چهارشنبه‌ی هفته‌‌ای که گذشت، آقای«منصور سپهربند» در برنامه‌ی تلویزیونی‌شان گفت‌وگویی با«شهرام شب‌پره» و«وارطان آوانسیان» مدیر شرکت«ترانه» داشتند.

در بخشی از این گفت‌وگو شهرام شب‌پره به خواننده‌های جدیدی که می‌خواهند با رپ‌خوانی مشهور شوند اعتراض کرد و این‌که هیچ گونه نظم موسیقی در این رپ‌خوانی‌ها رعایت نمی‌شود و متن ترانه‌ها و نوع تنظیم و موسیقی و اجرا نمی‌تواند مورد قبول واقع شود.

من شخصن علاقه‌ای به رپ و رپ‌خوانی ایرانی ندارم و به‌ویژه از متن‌های سَبک و ناچیز آن خوش‌ام نمی‌آید. اما این سلیقه‌ی من است که شاید با توجه به شرایط سنی و این‌که توقع دیگری از موسیقی و ترانه دارم، صاحب چنین سلیقه‌ای هستم. اما حقیقت این‌ است که رپ ایرانی در میان جوانان و به ویژه سنینی که به اصطلاح «تین‌ایجر» نامیده می‌شوند، بسیار مورد استقبال قرار گرفته و این‌طور به نظر می‌آید که عاشق این سبک موسیقی هستند.

توجه داشته باشید تا چیزی مورد استقبال قرار نگیرد، بر تعداد تولیداتش اضافه نمی‌شود. پس دلیل رشد رو به افزایش رپ‌خوان‌های ایرانی چه در داخل و چه خارج از کشور، استقبال نسل جوان ایرانی از این سبک موسیقی است.

من کاری به این‌که این رپ‌خوانی‌ها، آیا موسیقی‌اش درست است، متن چه‌گونه است و تنظیم به چه شکلی است ندارم، هرچه که هست با همین شیوه‌ای که ارایه شده، مورد استقبال قرار گرفته است. حال مقصر چه کسی است که این نوع موسیقی هواداران بی‌شمار در بین جوانان دارد؟ عارفان دانند!!!

اما اعتراض شهرام شب‌پره نیز، اعتراض به‌جایی بود. یعنی این همان اموردی است که هنرمندان قدیمی‌‌تر موسیقی و ترانه، در دورانی که شهرام شب‌پره و هم‌نسلان‌اش به موسیقی پاپ روی آوردند و با ریتم شش‌وهشت با شعرهایی از نوعی  تازه و متفاوت با ترانه‌های رایج آن‌زمان، ترانه خواندند، مورد اعتراض قدیمی‌ها قرار گرفتند. نوع اعتراض شهرام‌شب‌پره، همان اعتراض هنرمندان قدیمی‌تر، از او هم هم‌دوره‌هایش است.ا

نوع ترانه‌ای که شهرام شب‌پره و هم‌تایان‌اش می‌خوانند پس از گذشت سی سال عادی شده است، اما در نخستین سال‌های پیدایش آن، امری عادی و مقبول نبود. چه نوع ملودی و تنظیم و چه متن ترانه و هم‌چنین اجرا، هیچ‌کدام مورد قبول هنرمندان قدیمی‌تر و مردمی که هم‌نسل آن هنرمندان بودند، نبود و موسیقی آن زمان، آوازخوانان جدیدی که آمده بودند و با نداشتن صدای شش‌دانگ ترانه می‌خواندند را به هیچ عنوان قبول نداشت.

اما آن نوع موسیقی بدون توجه به اعتراض هنرمندان قدیمی‌تر ادامه یافت و جای خود را در بین نسل جوان باز کرد. امروزه می‌بینیم که بیش‌تر مردم، چه جدید و چه قدیم، شهرام شب‌پره و شهبال شب‌پره را خدای ریتم می‌دانند.

شهرام شب‌پره نیز آن‌زمان هنگام اجرای ترانه، وقتی سرش را خیلی شدید به این‌سو و آن‌سو تکان می‌داد، مشخص است که قدیمی‌ترها چنین حرکاتی را از یک آوازخوان نمی‌پذیرفتند و مورد پسندشان نبود، اما نسل جوان دوست می‌داشتند.

الان نیز به همان گونه است و فقط یک تفاوت اساسی بین نسل جدید موسیقی آن زمان و این زمان وجود دارد. در آن زمان، موسیقی چه جدید و چه قدیمی باید از فیلتر رد می‌شد و به گوش مردم می‌رسید. یعنی برای انتشار یک ترانه، قوانین و نظامی وجود داشت که ترانه پس از گذشتن از فیلترهای معین‌شده، به گوش مردم می‌رسید و در نتیجه، تا حد زیادی از مسموم شدن گوش‌ها جلوگیری می‌کرد.

امروز اما چنین نیست و هر کسی می‌تواند خیلی راحت و البته با داشتن پول، خواننده بشود و رپ و غیر رپ بخواند و ویدویوهای‌شان نیز مکرر از تلویزیون‌ها پخش شود، بدون آن‌که قانونی و نظمی در کار باشد. صدالبته منظور من، قوانین دشوار سانسوری نیست، بلکه حداقل قوانینی که در زمینه‌ی انتشار موسیقی بهتر و درست‌تر، اعمال شود.

بنابراین به گمان من، مشکل اساسی، مشکل تغییر سبک موسیقی یا آمدن نوع موسیقی تازه نیست چرا که از ورود و ظهور سبک‌های تازه‌ی موسیقی و علاقه‌مندی نسل جوان به آن‌، نمی‌توان جلوگیری کرد، مشکل اساسی، مشکل نداشتن قانونی مشخص برای انتشار موسیقی است. وقتی در خانه باز باشد هر که دوست می‌دارد می‌تواند وارد شود، و اصلن باز بودن در خانه، به این معناست که هر کسی دل‌اش می‌خواهد تشریف بیاورد داخل.  خانه‌ی موسیقی ما نیز درش باز است و وقتی‌که باز است، هر کسی که دوست می‌دارد وارد می‌شود و فکر نمی‌کنم جای اعتراض هم داشته باشد.

همین رپ‌های ایرانی اگر طبق قوانین درستی منتشر می‌شدند، بی‌شک بهترین‌های آن‌ها به گوش مردم می‌رسید و نه هر خار و خسی. و دیگر این‌که تلاش می‌شد که کارهای بعدی، کارهای بهتر و حرفه‌ای تری باشد.

مهم‌تر از همه این‌که، همه‌ی این موارد باید در یک کشور و زیر یک آسمان انجام بپذیرد. وقتی موسیقی ایرانی به دو بخش خارج از کشور و داخل کشور تقسیم شده است، هیچ‌کار مفیدی در این زمینه صورت نخواهد گرفت نه در داخل و نه در خارج از کشور و در هم‌چنان بر همین پاشنه خواهد چرخید.

مورد دیگری که در این گفت‌وگو مطرح شد این بود که به جای آوازخوانان بزرگی مانند داریوش، ابی، ستار و... در آینده چه کسانی خواهند آمد؟ منظور این‌که در بین آوازخوانان جوانی که در چند سال اخیر ظهور کرده‌اند، کسی لیاقت جانشینی آوازخوانانی چون داریوش و ابی را ندارد.

به باور من، هیچ‌زمان کسی به جای کسی نمی‌آید. مگر داریوش و ابی و ستار در ابتدای ورودشان به جای ویگن و عارف و منوچهر آمدند؟ یا ویگن و عارف و منوچهر به جای بنان و خوانساری آمدند؟

آوازخوانانی که قرار است در دل مردم جای باز کنند، حتمن در زمان خود  این کار را خواهند کرد. نسل کنونی نمی‌تواند تعیین کند که چه کسی به جای چه کسی خواهد آمد، این موضوع را نسل بعدی تعیین خواهد کرد.  

 

 آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره‌ی چهل‌وهفت

نُهم خرداد ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved