کتابی گردآوری میشود، برخی فکر میکنند که گردآورندهی مطلب، خود نیز به مطالب گردآوری شده اعتقاد و قصد تبلیغ و رواج آنرا دارد، در حالیکه چنین نیست. بهتر است همهی مطالبی که در مورد فرهنگ و دینهای باستانی و فلسفهی به وجود آمدن دینها در متون وکتابهای مختلف به دستمان میرسد را بخوانیم تا بتوانیم نسبت به فرهنگ باستانی خود قضاوتی درست داشته باشیم.ا مطلبی را که گردآوری کردهام مربوط به کیش زروانی است که از ادیان باستانی ایران است. من شخصن این تفکر را بهطور مطلق باور ندارم اما میتوانم آن را با سایر دینهای باستانی مقایسه کنم و تا حدودی به چهگونهگی ظهور این دینها و رواج آنها در زمان خودشان پی ببرم. این درحالیست که میتوان دینهای باستانی ایران را با دینهای رایج کنونی نیز مقایسه کرد و به نقاط اشتراک و افتراق آنها پی برد که بیشک جذاب خواهد بود.ا شنیدهام که تعدادی از پیروان زروان، هنوز هم در منطقهای از هندوستان زندهگی میکنند و هنوز بر دین اجدادشان پایبند هستند. همانطور که میدانید هندوستان را سرزمین هفتادو دو فرقه میخوانند، پس سکونت تعدادی از زروانیان در آن سرزمین عجیب به نظر نمیرسد، اگرچه که میگویند که تعداشان اندک است، اما بههرحال وجود دارند.ا مطالعهی متون قدیمی چه دینهای باستانی، چه فلسفهی قدیم و مقایسهی آنان با یکدیگر بدون هیچگونه غرضورزی و جبههگیری، فرصت خوبی است که شناختی درست از فرهنگ باستانی کشورمان داشته باشیم.ا فرید ستوده
کیش «زروانی» در ایران
کیش زروانی یکی از باستانیترین دینهای ایرانیان است که پس از گذشت هزاران سال دوباره در زمان ساسانیان پایه گرفت و رواج زیادی یافت. پیروان این کیش، «زروان اکرانه» را خدای بزرگ و خالق اهورامزدا و اهریمن میدانند. در اوستا چندبار نام «زروان» در ردیف دیگر ایزدان آمده و از آن به عنوان فرشتهی زمان بیکران یاد شده است.ا
در اغلب نوشته ها، زروان با صفات اکرانه به معنی بیکران آمده که در میتوخرد پازند به «زروان درنگ خدای» و در رسالهی پارسی علمای اسلام به زمان «زمان درنگ خدای» تعبیر شده است، از این دو صفت پیداست که برای زمان آغاز و انجامی تصور نشده، آن را همیشه پایدار و به عبارت دیگر قدیم و جاودانی دانسته اند. در«زادسپرم» فصل یک بند بیست و چهار، زروان به صراحت آفریدهی اهورامزدا محسوب شده و در ردیف ایزدان دیگر آمده و درخور نیایش خوانده شده است، ولی پیش از زرتشت به عنوان آفریدگار خالق هستی پرستش میشده است.ا
مغان میگویند: پیش از آنکه آفرینش شروع شود و پیش از آنکه آسمان و زمین و هیچ مخلوقی موجود باشد، در بسیط هستی وجودی حقیقی موجود بود که زروان نام داشت.ا زروان خداوند فر یا بخت و اقبال و تقدیر نیز خوانده میشد. وی مدت هزارسال عبادت کرد و قربانی داد تا از او فرزندی به نام ارمیزت(اورمزد،Ormizt) متولد شود که زمین و آسمان و آنچه در آنهاست بیافریند. چون هزار سال بدین منوال گذشت در دلاش اندیشهی شک و تردید راه یافت که آیا این قربانی و عبادت و رنج بهثمر خواهد رسید و دارای فرزندی به نام اورمزد خواهد شد؟ در حالیکه در اندیشهی زروان این تردید راه یافت، ارمیزت، اورمزد و اهریمن را آبستن بود، چون از حال توامان آگاهی یافت با خود گفت،هر یک زودتر بیرون آید شاهی جهان را به او خبر خواهد داد. اورمزد از این اندیشه آگاهی یافته اهریمن را از پندار زروان خبر داد. پس اهریمن شکم پدر را شکافت و خود را در برابر او نمایان ساخت، زروان با شگفتی از او پرسید: تو کیستی؟ اهریمن پاسخ داد: من فرزند تو هستم. زروان گفت: فرزند من بایستی درخشنده و دارای بوی خوش باشد، در حالیکه تو تاریک و بدبو هستی. اورمزد خبردار شد و فوری از شکم پدر بیرون آمد و در برابر وی ایستاد، زروان که اورا درخشنده و خوش بو یافت دانست که این پیکر درخشان پسرش است که برای تولدش آنهمه عبادت کرده و قربانی داده بود. پس دستهای از چوب مقدس که در دست داشت به او داد و گفت: تاکنون من برای زادن تو قربانی میکردم و از این پس تو باید برای من قربانی کنی و فدیه دهی. در این هنگام اهریمن نزد زروان ایستاده گفت: تو عهد کرده بودی که هر یک از ما زودتر بیرون آید و به تو نمایان شود شاهی جهان را به او دهی، اینک بنابر آن پیمان باید مرا شاهی دهی. زروان اورا خطاب کرده گفت:ای موجود پلید! نُههزار سال از فرمانروائی بر جهان را به تو میدهم، ولی از آن پس فرمانروایی از آن اورمزد است و فرمان و ارادهی او اجرا خواهد شد. بعد از آن، آفرینش شروع شد. آنچه را که اورمزد میآفرید خوب و سودمند بود و آنچه را که اهریمن خلق میکرد زشت و زیانآور. در رسالهی علمای اسلام دربارهی کیش زروانی چنین آمده است: ا«دیگر بدانند در آفرینش جهان و اختران و گردش افلاک و روشنی و تاریکی و نکویی و بدی که در جهان پدید است، ولی در کتاب پهلوی جهان را آفریده گویند و پیداست که جزء از«زمان» همه چیز آفریده است و آفریدگار زمان را هم گویند زمانه- زمان را که کرانهی پدید نیست بالا و پایین پدید نیست همیشه بوده و همیشه باشد. هرکه خردی دارد نگوید که زمانه از کجا آمده پس آتش و آب را بیافرید، چون به هم رسیدند اورمزد به وجود آمد، زمان هم آفریدگار بود هم خداوند – پس اورمزد پاک و روشن و خوشبوی و نیکوکردار بود، بر همه نیکوییها توانا بود. پس چون فراشیبتر نگرید- در960 هزار فرسنگ اهریمن را دید سیاه و گنده و پلید و بدکردار .اورمزد را شگفت آمد که خصمی سهمگین است. اورمزد چون آن خصم را دید اندیشه کرد که مرا این خصم از میان برباید گرفت....(روایت داراب هرمز دیار جلد دوم ص 63 از روایات دستور برزو.)
پلوتارخوس در کتاب ایزیس و اوزیرس دربارهی کیش زروانی که نخستین دین ایرانیان بوده می نویسد:ا که در پنج هزار سال پیش از جنگ تروا گروهی از مردم به دو خدا معتقد بودند و باور داشتند که یکی از این دو، آفرینندهی نیکی و آن دیگری پدید آورندهی بدی و زیان است. اما دستهای دیگر که زرتشتی هستند آفرینندهی نیکیها را خدا و آن دیگری را دیو و شیطان میخوانند. زرتشت یکی ازاین دو نیرو را هرمزد و دیگری را اهریمن خوانده و معتقد بود که هرمزد به روشنی محض و اهریمن(Areimanios) به تاریکی و ظلمت مطلق شبیه است و مهر(Mitres) را واسطهای بین آن دو میدانست. وی مردم را تعلیم داد که برای هرمزد، نذرها و پیشکشها گذرانند برای دفع آسیب و بلاها. پلوتارخوس به طور روشن و مشخص سراسر آفرینش را بر اساس اندیشهی زروانی اثر فعل دو خدا، یا دو نیرو تصویر میکند. در برابر واژهی ایزد،Theos،و در برابر واژه دیوDaimon را میگذارد. نام این دو در اوستا یزت(Yazata)و دئو(Daeva)است. دایمون در بنیاد، خدایی است با ویژهگیهای مبهم و غیرمشخص که هر چند با خمیره و سرشت شریری که دارد آفرینندهی زشتیهاست، اما توانایی آن را دارد که موجودات نیک هم بیافریند. اما آنچه در روایت این مورخ ویژهگی دارد، همتوانی و قدرت فعل دو نیروست که در دو قطب مخالف، رویاروی هم قرار میگیرند و آفرینش، اثر فعل این دوست. اهریمن به تاریکی و ظلمت و نادانی همانند است و اورمزد به روشنایی و نور. موردی که جلب توجه میکند نقش برابری هرمزد و اهریمن در آفرینش و نیایش مومنان است. آفرینش به دست هردو انجام شده و هردوی آنان مورد احترام واقع میشوند. هرمزد جهت طلب خیر و برکت و اهریمن برای آوردن آفت وشر. یکی از این دو را بر دیگری برتری نیست و از لحاظ قدرت و حیطهی عمل یکسانند، چون همزاد هستند. کیش زروانی تا این اواخر چنانکه باید و شاید شناخته نبود و اهمیت چندانی به آن داده نمیشد.اما با پیدا شدن متون مانوی، ارزش و اعتبار و گسترش دین زروانی نیز آشکار گشت. چون در دیانت مانوی، زروان بالاترین خدا و هرمزد پسر او معرفی شده است.اینک دانسته میشود که چنین تفکری به پیروی و اعتبار فکر زروانی است. اما مطالعات و حاصل پژوهشها نشان میدهد که دیانت زروانی دارای ریشهای قدیمیتر از آن است که تصور میشد. برخی از پژوهشگران بر پایهی افسانهای که بعدها برای زروان ساخته و پرداخته شد، یعنی اینکه اورمزد و اهریمن یا سپنت مئین یئ- وانگره مئین یو هردو گوهر قدیم و خود آفریده و پسران توام زروان هستند، متوجهی گاتاها گردیدند. در یک قطعهی گاثائی از هردو گوهر همزاد که نماینده خیروشر هستند یاد شده است(گات ها یسنا-هات 3/30). یکی از پژوهشگران اوستایی متوجهی این نکته شده و استنباط خود را با افسانه زروانی تحلیل کرده است. دانشمندان علم کلام مزدایی با پدید آوردن کیش زروانی، راهی در تحلیل و بررسی متافیزیک مزدایی گشودند و گفتند: اهورامزدا و اهریمن، توامان خدای بزرگ، یعنی زروان بیکرانه هستند. یونکر بر این باور است که اشارهی گاثائی دلیلی است برکهن بودن این اندیشه و مسئلهی زروانیسم که در عصر اشکانی و ساسانی موضوع تازهای نبوده است بلکه بازگشت و عطفی بوده به یک اصل کهن.(کتاب فرهنگ نامهای اوستا جلد دوم صفحات 35 و 634 و کتاب آغاز دیانت زرتشتی تالیف مولتن ص 349). آنچه مسلم است از روزگاران باستان، حتا خیلی پیش از زرتشت، کیش زروانی شناخته شده و رواج داشته است. برخی از پژوهشگران، زروان را با برهما و کرونوس و ساتورن یکی دانستهاند. زروانیان نیز به نوعی قیامت معتقد بودهاند و سرانجام عالم را فانی دانستهاند. دین زروان در زمانی منحصربهفرد بود و بعد از آن همراه با مهر پرستی در میان آریاییان رواج کامل یافت. ولی پس از ظهور زرتشت و تعالیم او، دین زروانی تقریبن منقرض شد و در زمان اشکانیان دوباره پا به منصهی ظهور گذاشت تا آنجا که دین زرتشتی را تحتالشعاع قرار داد و مغان زروانی با موبدان زرتشتی به رقابت پرداخته، علیه یکدیگر تبلیغ کردند. ظهور مجدد کیش زروانی یکی از جلوههای فلسفی آیین زرتشتی بود که در عصراشکانی علم مزدایی را بنیان نهاد. این کوششی بود برای داخل کردن عناصر فلسفی، اولویت زمان و قدمت آن بود که در هیات خدای بزرگ جلوه گر شد. اگر وجود خدایی لازم میبود که یکتا باشد، ازلی و ابدی باشد، هیچ نوع تجسمی را ارایه ندهد و صفات و کرداری نداشته باشد و به هر حال همهی مشخصات خدایی را داشته باشد تا مورد توجه و اعتماد همگان قرار گیرد، جز زروان اکران (زمان بیکران)چه چیزی میتوانسته معرفی گردد؟ از طرفی دیگر به گونهی منطقی در چنین تفکری، مسئلهی خیروشر حل میگشت(خیر و شر همانها بودند که از شکم زروان متولد شدند و گاه چیرهگی ازآن بود و زمان قصد مستقیمی در پیدایی هیچ یک از این دو نداشت).
فرید ستوده - مجلهی اپیزود، شمارهی چهلوهشت شانزدهم خردادماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |