- برشهای بلند ، پایگاه تحلیلی خبری سینما
|
بخش دوم تثبیت سبک و تحکیم ساختار روایی در سال 1964، آنتونیونی فیلم صحرای سرخ را با تأثر از مشاهدهی چگونهگی از بین رفتن جنگلهای اطراف«راونا» بر اثر پیشرفت کارخانجات صنعتی و تلفیق این حس با ساختار آشنای خود مبنی بر به بنبست رسیدن روابط انسانی، ساخت. «صحرای سرخ» روایت زنی روانپریش به نام جولیانا است که همراه با کودکاش در اطراف شهر و در میان کارخانههای صنعتی آن پرسه میزند و این درحالی است که همسر کارخانهدارش نسبت به او و فرزندشان بیاعتناست. «صحرای سرخ» را میتوان به منزلهی تلاش بیثمر«جولیانا» به قصد یافتن مکانی در میان محیط شلوغ و پر سر و صدای صنعتی دنیای مدرن برای خود و فرزندش، قلمداد کرد. آنتونیونی در «صحرای سرخ» برای نخستین بار در سینما، موضوع روانپریشی را در ارتباط مستقیم با محیط زیست و آلودهگیهای ناشی از تشکیلات صنعتی قرار داد و بیماری جولیانا را در نتیجهی گسترش تکنولوژی افسار گسیخته و ازدیاد مراکز صنعتی برشمرد. «صحرای سرخ» در ایتالیا، با برخورد تند منتقدین مواجه گشت بهطوریکه بسیاری این فیلم را اثری پیش پا افتاده، تصنعی و بهطرز احمقانهای حزنانگیز عنوان کردند، با این حال فیلم به فستیوال ونیز رفت و جایزهی شیر طلایی و نیز جایزهی منتقدین بین الملل را از آن خود نمود. در سال 1966 آنتونیونی با کمپانی «مترو گلدوین مه یر» قراردادی برای ساخت سه فیلم امضا کرد و بدین ترتیب توانست تا بر مشکلات مالی جهت فیلمسازی در خارج از ایتالیا فائق بیاید. آگراندیسمان، محصول 1966 نخستین محصول این همکاری و اولین فیلم آنتونیونی در خارج از ایتالیا بود. فیلمی که بیگمان میتوان آنرا کاملترین اثر آنتونیونی نام نهاد. فیلم، ماجرای عکاسی به نام تامس (با بازی دیوید همینگز) است که روزی در هنگام ظهور عکسی که در پارک گرفته، متوجهی چیز عجیبی در عکس میشود. تامس با بزرگنمایی (آگراندیسمان) نگاتیو، پی میبرد که آنچه در عکس او جلب توجه میکرده، جسد مرد مسنی است که در گوشهای از پارک افتاده است و ... . آگراندیسمان را میتوان اثر نئورئالیستی «آنتونیونی» با موضوع مواجهی انسان بر سر دوراهی واقعیت و خیال دانست که بیننده را همراه با خود به رادیکالترین سطح پژوهش در زمینهی هستیشناختی میبرد. تامس در آگراندیسمان میخواهد با بزرگنمایی تصویر، به واقعیت پی ببرد اما هرچه جلوتر میرود بهجای نزدیک شدن به حقیقت، از آن فاصله می گیرد و درنهایت به اوج نگاه عینی همراه با تیرهگی و ناشناختهگی میرسد. آنتونیونی خود دربارهی این فیلم گفته: «من نمیدانم واقعیت چیست. واقعیت همیشه از ما میگریزد و بیوقفه تغییر شکل میدهد بنابراین ما تنها در لحظهای آنرا به چنگ میآوریم، اما پس از مدت کوتاهی باز از ما فرار میکند.» «آگراندیسمان» در جشنوارهی کن 1967 نخل طلا را از آن خود کرد و در بسیاری از کشوها از جمله فرانسه و ایتالیا با استقبال تماشاگران و منتقدان روبهرو شد. قلهی زابریسکی بهعنوان دومین همکاری مشترک میان آنتونیونی و کمپانی «مترو گلدوین مه یر» در سال 1969 جلوی دوربین رفت. فیلم ترسیمگر دورهای از تظاهرات دانشجویی در امریکاست که به گفتهی آنتونیونی وابسته به یک نظام ایدئولوژیک نیست بلکه جنبشی آنارشیستی است. قلهی زابریسکی را میتوان اثری دربارهی امریکا قلمداد کرد. قهرمان واقعی فیلم، امریکاست و پرسوناژها جملهگی بهانهاند. آنتونیونی دربارهی این فیلم گفته: «رابطهی من و امریکا در تجربهی بهترین و بدترین چیزهایی که در آنجا وجود دارد، خلاصه میشود. امریکا کشوری است که میتوان هر چیزی را در آن به بدترین و بهترین شکل ممکن تجربه کرد و از این روست که فیلم من، مانند نبرد با زیباترین و تلخ ترین حقیقتی است که در دنیا وجود دارد.» «قلهی زابریسکی»، در اروپا و به خصوص در امریکا مورد حملهی شدید منتقدین قرار گرفت بهطوریکه اکثر آنها فیلم را به طرزی ناآگاه نخبه پسند نامیدند. در سال 1972، آنتونیونی به پیشنهاد دولت چین و تلویزیون ایتالیا اثر مستندی دربارهی کشور چین به نام چین ساخت و سه سال بعد فیلمی تحت عنوان حرفه: خبرنگار را کارگردانی کرد. «حرفه: خبرنگار»، روایت پیچیدهای از وقایع اتفاق افتاده بر خبرنگاری به نام دیوید (با بازی جک نیکلسون) است که برای مصاحبه با یکی از رهبران یک گروهک چریکی به آفریقا آمده است. او در هتل محل اقامتاش اوراق هویت خود را با مردی به نام رابرتسون که بر اثر سکتهی قلبی در گذشته، عوض میکند و پیآمد این عمل وقایعی است که بر دیوید میگذرد. دیوید از خود گریزان، با خود بیگانه و در خود سرگردان است. از این رو میخواهد یک قسمت از وجود و هویت خودش را از بین ببرد تا بدین وسیله تبدیل به آدم دیگری شود و بدین سان به رویای یک تمایل مبهم در لحظهای بحرانی، عینیت ببخشد. آنتونیونی در این فیلم از زاویهای دیگر پرسوناژ اصلی خود را نسبت به عادات و روزمرگی سرخورده میکند و تمایل او را برای رسیدن به افقهای دوردست برجسته میسازد. قهرمان «حرفه: خبرنگار» به مانند ویتوریا در «کسوف»، لیدیا در «شب»، آلدو در «فریاد» و یا جولیانا در «صحرای سرخ» به دنبال ساختن زندهگی شخصیتری برای خود است و برایاش تنها دور شدن از هویت و مکانی که در آن هست، اهمیت دارد. حرفه: خبرنگار از سوی دیگر، تصویرگر انسانهایی است که خانه به دوش دایمن در راهاند بی آنکه خانه و سرپناه ثابتی را طلب کنند. آنتونیونی پس از «حرفه: خبرنگار»، اثری را بر اساس نمایشنامهای از ژان کوکتو کارگردانی کرد. این فیلم که اسرار اوبروالد نام گرفت، دربارهی آنارشیستی است که به قصد ترور ملکهای به قصر او میرود و درحالی که پلیس به دنبالاش است به خود ملکه پناه میبرد و در ادامه میان آندو عشق عمیقی در میگیرد. آنتونیونی ضمن ابراز نارضایتی از این فیلم گفت: «من مؤلف این فیلم نیستم. تنها آنرا کارگردانی کردم.» پس از «اسرار اوبروالد»، آنتونیونی در سن هفتاد سالهگی بار دیگر به ایتالیا بازگشت و در سال 1982 فیلمی به نام شناسایی یک زن را ساخت. فیلم دربارهی فیلمسازی است که به دنبال پرسوناژی برای فیلم تازهاش میگردد. او در ادامه با دو زن متفاوت آشنا میشود و پس از رابطهای کوتاه مدت با آنها، شروع به کار کردن روی فیلمنامهی علمی تخیلی میکند. در این فیلم برخلاف آثار پیشین، قهرمان آنتونیونی به دنبال کشف هویت گمشدهی خویش نیست و به بحرانی وجودی دچار نگشته است. در واقع تفاوت «شناسایی یک زن» با آثار دیگر، در این است که در این فیلم هیچ یک از پرسوناژها دچار بحران هویت نمیشوند بلکه در دام تضادهایی با یکدیگر میافتند که برای حل آنها به دنبال راه حل میگردند. پس از این فیلم آنتونیونی به مدت دوازده سال کاری نکرد که دلیل عمدهاش بهخاطر سکتهی قلبی بود که او در سال 1985 دچارش شد. در 1994، آنتونیونی هشتادودو ساله، با همکاری ویم وندرس، فیلمساز مطرح آلمانی، فیلمی چهار اپیزودی به نام از ورای ابرها را با شرکت هنرپیشهگان مطرحی چون جان مالکوویچ، ژان رنو، ایرنه ژاکوب، ژن مورو و مارچلو ماستریانی ساخت. دغدغهی آنتونیونی در «از ورای ابرها» تصویر جلوه های متفاوتی از عشقهای ناتمام است که پیش از در هم تنیده شدن، از یکدیگر پاشیده میشوند و هیچگاه به شکل یک روح واحد در نمیآیند. اگر آنتونیونی در تریلوژی «ماجرا»، «شب» و «کسوف» تراژدی تلخ و سوزناک عشقهای به انتها رسیده را ترسیم میکند، در از ورای ابرها با تکیه بر سینمای چند اپیزودی، سه گانهای دیگر را اینبار با تصویر دردآور عشقهای در نطفه خفه شده ارایه میدهد. آنتونیونی پس از این فیلم به دلیل کهولت سن و بیماری دیگر توان ساختن فیلمی را نداشت اما با این حال همچنان خود را از سینما جدا احساس نمی کرد. در سال 2004 پروژهای سه اپیزودی به نام اروس شکل گرفت که آنتونیونی در آن یک اپیزود را تحت عنوان اروس: رشتهی خطرناک چیزها ساخت و دو اپیزود دیگر را استیون سودربرگ و وانگ کار وای کارگردانی کردند. آنتونیونی در این فیلم کوتاه به مانند «شناسایی یک زن» مردی را بر سر دوراهی میان دو رابطهی عشقی سردرگم میکند و از این حیث میتوان آنرا فیلمی در امتداد «شناسایی یک زن» تصور کرد. از جهتی دیگر، آنتونیونی در «اروس: رشته خطرناک چیزها»، کلکسیونی از عناصر مورد علاقهی دوران فیلمسازیاش را گرد میآورد و بدین ترتیب مروری ولو مختصر و کوتاهی بر کارنامهی طول دوران هنریاش میکند. میکل آنجلو آنتونیونی سرانجام در سیام جولای سال 2007 و در سن نودوپنج سالهگی در شهر رم ایتالیا دیده از جهان فرو بست تا بدین ترتیب دنیای سینما یکی دیگر از نوابغ طول تاریخاش را از دست بدهد. آنتونیونی بیگمان یکی از تاثیرگذارترین فیلمسازان ایتالیا در دورهی پس ازجنگ جهانی دوم و در زمان افول جنبش نئورئالیسم بود. سینمای یکپارچهی او در طول مسیرش، همواره در حال رشد و تکامل بود و در هر مقطع به سطح بالاتری از بلوغ فکری و زیبایی شناختی میرسید. آنتونیونی تصویرگر انسانهای دلشکسته و نومیدی بود که سرخورده از عشق و زندهگی به بحران هویت مبتلا میشوند و برای رهایی از آن نگاه خود را خیره به دوردست ها میکنند و دست آخر به ماحصلی جز ناکامی و مرگ نمیرسند. آنتونیونی فیلمساز بزرگ عصر ما بود ...
فیلم شناسی (کارگردان) اروس: اپیزود رشتهی خطرناک چیزها (2004) / نگاه خیرهی میکل آنجلو (2004) مستند کوتاه / سیسیلیا (1997) فیلم کوتاه / از ورای ابرها (1994) / نوتو، ماندورلی، وولکانو، استرومبولی، کارناوال (1993) مستند کوتاه / Kumbha Mela (1989) مستند کوتاه / شناسایی یک زن (1982) / اسرار اوبروالد (1981) / حرفه: خبرنگار (1975) / چین (1972) مستند / قلهی زابریسکی (1970) / آگراندیسمان (1966) / سه چهره از یک زن: یک اپیزود (1965) / صحرای سرخ (1964) / کسوف (1962) / شب (1961) / ماجرا (1960) / فریاد (1957) / رفیقهها (1955) / عشق در شهر: اپیزود تلاش برای خودکشی (1953) / جوانی و شهوت (1953) / خانمی بدون گلهای کاملیا (1953) / شکست خوردهگان (1952) / سرگذشت یک عشق (1950) / خانهی هیولاها (1950) مستند کوتاه / دروغهای عاشقانه (1949) فیلم کوتاه / نظافت شهری (1949) مستند کوتاه / بومارزو (1949) فیلم کوتاه / هفت نی، یک دست لباس (1949) فیلم کوتاه / خرافات (1949) فیلم کوتاه / N.U (1947) فیلم کوتاه / رم - مونته ویدئو (1948) فیلم کوتاه / اهالی پو (1947) مستند کوتاه
فیلم شناسی (نویسنده) اروس: اپیزود رشتهی خطرناک چیزها (2004) / نگاه خیرهی میکل آنجلو (2004) مستند کوتاه / از ورای ابرها (1994) / شناسایی یک زن (1982) / اسرار اوبروالد (1981) / حرفه: خبرنگار (1975) / چین (1972) مستند / قلهی زابریسکی (1970) / آگراندیسمان (1966) / صحرای سرخ (1964) / کسوف (1962) / شب (1961) / ماجرا (1960) / فریاد (1957) / رفیقهها (1955) / عشق در شهر: اپیزود تلاش برای خودکشی (1953) / جوانی و شهوت (1953) / خانمی بدون گلهای کاملیا (1953) / شیخ سفید (1952) / شکست خوردهگان (1952) / سرگذشت یک عشق (1950) / زنجیرهای مونت فالوریا (1950) مستند کوتاه / خانهی هیولاها (1950) مستند کوتاه / دروغهای عاشقانه (1949) فیلم کوتاه / نظافت شهری (1949) مستند کوتاه / هفتنی، یک دست لباس (1949) فیلم کوتاه / خرافات (1949) فیلم کوتاه / شکار غمانگیز (1947) فیلم کوتاه / اهالی پو (1947) مستند کوتاه / بازگشت خلبان (1946) فیلم کوتاه
جوایز و افتخارات برندهی جایزهی اسکارافتخاری برای یکعمر دستآورد هنری (1995) نامزد جایزهی اسکار بهترین کارگردانی (آگراندیسمان / 1966) نامزد جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی ارژینال (آگراندیسمان / 1966) نامزد جایزهی بافتا برای بهترین فیلم (آگراندیسمان / 1966) نامزد جایزهی بافتا برای بهترین فیلم (ماجرا / 1960) برندهی جایزهی ویژهی جشن سیوپنج سالهگی فستیوال کن (شناسایی یک زن / 1982) نامزد جایزهی نخلطلا از فستیوال کن (شناسایی یک زن / 1982) نامزد جایزهی نخلطلا از فستیوال کن (حرفه: خبرنگار / 1975) برندهی جایزهی نخلطلا از فستیوال کن (آگراندیسمان / 1966) نامزد جایزهی نخلطلا از فستیوال کن (کسوف / 1962) برندهی جایزهی ویژهی هیات داوران از فستیوال کن (کسوف / 1962) نامزد جایزهی نخلطلا از فستیوال کن (ماجرا / 1960) برندهی جایزهی هیات داوران از فستیوال کن (ماجرا / 1960) برندهی جایزهی خرسطلایی از فستیوال برلین (شب / 1961) برندهی جایزهی منتقدین بینالملل از فستیوال برلین (شب / 1961) برندهی جایزهی افتخاری پیترو برانچی از فستیوال ونیز (1998) برندهی جایزهی منتقدین بینالملل از فستیوال ونیز (از ورای ابرها / 1995) برندهی جایزهی شیرطلایی از فستیوال ونیز (صحرای سرخ / 1964) برندهی جایزهی منتقدین بینالملل از فستیوال ونیز (صحرای سرخ / 1964) نامزد جایزهی شیرطلایی از فستیوال ونیز (رفیقه ها / 1955) برندهی جایزهی شیر نقرهای از فستیوال ونیز (رفیقه ها / 1955) برندهی جایزهی اصلی از فستیوال لوکارنو (فریاد / 1957)
- برشهای بلند ، پایگاه تحلیلی خبری سینما
نوزدهم اردییهشت ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |