لینک بخش چهارم

بخش آخر

در سال 1595پسر شکسپیر«همنت» به‌‌طور غیرمنتظره‌ای درگذشت و بعد از او نوبت به پدرش رسید. نمایش‌نامه‌های شکسپیر از این تاریخ به بعد، رنگی از حُزن و اندوه به خود گرفت. تراژدی‌های بزرگی هم‌چون هملت(1601)، اتللو(1604)، لیرشاه(1605) و مکبث(1606) همه‌گی حاصل این دوره از زنده‌گی او هستند. حتا کمدی‌هایی که شکسپیر در این دوران نوشت، گرچه هنوز خنده‌آور و سرگرم‌کننده بودند، نشانه‌هایی از اندوه در آنان دیده می‌شود. بسیاری از شکسپیرشناسان، این دوره را بهترین و پُربارترین دوره‌ی زنده‌گی هنری او می‌دانند.

در سال 1603 ملکه الیزابت هم در پایان یکی از طولانی‌ترین و بااهمیت‌ترین دوره‌های سلطنت تاریخ انگلستان، درگذشت. مرگ او پس از چهل‌وچهار سال پادشاهی بر انگلستان، سرآغاز تازه‌ای در تاریخ این کشور بود.

پس از الیزابت، پسرعموی او «جیمز ششم» پادشاه اسکاتلند، بر تخت نشست و در انگلستان به جیمز اول موسوم شد. جیمز علاقه و توجه خاصی نسبت به هنر از خود نشان می‌داد. او به‌ویژه به گروه «لردچیمبرلین» علاقه‌مند بود. به‌زودی یک‌بار دیگر این گروه نام خود را عوض کرد و این بار به «گروه شاهی» موسوم شد و شکسپیر و یاران بازیگرش هم نام «ساق‌دوشان» به خود گرفتند، یعنی کسانی‌که به‌طور تشریفاتی افتخار آن‌را داشتند تا هر صبح و شام، پادشاه را به‌هنگام خوابیدن و برخاستن از خواب، در پوشیدن لباس مخصوص یاری کنند.

در آن‌زمان چاپ‌خانه‌ها هیچ ترسی از این‌که کتابی را بدون اجازه‌ یا حتا اطلاع نویسنده‌اش به چاپ برسانند، نداشتند. بعد هم بدون کوچک‌ترین دغدغه‌ی خاطری«سرقت ادبی» خود را به خواننده‌گانی که هر روز بر شمارشان افزوده می‌شد، می‌فروختند.

این‌گونه چاپ‌خانه‌داران سخن‌دزد، جاسوسانی از طرف خود به تماشاخانه‌ها می‌فرستادند و آن‌ها هم قلم به‌دست در سالن می‌نشستند و با سرعت، هرچه که بازیگران به زبان می‌آوردند، یادداشت می‌کردند. طبعن این‌گونه اشخاص، هرقدر هم که زبردست بودند، ممکن نبود بتوانند تمام نمایش را به‌طور کامل نسخه‌برداری کنند. در نتیجه بسیاری از این نسخه‌های جعلی، تفاوت‌های فاحشی با اصل نمایش‌نامه‌ها داشت.

در چنین شرایطی بود که شکسپیر تصمیم گرفت همه‌ی آثار خود را با این امید که مردم نسخه‌های اصلی را از نسخه‌های بدلی تشخیص بدهند، به چاپ برساند. نمایش‌نامه‌هایی که شکسپیر به‌طور جداگانه، در زمان حیات‌اش چاپ کرد، به رقعی‌ها معروف‌اند. این نام به‌مناسبت قطع کاغذی که برای چاپ نمایش‌نامه‌ها به‌کار رفته بود، به این مجموعه‌ها داده شده بود.

نخستین مجموعه‌ی کامل آثار شکسپیر، با قطع وزیری که قدری بزرگ‌تر از«رقعی» بود، در سال 1623، یعنی هفت سال پس از مرگ خود او به چاپ رسید.

وقتی شکسپیر پا به سن گذاشت، هوای رفتن به «استرتفرد» و دیار زن و فرزندان‌اش و شاید هم هوای آرامش و سکوت روستا در دل‌اش بیدار شد، شاید به این دلیل که کم و بیش آن‌چه را که در همه‌ی این سال‌ها در جست‌وجوی‌اش بود را یافته بود و صاحب ثروت چشمگیری هم شده بود. بنابراین به زادگاه‌اش رفت و یکی از زیباترین خانه‌های استرتفرد را خرید.

احتمالن شکسپیر در سال 1610 یعنی در چهل‌وشش ساله‌گی دست از کار کشید و به استرتفرد بازگشت، اما در استرتفرد هم به نوشتن ادامه داد. نمایش‌نامه‌هایی که در این دوره از زنده‌گی‌اش نوشته، از آن جمله قصه‌ی «زمستان» و «توفان» که هر دو نخستین بار در سال 1611 به اجرا درآمدند، همه‌گی آشکارا خبر از سکوت و آرامش محیطی می‌دهند که او سال‌های آخر عمر را در آن‌جا گذرانده بود. در این نمایش‌نامه‌ها هیچ اثری از تاریکی‌ها و تلخی‌هایی که در بسیاری از تراژدی‌های او به چشم می‌خورند، وجود ندارد.

در کتاب‌خانه‌ی استتفرد، کتاب‌هایی بود  که شکسپیر با مطالعه‌ی آن‌ها می‌توانست خاطرات زنده‌گی پُرهیجانی را که در لندن گذرانیده بود، به یاد بیاورد.

شکسپیر در کمال آرامش و بنابر روایتی پس از شرکت در یک میهمانی که دوست دیرین‌اش «بن جانسن» هم در آن حضور داشت، در بهار سال 1616 چشم از جهان فروبست و در روز بیست‌وپنجم آوریل در حیاط کلیسای«ترینیتی» به خاک سپرده شد. بر سنگ مزار او نوشته شده است:

«ای دوست، به خاطر عیسا مسیح

خاکی را که این مکان را دربرگرفته، برمگیر

رحمت خدا بر آن کس که چشم از این سنگ‌ها بپوشد

و نفرین و لعنت بر او که استخوان‌های مرا به حرکت درآورد.»

شکسپیر وصیت‌نامه‌ی عجیبی از خود برجا گذاشت که باعث حیرت همه‌گان شده است. در این وصیت‌نامه که چند ماهی پیش از مرگ او نوشته شده، شکسپیر برای همه‌ی افراد خانواده‌اش، سهمی از ارث منظور کرده بود، اما برای همسرش به‌طوری که در وصیت‌نامه نوشته شده، فقط «دومین تخت‌خواب ممتاز» خود را به ارث گذاشت. شاید آن تخت‌خواب، همین تخت‌خوابی باشد که امروزه در خانه‌ی یادبود شکسپیر در شهر استرتفرد نگه‌داری می‌شود.

اکنون نزدیک به چهارصد سال از مرگ شکسپیر می‌گذرد، اما آثار او هم‌چنان الهام‌بخش جهانیان است. آثار پُرارزش این نابغه‌ی بزرگ در طول قرن‌ها، به همه جای دنیا سفر کرده و به هر کجا که رفته‌اند، عاشقانه از آن‌ها استقبال شده است. محبوبیت عالمگیر شکسپیر از این حقیقت حکایت می‌کند که او تنها نویسنده‌ی انگلیسی نبوده و به همه‌ی جهان تعلق دارد.

 

آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره‌ی چهل‌وپنج

بیست‌وششم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved