|
آیا میتوان این رای را صادر کرد ملتی که فوتبال برایاش از نان شب واجبتر است پس کتاب نمیخواند؟ این روزها نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران میزبان خیل کتابخوان از نقاط مختلف کشور است. نمایشگاهی که هر سال چون ناقوسیست که جماعت با خواندن کتاب آگاهتر شوید! آمارهای متفاوتی از سرانه مطالعه در کشور در این ده سال گذشته روزنامههای دولتی و خصوصی نوشتهاند و همهی این آمار و ارقام از یک فاجعه سخن میگوید. این فاجعه میگوید ملت ایران لذت تفریحاتی چون قلیان کشیدن و کوه رفتن و پارتی گرفتن و... را به کتابخواندن و سینما رفتن ترجیح میدهد. هر چند سهم سینمای گیشه در این میان جزو همان تفریحات کاذبیست که هیچ در چنته ندارد جز لحظاتی مفرح برای تماشاچی عامپسند و الکیخوش. این قلم مخالف چنین تفریحاتی که برای انسان مدرن امروزی واجب هم هست نیست! سخن بر سر آن است که سهم کتابخواندن چرا در این میان هرگز لحاظ نمیشود؟! چرا این کالای فرهنگی در میان خانوادهها نه لذتی برمیانگیزد و نه جایی دارد؟! چرا توصیهی پزشکان و کارشناسان روانشناسی به این مسئله در رابطه با کتاب محدود میشود که آقا جان شبها کتاب بخوان تا خوابات ببرد؟! ما کتاب میخوانیم که خوابمان ببرد؟ یا آن ملت غربی و شرقی در ساحل با تمرکز کتاب میخواند یا فقط ژست گرفته است؟ آیا فرقی است بین ما که شبها کتاب دست میگیریم با آنها در لب ساحل، یا اینکه در اینجا به آنها شباهت داریم؟!ا آیا کسی که کتاب برایاش مهم است به دلایلی که خود میداند، اگر کتاب گران باشد( به نسبت کالاهای مهم زندهگی) باز میخرد؟ اگر خرید آیا میخواند؟ بین دیدن یک سریال جذاب(یا طنز) یا یک مسابقهی مهم فوتبال و مطالعهی کتاب، کدام را ترجیح میدهد؟ اگر مطالعهی کتاب را ترجیح داد، آیا او فرد با فرهنگیست؟ آیا او به نسبت دیگر اقشار جامعه باسوادتر است؟ در جامعهی امروز که حتا غذاخوردنمان هم باید به سرعت برق و باد باشد تا مبادا از سرویس اداره جا بمانیم و یا به کاری مهم نرسیم و زمان به سرعت سپری میشود، میشود با تمرکز در مترو یا اتوبوس کتاب خواند؟ آیا اینهمه دغدغهی مشکلات مالی و اجتماعی تمرکز را از شما نمیگیرد؟! اگر جواب مثبت است آیا در منزل با کتاب به اطلاعات و آگاهیهای خود میافزایید یا با وصل شدن به دنیای اینترنت و گشتوگذار در آن؟ آیا امروز اینترنت و تلویزیون باعث کمتر خواندن ما ایرانیها شده است یا این یک مسئلهی جهانیست؟ آیا راهی هست که از این مسئله فرار کرد یا یک حد تعادل برای آن برقرار کرد که هم به دنیای اینترنت دسترسی داشت و هم خواندن کتاب در زندهگیمان سهمی داشته باشد؟!ا و اما پرسش مهمتر اینکه اگر اهل خواندن کتاب هستیم، کدام کتابها خواندنشان واجب است؟ آیا کتابهای حوزهی علومانسانی خواندنشان واجبتر است یا حوزهی کتابهای عامپسند و یا علمی-تخیلی؟ آیا سهم هر حوزه باید در مطالعهی ما لحاظ شود؟ جواب همهی این پرسشها هر چه که باشد فقط ما را نسبت به این معضل امروزی بیدار میکند! خواب گرانی که همه در آن هستیم با همین تلنگرها ما را به مسئلهای متوجه میسازد که دیگر خیلی هم دیر است. کارشناسان هر حوزهای از مسائل و مشکلات اجتماعی همیشه راهکارهایی برای برونرفت از مشکلات ارایه میدهند! آیا در کشور ما کارشناسان به راهحلی منطقی و اصولی با توجه به ساختار اجتماع ایران پی بردهاند؟ گاهی فقط پرسشها، جوابگوی بسیاری مسائل هستند و در واقع جوابها در پرسشها مطرح میشوند و نیازی نیست یک رای و یا حکمی در این رابطه صادر شود! ما چنین کردیم. باشد که کمی بیشتر بر این معضل فرهنگی و اجتماعی دقیق شویم و بیش از پیش خودمان را از چاهی که در آن افتادهایم بیرون بکشیم. چاهی که جز تاریکی هیچ نعمتی ندارد. و نعمت این یادداشت کوتاه تاملی دقیق بر این است که از چه راهی بهتر آگاه میشویم؟!ا
محمود بیتا - مجله اپیزود ، شمارهی چهلوچهار نوزدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |