|
عمرودیاب هنرمند خوشصدای مصری با آن صدای دلنشین، چهرهی جذاب، نگاه نافذ و لبخند گیرا و معصومانهاش نیازی به معرفی ندارد که مطمئنام از بسیاری ازهنرمندان خودمان در ایران معروفتر و محبوبتر است. اما علت اینکه نخستین مطلب را برای آغاز همکاری جدیام با مجلهی اپیزود، به«عمرودیاب» اختصاص دادم، گذشته از علاقهی شخصیام به این هنرمند دوستداشتنی، این بود که میخواستم توجه همراهان خوب این مجله را به موسیقی عربی و هنر در خاورمیانه جلب کنم چراکه فکر میکنم ما ایرانیها گاه به سبب تعصب بیش از اندازه و دشمنی که فکر میکنیم اگر با اعراب داشته باشیم وضع وحالمان را بهتر خواهد کرد، خودمان را از بسیاری از زیباییهای دنیای هنر محروم میکنیم فقط به این دلیل که زبان یا موسیقی فلان کار هنری عربی است! و دیگر توجه نمیکنیم که زبان عربی داشتن شرط لازم و کافی برای عرب بودن کسی نیست. بسیاری از کشورهای عربزبان امروزی، هموطنان دیروزی ما بودهاند که مثل ما از گزند حملهی اعراب درامان نماندند و دربرابر شمشیر و نیزهی اعراب مجبور به تسلیم و سرفرودآوردن شدند و زبان عربی را به عنوان زبان رسمی کشورشان پذیرفتند. اگر خوب به آنها بنگریم میبینیم که باوجود عربی حرف زدن اما فرهنگ و آیینهای اصیل پیش از حملهی اعرابشان را به زیبایی برای خود حفظ کردهاند حتا بسیار بهترازما، و مردم بسیاری دیگر از کشورهای عربزبان مثل مصر هم اگرچه با ما همسرزمین نبودند اما چون ما، دارای فرهنگ و تمدنی کهن و غنی هستند و صرف اینکه به زبان عربی سخن میگویند نمیتواند دلیل درست و منطقی برای دشمنی ما با آنها یا نادیده گرفته شدن از سوی ما باشد.
وقتی سری به کانالهای عربزبان میزنم و برنامههای فرهنگی و هنری کشورهایی چون لبنان، سوریه، مصر و ... را میبینم ، ازاینکه میبینم مردم این کشورها بااینکه به زبان عربی سخن میگویند اما فرهنگ پیش از اسلامشان را بسیار بهترازما ایرانیها (که ادعا میکنیم زبان فارسیمان را حفظ کردهایم اما فرهنگ پیش از اسلاممان را به باد دادهایم ) حفظ کردهاند، به حال خودمان افسوس میخورم. در این زمینه حرف بسیار دارم که سعی میکنم هرازگاهی به بهانهی معرفی یکی از هنرمندان عربزبان، درهمین مجلهی اپیزود با شما درمیان بگذارم و از نظرات مثبت و منفی شما دراین زمینه باخبر شوم . با این مقدمه به سراغ«عمرودیاب» هنرمند موردعلاقهام میرویم که صدایاش خاطرات خوب روزهای شاد دوران تحصیلام در دانشگاه را به یادم میآورد. جالب است بدانید که اتفاقن نخستین بار که«عمرودیاب» را با ترانهی «نورالعین» شناختم درهمین حال و هوای انتخابات بود! یادش به خیر آن همه بحث و جدل با دوستان در دانشگاه برای رای دادن یا ندادن، به اصلاحات آری گفتن یا نه گفتن! و بعد همراه همان دوستان سوار ماشین شدن و با صدای گرم و دلپذیر«عمرودیاب» و ترانههای داغاش توی خیابانهای داغ از تبِ انتخابات و اصلاحات چرخیدن و به فردای نه چندان روشن ِ ایران ، با اصلاحات یا بیاصلاحات، اندیشیدن!ا حالا دوازده سال ازآن روزها میگذرد، اصلاحات آمد وهشت سال ماند و وقت تلف کرد و شکست خورد و رفت، چهارسال هم از رفتناش گذشت و ایران ِ بیاصلاحات ، با روزهای بااصلاحاتاش چندان فرقی نکرد، حالا دوباره تب اصلاحات و انتخابات خیابانها را که نه اما خبرها را حسابی داغ کرده، این انتخابات هم، با اصلاحات یا بیاصلاحات، تمام میشود ومیرود بی آنکه بهراستی چیزی تغییر کند، همانگونه که از دوازده سال پیش تا حالا چیزی تغییر نکرد جز اینکه ما همه دوازده سال پیرتر شدیم و دیگر حوصله و وقت توی خیابانها گشتن و«عمرودیاب» گوش دادن نداریم. اما چه غم! وقتی صدای گرم و دلنشین«عمرودیاب» هم از دوازده سال پیش تا حالا تغییر نکرده هنوز میتوان با او و ترانههای همیشه داغاش تا داغترین خاطرات پارسال و امسال و هرسال همسفر شد و به فردایی اندیشید که عرب و فارس، مسلمان و بیدین، فسلطینی و اسرائیلی، اصلاحطلب و سلطنتطلب همه و همه بی هیچ دشمنی در دل، درکنار هم ایستادهاند تا یکی از تماشاییترین و شنیدنیترین اجراهای«عمرودیاب» را برصحنهای با شکوه ببینند و بشنوند وداغترین و نابترین لحظههای صلح و دوستی را باهم جشن بگیرند. همین حالا، بله، همین حالا پیش از اینکه بیوگرافی عمرودیاب را بخوانید، به صدای او و ترانهی زیبایاش Tamally Maak گوش دهید و همراه من به چنین فردایی بیندیشید و ببینید چهقدر حالتان بهتر میشود. مریم.ب.آزاد
عمرودیاب عَمرعَبدِ الباسط عَبدُالعزیز دیاب خوانندهی مصری است که در یازده اکتبر 1960 در«بورسعید» مصر در یک خانوادهی هنرمند به دنیا آمد. پدرش عبدالباسط دیاب که برای شرکت کانال سوئز کار میکرد صدای زیبایی برای آوازخوانی داشت و او بود که دیاب جوان را تشویق کرد تا در فستیوالهای خیابانی (موالد) بخواند و برقصد. وقتی دیاب فقط شش سال داشت، پدرش او را به فستیوال بیستوسوم جولای در« بورسعید» برد ، جایی که آنها ایستگاه رادیوی محلی را دیدند و عمرو برای نخستین بار با اجرای سرود ملی (سرزمین من) «بلدی، بلدی، بلدی» Bilady Bilady, Bilady در رادیوی مصر آوازخواند. فرماندار«بورسعید» او را ستود و گیتاری را به عنوان جایزه به او داد. در پی آن، دیاب تحصیلاتاش را در رشتهی موسیقی در دانشکدهی موسیقی آکادمی هنرقاهره آغاز کرد و درسال 1986 فارغالتحصیل شد. نخستین آلبوماش «یاطریق» (ای راه) را درسال 1983 منتشر کرد و پس از آن در طول دوران فعالیتاش چندین آلبوم پرفروش به بازار داده که او را ابرستارهی مصر و جهان عرب کرده است. دیاب در طول فعالیت هنریاش تورهای مختلفی به کشورهایی چون استرالیا، کانادا، ایالات متحده و کشورهای اروپایی داشته و در آنها به اجرای برنامه پرداخته است. درسال 1990 دیاب برای نمایندهگی مصر در مسابقات ورزشی آفریقا انتخاب شد و درآنجا به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و عربی مصری آوازخواند. این کنسرت از طریق ماهواره برای جهان عرب پخش شد و به عنوان یک رویداد مهم توجه CNN را به خود معطوف کرد. او نخستین هنرمند مصری است که ویدیوکلیپ ساخت و به موازات حرفهی آوازخوانی، در چندین فیلم هم بازی کرده است که ازاین جمله اند: Deahk We La'ab ( با ژانر سرگرمکننده و خندهدار) فیلمی که افتتاحیهی فستیوال فیلم مصر در سال 1993 بود، در این فیلم به کارگردانی طارق التلمثانی ، دیاب دربرابر«عمرشریف» هنرپیشهی مصری که شهرت جهانی دارد، بازی میکند. در فیلم Ice Cream fi Gleem به کارگردانی«خیری بشارا»، دیاب نقش قهرمان اصلی را برعهده دارد.
تاکنون سه زندگینامه از این آوازخوان منتشر شده است با عنوانهای : «عمرودیاب، صاحب قلب من»، «طغیانگر» و «عمرودیاب، ستارهی قرن بیستم». لقب طغیانگر در مقایسه با دیگر همتایاناش ، به سبب نوع لباس پوشیدن، مدل مو، اجرا و موسیقیاش ، ملودیهایی که خودش میسازد و حضور زیادش در مهمانیها به او داده شد. دیاب برای سبک جدید موسیقیاش شناخته شد، سبکی که مردم سراسر خاورمیانه و دنیای مدیترانهای باتوجه به ترکیب ریتمهای غربی با ریتمهای مصری و خاورمیانهای آن را «موسیقی مدیترانهای» مینامند. عمرودیاب توسط بیشتر ایستگاههای تلویزیونی و ماهوارهای بهترین خوانندهی دنیای عرب نام گرفت که همچنان آلبومهای موفقاش رکورد پرفروشترینها را به خود اختصاص میدهند. آلبوم نورالعین (نورچشم) که درسال 1996 منتشر شد موفقیت بینظیری را نه تنها درخاورمیانه بلکه در سراسر جهان برای او به ارمغان آورد. آهنگ این کار از«ناصرالمزداوی» ترانهها نوشتهی«احمد شتا» و تنظیم از«حمیدالشاعری» بود. ترانهی «نورالعین» که نام آلبوم هم بود و ورژن انگلیسیاش:ا Habibi یک پدیدهی بین المللی بود که درکشورهایی چون برزیل، پاکستان، هند، ایران، افغانستان، آرژانتین، شیلی، فرانسه و افریقای جنوبی محبوب همگان شد. ویدیوکلیپی هم که توسط «عالم الفان» برای «نورالعین» تهیه شد یکی از گرانترین و پرخرجترین تولیدات در موسیقی مصر بود که استاندارد تازهای را برای دیگرهمتایان«عمرو» تعیین کرد که آنها آرزویش را داشتند. نورالعین پرفروشترین آلبومی شد که تاآن زمان از یک هنرمند عرب منتشر شده بود.ا درسال 1997 عمرودیاب سه جایزه در فستیوال سالانهی عرب را ازآن خود کرد( برای بهترین ویدیو، بهترین ترانه و بهترین هنرمند سال.) در سال بعد، جایزهی Triple Platinum را برای فروش«نورالعین» و جایزهی World Music را در ششم می 1998 در«موناکو» با تشویق آلبرت دوم شاهزادهی موناکو دریافت کرد و همراه ستارهگان بین المللی چون: Gloria Estefan, Céline Dion, Mariah Carey, The Backstreet Boys, Steven Segal دراین برنامه شرکت کرد. این جایزه برای نخستین بار بود که به یک هنرمند مصری اعطا میشد و این بیانگر این حقیقت بود که جاذبهی او برخلاف دیگر همتایاناش، فقط به خاورمیانه محدود نمیشد.
عمرودیاب چهار فرزند دارد. دختر بزرگاش«نور» درسال 1990 از همسراولاش شرین ریدا (Sherine Rida ) به دنیا آمد. دو قلوهایش عبدالله و کنزی ( Abdullah and Kenzy) درسال 1999به دنیا آمدند و دخترکوچکترش جانا Jana درسال 2001 به دنیا آمد. دومین همسر«عمرو» و مادر سه فرزند کوچکترش زینا آشور Zena Ashour نام دارد. عمرودیاب این روزها در قاهره سکونت دارد.
صفحه شناسی عمرودیاب
مریم.ب.آزاد - مجله اپیزود ، شمارهی چهلوهفت نُهم خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |