|
نوشتههای كورمك مككارتی در تگزاس به نمایش درمیآید
مجموعهی آثار كورمك مككارتی - نويسندهی سرشناس امريكايی - در نمايشگاهی در ايالت «تگزاس» امريكا به نمايش درخواهد آمد. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايشگاه چند دهه فعاليت ادبی «مككارتی» از انتشار رمان «نگهبان باغ» تا آخرين اثر ناتمام او «مسافر» را در معرض ديد علاقهمندان اين نويسندهی برندهی پوليتزر قرار خواهد داد. از جمله آثاری كه در اين نمايشگاه ارایه خواهد شد، به دستنوشتهها، يادداشتها و چهار فيلمنامه از جمله «سرزمينی برای پيرمردها نيست» میتوان اشاره كرد كه در سال 2004 كتابی بر اساس آن نوشت. به گزارش روزنامهی گاردين، در اين نمايشگاه كه در دانشگاه تگزاس برگزار میشود، همچنين فيلمنامهای منتشرنشده از مككارتی با نام «انسانها و نهنگها» عرضه خواهد شد. مككارتی برای رمان «جاده» جايزهی پوليتزر و جايزهی جيمز تيت بلك را گرفت.
خانه «اينگمار برگمان» در جزيره «فارو» به مزايده گذاشته شد
خانهی شخصی «اينگمار برگمان» فيلمساز مطرح و فقيد سوئدی در جزيرهی «فارو» به مزايده گذاشته شد. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، قيمت اين خانه كه در سال 1967 ميلادی بنا نهاده شده است، حدود 4/5 ميليون دلار تخمين زده میشود. بنابر اعلام ایافپی، مزايدهی اين خانه با قيمت پايهای بين سه تا چهار ميليون دلار از روز دوشنبهی همین هفته آغاز میشود. خانهی اينگمار برگمان كه تاكنون به عنوان لوكيشن فيلمبرداری چند اثر مطرح اين كارگردان، از جمله «صحنههايی از يك ازدواج» استفاده شده است در چهار بخش اصلی به هم پيوسته طراحی و ساخته شده است. يك بنياد سوئدی نيز تصميم دارد در صورت فراهمشدن بودجهی مالی مورد نياز با خريد خانهی«برگمان»، آن را به موزهای برای عرضه آثار اين فيلمساز مطرح جهان و منطقهی اسكاندیناوی تبديل كند. اينگماربرگمان در جولای سال 2007 ميلادی در هشتادونه سالهگی درحالیكه كارگردانی بيش از چهل فيلم سينمايی را تجربه كرده بود، با عالم هنر هفتم وداع گفت.
«ماريو بندتی» نویسنده و شاعر اُروگوئه درگذشت ماريو بندتی - نويسنده و شاعر سرشناس اُروگوئه و از بزرگترين شخصيتهای ادبی امريكای لاتين - درگذشت. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، ماريو بندتی كه سرودههايش در زمينهی سياست به آهنگهای محبوب مردم تبديل شده است، روز بیستوهفتم ارديبهشت در سن هشتادوهشت سالهگی از دنيا رفت. بندتی در سالهای 1973 تا 1978 در زمان رژيم نظامی اُروگوئه در تبعيد بهسر برد. عمده مضامين رمانها، داستانهای كوتاه، شعرها و مقالات او را بیعدالتیهای رژيم ديكتاتور اوروگوئه و بازگشت به زادگاهش تشكيل میدادند. او شهرت اوليهاش را در دههی پنجاه با نگارش داستانهای كوتاه در توصيف زيبايیهای زادگاهش شهر«مونتهويدئو» بهدست آورد. به گزارش رويترز،«بندتی» در دو سال گذشته از مشكل تنفسی رنج میبرد و چندينبار در بيمارستان بستری شد. آخرين مجموعهی شعر او «جهان، من نفس میكشم» نام دارد كه در آن بهنوعی به دنيای سياست پرداخته است. يكی از اولين رمانهای او با نام «آتشبس» نيز كه زندهگی يكنواخت مردی سالخورده را به تصوير كشيده، اقتباس سينمايی شده است. «بندتی» متولد چهاردهم سپتامبر 1920 در شمال اُروگوئه بود. جهتگيریهای سياسی وی منجر شد تا پس از كودتای نظامی سال 1973 در اُروگوئه، به كشورهای اسپانيا، پرو، آرژانتين و اسپانيا تبعيد شود.
كوروش نريمانی: اتفاقات اطراف«تئاترشهر» از كجسليقهگی فراتررفته است
كوروش نريمانی معتقد است: آنچه در اطراف«تئاترشهر» رخ میدهد، اتفاقاتی غيرفرهنگی است كه از حد كجسليقهگی هم فراتر رفته است. اين نمايشنامهنويس و كارگردان تئاتر در گفتوگويی با خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب ادامه داد: آنچه در اطراف تئاترشهر رخ میدهد، تعمدی است، چرا كه هر كودكی در هر كجای دنيای اين را میداند كه مكانهای فرهنگی زيبايی مانند تئاترشهر جزو جذابيتهای فرهنگی آن شهر هستند و نيازمند نگهداری ويژهاند. نريمانی تئاترشهر را يكی از جذابيتهای فرهنگی شهر تهران دانست و افزود: اگر اين مجموعه در هر كشور ديگری قرار گرفته بود، اطراف آن را خالی نگه میداشتند تا جلوه و زيبايی آن چشمگيرتر شود و اينگونه است كه نمیتوانم باور كنم كارشناسان فرهنگی و شهری متوجهی زيبايی ديداری اين بنا و تاثير آن در زيباتركردن جلوهی بصری شهر تهران نبودهاند. به اعتقاد كارگردان نمايشهايی همچون «والس مرده شوران» و «شبهای آوينيون» تنها در يك صورت میتوان اتفاقات اطراف تئاترشهر را توجيه كرد و آن هم اينكه مسئولان فرهنگی، مسئولانه عمل نكردهاند و دلايل اين مسئله هم كاملن روشن است. نريمانی توضيح داد: اصلیترين دليل اين اتفاقات اين است كه مسئولان در جای خودشان بهدرستی به كار گرفته نشدهاند. مسئولان ميراث فرهنگی بايد نسبت به اين مقوله حساسيت داشته باشند و اما هماكنون مديران به صرف روابط بهكار گرفته میشوند. كارگردان «دن كاميلو» و «هتل پلازا» راهاندازی ايستگاه مترو را اتفاقی مثبت تلقی كرد و يادآور شد: راهاندازی ايستگاه مترو در كنار تئاترشهر اتفاقی مثبت و ضروری است، اما اتفاق منفی اين است كه تئاترشهر پاركينگ نداشته باشد واين درحالی است كه اين روزها شاهد ساخت پاركينگهای طبقاتی هستيم. اما پاركينگ مجموعهی فرهنگی -هنری تئاترشهر تصرفشده و اين حوادث از روی سهلانگاری رخ نمیدهد بلكه تعمدی است. عدهای از درهم ريختهگی اوضاع سواستفاده میكنند و اين چنين است كه در طول اين سالها هرگز نفهميديم پاركينگ «تئاترشهر» توسط چه كسی و به چه عنوانی از اين مجموعه گرفته شد.
هادی مرزبان: نماد شهر تهران فقط برج آزادی نيست!
هادی مرزبان معتقد است: اگر «تئاترشهر» در هر كشور ديگری قرار داشت، مسئولان و مردم آن كشور، آن را در ويترين میگذاشتند تا بهتر ديده شود. اين كارگردان تئاتر با بيان اين مطلب به خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: اين پرسش همواره برایام مطرح است، چرا قدر آنچه را كه داريم نمیدانيم؟!. تئاترشهر به نماد تئاتر مملكت ما تبديل شده است اما بهجای اينكه آن را در ويترين بگذاريم و به همه مردم دنيا نشان دهيم، مدام با ساختوسازهای بیرويه آن را در لايهای از شلوغیهای گوناگون مدفون میكنيم. كارگردان «هاملت با سالادفصل» متذكر شد: نماد شهر تهران تنها برج آزادی نيست، بلكه مكانهای فرهنگی بسياری دراين شهر وجود دارد كه بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرند و تئاترشهر يكی از اين مكانهاست. او اظهار اميدواری كرد: مسئولان و دستاندركاران پيرو ضربالمثل «جلوی ضرر را كه از هرجا بگيرند، منفعت است»، جلوی ساختوسازهای بیرويه اطراف تئاتر شهر را بگيرند و بهعمد يا بهسهو اين ساختمان زيبا را مدفون نكنند كه سیصد سال بعد عدهای آن را پيدا و به آن افتخار كنند. مرزبان در پايان سخنان خود با تاكيد بر نقش موثر شهرداری در رشد و گسترش فعاليتهای هنری خاطرنشان كرد: در اين چندساله كه شاهد دغدغهمندی شهرداری نسبت به مقولهی فرهنگ بودهايم، تقاضا داريم شهرداری تهران گوشه چشمی به تئاتر و بناهای آن داشته باشد.
شاهنامه خوانی «شهرام ناظری» از پاریس آغاز شد
در برنامهای که قرار بود برای نخستین بار دو خواننده از شرق، آن هم در یک شب به روی صحنه بروند شهرام ناظری قدم اول را برداشته و بعد از ده سال به وعده خود دربارهی شاهنامهخوانی جامهی عمل پوشاند. شهرام ناظری که دیروز ازفرانسه به وطن بازگشته با بیان این مطلب به خبرنگار مهر گفت: سالها بود که میخواستم به کار شاهنامهخوانی بپردازم اما جرات نمیکردم چرا که استفاده ازاین اثر بزرگ حکیم طوس نیاز به تفکر و بینشی عمیق و برنامهی حساب شدهای دارد بهویژه آنکه در 120 سال گذشته که موسیقی ایران ثبت و ضبط شده و به نوعی شکل گرفته است، هیچ طرح و اثر جدی و زمینهای از اجرای شاهنامه وجود نداشته و ندارد. وی به اجرای برنامهی اخیرش به همراه فرزندش، حافظ ( و سه تار اصلاحی حافظ) و گروه در سالن پلیه اشاره کرد و افزود: من در این تالار که برای اولین بار به موسیقی شرق اختصاص یافته و سالن بسیار بزرگ و معتبری نیز هست، تصمیم گرفتم این قدم را (شاهنامهخوانی) بردارم و برایام بسیار جالب بود که بلافاصله این اجرا، اعتماد به نفس خوبی به من داد و انگیزهام را برای ادامهی راه دو چندان کرد. ناظری در ادامه با اشاره به اینکه موسیقی سنتی ما بیشتر حالت تغزلی پیدا کرده است افزود: بهطور کلی موزیسینهای ما روی منظومههای بلند حماسی و یا عرفانی از جمله آثاری چون شاهنامهی حکیم طوس، منطقالطیرعطار، طوطی و بازرگان، پیرچنگی و... کارنکردهاند والبته باید پذیرفت که کار بر روی این منظومهها که هیچ سابقه و الگویی هم در دست نیست، کاربسیارسخت ومشکلی است. شهرام ناظری به مشکل بودن سازبندی و ارکستراسیون گروه برای اجرای آثار نو و بدیع بر اساس اشعار شاهنامه و لزوم حمایت دولت برای اجرای این طرح بزرگ ملی اشاره کرد و گفت: در واقع کار و اجرای آثار حماسی و شاهنامهخوانی نیاز به تحقیق و پژوهش گستردهای دارد و باید از تمامی جنبهها بهویژه از بعد استفاده از سازهای قدیمی و ملی، مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار بگیرد اما مهمتر از مشکل سازها، طرز بیان و لحن خواننده برای استفاده از شعر شاهنامه است که در فرهنگ موسیقی سنتی ما نمونه اش نبوده و نیست و در حقیقت من به دلیل علاقهی شخصی طی دو دههی اخیر روی این موضوع کار کردهام. ناظری در پایان و در پاسخ به این سوال که آیا با عالم قاسماُف برنامهی مشترکی را اجرا کرده است یا نه گفت: ما چنین قراری داشتیم که در بین دو برنامه (آنتراکت) مشترکن قطعاتی از موسیقی مقام را اجرا کنیم، اما آقای قاسماف نیمه شب قبل از اجرا به پاریس رسید و در روز اجرا هم به دلیل طولانی شدن تنظیم صدابرداری عملن فرصتی برای فراهم آوردن مقدمات این اجرا پیش نیامد و لذا ما در دوبرنامهی جداگانه به روی صحنه رفتیم اما هر دو ابراز امیدواری کردیم که این اتفاق در فرصت دیگری رخ بدهد. در این برنامه حافظ ناظری رسمن از ساز جدید خود به نام «حافظ» (سه تار اصلاحی) بهره برداری کرده و پس از اجرای تکخوانی و تکنوازی شهرام ناظری در کنار دیگر نوازندهگان از جمله سینا جهانآبادی (کمانچه)، حسین رضایینیا( دف)، حسین ذهابی و سازهای کوبهای (دف،دهل دمام) به اجرای قطعات شاهنامهخوانی پرداختند.
اطلاعات ما از طنزجهان، مربوط به پنجاه سال پیش است «ابوالفضل زرویی نصرآباد» در نشست دگرخند با بیان اینکه به اندازهی انگشتان دست کتاب قابل اعتنای طنز نداریم، گفت: در حوزهی طنز کم کار شده و اطلاعات ما از طنز جهان مربوط به پنجاه سال پیش است. به گزارش خبرگزاری مهر، دومین نشست نقد و بررسی کتابهای طنز دگرخند در سال 88 به نقد کتاب «دربارهی طنز» ابوالفضل حری با حضور مولف کتاب و «ابوالفضل زرویی» طنزپرداز و منتقد ادبی برگزار شد. زرویی دربارهی این کتاب و رویکرد پژوهشیاش گفت: با وجود اینکه این کتاب در شکل یک پژوهش دانشگاهی و علمی تولید شده، اما مشکلاتی در شکل کتابسازی آن وجود دارد که شاید بخشی از آن مربوط به صفحهبندی وعدم ویراستاری مناسب باشد که ارجاع آن را به عنوان منبعی علمی دچار تردید کرده است. وی با اشاره به مواردی که به فضای کلی کتاب آسیب رسانده است در مورد محتوای آن افزود: این کتاب هدف مشخصی دارد اما نتوانسته است آنها را منتقل کند و با توجه به پرسشهایی که در ابتدای کتاب مطرح میشود، مخاطب در مجموعهی کتاب پاسخی برای آنها نمییابد. این طنزنویس ادامه داد: البته پژوهش در حوزهی طنز حرکتی پسندیده است چرا که در این حوزه کم کار شده و ما به اندازهی انگشتان دست کتاب طنز قابل اعتنا نداریم، حتا گذشته از کتاب، اطلاعات ما از طنز خارج از ایران مربوط به پنجاه سال پیش است .این حتا در حوزهی آثار کمدی تصویری نیز صدق میکند و ما با کمدینهای جدید دنیا آشنا نیستیم.ا در این برنامه حری دربارهی موارد مطرح شده دربارهی کتاباش عنوان کرد: من قصد رد کردن نظرات دوستان را ندارم و قبول دارم که در بخشهایی میشد پرداخت بیشتری کرد، با این حال قصد من پژوهش دربارهی زبانشناسی و بررسی سر درگمی در تفکیک تعاریف قلمروهای شوخ طبعی در ادبیات طنز ما بود.ا کتاب «دربارهی طنز» پژوهشی است که به بررسی تعاریف و واژگان مربوط به قلمرو شوخ طبعی، طنز پرخاشگرانه و مبحث ترجمهی آثار طنز اختصاص دارد.
مجله اپیزود ، شمارهی چهلوشش دوم خرداد ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |