سیاه و سفید - سال 1342
بازار شپش ها - سال 1343
پنج بعداز ظهر- سال 1344
ماه ماه 68 - سال 1347
را ساخت. او پس از بازگشت به ایران در سال 1347، به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران پیوست و فیلم مستند تپههای قیطریه را در همان سال 1347 ساخت که گزارش ساده و بیروح عملیات حفاری در بلندیهای قیطریه است.
مسجد گوهر شاد – سال 1349
بازارهای مشهد – سال 1350
از بجنورد تا قوچان – سال 1350
استاد یگانه – سال 1350
یا ضامن آهو – سال 1350
را ساخت که فیلم ضامن آهو برندهی جایزهی اول منتقدان بین المللی جشنوارهی مونت کارلو، جایزهی ویژهی هیات داوران همین جشنواره و جایزهی اول اتحادیهی رادیو و تلویزیون های آسیا شد.
آنچه در فیلم ضامن آهو چشمگیر است، تصاویر و صدای صحنه است که با ظرافت و باریکبینی با هم درآمیختهاند. تصویر درشت پای آدمها که به حرم نزدیک میشوند و طواف میکنند و کلمات وردگونه و استغاثه آمیزی که از دهان زایران و قاریان جاری میشود و نگاههای عاجزانه و معصومانهی زنها و بچهها، بهروشنی موقعیت و حالت زایران را نشان میدهد.
فیلمهای خندق – سال 1360 و بازبینی محل – سال 1374 که کیمیاوی آنها را در فرانسه ساخت نیزهمین ویژهگی را دارند.ا
«آسید علی میرزا» در فیلم پ.مثل پلیکان، «ژاکی» در فیلم خندق و «لوی» درفیلم بازبینی محل، شخصیتهای رمانتیکی هستند که زندهگی و ماجراهای آنها، قابلیتهای تصویری زیادی دارد.
باغ سنگی – سال 1354
اوکی مستر – سال 1357
ایران سرای من است – سال 1375
فیلم مغولهای او شرح نمادین هجوم تلویزیون به شهرها و روستاها (تمثیل حملهی سپاه مغول به ایران زمین) است و تلویزیون و گسترش استفاده از آن به عنوان پدیدهای نوظهور با رویدادی تاریخی مقایسه شده است.
فیلم اوکی مستر شرحی غیرمتعارف و شوخیآمیز از گرفتن امتیاز استخراج نفت توسط «ویلیام ناکس دارسی» است و ورود کالاهای بنجل خارجی به این مرز و بوم و رواج روحیه و فرهنگی که آن را مصرفگرایی خواندهاند.
کیمیاوی در فیلم ایران سرای من که پس از مهاجرت دوباره و بازگشت به ایران ساخت، نیز به معضل ممیزی در ایران از جنبهی یک پدیدهی تاریخی پرداخته است و در فیلم باغ سنگی به سیاق همهی فیلمهایش، تلفیقی نظرگیر از واقعیت و تخیل بهوجود آورده است.
آدمهای کیمیاوی همواره درپی ارتباط با دیگران هستند و مغولها سراسر در بارهی راههای مختلف ارتباط مثل نقالی، سینما و تلویزیون است. در فیلم ایران سرای من است کتاب و مترو، بهعنوان راههای دیگری از ارتباط مورد نظر قرار میگیرند و «آسید علی میرزا» در پ.مثل پلیکان و «درویش خان» در باغ سنگی به دنبال شکلهای ابتداییتر در این ارتباط هستند.
کیمیاوی موضوع ارتباط را همواره با نوعی نوستالژی میآمیزد و بهطرزی آگاهانه، ساختار فیلمهایش را به مستند نزدیک میکند تا جنبههای مردم شناختی آن ها حفظ شود.


