|
بیژن ترقی: دلم میخواهد کاری را که ما کردهایم جوانها ادامه بدهند و از یاد نبرند. کار ما را پخش کنید که جوانها ببینند چه بوده و بدانند چرا به این وضعیت افتاده است. استاد بیژن ترقی، شاعر و ترانهسرای صاحب نام ایرانی، كه مدتها بود از بيماري رنج ميبرد، روز شنبه، پنجم ارديبهشتماه در منزلاش درگذشت. بیژن ترقی در سال 1308 در تهران متولد شد. پدربزرگش «حاج شيخ باقر كتابفروش» از اولين ناشران زمان ناصرالدين شاه بود كه متون زيادی را طبق معمول آن روزگار يعنی چاپ سنگی انتشار داد.ی پدرش روانشاد «محمد علی ترقی» موسس انتشارات خيام كه از معروفترين و برجستهترين ناشران عصر خود بود. ایشان را كسانی كه به متون قديم علاقهمند هستند، خيلی خوب میشناسند. انتشارات خيام در آن روزگار محل تجمع و رفت و آمد يا پاتوق شاعرانی معروف نظير استاد شهريار، گلچين محمودی و ديگران بوده است. چيزی كه در شكل گيری شخصيت هنری و ادبی «بيژن ترقی» در جوانی نقش ايفا میكند قرار گرفتن در قلمرو تحقيق و تصحيح و چاپ ديوانهای شاعران است، به ويژه شاعران سبك هندی يا اصفهانی. بیژن ترقی مینویسد:«من در خانوادهای چشم گشودم كه بازیچهام كتاب بود.» او در شانزده سالهگی با آثار صائب تبريزی انس و الفت پيدا كرد و با توجه به اينكه ديوان صائب تا آن موقع منتشر نشده بود، اين انس و الفت باعث شد در سال 1331 ديوان صائب تبريزی را به چاپ برساند كه مقدمهی جامع آن را مرحوم استاد اميری فيروزكوهی نوشت. سه سال بعد در سال 1334 ديوان «كليم كاشانی» را به چاپ رساند و در سال 1350 هم ديوان «حزين لاهيجی» را به ضميمهی «تاريخ حزين». در اين ميان كتاب های ديگری نيزمنتشر کردد. در سال 1340 ديوان«علی اشتری» متخلص به فرهاد. در سال 1345 ديوان «مجمر اصفهانی» از شاعران دورهی قاجاريه و غزلسرای دورهی بازگشت با مقدمهای از محيط طباطبايی. در سال 1346 «فرهنگ مترادفات فارسی» تاليف محمدپادشا، مولف فرهنگ معروف آنندراج به همت او چاپ شد. در سال 1336 در پي آشنايی با استاد برجستهی ويولن پرويز ياحقی، ترانه سرايی را با ترانههايی چون«می زده»، «برگ خزان»، «اسير» و «به زمانی كه محبت» و... آغاز كرد. افزون بر استاد ياحقی، بيژن ترقی برای آهنگسازانی از جمله علی تجويدی هم شعر گفت كه شايد يكی از معروفترين كارهای آن سالها ترانهی معروف «آتشی زكاروان به جا مانده» باشد. از ديگر استادانی كه استاد«بيژن ترقی» با ايشان كار كرده،استاد روح الله خالقی، مجيد وفادار، حبيب الله بديعی و همايون خُرّم، ابوالحسن صبا، رضا محجوبی، داریوش رفیعی هستند.
گفته می شود بیژن ترقی سبک تازهای را وارد ترانه سرایی ایران کرد. «محمود خوشنام»، کارشناس موسیقی سنتی ایرانی میگوید: مهمترین نقش بیژن ترقی، تقویت جنبههای روایی و داستانگونه کردن ترانهها و افزودن جنبههای تصویری به آنهاست که این پدیده را در«آتش کاروان» و نیز ترانههای تصویری ای چون «برگ خزان» میتوان دید. به گفتهی آقای خوشنام، سه گانهی مشترک بیژن ترقی با پرویز یا حقی، از نظر فرم و ساختار آهنگ، یکسانیهایی با هم دارند، از جمله اینکه یاحقی مقدمهی وسیعی برای ترانهها در نظر گرفت و ترقی هم در بخش شعر، جنبههای تصویری را مد نظر قرار داد. «بیژن ترقی» همكاری خود را با رادیو از سال 1335 آغاز كرد و در این مدت ترانههای بسیار شیوا، دلپذیر و محكمی ساخته است. استاد ترقی در بازگویی یکی از خاطرات خود چنین گفته است: « روزی در اداره رادیو و در اتاق برنامهی گلها به به استاد بنان برخورد كردم، درحالیكه با دوستان دیگر سرگرم صحبت بودند. گویا در زمینهی تلفیق شعر و موسیقی صحبت میكردند! با دیدن بنده، دوستان را مخاطب ساختند، گفتند : فیالمثل همین تصنیفی كه ایشان ساختهاند و چندی پیش اجرا شد، متاسفانه خوانندهی آن، نه چگونهگی حالات واقعی آهنگ را درك كرده بود و نه به پیام و مضمون شعر توجه داشته است. سپس شروع كردند به خواندن چند فراز از تصنیفهای مزبور. من كه خود در تمرین و ضبط آن آهنگ حضور داشتم و میاندیشیدم كه شعر و آهنگ خالی از عیب و نقص است، با شنیدن صدای بنان و چگونهگی بیان شعر و تلفیق آن با آهنگ و زیر و بمها و لطیفههای صدای ایشان، احساس كردم شعر چنان حالتی به خود گرفت كه مرا {كه سرایندهی شعر بودم} از خود بیخبر كرد، آنچنان كه گویی دریچهی دیگری از عالم موسیقی بر من گشوده میشد! در ان هنگام بود كه به معنی واقعی تلفیق شعر و موسیقی پی بردم و از آن پس توجهام به اجرا و چگونهگی تسلط خواننده در بهتر عرضه كردن راز و رمز شعر و موسیقی جلب شد و سعی كردم این موضوع بسیار حساس را هنگام سرودن تصنیف نیز در نظر داشته باشم» «بیژن ترقی » فعاليت ادبی خود را با استادانی چون ملكالشعرای بهار، اميری فيروزكوهی، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود. او در كتاب «از پشت ديوارهای خاطره» (پنجاه سال خاطره در زمينهی شعر و موسيقی) به نقل خاطراتاش با كسانی چون نيما يوشيج، شهريار، پرويز ياحقی، ابوالحسن صبا، رهی معيری، علی تجويدی و... پرداخته است. ادامهی خاطرات«بیژن ترقی» نيز با نام «پنجرهای به باغ گل» از سوی انتشارات «بدرقهی جاويدان» به بازار كتاب عرضه خواهد شد. در بخشی از «پنجرهای به باغ گل»، خاطراتی از پرويز ياحقی، علی تجويدی، روحالله خالقی و... که قبلن بهصورت مختصر نقل شدهاند و همچنين در مور چگونهگی سروده شدن برخی از ترانههای خود نیز توضیحاتی دادهاند. همچنین مجموعه سرودههای او در کتابی با عنوان «آتش کاروان» گرد آمده است.
بیژن ترقی صمیمیت و دوستی بسیار نزدیکی با پرویز یاحقی داشت. پس از درگذشت استاد یاحقی، هرگاه نامی از پرویز یاحقی برده میشد یا خاطره ای از گذشته نقل میشد، صورت بیژن ترقی، پراز تاثر و افسوس و چشماناش پراز اشک اندوه میشد، مرگ ناگهانی و فراق پرویزیاحقی یار دیرینه اش، روح لطیف بیژن ترقی را آزرده ساخته بود، او شعری را در روزهای نبودن پرویز سرود : پس از مرگ بلبل، که از بهرت ایگل کند نغمه خوانی دریغا ندانی دریغا ندانی پس از مرگ بلبل، گلستان زشادی ندارد نشانی دریغا ندانی دریغا ندانی... دکترجهانشاه برومند که دوستی و صمیمیت عمیقی با هردوی این هنرمندان داشت نیز بهیاد «رویزیاحقی» آهنگی برای این شعر ساخت، و آقای ترقی با حساسیتی خاص به دکتر جهانشاه برومند گفتند: « آهنگ در همایون باشه» ؛ دکتر جهانشاه برومند نیز با دقت و ظرافتی خاص، به ساخت این آهنگ پرداخت. این اثر با صدای «سالار عقیلی» و با تنظیم آقای« فریدون احتشامی» ضبط شد، و در آخرین ماههای حیات استاد بیژن ترقی هنگامی که در بستر بیماری بسر میبرد به گوششان رسید.
روز سهشنبه بیستوپنجم اردیبهشتماه 1386، خبرگزاری ایسنا که به دیدار استاد بیژن ترقی رفته بود چنین نوشت: این ترانهسرای پیشکسوت درحالیکه بهسختی صحبت میکرد، گفت: «مدت پنج سال است که گرفتار آرتروز کمر هستم و بعد از شنیدن خبر درگذشت پرویز یاحقی، شوکی به من وارد شد، که از آن روز به اینطرف پاهایم را هم نمیتوانم حرکت بدهم.» او در ادامه افزود: «حالام اصلن خوب نیست و تقریبن تمام عضلات و ماهیچههایم بهشدت درد دارند، و هر روز گرفتهگی و تنگی نفسام بیشتر میشود.» بیژن ترقی درآخرين مصاحبه اش نیزگفته بود: «چيزی برایام باقی نمانده است. کتابخانه را تعطيل کردم و خانهام را برای تامين هزينههای درمان فروختم. بيمه هم کاری برای من نکرد، فقط يک بار آمدند و ديگر پشتسرشان را هم نگاه نکردند. هزينههای درمانام را خودم پرداخت کردم و خدا را شكر میكنم.ا اين ترانهسرای پيشكسوت در تابستان سال 1387 سكتهی قلبی كرد و بيماریاش تشديد شد، زمانی گفته بود: «با اينكه مردم هنوز ترانههای مرا زمزمه میكنند، از يادها رفتهام. از وقتی مريض شدم، كسی احوالی از من نمیپرسد.» در روز یکشنبه دوازدهم تیرماه 1384 شانزدهمین مراسم مهمان ماه در انجمن شاعران ایران برگزار شد. شانزدهمین مهمان ماه انجمن شاعران ایران، استاد بیژن ترقی بود. در این مراسم مشفق كاشانی، امين الله رشيدی، احمد ابراهيمی، نوذر پرنگ، احمدرضا احمدی، منوچهر آتشی، همايون خرم، قيصرامين پور، ساعد باقری، محمدرضا محمدی نيكو، فاطمه راكعی، محمدرضا عبدالملكيان، سهيل محمودی، حسن همايونفال و عباس سجادی حضور داشتند و در بارهی استاد بیژن ترقی سخنرانی کردند. همایون خُرّم در بارهی«بیژن ترقی» گفت:ا
ا«يك روز با هم قرار داشتيم. میخواستيم
كاری مشترك ارایه دهيم. من احساس كردم كه برای ساختن موسيقی آمادهگی
ندارم، احساس خستهگی می كردم. آقای ترقی به من گفت بيرون برويم تا معلوم
شود كه كی چه كاره است. با هم به شميران رفتيم. رستورانهايی بود كه
نمیدانم الان هست يا نه. نشستيم، هوای خيلی خوبی هم بود. آقای ترقی
برایام كمی خواند. گپ زديم و زمزمه كرديم و بعد من احساس كردم اتمسفر عوض
شد، محيط عوض شد و ملودیای به نظرم رسيد، برای آقای ترقی زمزمه كردم، آقای
ترقی هم همان جا چيزی روی آن ساخت كه اين دو يك سيكل كامل شد و نتيجهاش
شد: اشك من هويدا شد.»ا
در این مراسم، بیژن ترقی به دلیل بیماری نتوانست سخنرانی کند، اما یکی از تازهترین شعرهایش را خواند:ا
بازم آواز دهيد
ادر همین مراسم «ساعد باقری» از مشفق كاشانی دعوت كرد تا لوحی را كه به منظور پاسداشت چند دهه فعاليت ادبی و هنری و سرودن ترانههای به ياد ماندنی، از طرف انجمن شاعران ايران تهيه شده بود، به استاد بيژن ترقی تقديم كند. این برنامه با شعرخوانی نوذر پرنگ و دف نوازی«آزاد بيگی» به پايان رسيد.ا از ترانههای بسیار معروف استاد بیژن ترقی میتوان از این ترانهها نام بُرد:ا سنگ خارا( با آهنگ علی تجویدی)، زکوی بلاکشان(با آهنگ همایون خرم) ، میزده شب ، بیداد زمان، نسیم فروردین، رفته بودم، امید دل من کجایی، سخن دل، افسانهی محبت و سراب آرزو(با آهنگهای پرویز یاحقی) - اجرای بانومرضیه.ا کعبهی دلها( با آهنگ حبیبالله بدیعی) ، حکایت دل، مانده نمانده ، نگین انگشتری، آرَد صبا خرمن گل( با آهنگهای پرویز یاحقی) - اجرا: بانو الهه.ا با دلم مهربان شو، بهار نورسیده، بهار عشق، مرانفریبی، مرا تنها نگذاری، جواب دلم را چه بگویم، محبت، پنجرهای به باغ گل، به کنار لاله و گل، با دلم مهربان شو، آهنگ محبت، صبرم عطا کن، پشیمانم، دیگر چه خواهی (با آهنگهای پرویز یاحقی) - اجرا: بانو حمیرا.ا بهار دلنشین ( با آهنگ روحالله خالقی) - اجرای بنان.ا آنکه دلم را برده خدایا - اجرای بانو مهستی.ا آتش کاروان - اجرای بانو دلکش.ا گل اومد بهار اومد - اجرای بانوپوران.ا ******
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، پيكر اين ترانهسرا و شاعر پيشكسوت صبح روز دوشنبه، هفتم ارديبهشتماه از مقابل تالار وحدت تشييع و در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا در كنار همكاران قديمیاش «علی تجويدی» و« پرويز ياحقی» به خاك سپرده شد.
به گزارش خبرگزاری«مهر»، در ابتدای این مراسم «رحیم معینی کرمانشاهی» ترانهسرای پیشکسوت،به دعوت مجری برنامه(عباس سجادی) به پشت تریبون رفت وضمن اشاره به سجایای اخلاقی «ترقی» گفت: هیچ کسی صورت ترقی را بدون خنده ندید .او خیلی خوشاخلاق و بسیار فروتن، بیآزار و بیادعا بود. زمانی که خبر درگذشت او را شنیدم دلام سوخت. «معینی کرمانشاهی» همچنین با اشاره به پیشینهی تصنیفسرایی در ایران به ماجرای اختلاف «ایرجمیرزا» با «عارف» پرداخت و گفت: بسیاری از شاعران، تصنیفسرایی را به رسمیت نمیشناختند اما بهترین آثاری که از خود آنها به جا ماند، تصنیف بود .مثلن«ایرج میرزا» در «عارفنامه» عارف را به طعنه تصنیفسرا خطاب قرار داد، درحالیکه وقتی ایرج فوت کرد بهترین اثری که از او ماند تصنیف امیر جاهد بود.
همایون خُرّم دیگر سخنران این مراسم تصریح کرد: موسیقی و شعر هنرهایی توامان هستند. اگر شاعر بتواند این دو هنر را توامان در آثارش به کار برد، شاعر بینظیری است و «بیژن ترقی» از شاعران و ترانهسرایان این رده بود. او با احساس، موسیقی را نه با دل، بلکه با زبان و صدا زمزمه کرد. وی افزود: «ترقی» شوق سازندهگی داشت. در این راه اگر ترانهسرایی عاشق نباشد راه بیجا پیموده است. ترانهسرایی معشوق «ترقی» بود. قصیده سرایان و غزلسرایان شعرهای زیادی در قالبهای دیگر میسرایند اما کمتر شعر آنها ماندگار میِشود ، ولی ترانههای «ترقی» برای همیشه در ذهن مخاطبان این سرزمین ماندگار خواهد بود. «خُرّم» ادامه داد: در اکثر کارهایی که با بیژن داشتم، شاهد بودم که او آنچنان عاشقانه کار میکرد که کارهایش ماندگار شد. او به همین دلیل مانا شده است. ترانههای او از دل برمیآمد و لاجرم بر دل نیز مینشست. بنابراین بنده فکر نمیکنم نام مرگ را بر بیژن ترقی بگذاریم؛ بیژن ترقی تازه بیژن ترقی شده است چرا که تمام هنرمندان که عاشقانه راه پیمودند هر چه از عدم وجود ظاهریشان میگذرد بیشتر شناخته میشوند. امثال ترقیها، یاحقیها، تورج نگهبانها، بدیعیها همه بعد از مرگ مراتب خود را پیدا خواهند کرد. وی عنوان کرد: زبان حال همه ما که خبر درگذشت بیژن ترقی را شنیدم این است: «اشک ما هویدا شد». «خُرّم» در ادامه با تجلیل از زحمات همسر زندهیاد بیژن ترقی عنوان کرد: همسر هنرمندان یک نقش سازنده در کار هنرمندان دارند و بانو«منیژه یزدانمنش» این نقش را به خوبی ایفا کرد. ایشان در دوران بیماری ترقی، با فداکاری و ایثار تمام از وی پرستاری کردند و جا دارد از این فداکاریهای ایشان تشکر کنم.
مجلهی «اپیزود» درگذشت هنرمند باارزش سرزمینمان«بیژن ترقی» را به خانوادهی محترم«ترقی»، دوستان و آشنایان آن زندهیاد، جامعهی هنری و نیز ایرانیان هنردوست تسلیت میگوید. روحاش شاد، ناماش جاودان و یادش گرامیباد.ا
منابع: دانشنامهی ویکیپدیا انجمن شاعران ایران وبلاگ عکسهنرمندان - شمیم راسخیان وبلاگ نوای ایرانی با سپاس ویژه از شمیم راسخیان
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شمارهی چهلوسه دوازدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |