ترانه‌ی مشهور و زیبای نیلوفر را نخستین بار با صدای دل‌نشین مارتیک شنیدم. «نیلوفر» یکی از ترانه‌هایی است که گویا هیچ‌گاه به تاریخ نخواهد پیوست، چون هر بار که آن را می‌شنوی طراوت و تازه‌گی خاصی دارد و از قدیمی‌های تاریخ فاصله می‌گیرد.

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من

در خواب نازی شب‌ها نیلوفر من

بعد از اجرای زیبای«مارتیک»، این ترانه را با صدای«اندی» شنیدم. البته به یقین نمی‌دانم که کدام‌یک زودترآن‌را اجرا کردند، اما بی‌هیچ تعارفی از اجرای«اندی» خوش‌ام نیامد، به نظرم این اجرا از ترانه کم کرده و زیبایی آن را پوشیده نگه داشته‌است، البته این فقط نظر شخصی من است.

یکی دو سال پیش نیز دوباره ترانه‌ی نیلوفر را با اجرایی دیگر شنیدم. این‌بار یک گروه موسیقی«تازه به میدان آمده»، به این ترانه شبیخون زدند و آن را با سبکی تازه اجرا کردند که می‌توانید آن را«رپ» بنامید و اگر هم کسی دوست نمی‌دارد، می‌تواند هرچه دل‌اش خواست بنامد.

 به هر شکل، گروه شبیخون‌زن، بخشی از متن ترانه‌ی نیلوفر را به همراه تکه‌ی بزرگی از ملودی آن، همراه با کلامی تازه و غم‌انگیز درهم آمیخته و از آن معجونی حیرت‌انگیز خلق‌کردند:

آخه دختر ، نیلوفر

دیگه کی از من بهتر

دیگه کی از من مردتر

دیگه کی از من برتر

چرا می‌کنی کل‌کل

دیگه کی از من جوون‌تر

با این‌همه پول و پر

دور و ور یه مشت گورخر

دستمو می‌گیری سفت‌تر

بزن بریم چه بهتر

قرار، دم کافی‌شاپ

همون کافه گلاسه را بچاپ

تو اومدی از صحرا

دادی به ما امیدها

...

ای دختر صحرا نیلوفر آی نیلوفر آی نیلوفر

در خلوت‌ام باز آ نیلوفر، آی نیلوفر، آی نیلوفر

وگمان می‌کنید فقط همین است که نوشتم؟ باور کنید یک تریلی کلمات عجیب و غریب را نزدیک هم چیده‌اند و نام آن را ترانه گذاشته‌اند و نام آن را نیلوفر گذاشته‌اند و نام آن را رپ گذاشته‌اند و نام خود را خواننده گذشته‌اند!!!ا

طفلک نیلوفر میان کلمات ناب این ترانه، به‌شدت در حال پیچ‌وتاب خوردن است و نمی‌داند در این جایگاه تازه، چه نقشی دارد؟ و آوازخوانان نیز نیلوفر را با خشونت مورد خطاب قرار می‌دهند!!!

این ترانه زمانی زیباتر می‌شود که کسی در اواسط آن، خیلی جدی و طلب‌کارانه می‌گوید: این‌روزها همه تپش نگاه می‌کنند، شما چه‌طور؟؟ ... گمان می‌کنم نقطه‌ی اوج ترانه، همین تکه است!!

اما با این‌همه، صاحبان ترانه مجبورند که چنین نوایی را در قلب ترانه جای بدهند که اگر چنین نکنند، مشکلات دیگری از قبیل کِش‌رفتن و مصادره کردن ترانه پیش می‌آید.ا

به هرشکل، با شنیدن ترانه‌ی نیلوفر به سبک تازه و رپ‌وار،  کاملن متوجه شدم بعضی از ایرانیان عزیز، به‌شدت هنرمندند و زمانی‌که هنرشان طغیان می‌کند، باید به هر شکل ممکن آن را بروز بدهند تا هم خود از هجوم دهشتناک هنر، آسیب نبینند و نیز هموطنان‌شان از این همه هنر بی‌بهره نمانند. حتا اگرهم شده ترانه‌ی آقای ناصر رستگارنژاد را به ضیافت رپ‌خوانی ببرند، این‌کار را می‌کنند!!ا

حالا قصد ما این نیست که بگوییم این نیلوفر تازه، ترانه‌ی بدی‌ است، خیر، بسیار هم خوب‌ است، حتمن گوش کنید و لذت وافر ببرید.

اما برگردیم به صدای زیبای مارتیک و اجرای دل‌نشین ترانه‌ی نیلوفر... گفتم که نخستین بار نیلوفر را با صدای مارتیک شنیدم. اما به‌زودی متوجه شدم که این ترانه‌ یک اجرای قدیمی توسط زنده‌یاد پوران دارد. گویا این اجرا به سال‌های خیلی دور از ما، برمی‌گردد. پس یعنی این‌که اجرای مارتیک بازخوانی یک ترانه‌ی قدیمی است.

آقای «ناصر رستگارنژاد» خالق این ترانه، که هم‌شهری گرامی من نیز هستند، گفت‌وگویی با رادیو«زمانه» داشتند که در آن گفت‌وگو به ترانه‌ی«نیلوفر» هم اشاره‌ای کردند.

این‌گونه که خودشان گفتند، ایشان دوست صمیمی زنده‌یاد «پوران» و همسر اول او یعنی«عباس شاپوری»‌-آهنگ‌ساز- و سازنده‌ی چند ترانه مشهور مانند « نیلوفر» بودند و به واسطه‌ی همین دوستی، چندین ترانه‌ی مشهور با اجرای پوران، از ساخته‌های ایشان است.

راست‌اش وقتی شنیدم که این ترانه را نخستین بار، خانم پوران اجرا کرده‌ بودند، باورم نشد. تا این‌که اجرای خانم پوران به دست‌ام رسید و آن را شنیدم و حیرت‌زده شدم.

نیلوفر ترانه‌ای عاشقانه و نیز به‌صراحت خطاب به یک دختر است، چه دلیلی داشت که یک خانم آوازخوان آن را اجرا کند؟ امروز اگر کسی چنین کاری انجام بدهد، صورت زیاد خوشی ندارد، اما چهل سال پیش چه؟ آیا آن زمان اجرای یک ترانه‌ی عاشقانه که صریحن یک دختر را مورد خطاب قرار می‌دهد، توسط یک بانوی آوازخوان، ایراد و اشکالی نداشت؟ آیا ترانه مربوط به فیلم خاصی بود؟

بسیار دوست می‌دارم این پرسش را از آقای«ناصر رستگارنژاد» بپرسم، شاید روزی این مهم امکان پذیر باشد که به امید آن روز.

به هرشکل، من ترانه‌ی نیلوفر را فقط با اجرای مارتیک دوست می‌دارم، به باور من مارتیک این ترانه را از خانم پوران نیز بهتر اجرا کرده است، شاید چنین باوری به این دلیل باشد که فضای اجرای ترانه توسط خانم پوران را دوست نمی‌دارم زیرا یک فضای عاشقانه‌ی تصنعی است. اما اجرای مارتیک، دربردارنده‌ی فضای عاشقانه‌ی رمانتیک با آن صدای مخمل‌گونه و نرم است. به باور من  صدای مارتیک،  بال‌زدن پروانه‌ها را در ذهن تداعی می‌کند.   

 

آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره‌ی چهل‌وسه

دوازدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved