|
شیوهی شش کلاه فکری ممکن است طی 2300 سال گذشته مهمترین تغییر فکری بشر تلقی شود. این ادعا کمی اغرقآمیز بهنظر میرسد ولی شواهد اکنون آرام آرام در حال تایید آن هستند. وقتی این کتاب چهارده سال پیش برای اولین بار چاپ شد، غیرمنطقی به نظرمیرسید، ولی طی گذشت این چندین سال، شواهد برای حمایت از این مطلب مرتبن در حال افزایش است. یک سازمان بزرگ (ABB)، سی روز را به بحث راجع به پروژههای بینالمللی تیماش گذراند. با استفاده از تفکرات شما به شیوهی شش کلاه فکری، اکنون این مباحث فقط دو روز وقت میگیرد. یک پژوهشگر از آزمایشگاه ارشد IBM به من گفت که شیوهی«شش کلاه» زمان جلسات آنها را به یکچهارم چیزی که قبلن بوده است، کاهش داده است. Stat oil در نروژ با یک چاهنفت مشکلی داشت که روزانه هزینهای برابر یکصدهزاردلار ایجاد میکرد. یک مربی دوره دیده به نام Jens Arup شیوهی ششکلاه را معرفی کرد و طی دوازده دقیقه مشکل حل شد و مخارج یکصدهزاردلار در روز به هیچ کاهش یافت. دو پروندهی قضایی مشابه وجود داشت: در یکی از آنها هیات منصفه شیوهی شش کلاه را معرفی کرد و طی پانزده دقیقه تصمیمگیری انجام شد. در یک آزمایش ساده با سیصد کارمند ارشد دولت، معرفی شیوهی شش کلاه سبب افزایش 493 درصدی قابلیت تولیدی گردید. این مثال ها تغییرات عظیمی را نشان میدهد. ما بهطور معمول از قابلیت تولیدی پنج یا ده درصد، خیلی خوشحال میشویم. با این شیوه ما شاهد تغییرات 500 درصدی و بیشتر خواهیم بود. اتفاقی در حال ایجاد است.
استفادهی گسترده در سراسر جهان ما میتوانیم بگوییم که اکنون شیوهی شش کلاه فکری به صورت گسترده در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی من برای اولین بار به طراحی این مورد پرداختم، هیچ فکرنمیکردم که به این سرعت گسترش یابد. این شیوهی ساده، مؤثر و مستحکم است و به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. سال گذشته من در یک روز دو نامه دریافت کردم. که یکی از آنها از طرف رییس تحقیقات«زیمنس» در آلمان بود. زیمنس یک شرکت خیلی بزرگ در اروپا است، که نزدیک به چهارصد هزار کارمند و یک گردش مالی شصتمیلیارد دلاری دارد. آنها اکنون سی وهفت مربی داخلی به شیوههای من دارند وهرسازمان خودش یک «واحد ابداع» براساس شیوههای من دارد. رییس تحقیقات در نامهاش به من گفت که از شیوهی شش کلاه با موفقیت در یک جلسه تحقیقاتی بهره برده است. نامهی دوم از جانب Simon Batchelor بود که همراه یک گروه کمکی به کامبوج رفته بود تا به روستاییان Khmer در پیدا کردن آب کمک کند. او متوجه شده بود که استفاده از روستاییان برای شرکت در این کار خیلی مشکل است. او کتاب Teach Your child how to think، «به فرزند خود بیاموزید چهطور فکر کند» مرا با خود داشت، و از طریق این کتاب، شیوهی شش کلاه را به روستاییان Khmer آموخت. وقتی روستاییان به او گفتند که یادگیری چهگونهگی فکر کردن، خیلی مهمتر از پیدا کردن آب است، او خیلی خوشحال شد. چند روز بعد من در Willington، نیوزیلند بودم و سرمربی مدرسه ولسلی ( که یک مدرسهی نمونه در نیوزیلند) بود، به من گفت که این شیوه را به بچههای پنج ساله آموخته است. (چند ماه بعد، سرمربی دانشکده Clay Field در Brisbane گفت که آنها این شیوه را حتا به کودکان چهار ساله هم آموختهاند). یک هفته پس از آن، من در یک جلسهی بزرگ بازاریابی مایکروسافت در«سیاتل» صحبت کردم و تفکر مشابه شش کلاه فکری را به حضار معرفی کردم. این شیوه به وسیلهی سازمانهای ناسا NASA، آیبیام IBM، دپونت DuPont، انتیتی NTT (ژاپن)، شل Shell، بیپی BP، استاتویل Stat oil (نروژ)، مازوتو Mazotto (ایتالیا) و نشریهی دولت فدرال Federal Express و بسیاری دیگر از سازمانها مورد استفاده قرار میگرفت. این مطلب نشان دهندهی قابلیت تطابق مشخصی از شیوهی شش کلاه است و می تواند با سطح موفقیت یکسان به مجریان سطح بالا تا کودکان پیش دبستانی آموزش داده شود.
شیوهی شش کلاه تفکر منبع حیاتی بشر است و ما هرگز نمیتوانیم نسبت به مهمترین مهارتهایی که داریم، قانع شویم. مهم نیست که ما چهقدر خوب باشیم، بلکه مهم این است که همیشه بهتر باشیم. معمولن تنها افرادی که از مهارتهای فکری خود خیلی احساس رضایت میکنند، آن دسته از افراد دچار ضعف فکری هستند که معتقدند هدف از تفکر، اثبات حقوق خودشان و رضایت خودشان است. اگر ما فقط دیدگاه محدودی از آنچه که تفکر میتواند انجام دهد داشته باشیم آنوقت ممکن است به خاطر مقطع عالی که اکنون در آن قرار داریم، به خود مغرور شویم، نه چیز دیگری. مهمترین مشکل تفکر گیجی است. ما سعی میکنیم در یک لحظه کارهای بسیاری انجام دهیم. احساسات، اطلاعات، منطق، امید و خلاقیت همهگی در ما وجود دارند و این مثل بازی کردن با توپ های زیاد است. آنچه که من در این کتاب به آن می پردازم، مفهوم بسیار سادهای است که به متفکر اجازه میدهد در هر زمان یک کار را انجام دهد. آنوقت او می تواند احساس را از منطق، خلاقیت را از اطلاعات و غیره متمایز سازد. این مفهوم همان شش کلاه فکری است. استفاده از هر یک از این کلاهها به منزلهی نوع خاصی از تفکر است. در این کتاب من به شرح ماهیت و نقش هر نوع تفکر می پردازم. شش کلاه فکری به ما اجازه میدهد که با تفکر خود با راهنمایی ارتباط برقرار کنیم که یک تیم ارکستر را رهبری میکند. ما میتوانیم از این طریق به آنچه که میخواهیم برسیم.
نکات ویژه راجع به کلاه مشکی من این نکتهی ویژه را به این دلیل مینویسم که کلاه مشکی برای بسیاری از افراد سوءتفاهم ایجاد کرده و به گونهای آن را به کلاه بد تعبیر میکنند. ولی برعکس، کلاه مشکی ارزشمندترین کلاه است و بیشترین استفاده از آن صورت میگیرد. استفاده از کلاه مشکی به معنای مراقب بودن و برحذرداشتن است. کلاه مشکی به مشکلات، خطرات و مسایل بالقوه اشاره میکند. شما با کلاه مشکی از خطراتی که متوجهی شما، دیگران و جامعه است، اجتناب میکنید و تنها تحت کلاه مشکی است که شما میتوانید خطرات احتمالی را شناسایی کنید. در بیشتر بخشها، حملات تفکر غربی بیشتر متوجهی کلاه مشکی بوده است و مرتبن بر تفکر انتقادی تاکید شده است. این کلاه فکری مانع ایجاد اشتباهات، زیاده رویها و حرکات نامعقول میشود.
نکات ویرایش جدید امروزه، استفاده از شش کلاه فکری، تجربههای عظیمی درپی داشته واین حالت وقتی که من برای اولین بار، این کتاب را مینوشتم، مشهود نبود. بنابراین میتوان آن را شیوهی اعتماد بهنفس معرفی کرد و اکنون دیگر استفاده از این شیوهها چیز جدید و نامتعارفی نیست. اکنون مثل دستیابی به یک شیوهی فکری نیرومند است که چهارده سال است در همهی سنین، فرهنگها و تواناییها آموزش داده میشود. مردم گاهی اوقات راجع به کلاهها و رنگهای آنها تردید میکنند، چون آنها خیلی جدی و پیچیده بهنظر نمیرسند (بعضی ازمردم پیچیدهگی را دوست دارند) در عمل، سادهگی هرگز مشکلی ایجاد نکرده است. به خاطرسپاری کلاهها و رنگها خیلی سادهتر از واژههای پیچیدهی روانشناسی است. این ویرایش جدید و بازبینی شده براساس تجربیات من در استفاده و کار با شیوهی شش کلاه فکری است. طی سالها روشن شده است که این شیوه هم نیرومند و هم برای استفاده راحتتر است. تاثیر این شیوه بزرگتر از چیزی بود که من تصور آن را داشتم. این شیوهی جایگزینی برای سیستم مباحثه است که هرگز سازنده و خلاق نبوده است. با شیوهی شش کلاه، تاکید بر روی کاری است که میتواند انجام گیرد تا اینکه فقط روی آنچه که انجام میگیرد باشد و روی چهگونهگی طراحی راهی برای حرکت به جلو است نه اینکه بخواهد ببیند چه کسی بر حق است و چه کسی نیست. ادامه دارد...
مریم.ب.آزاد- مجله اپیزود ، شمارهی چهلوهفت نُهم خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |