استان يزد با قدمتی سه‌هزار ساله و مساحت 131551 كيلومتر مربع، در ميان استان‌های اصفهان، فارس، خراسان، سمنان و كرمان احاطه شده و به تعبيری، قطب مركزی راه‌های كشور محسوب می‌گردد. اين استان كه دارای آب و هوای نيم‌گرم و خشك در تابستان و زمستان‌های سرد و بیش‌تر خشك می‌باشد، نه تنها از نظر منابع انسانی و صنعتی غنی است، بلكه دارای ميراث فرهنگی و منابع طبيعی گردشگری متعددی بالغ بر چهارهزار جاذبه‌ی گردشگری ملموس شامل منحصربه فردترين بافت تاريخی بكر مدنی و زنده‌ی دنيا، آثار متعلق به دوران قبل از اسلام و معماری دوران اسلامی و نيز سرمايه‌های فرهنگی غيرملموس  شامل: هنرهای صنايع دستی، پوشاك، غذاهای محلی، آداب و رسوم و سنت‌های خاص می‌باشد.

استقرار اين خطه‌ی كويری در دو زيست كره‌ی بيابانی- كوهستانی، منابع گردشگری طبيعی ارزش‌مند و متنوعی نظير: رشته كوه‌های شيركوه و دشت كوير، مناطق حفاظت شده، ييلاقات تفت، روستاهای تاريخی شهرستان‌های ده گانه‌ی استان، غارها، كويرها، آبشار دره‌گاهان و... را پديد آورده است.

مهم‌ترين كويرهای استان يزد، كوير سياه كوه، كوير ابركوه، كوير دره‌انجير، هرات و مروست و بهشت‌آباد بهادران می‌باشد.

بلندترين قله‌ی يزد، شيركوه با 4075 متر ارتفاع می‌باشد. از ديگر كوه‌های استان يزد می‌توان سياه‌كوه ساغند و عقاب‌كوه را نام برد.

عقاب‌كوه حدودا در فاصله‌ی چهل كيلومتری شهرستان يزد واقع شده و نمای ظاهری كوه، به شكل عقاب و پديده‌ای زيبا و منحصربه فرد است.

واژه‌ی يزد، نامی است باستانی كه ريشه در (يشت Yast) يا (يزت Dzya) و (يسن Yasn) دارد، با مفاهيمی چون ستايش- نيايش- پرستش- ايزد و... همراه است.

يكی از حصول پنچ گانه‌ی اوستا هم به يكی از اين نام‌ها يعنی «يشت» خوانده شده است.

اما اين‌كه كدام يك از عوامل انسانی، محيطی و جغرافيايی، بيش‌تر در نام گذاری آبادی‌ها و شهرها تاثير داشته، به نظر می‌رسد عامل انسانی و قومی نخستين و بيش‌ترين تاثير را بر جای نهاده است. شواهد تاريخی نشان می‌دهد، قومی كه در يك سرزمين خالی از سكنه، ساكن می‌شده، نام قوم خود يا ریيس خود يا نام محل سكونت پيشين خود را بر آن نهاده است، نژاد آريا از همين نمونه است. ظرافتی كه در انتخاب اين نام‌ها با مفاهيم متعالی وجود دارد به ويژه در مورد اماكن، از نخستين جاذبه‌های فرهنگی است كه زنده‌گی يك ملت به آن اقوام می‌يابد و چنين است يزد و آبادی‌های آن استان.

«عبدالله آيتی» در آتشكده‌ی يزدان روايتی را بازگفته است كه گويا شهر باستانی يزد را ايساتيس می‌ناميده‌اند.

كثه هم نام ديگری است كه به اين ناحيه داده شده بود. شايد مخفف( كث نويه يا كثنويه) باشد. نوشته‌اند كه در زمان اسكندر، يزد را كثه می‌ناميدند و آن اولين عمارت و آبادی يزد بود و به زندان«ذوالقرنين» يا زندان اسكندر شهرت داشت.

اما «يزد» آخرين نامی است كه به ما رسيده كه در دوره‌ی ساسانيان آن‌را يزدان يا يزتان می‌گفتند و اين واژه‌ای‌ست كه ريشه‌ی مقدس دينی دارد...

وجود آثاری از مهر و آناهیتا، ایساتیس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن درهای بزرگ و عظیم و پناهگاه‌های متعدد موبدان و سران ساسانی و ابنیه و یادگارهای بعد از اسلام نظیر مساجد و امام‌زاده‌ها و مزارها،  نشانگر فرهنگ و تمدن قبل و بعد از دوره اسلامی یزد ‌است.

مردم يزد به زبان فارسی رايج با پاره ويژه‌گی‌های گويشی سخن می‌گويند و بسياری از واژه‌ها و تركيبات زيبای فارسی را در گويش خود حفظ كرده اند. البته در استان يزد برخی ويژه‌گی‌های گويشی ميان شهرستان‌های استان محسوس است. اما زرتشتيان در ميان خود هنوز به زبان نياكان‌شان سخن می‌گويند و به‌خصوص مراسم مذهبی خود را با اين زبان انجام می‌دهند.

گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد زنده‌گی می‌کنند.

مشخص‌ترین وجهه‌ی شهر، معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه‌ی ظاهری معماری یزد است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته‌است. به همین دلیل به شهر یزد، شهر بادگیرها لقب داده‌اند. اهميت بادگیرها به‌قدری است كه لازم است برای هركدام شناسنامه‌ای فنی تهيه و طرح جامع مرمت و حفاظت ويژه تدارك ديده شود.

بادگيرها سيستم تنفسی شهر محسوب می‌شوند. آن‌ها برج‌هايی هستند كه با توجه به نحوه‌ی ساختمان ويژه‌ی خود، جريان طبيعی هوا را به داخل بناهای داخلی هدايت می‌كنند و از مصاديق بارز استفاده از انرژی پاك محسوب می‌شوند. در خانه‌ها، بادگير معمولن در ضلع جنوبی حياط يعنی در قسمت نسر و تابستان‌نشين خانه محسوب می‌شوند.

 

بادگيرها به نوعی به تالار، حوض‌خانه، كلاه فرنگی و زيرزمين مربوط می‌شوند و شرايطی را به وجود می‌آورند تا جريان هوا در داخل ساختمان برقرار شود و ضمن تماس با عناصر رطوبت زا، مثل حوض، باغچه، درختان، جداره‌ی زيرزمين، چوب و پاياب، كمبود رطوبت زمين را جبران و محيطی مطبوع برای زنده‌گی در ايام گرم و طاقت فرسای تابستان برای ساكنان فراهم آورده‌اند. مصالح ساختمانی بادگير معمولن خشت خام، آجر، گل، گچ و چب شورونه می‌باشد. چوب شورونه از انواع چوب‌هايی است كه دارای استحكامی عالی‌ست و در برابر حمله‌ی موريانه نيز مقاوم است.

 

بادگيرها از چهار بخش عمده ساخته شده‌اند: بدنه يا ساقه،  قفسه،  تيغه ها و سقف.

بدنه‌ی بادگيرها معمولن به صورت مكعب مستطيل يا منشور ساخته می‌شود. قاعده‌ی آن‌ها اغلب به شكل مربع، مستطيل، مسدس يا هشت وجهی است.

 

 

بيش‌تر بادگيرها به فضاهای مسكونی قديمی تعلق دارند. از طرفی برفراز محراب برخی از مساجد مانند مسجد ريگ، مسجد ملا اسماعيل، مسجد حاج محمدحسين اردكان نيز بادگير به نحو زيبايی تعبيه شده است. در مسجد حاج محمدحسين، جريان هوا به كانال‌هايی در كف مسجد هدايت می‌شود كه در نوع خود بی‌نظير است. غالب آب انبارهای درون شهری دارای بادگير هستند كه تعداد آن‌ها بين يك تا شش متغيير می‌باشد و به‌عنوان وسيله‌ای برای تهويه و تبريد آب از آن‌ها استفاده می‌شود. به‌جز موارد ياد شده،  يك نوع بادگير منحصربه فرد در مهريز شناخته شده كه به فضای عموم بازارچه ارتباط دارد.

 

بافت تاریخی یزد به‌عنوان بزرگ‌ترین بافت خشتی دنیا ونخستین شهر خشت خام جهان ودست نخورده‌ترین بافت تاریخی کشوربه ثبت رسیده است.

 

خانه‌های قديمی از نظر وضعيت استقرار، در جهت قبله قرار دارند. اين جهت‌گيری از نظر اقليمی شرايطی را به‌وجود آورده است تا فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به‌طرزی منطقی پيرامون حياط مركزی قرار گيرند.

(حياط مركزی) اصلی‌ترين فضای خانه‌های يزدی است. حوض آب در وسط حياط، كه ابعاد آن به حداكثر می‌رسد و انرژری خورشيد را در خود جای می‌دهد. باغچه‌ها و پريشه‌ها با درختان كم‌آب‌خواه، هم‌چون انار، انگور، انجير، مورد و عناب و بعضن پسته، ضمن تامين سايه و ايفای نقش زيبا، فقر رطوبت محيط را جبران می‌كنند. به‌عبارتی همه‌ی عناصر متشكله‌ی خانه‌ی يزدی، دست به دست هم می‌دهند تا اقليمی كوچك و قابل زيست برای انسان فراهم سازند. حياط خانه‌های يزدی، مكانی برای انواع بازی‌های محلی، سرگرمی و تفريح كودكان و نوجوانان است.

داربند( داربست) درختان انگور به گونه‌ای طراحی می‌شوند تا در تابستان به صورت(چتر) مانع ورود تابش خورشيد به فضاهای مسكونی شوند و در زمستان در حالت عريان بدون برگ، نعمت خورشيد را به درون اتاق‌ها هدايت می‌كنند و و نور و گرما می‌بخشند. در اغلب خانه‌های يزد (تالار) وجود دارد كه به صورت صُفه و ايوان بزرگ، محلی برای گذران ساعات عصر و شب‌های تابستان است. اتاق‌ها  با نام‌های سه دری، پنج دری، هفت دری، اوراسی و شكم دريده،‌ از هم تفكيك می‌شوند كه هر كدام در پاسخ‌گويی به نيازهای ساكنان خانه مسئوليتی مشخص دارند.

در مكتب معماری یزد(حرمت) و ( حجاب) يك اصل تلقی می‌شود. حريم خانواده از تجاوز سمعی و بصری به‌دور است. هيچ خانه‌ی اصيل يزدی را نمی- توان يافت كه ديد نامحرم به درون آن ممكن باشد. هشتی، كرياس، دالان و ديوارهای بلند، نحوه‌ی آرايش و سازماندهی فضاهای گوناگون دورادور حياط به گونه‌ای است كه مفهموم ( حجاب) را به كامل‌ترین وجه نشان می‌دهد، به نحوی كه ساكنان خانه به دور از چشم اغيار در آرامش ، آسايش، امنيت و ايمنی زنده‌گی می‌كنند.

اين شيوه‌ی طراحی، در عين حال، در تابستان‌های گرم، حداكثر سايه را در خانه فراهم می‌كند. اتخاذ روش‌های ساختمانی مناسب، انتخاب مواد و مصالح سازگار با اقليم، هم‌چون نما سازی با ( سيم گل) و دم‌گيری گچی، زيبايی، آسايش، دوام و... به ارمغان می‌آورد. اتاق مهمان‌خانه در معماری مسكونی يزد، سمبل احترام و بزرگ‌داشت ميهمان بوده است.

در خانواده‌هايی كه از تمكن مالی برخوردار بوده‌اند و يا به اقتضای شغل صاحب‌خانه، حياط ويژه و مستقلی برای ميهمان در نظر می‌گرفتند، اين حياط‌های اختصاصي به ( بيرونی) معروف‌اند كه در مقايسه با ( اندرونی) به معنای فضای كاملن خصوصی اهل خانه تفكيك و تميزند. خانه‌های تجاری و روحانيون رده بالا به لحاظ ضرورت‌های شغلی، دارای بيرونی و اندرونی بوده است. خانه‌ی ملك‌التجار، خانه‌ی شفيع‌پور ( ميرزا شفيع)، خانه‌ی لاری‌ها، خانه‌ی آيت‌الله صدوقی، خانه‌ی آسيد هاشم آقا ( نجفی يزدی)، خانه‌ی علی آقا شيرازی از اين نمونه است.

 

حیاط خانه‌ی لاری‌ها

 

در بیش‌تر خانه‌های يزدی، زيرزمين پيش‌بينی شده كه به عنوان فضای زيست در تابستان، محل نگهداری مواد خوراكی و يا انبار از آن‌ها استفاده می شده است. طراحی آن‌ها به گونه‌ای است كه از طريق ارتباط با بادگير، حياط، جوب، گودال باغچه در تابستان گرم منطقه، محيطی آرام و مطبوع را برای استراحت ايجاد می‌كنند. سردر ورودی خانه‌ها نيز نمايان‌گر تشخص و منزلت اجتماعی صاحب‌خانه‌ است. نام و ياد خداوند به صورت‌های مختلف بر سردر خانه برای تبرك و تيمن نقش می‌بندد. كوبه‌های در خانه‌ها معمولن به دو صورت متفاوت بر دو لنگه‌ی در نصب می‌شوند كه هر كدام با توجه به نوع صدای آن به خانم‌ها و آقايان اختصاص دارد. لازم به يادآوری است كه از فضای پشت‌بام خانه، در شب‌های تابستان برای استراحت استفاده می‌شده.

 

برخی از خانه‌های قديمی يزد به دلايل متفاوتی در كنار هم تركيب شده‌اند و مجموعه‌های ارزش‌مندی را به‌وجود آورده‌اند. مجموعه‌ی فاميلی عرب‌ها در محله‌ی فهادان، مجموعه‌ی فاميلی اوليا در جنب مسجد امير چقماق، مجموعه‌ی فاميلی شيرازی در كوی گل‌چينان و مجموعه‌ی فاميلی لاری‌ها در كوچه‌ی كتاب‌خانه از اين دسته محسوب می‌شوند.ا

 

از ديگر خانه‌های نفيس يزد كه هركدام دارای ويژه‌گی‌های هنری، معماری، ساختمانی و تاريخی خاص خود هستند می‌توان به شرح زير نام برد:

 

خانه‌ی حاج علی‌اكبر قناد، خانه‌ی شيخ هراتی، خانه‌ی مشير، خانه‌ی حسينيان، خانه‌ی ميرزامحمدحسن قزوينی زاده، خانه‌ی پوست فروش‌ها، خانه‌ی كلاه‌دوزها، خانه‌ی حاج‌آقا حسين باغی و خانه‌ بی‌بی فاطمه تاجر.

در شهرهای تفت، اردكان، ميبد، ابركوه، بافق و مهريز نيز خانه های نفيس متعدد وجود دارد.

 

به دلیل خشکی آب و هوا و اندک بودن میزان بارنده‌گی بین استان‌های ایران کمترین اراضی کشاورزی در یزد قرار دارد. عمده محصولات کشاورزی یزد شامل خرما، پسته و گندم است. به علت کم‌آبی، این استان بیش‌تر جنبه‌ی صنعتی دارد.

 

 

صنايع دستی و هنرهای سنتی

 

صنایع دستی، به آن رشته از صنايع گفته می‌شود كه تمام يا قسمتی از مراحل ساخت آن با دست صنعتگر و با بهره‌گيری از ذوق و قريحه‌ی او انجام شود. طرح‌های اصيل، رنگ آميزی‌های بديع، خلاقيت‌های هنری صنعتگران، سرمايه‌بری كم، بهره‌گيری از ويژه‌گی‌های فرهنگ بومی از مشخصه های بارز اين توليدات است كه خود در عالم هنر و دنيای اقتصاد، جايی ويژه و والا دارند.

 

قالی‌بافی

عمده‌ترين صنعت دستی يزد، قالی‌بافی است. نقشه‌های اصيل فرش يزد به نام‌های هراتی، گل و ماهی، سردار جنگل و كرمانی است. حاشيه‌ی قهوه‌ای و زمينه‌ی قرمزسير از مشخصات قالی يزد است.

 

زيلو بافی

مركز زيلو‌بافی استان، شهرستان ميبد است و قدمت زيلو‌بافی در اين شهر به دوره‌ی پيش از اسلام می‌رسد. زيلو يكی از مناسب‌ترين و بادوام‌ترين كف‌پوش‌ها، به‌ويژه مناطق كويری است. در حال حاضر بيش‌تر توليد زيلو به مصرف كف‌پوش مساجد و تكايا می‌رسد. قديمی‌ترين زيلو با قرن‌ها سابقه ساخت، هم اكنون در مسجد جامع «ميبد» است. نقش‌های زيلو به نام‌های پرت توره، زلفك، ركن دونی( ركن الدين)، هشت پركوچك، هشت پربزرگ، بند رومی و كليد مشهورند.

 

ترمه

ترمه پارچه‌ای‌ست در نهايت زيبايی كه تار آن از ابريشم طبيعی تابيده و پودش از ابريشم نخ پشم كرك الوان است.

 

 

در قديم ترمه را با انگشتان دست می‌بافتند و هم از اين‌جهت به آن«انگشت باف»‌هم شهرت داشت. اما در حال حاضر توليد آن نيمه‌دستی است. ترمه در انواع شال و چارقدی بافته می‌شود. نقش‌های عمده‌ی ترمه بته جقه، شاخ گوزنی، گل، شاه عباسی و گل‌محمدی است. بافت اين پارچه در ايران سابقه‌ای چهارصد ساله دارد و ابتدا زرتشتيان از آن برای تهيه شلوارهای كمری كه مخصوص مجالس جشن و عروسی است بهره می‌گرفتند.

غير از بافت پارچه‌ی زری كه قدمت آن به دوره‌ی ساسانيان می‌رسد، بافته‌های ديگری چون مخمل، شمد، روتختی، جيم، سجاده، احرامی، قناويز، دندانی، روفرشی و پارچه دارايی، از ديگر هنرهای زيبای استان يزد است.

 

ادامه‌ی مطلب را در این‌جا بخوانید

 

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved