|
بخش سوم در این چندین سال که بینندهی تلویزیونهای مختلف ایرانی بودم، موارد بسیاری پیش آمده که ثابت کرده نه تنها تلویزیونهای ما، تلویزیونهای حرفهای نیستند، بلکه بینندهگان این تلویزیونها نیز، بینندهگان حرفهای نیستند و بیشتر مواقع نمیدانند که کدام حرف را باید در کدام برنامه بگویند. بارها و بارها شاهد بودهام که بینندهای به تلویزیونی زنگ میزد و بدون اینکه مسیر و روال برنامه را رعایت کند، شروع میکرد به بدگویی از تلویزیونی دیگر، که آقای فلانی! چه نشستهای که فلان تلویزیون در مورد شما بد گفته و داستان بد گفتن را هم با آب و تاب تعریف میکرد و صد البته با یک کلاغ، چهل کلاغ. البته از شما چه پنهان، این روال تا به امروز هم ادامه دارد، اما درصد آن تا حد قابل ملاحظهای کم شده است. یا اینکه موضوع برنامهای مثلن در بارهی«آقتاب» بود، بینندهای زنگ میزد و مثلن در بارهی «کرم شبتاب» صحبت میکرد و یا نحوهی حرف زدن و نوع انتخاب کلمهها و جملههای بیننده، مناسب و درخور یک رسانهی عمومی نبود.
هنرمند گرامی، آقای هوشنگ توزیع در سالهای 2001 و 2002 برنامهای در تلویزیون پارس داشتند که الحق برنامهی جالبی بود. اصولن آقای هوشنگ توزیع، ضمن اینکه نویسنده و کارگردان بسیار خوبی هستند، یکی از بهترین مجریان تلویزیونی هم به حساب میآیند که همیشه حرفی تازه برای گفتن دارند و همیشه برنامههاشان متنوع و دیدنی است. در یکی از برنامهها، آقای«ایرج جنتی عطایی» و آقای«ابی» میهمان برنامه بودند و پرسشهای آقای توزیع هم، پرسشهای شنیدنی و جالبی بود.
ناگهان خانمی زنگ زد وضمن سلام و احوالپرسی با میهمانان، خیلی با تحکم از آقای توزیع پرسید که چرا از خانم گوگوش دعوت نمیکنید که به برنامهتان بیاید؟ حُب! چنین پرسشی هیچ ارتباطی با موضوع برنامه نداشت و اصولن کار ناپسندی است که وقتی دو هنرمند میهمان برنامهای هستند، کسی زنگ بزند و بگوید چرا از فلان خانم یا فلان آقا دعوت نکردید. گفتم که، ما بینندهی حرفهای خیلی کم داریم. با این همه اما آقای توزیع بسیار با متانت به پرسش این خانم بیننده پاسخ دادند و گفتند: من به خانم گوگوش علاقه دارم، صداشونو دوست دارم، انشالله اگر فرصتی بشه من ازشون دعوت بکنم، با کمال میل از ایشون دعوت میکنم.
اما مگر خانم بیننده قانع میشد؟ و آقای توزیع همچنان سعی میکرد که این موضوع را سربسته پاسخ بدهد و داستان را باز نکند، اما خانم بیننده همچنان حرف خود را میزد و به آقای توزیع میگفت که شما چهقدر محکم جواب میدهید!! شما باید تلاش کنید تا خانم گوگوش را پیدا کنید و دعوتشون کنید!!! و آقای توزیع دوباره توضیح دادند که خانم! من خانم گوگوش را از کجا باید پیدا کنم؟ من آقای جنتی عطایی ، ابی و داریوش را میتوانم پیدا کنم چون باهاشون در تماس هستم ولی خانم گوگوش را کجا باید پیدا کنم؟ شما ایشان را پیدا کنید، تلاشاش بامن. وباز هم به شکل سربسته ادامه دادند: خانم گوگوش متاسفانه یک شرایط استثنایی دارند که با کسی در تماس نیستند و من نمیخوام که این مسئله را بازش کنم.
نتیجه اینکه خانم بینندهی محترم ضمن تشکر از آقای توزیع، با دلخوری گوشی را گذاشت. و باز هم نتیجه اینکه روال عادی برنامه بههم خورد، و به یقین وقت چند پرسش اساسی برنامه گرفته شد.
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شمارهی چهلودو پنجم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |