جشن اردیبهشت‌گان در اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه است که نام روز  و ماه با هم برابر افتاده است. مطابق گاه‌نمای قدیم که هر ماه سی روز بوده، این جشن در سوم اردی‌بهشت می‌باشد، ولی مطابق تقویم کنونی که شش ماه اول سال را سی‌ویک روز حساب کرده و یک روز به فروردین ماه افزوده‌اند، جشن اردیبهشت‌گان در دوم اردیبهشت قرار می‌گیرد.

 در این جشن شهریاران بار عام می‌دادند و موبد موبدان آیینی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می‌کرد و همه را اندرز می‌گفت. سران هر گروه به پادشاه معرفی می‌شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گردیدند و به‌دریافت پاداش افتخار نایل می‌شدند. این روز به فرشته‌ی مقدس اردیبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماینده‌ی آیین ایزدی و نگهبانی آتش‌ها با اوست.

معمولن باید در این روز اردیبهشت«یشت» خوانده شود و به آتش توجه گردد و به‌خاطر مقام و مرتبه‌ی اردیبهشت، امشاسپند این جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می‌گرفتند و خود را برای قبول صفات این فرشته‌ی مقدس آماده می‌کردند. جشن اردیبهشت‌گان همان عید گل است که در میان سایر ملت‌ها با تجلیل فراوان بر پا می‌شود.

ابوریحان بیرونی در باره‌ی این جشن می‌نویسد:

«اردیبهشت ماه؛ روز سوم آن اردی‌بهشت است و آن عیدی است که اردیبهشت‌گان نام دارد، برای این‌که هر دو نام با هم متفق شده، اردی‌بهشت به معنی بهترین راستی است و بعضی گفته‌اند به‌معنای منتهای خیر و خوبی است. اردیبهشت  فرشته‌ی آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده و نیز ماموریت داده است علل و امراض را به‌یاری ادویه و اغذیه زایل کند و صدق را از کذب و حق را از باطل تمیز دهد.»

این‌که «ابوریحان» فرشته‌ی اردیبهشت را تمیزدهنده‌ی راست و دروغ و حق و باطل تشخیص داده، برای این‌ست که این فرشته همان‌طور که گفته شد نماینده‌ی راستی و درستی است. بنابراین هر کس از او پیروی نماید معلوم می‌شود در راه راست و حق است و هرکس از او دوری کند و از صفات او بی‌بهره باشد، مسلم است که در راه باطل و دروغ است.

اَردیبهشت از واژهی اوستایی «اَشه وَهیشته» و پهلوی «ارت وهیشت» به مانک بهترین راستی و نام یکی از امشاسپندان (جاودانان مقدس) گرفته شده است.

ایرانیان در این روز لباس سپید که نماد پاکی است بر تن میکنند و با سرهای پوشیده با کلاه یا روسری ِسپید، به آدُریان (آتشکده‌ی اصلی هر شهر) میروند و نیایش اهورامزدا را به جا میآورند.

در بخشی از اوستا میبینیم که اهریمن با ظهور زرتشت میگریزد با فریادی این چنین که: زرتشت مرا بسوزانید با اشه وهیشته، و از زمین براند مرا  که چون اهریمن نمایندهی بینظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است، با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان میگردد.

برای همین است که «محمدبن‌خلف تبریزی» در «برهان قاطع» میگوید: «این واژه به معنای آتش است».

و باز«خلف تبریزی» آورده است که: «در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چوناین ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند.»

وبه همین سبب است که «کوشیار گیلی» در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان جشن» یاد کرده است.

نام ها روز های سالشمار ایرانی بدین گونه نام گذاری گردیده اند؛ هفت روز نخست، نام هفت امشاسپند و از روز هشتم تا سی ام نام های ایزدان می اشند. پس جشن اردیبهشتگان نیز از جشنهایی است که برای بزرگداشت یکی از امشاسپندان، مهین ایزدان برگزار میگردد.ا

در جشن اردیبهشت گان، به آتش احترام و توجه ویژه ای میگردد، اردیبهشت یشت اوستا خوانده میشود و مردم در این روز تلاش میکنند که با پیروی از اشا یا راستی، این امشاسپند را از خود خشنود نگهدارند. اگر اردیبهشت از کسی خشنود باشد دیگر امشاسپندان نیز از او خشنود خواهند بود.ا

از آنجایی که اردیبهشت بهترین راستی است و همچنین به دلیل وکالت او بر آتش، آتشی که در بر پایه باور های ایرانیان برای آزمون راستی مورد استفاده قرار می گرفته، همچون گذر سیاوش از آتش؛ اوست که می تواند نیک و بد را از هم باز شناسد.ا

روزهای مهم اردیبهشت:

دوم اردیبهشت) بهمن روز- جشن گردآوری گل‌ها و گیاهان دارویی از صحرا.

سوم اردیبهشت) اردیبهشت روز - جشن «اردیبهشتگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «اَردیبهشت».

دهم اردیبهشت) آبان روز -  جشن چهل‌ام نوروز در شیراز و در كنار «حوض ماهی» سعدی.

پانزدهم اردیبهشت) دی به مهر روز - جشن میانه‌ی فصل بهار و زمان گاهَنباری بنام «میدیو‌زَرِم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیه» به معنای«میانه‌ی بهار، میانه‌ی فصل سبز». البته میانه‌ی بهار با شانزدهم اردیبهشت برابر است؛ اما در گذشته و حتا امروزه، عملن  پانزدهمین روزِ ماهِ دوم هر فصل به عنوان میانه‌ی هر فصل شناخته می‌شود.

جشن‌های گاهَـنْـباری (پاره‌های سال/ موسم‌های سالیانه)، ادامه و بازمانده‌ای از نوعی تقویم كهن در ایران‌باستان است كه طول سال خورشیدی را نه به دوازده ماه خورشیدی، بلكه به چهار فصل و چهار نیم‌فصل تقسیم می‌كرده‌اند و هر یك از این بازه‌های زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشته است.

سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستین روز تابستان آغاز می‌شده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهار میانه فصل، به آغاز سال بعدی می‌رسیده است (پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر فصل‌ها، دارای جشن گاهنباری نبوده و تنها به عنوان جشن آغاز سال نو به‌شمار می‌رفته است).ا

 

 منابع:

راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

جشنهای آتش - هاشم رضی

تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی

برهان قاطع - محمدخلف تبریزی

پایگاه اینترنتی«آریابوم»

پایگاه اینترنتی«آسمان»

پایگاه اینترنتی«دختر باران»

 

فرید ستوده - مجله اپیزود ، شماره‌ی چهل‌ودو

پنجم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved