پرویز کیمیاوی متولد سال 1318 ، فارغ التحصیل مدرسه‌ی وژیرار فرانسه سال 1343 و ایدک سال 1345 است و مدت‌ها به‌عنوان دستیار کارگردان در شبکه‌ی تلویزیونی O.R.T.F که شبکه‌ی تلویزیونی فرانسه است به کار پرداخت و فیلم‌های مستند:

سیاه و سفید - سال 1342

بازار شپش ها - سال 1343

پنج بعداز ظهر- سال 1344

ماه ماه 68 - سال 1347

را ساخت. او پس از بازگشت به ایران در سال 1347، به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران پیوست و فیلم مستند تپه‌های قیطریه را در همان سال 1347 ساخت که گزارش ساده و بی‌روح عملیات حفاری در بلندی‌های قیطریه است.

 
او هم چنین فیلم های:
 
شیراز هفتاد – سال 1348

مسجد گوهر شاد – سال 1349

بازارهای مشهد – سال 1350

از بجنورد تا قوچان – سال 1350

استاد یگانه – سال 1350

یا ضامن آهو – سال 1350

را ساخت که فیلم ضامن آهو برنده‌ی جایزه‌ی اول منتقدان بین المللی جشنواره‌ی مونت کارلو، جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران همین جشنواره و جایزه‌ی اول اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون های آسیا شد.

آن‌چه در فیلم ضامن آهو چشم‌گیر است، تصاویر و صدای صحنه است که با ظرافت و باریک‌بینی با هم درآمیخته‌اند. تصویر درشت پای آدم‌ها که به حرم نزدیک می‌شوند و طواف می‌کنند و کلمات وردگونه و استغاثه آمیزی که از دهان زایران و قاریان جاری می‌شود و نگاه‌های عاجزانه و معصومانه‌ی زن‌ها و بچه‌ها، به‌روشنی موقعیت و حالت زایران را نشان می‌دهد.

 
فیلم‌برداری نرم و متین اسماعیل امامی از چلچراغ‌ها و آینه‌کاری‌های حرم، از ارزش‌ها و بدعت‌های فیلم است.
 
فیلم پ.مثل پلیکان در سال 1351، نخستین فیلم «مستند- داستانی» کیمیاوی است. او در این فیلم، ماجرا را از زاویه‌ی دید «آسید علی میرزا» – شخصیت اصلی فیلم – روایت می‌کند.
 
همین زاویه‌ی دید و نوع روایت موجب شده که مخاطب، نزدیکی و صمیمیت بیش‌تری نسبت به ماجرا احساس کند.
 

فیلم‌های خندق – سال 1360  و بازبینی محل – سال 1374 که کیمیاوی آن‌ها را در فرانسه ساخت نیزهمین ویژه‌گی را دارند.ا

«آسید علی میرزا» در فیلم پ.مثل پلیکان، «ژاکی» در فیلم خندق و «لوی» درفیلم بازبینی محل، شخصیت‌های رمانتیکی هستند که زنده‌گی و ماجراهای آن‌ها، قابلیت‌های تصویری زیادی دارد.

 
کیمیاوی گفته است: این‌ها آدم‌های حاشیه‌ای جامعه هستند و دنیا را از دید دیگری می‌بینند، درست مثل یک فیلم‌ساز.
 
کیمیاوی در فیلم‌های بلند سینمایی‌اش، مانند:

 
مغول ها – سال 1352

باغ سنگی – سال 1354

اوکی مستر – سال 1357

ایران سرای من است – سال 1375
 
یا گذشته را در زمان حال می‌جوید، یعنی ترسیم زمان حال را به شاهدی از زمان گذشته بدل می‌کند، یا بر عکس این.
 

فیلم مغول‌های او شرح نمادین هجوم تلویزیون به شهرها و روستاها (تمثیل حمله‌ی سپاه مغول به ایران زمین) است و تلویزیون و گسترش استفاده از آن به عنوان پدیده‌ای نوظهور با رویدادی تاریخی مقایسه شده است.

فیلم اوکی مستر شرحی غیرمتعارف و شوخی‌آمیز از گرفتن امتیاز استخراج نفت توسط «ویلیام ناکس دارسی» است و ورود کالاهای بنجل خارجی به این مرز و بوم و رواج روحیه و فرهنگی که آن را مصرف‌گرایی خوانده‌اند.

کیمیاوی در فیلم ایران سرای من که پس از مهاجرت دوباره و بازگشت به ایران ساخت، نیز به معضل ممیزی در ایران از جنبه‌ی یک پدیده‌ی تاریخی پرداخته است و در فیلم باغ سنگی به سیاق همه‌ی فیلم‌هایش، تلفیقی نظرگیر از واقعیت و تخیل به‌وجود آورده است.

آدم‌های کیمیاوی همواره درپی ارتباط با دیگران هستند و مغول‌ها سراسر در باره‌ی راه‌های مختلف ارتباط مثل نقالی، سینما و تلویزیون است. در فیلم ایران سرای من است کتاب و مترو، به‌عنوان راه‌های دیگری از ارتباط مورد نظر قرار می‌گیرند و «آسید علی میرزا» در پ.مثل پلیکان و «درویش خان» در باغ سنگی به دنبال شکل‌های ابتدایی‌تر در این ارتباط هستند.

کیمیاوی موضوع ارتباط را همواره با نوعی نوستالژی می‌آمیزد و به‌طرزی آگاهانه، ساختار فیلم‌هایش را به مستند نزدیک می‌کند تا جنبه‌های مردم شناختی آن ها حفظ شود.

 
 
 کتاب سال سینمای ایران - 1380

 

آنسه امیری - مجله‌ی اپیزود ، شماره‌ی چهل‌وسه

دوازدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved