|
جایزهی«پن» به «کورمک مککارتی» رسید کورمک مککارتی که پیش از این برندهی جایزهی پولیترز شده بود جایزهی «پن/ سال بلو» را در کنار نادین گوردیمر از آن خود کرد.
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از
خبرگزاری آسوشیتدپرس، نویسنده رمانهایی همچون«پیرمردها کشوری ندارند»،
«جاده» ، «همهی اسبهای زیبا» و چندین اثر موفق دیگر جایزهی «پن/سال بلو»
را برای یک عمر تلاش خود در عرصهی داستاننویسی دریافت کرد.
عكسهای«شادی قدیریان» با موضوع جنگ در نمایشگاه رُم
عکسهای شادی قديريان با موضوع «جنگ» از هفتهی آينده در گالری «co2» كشور ايتاليا به نمايش درمیآيد. به گزارش خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا) ، شادیقديريان پيش از اين مجموعه عكسهای جنگ را مهرماه سال گذشته برای نخستين بار در گالری راه ابريشم رونمايی كرده بود. در اين نمايشگاه انفرادی بیست قطعه عکس رنگی با موضوع جنگ از دو مجموعهی«هيچ، هيچ» و «مربع سفيد» در گالری «co2» شهر رم به نمايش در میآيد. «جنگ» موضوع جديد عکسهای«قديريان» در اين مجموعه است که با نوشتهای از ترانهی معروف «جان لنن» به نام «Imagine» در اين دو مجموعه به نمايش گذاشته شده است. به گزارش ايسنا، شادی قديريان، تحصيلات خود را در رشتهی عکاسی در دانشگاه آزاد اسلامی تهران به پايان رساند و پس از برپايی اولين نمايشگاه عکس خود در سال 77 در گالری گلستان، در چند نمايشگاه داخلی و خارجی با نمايش عکسهای زنان در پوشش اسلامی شرکت کرد و جوايز متعددی را آن خود كرد. گفته میشود: مجموعهی عکسهای «زنان قاجار» و «مثل هر روز» او در بسياری از کشورهای جهان به نمايش گذاشته شد و برخی از آثار او نيز به موزههايی چون موزهی هنرهای معاصر پاريس، موزهی بريتانيا در لندن و موزهی شهر وين راه يافت. آثار اين عکاس ايرانی معمولن فروش بالايی داشته و در بسياری از حراجیهای آثار هنری جهان مانند حراج کريستی از کارهای او استقبال شده است.
گزارشی از نخستين شب اجرای اركستر موسيقی نو
آثاري از «عليرضا مشايخی» با اجرای قطعهی«آن سوی سنت» به رهبری اين هنرمند، پانزدهم ارديبهشت ماه ـ توسط گروه كوبهای اركستر موسيقی نو در تالار رودكی نواخته شد. به گزارش خبرنگار بخش موسيقی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، آثاری از«عليرضا مشايخی» -آهنگساز و رهبر اركستر موسيقی نو با همكاری اركستر كوبهای، پيانو و ويلنسل در دو بخش اجرا شد. در شروع اين برنامه قطعه « ساترن» اپوس 191 - برای پيانو، توسط اركستر كوبهای غربی پارس و با همراهی پيانوی«رزيتا شاكر» اجرا شد. سپس قطعهی «لحظهها» اپوس 119 - برای پيانو در هفت قسمت با تكنوازی «فريماه قوامصدری» نواخته شد و در ادامهی آن، اين هنرمند پيانيست، سونات شماره 2 ، اپوس 116 - برای ويولنسل و پيانو را با همراهی «صنم قراچهداغی» اجرا كرد. به گزارش ايسنا، در بخش دوم اين كنسرت سه قطعهی ديگر از مشايخی اجرا شد. قطعهی «سوناتا الكترونيكا»، اپوس 4 (شماره 2) - برای ويلنسل و نوار كامپيوتر با نوازندهگی «صنم قراچهداغی» نواخته و سپس «سونات شماره 2 ، اپوس 152 - برای پيانو توسط «فريماه قوامصدری» اجرا شد. آخرين اجرای اين كنسرت قطعهی«آن سویسنت» اپوس 149 - برای ويلنسل ، پيانو واركستر كوبهای بود كه «عليرضا مشايخی» خود آن را رهبری كرد. در اين اجرا گروه كوبهای غربي پارس و كوبهای ايرانی اركستر موسيقی نو ، صنم قراچهداغی و فریماه قوامصدری را همراهی كردند.
«آگوستوبوال» نمايشنامهنويس برزيلی درگذشت آگوستوبوال، كارگردان تئاتر و نمايشنامهنويس معروف برزيلی در سن هفتادوهشت سالهگی درگذشت. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)«آگوستو بوال» كه عمده شهرت او به واسطهی طرح ژانر تعامل دوسويه بهنام «تئاتر مردم ستمديده» بود، پس از سالها ابتلا به بيماری كمخونی در بيمارستانی در شهر ريودوژانيرو برزيل درگذشت. وی فارغالتحصيل هنرهای تئاتر از دانشگاه كلمبيا نيويورك بود و در اوايل دههی شصت«تئاتر مردم ستم ديده» را برای برقراری ارتباط ميان تماشاگر، نمايشنامه، كارگردان و بازيگران تئاتر راهاندازی كرد كه بهنوعی مروج فعاليت سياسی بود. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس،«بوال» در دههی شصت بهعلت آنكه تهديدی برای دولت وقت برزيل محسوب میشد، دستگير و به آرژانتين تبعيد شد. وی پس از سقوط رژيم نظامی برزيل به كشورش بازگشت.
زيباترين كتابهای جهان معرفی شدند مسابقهی «بهترين طراحی كتاب در سراسر جهان»، در نمايشگاه لايپزيك آلمان برندهگان خود را شناخت و زيباترين كتابهای جهان از ميان 704 كتاب ارسالی از سیوهفت كشور برگزيده شدند. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، جايزهی حروف زرين (جايزهی نخست) اين مسابقه به كتابی از كشور فرانسه كه كتاب كودكانهای بود و تنها از سه رنگ در توليد آن استفاده شده، اعطا شد. جايزهی مدال زرين اين مسابقه نيز به كتابی از كشور هلند رسيد و دو كتاب از كشورهای هلند و اتريش، جايزهی مدال سيمين اين مسابقه را بهدست آوردند . مدالهای برنز اين مسابقه نيزبه دو كتاب آلمانی و سه كتاب از كشور فرانسه داده شد و ديپلم افتخار آن به كتابهايی از كشورهای چين، آلمان، كتاب مشترك آلمان و سوئيس، هلند و سوئيس رسيد. داوران اين مسابقه، هفت متخصص بهنام از كشورهای كانادا، بلژيك، لتونی و سوييس بودند كه با سه داور آلمانی مسابه همكاری داشتند. ايران نيز با بیستونه عنوان كتاب، دومين حضور موفق خود را در اين نمايشگاه داشت. كتابهای ايرانی در بخش جداگانهای بهنام ايران به نمايش گذاشته شده بودند. پيش از اين اعلام شده بود، بهدنبال انتخاب انتشارات «شباويز» بهعنوان نمايندهی ملی «بنياد هنر كتابآرايی آلمان 2008»، اين موسسهی انتشاراتی مسئول انتخاب «زيباترين كتاب» ايران در اين مسابقه جهانی شده است.
موسیقی زیر زمینی به روی زمین می آید!! کانون موسیقی ایرانیان امروزقصد دارد تا ضمن سامان دادن به اوضاع و احوال موسیقی زیرزمینی، شرایط ضابطهمندی را برای فعالیت قانونی و هدایت شدهی گروههای فعال در این عرصه به وجود آورد. مدیر عامل کانون موسیقی ایرانیان ضمن اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: از گذشته به دلیل مشخص نبودن بسیاری از تعریفها و حد و مرزها در مورد موسیقی همواره مشکلات عدیدهای برای اهالی این حوزه به وجود آمده است. یکی از نتایج این نامشخص بودن تعاریف به شکلگیری موسیقی زیر زمینی انجامید که متاسفانه بسیاری از جوانهای ما دراین حلقه قرار گرفتند. خشایار اعتمادی همچنین گفت: به اعتقاد اعضای این کانون که از هنرمندان مطرح حال حاضر موسیقی کشورمان هستند اگر تعاریف روشنی از حد و مرزها توسط سیاستگذاران عرصهی موسیقی ارایه شود، با ایجاد تعامل و گفتوگوهای سازنده، بسیاری از این استعدادهای جوان که برخیهایشان واقعن خوب کار میکنند، هدایت شده و در مسیر درست قرار میگیرند. یکی از اهداف مهم ما در کانون موسیقی ایرانیان امروز برقراری تعامل و دیالوگ بین مسئولان و این جوانها است تا از هرز رفتن این استعداد های جوان جلوگیری شود و آنها نیز بتوانند با اصلاح برخی از نواقصشان در عرصهی قانونی جامعه به فعالیت بپردازند.ا این خوانندهی پاپ در ادامه افزود: اگر این تعامل و انعطاف از سوی مسئولان لحاظ شود، آنوقت هنرمندان بهخصوص جوانترها برای اصلاح و رفع موانع کارهایشان رو به گفتوگو خواهند آورد و این همان چیزی است که موجب اصلاح مسیر حرکتی آنها خواهد شد. وی همچنین تصریح کرد: ما وظایف دیگری مانند بحث بیمهی هنرمندان این عرصه ، حق کپی رایت آثار هنری و برگزاری کنسرت ها را برای کانون تعریف کردهایم که پیشنویس این برنامهها در هیات مدیره و هیات موسس تنظیم شده است. در حال حاضر نیز حدود پنج ماه از زمانی که اساسنامهی کانون موسیقی ایرانیان امروز به وزارت فرهنگ و ارشاد داده شده می گذرد و تا کنون برخی از مشکلات آن را رفع کردهایم . طبق صحبتهایی که با مسئولان ذیربط صورت گرفته، احتمالن تا یک ماه دیگر کار بررسی این اساسنامه به پایان خواهد رسید.ا اعتمادی دربارهی اعضای هیات موسس این کانون گفت: ما حدود دو سال قبل این کانون را با حضور هنرمندانی چون محمد سریر ، کامبیز روشن روان ، یغما گلرویی ، افشین یداللهی ، فرید سلمانیان ، بنده و تعدادی دیگر از دوستان به منظور سامان بخشیدن به برخی از حوزههای موسیقی تاسیس کردیم. وی در مورد امکان موازی کاری با نهاد صنفی «خانهی موسیقی» نیز گفت: طبق روالی که خانهی موسیقی در پیش گرفته، بسیاری از موارد اهالی موسیقی مانند ساماندهی به وضعیت موسیقی پاپ و برخی حوزههای دیگر را نمی تواند تحت پوشش قرار دهد، ما بیشتر بر روی این حوزهها کار خواهیم کرد و من فکر نمیکنم موازی کاری بین کانون موسیقی ایرانیان امروز با این نهاد اتفاق بیفتد.
كتاب «شفيعی كدكنی» مولانا را بيشتر به ميان مردم میبرد
نشست نقد و بررسی كتاب «گزيدهی غزليات شمس تبريزی» به كوشش محمدرضا شفيعی كدكنی برگزار شد. اين اثر در دو جلد با مقدمه، گزينش و تفسير دکتر کدکنی از سوی نشر«سخن» منتشر شده است و شامل 1075 غزل و 256 رباعی از ديوان شمس است. در ابتدای كتاب، فهرست مطلع غزلها به ترتيب حروف آمده است. از سوی ديگر، تقديمنامهی استاد به« محمدحسن لطفی تبريزی» از نكات قابل توجه در كتاب است. لطفی با ترجمههای فلسفیاش در شكلگيری عقلانيت جديد در ايران سهم بسزايی داشته است. غزليات شمس را اگرچه زندهيا« بديعالزمان فروزانفر» چاپ و احيا كرد، اما« گزيدهی غزليات شمس» شفيعی كدكنی را بايد احيای احيا ناميد. اين كتاب با وجود اينكه بيش از چهار ماه از انتشارش نمیگذرد، پنج نوبت تجديد چاپ شده است. او 150 صفحه مقدمه آورده و به نظر میرسد ديدگاهش را نسبت به كتاب قبلیاش كه در آن رابطهای بين ابن عربی و مولوی در عرفان برقرار كرده بود، رد میكند. دلبستهگی شفيعی كدكنی به عرفان عملی خراسان در اين كتاب ظهور دارد. او در مقدمهاش قلمرو بوطيقای مولانا را در چهار عرصه مطرح میكند؛ چه گفتن، چهگونه گفتن، چرا گفتن و از كجا گفتن. به اعتقاد شفيعی كدكنی، مولانا بر روی بام زبان ايستاده و بيشترين سهم را در گسترش زبان داشته است. به اعتقاد شفيعی كدكنی، ديوان شمس مهمترين و جامعترين كتاب در فراهم آوردن مواد در عروض فارسی است. كار او در حوزهی خودش بسيار ارزشمند است و غزليات شمس را بيشتر با مردم ارتباط میدهد؛ چون تا پيش از اين، بيشتر مثنوی مطرح بوده است. در اين نشست، توفيق سبحانی هم توضيح داد: اگر مقدمهی اين كتاب را نخواندهايد، حتمن آنرا بخوانيد. كتاب واقعن يكی از كتابهايی است كه مولانا را بيشتر به ميان مردم خواهد برد. اهدای اين اثر به «لطفی» با اين عنوان كه او در شكل دادن عقلانيت سهم بزرگی داشته، جالب توجه است. شفيعی اين كتاب را دانسته به مردی كه كارهای بزرگی كرده و آثارش همانند يك رودخانهی جاری تحويل مردم اين مملكت شده، تقديم كرده است. اين پژوهشگر افزود: با اينكه 1075 غزل در كتاب آمده؛ اما ظاهرن بخشی از ترجيعبندها نيز در داخل آنهاست، به اضافهی 256 رباعی. اين گزيدهای است كه در خود غزل هم گزينش شده و برای نمونه از يك غزل چهل بيتی، دوازده بيت آورده شده است. جالب اين است كه در اين گزيده، برخي رباعیهایی كه در مورد سراينده و يا ماخذشان بلاتكليف بوده، مشخص شده كه از چه منابعی و از چه كسانی هستند. سبحانی يادآوری كرد: از زوايای ديگر اثر، كتابشناسی مولوی است. در كتابخانهی شخصیام آثار بسياری دربارهی مولانا دارم؛ اما كتابها و مقالههايی را در اين اثر برای اولينبار به عنوان منابع و مراجع ديدم كه خود يك مقولهی مستقل است. همهی كساني كه با مولانا سروكار دارند، میدانند كه ديوان شمس تبريزی غزل - شعری است كه از عشق و معاشقه گرفته شده؛ اما همواره اين ستايش مولانا از شمس مورد بحث بوده است كه واقعن برای چيست؟ و شفيعی در اينباره روی نكتهی جالبی دست گذاشته است. شمس تبريزی به معنايی شمس تبريزی نيست؛ بلكه شمس يكی از وجوه تجلی انسان الهی است. مولوی ستايشگر ظهورات الهی در تاريخ است و خود را در آيينهی وجود شمس میبيند و میگويد شمس از صورتهای الهی بوده است. در غزليات شمس آنجا كه انسان به طور مطلق مورد ستايش است، بايد توجه كرد كه مولوی به اعتبار جانب الهی شمس اوست كه آن را مورد ستايش قرار میدهد؛ نه فرد معينی از افراد بهطور خصوصی و شمس برای مولوی نمايشگر كسی است كه بار امانت عشق را در زمين میكشد و اين واقعن يك جواب قابل تامل است. شفيعی كدنی در اين كتاب لحظههای ويژهی ديوان كبير را صيد كرده و مولوی را با حافظ و سعدی در يك ترازوی ديجيتال سنجيده است و اين دو شاعر هم برای او جايگاه بالای خود را در ذهناش دارند. او در نوشتن اين كتاب هم ديوان قونيه را ديده و هم تصحيح فروزانفر را. شفيعی كدكنی از استادان سايهدار اين مرزوبوم است كه هرچه بداند، بیاختيار در اختيار همه قرار میدهد و خداوند هم از اينرو به او اين كرم را داده كه انسان كم سوالی است كه داشته باشد و او جواباش را نداند. مريم حسينی (مدرس دانشگاه) - ديگر سخنران نشست - دربارهی چهگونهگی شرح غزليات توسط شفيعی كدكنی اظهار كرد: به نظرم خود مولانا به نوعی به اين طرح سخن پاسخ داده و اينكه آيا غزلهای او قابل شرح هستند يا نه. واقعن بايد ديد ما با چه ساحتی از عاطفه و انديشهی مولانا در اين غزلها روبهرو هستيم. خود مولانا اين سخن را چون پوستی میداند كه بر مغزی كشيده شده است كه نتوانسته با آن، آنچه را در دروناش در حال رخ دادن بوده و داده، بيان كند؛ اما همين پوسته را بارها و بارها شرح كردهاند و شفيعی كدكنی سیوپنج سال از عمرش را روی آن گذاشته است. شفيعی كدكنی يافتههايی را به دست داده كه شايد كار چند نفر بايد میبود؛ اما همه تلاش يك نفر است. اينها همه تلاشهايی است كه انجام شده و میشود، برای اينكه بتوانيم به آن ساحت روحانی مولانا در لحظهی سرايش غزلها نزديك شويم. اما هيچكس هم هيچ ادعايی نخواهد كرد كه توانسته است به اين دست يابد. ولی مقدمهی شفيعی كدكنی در اين كتاب به همراه يادداشتهايش میتواند در اين امر راهگشا باشد؛ به عنوان نمونه آنچه دربارهی موسيقی غزلها میگويد. جملههای شفيعی كدكنی در اين كتاب میتوانند هركدام به عنوان يك شعار قرار گيرند كه بايد در تاريخ ادب ايران ثبت شوند. او میگويد: عرض موعود شعر، موسيقی است. آشنايی با صور خيال، موسيقی و زبان شعر مولانا و حكمت و انديشهای كه در پس پردهی آنها نهان است، میتواند به درك بهتر شعرها كمك كند؛ اما قطعن غزل حاصل حال است و احوال و فقط با قرار گرفتن در آن حس میتوان آنرا به خوبی يافت. اين كتاب هم مثل ساير كتابهای شفيعی كدكنی، مجموعهی چشمگيری از مطالعات است كه هر كدام از يادداشتهايش میتوانسته مقالههايی باشد كه اين استاد بزرگ در طول سالها آنها را میتوانسته منتشر كند. برخی آثار هيچگاه در جای ديگری معرفی نشدهاند؛ مثلن «شاهنامهی حقيقت» و يا «خالصه الحقايق» و ارتباطشان با مولانا. حُسن مطالعات شفيعی كدكنی در اين است كه علاوه بر تلاشاش برای رمزگشايی آن اثر، مصالح و ابزاری فراوان را پيش روی پژوهشگران فراهم میكند. او فهرست منابع و مراجعی نزديك به سیصد اثر را ارایه كرده و آنها را از زبانهای گوناگون دنيا ديده و مطالعه كرده كه خود عنوان كتابها لذتی ديگر دارد. فهرست غزليات و راهنمای تعليقات كار خواننده را آسان كرده؛ اما جای فهرست اعلام و اشخاص در اين كتاب خالی است. مهمترين معيار شفيعی كدكنی در گزينش غزلها، جذابيت بوده است و با كم كردن تعداد و حجم برخی از آنها، فرصت بيشتری برای خواننده فراهم شده تا با جذابترين غزلها روبهرو شود كه حتا ممكن است برخی از آنها متعلق به مولوی نباشند. كتاب بسيار مطالب تازهای دارد و با چاپ قبلیاش متفاوت است. نوددرصد مطالب و منابع دست اول هستند. احاديثی را پيدا كرده كه پيش از آن در هيچيك از حواشی كتابهای ادبی نديده بودم. از مباحث مهم ديگر، واژهشناسی است كه بسياری از دشواریهای زبان مولانا و به طور كلی، زبان پارسی را حل میكند. اين مجموعه از لحاظ مثلها، كنايهها، حكمتها و حكايات هم چشمگير است و شفيعی كدكنی حتا از كتابها و اصطلاحات نجومی، كلامی و فلسفی نيز استفاده كرده است. دربارهی رابطهی سنايی و مولوی، عطار و مولوی، و مولوی و حافظ ، ماخذهای زيادی داده و به سخنان صوفيه با توجه به تسلطش بر آثار صوفيه ارجاعات خوبی داده است. ابراهيم خدايار - سخنران پاياني برنامه - نيز در سخناني دربارهي روششناسي شفيعي كدكني در اين اثر توضیح داد: من به پنج محور در آثار شفيعي كدكنی میپردازم؛ بينش تاريخی، اشراف به تئوریهای ادبی جهان، بومیگرايی و عشق و اعتقاد به ميراث ملی، تكيه بر منابع اصيل و اصالت منابع، انديشهی پويا و جسارت در بيان معانی و عقايد. پژوهشهای شفيعی كدكنی هرچند به طور اساسي در حوزهی تحقيقات توصيفی هستند؛ اما از نتيجهی تحقيقات تاريخی نيز بهره بردهاند و از دلايل اصلي عمق تحقيقاتاش هم همين بينش ژرف تاريخی است. اين اصالت را در كتابهايی كه او به صورت مستقل در حوزهی نظريههای ادبی تأليف كرده نيز میبينيم؛ مثل «قلندريه در تاريخ». بينش تاريخی بر تمام آثار استاد سايه انداخته و باعث عمق تحقيقاتاش شده است. مسئلهی دوم، اشراف به تئوریهای ادبی جهان است و اين يك اصل مسلم است كه درك واقعی ادبيات و انتقال درست اين درك و فهم به مخاطب جز از طريق ادراك درست تئوری ادبی امكانپذير نيست و ادراك تئوريك فقط از طريق مقايسههای ادبی زبانها، انواع ادبی ادبيات در زبانهای مختلف و بر اساس ادبيت ادبيات برای منتقل حاصل میشود و او از اين ويژهگی بهطور كامل بهرهمند است. شفيعی كدكنی به زبانهای انگليسی و عربی مسلط است و از اين طريق دانش خود را به دانش ادبی جهانی پيوند زده و اين مقدمهای است بر ويژهگی سوم كارش يعنی بومیگرايی. او به تئوریهای ادبی جهان مسلط است و حتا در برخی از آنها اولين است؛ مثل فرماليسم كه برای اولينبار خودش در ايران در كتاب «موسيقی شعر» آنرا مطرح كرد. علارغم آشنايیاش با همهی اين مسایل، همين بينش تاريخی باعث شده كه هرگز مرعوب نظريههای ادبی جهانی بهويژه به نوع شبه روشنفكریاش نشود و ميراث عظيم گذشتهی ما را فراموش نكرده است و اگر اسماش را مكتب استاد شفيعی كدكنی بگذاريم، به گزافه نگفتهايم. ديگر ويژهگی او، تكيه بر منابع اصيل و اصالت منابع است كه از اركان اساسی متدولوژی اوست؛ به اين معنی كه از سرچشمه آب میخورد و همهی اينها را در غزليات شمس و هم در مقدمهاش بهخوبی اشاره كرده است. تفسير او از غزليات شمس تبريزی نزديكترين روايت به جهان انديشهی مولاناست؛ البته خودش چنين ادعايی نكرده و اين برای كسانی كه میخواهند در دنيای مولانا زندهگی كنند، دستاورد كمی نيست. شرح غزليات او يك چاشنی از دنيای مولاناست. مولف در تمام تفسيرها برای آشنا كردن مخاطب با دنيای مولانا و جغرافيای معرفتی عصرش از بيش از سیصد منبع استفاده كرده؛ از عربی، انگليسی، فارسی و حتا تركی. او در تمام تفسيرها در غالب موارد سعی كرده مولانا را با مولانا تفسير كند، غزليات او را با غزليات او، و مولانا را با آثار ديگرش و او را با آثار قبل از خودش تفسير كند. او با حرمت از استاد فروزانفر ياد میكند. نوع نگرشاش به تحقيقات استادان بزرگ قبل از خودش از جمله فروزانفر و دهخدا به رغم مخالفتاش با برخی ديدگاهها به لحاظ علمی، همواره باحرمت است و اين در حالی است كه خود استاد در نقد كار خودش از همه منتقدتر است و اين میتواند برای جامعهی منتقدان ما آموزنده باشد. هرگز نمیبينيد شفيعی كدكنی در كوچهی شهرت و يا در خيابان باب روز بگردد. او از جنس خيام، عطار و از نژاد سيبهای بومی كدكن است.
مجله اپیزود ، شمارهی چهلوچهار نوزدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |