چند صباحی است پس از به نمایش درآمدن کلیپ‌های آلبوم «معجزه‌ی خاموش» اظهارنظرهایی در مورد این ویدئوکلیپ‌ها این‌جا و آن‌جا می‌خوانم. دو ویدئوکلیپ بیش از باقی مورد بحث و نظر هواداران بودند.

نخست کلیپ «آواز پری‌ها» ساخته‌ی «راوی» با نام حقیقی «مهران میرزایی»  که ویدئویی‌ست عاشقانه و تصویری از مضمون ترانه را ارائه می‌دهد. پیش از پرداختن به این ویدئوکلیپ به نظر یکی از هواداران اشاره خواهم کرد که چنین اظهارنظری از جانب ایشان حیرت‌انگیز است:

« باید از ویدئوی آواز پری‌ها نیز بگوییم. راستی داریوشی‌های قدیمی باور می‌کنند که داریوش در ویدئویی به چنین سطح نازلی رسیده باشد؟ مگر در گذشته داریوش ترانه‌ی عاشقانه نخوانده بود. مگر شام مهتاب را نخوانده بود. همین طور در باب ابی که اگر امروز با  کامران و هومن هم صدا می شود تنها یک آیتم را در نظر می گیرد. آن هم بازار است. اگر داریوش با کامران و هومن هم صدا می شود من یکی باور نمی کنم که استدلال water - downایشان که می‌خواهم کمکی به این جوانان کرده باشم قابل قبول باشد.هر دو این عزیز به دنبال منافع مادی و مالی نیز هستند و این هیچ تناسبی با روح حقیقی هنر ندارد.

اما در باب ویدئو آواز پری ها ، نمی دانم ... شاید من از داریوش بیش از اندازه توقع دارم. چشمانم را می‌بندم خانه سرخ ، بمان مادر ، با شما آیندگانم و... به ذهنم خطور می کند اما همین خواننده در آن مقطع عاشقانه هم خواند اما در ویدئو تصویر هنرمندی را دیدیم که از زن هیچ گونه  استفاده ابزاری نکرد. مگر از تکیه بر باد دیگر عاشقانه‌تر هم وجود داشت ؟ اما در ویدئوی ترانه، خواننده را در کنار دریا دیدیم نه زنی وجود داشت که مورد نوازش مردی قرار گیرد. اگر این تصاویر را در ویدئوهای شماعی زاده و شهرام شب‌پره ببینیم تعجبی نخواهیم کرد. نمی دانم شاید احساسی حرف می زنم اما داریوش را این گونه شناختیم. برای ویدئوهای این خواننده بسیار احساس خطر می کنم. راستی تعجب نخواهی کرد چندی دیگر چند مانکن را در ویدئوهای داریوش ببینی؟!»

این بخشی از نظر کسی‌ست که پیش از این گمان می‌کردم سطح نگاه‌اش خیلی بالاتر از آن‌چیزی‌ست که گمان می‌کنم. نگاه این دوست به شخصیت زن به عنوان یک انسان را ببینید و قضاوت کنید که با چه جامعه‌ی دگماتیسمی روبه‌رو هستیم!! این نگاه یک هوادار است که گمان می‌کند اگر زنی در یک ویدئوکلیپ باشد(فارغ از این‌که چه‌گونه باشد)، استفاده ابزاری از زن شده است!! عجبا!

او گمان می‌کند چون در همه‌ی این سال‌ها از داریوش ویدئوکلیپی ندیده که در آن زنی باشد پس الان استفاده ابزاری شده است! معنا و مفهوم استفاده ابزاری را دریافتیم!!

تفاوت «مانکن» و یک «زن» که استفاده‌ی معقول و منطقی از آن شده است را هم دریافتیم!! حیرت‌انگیزست! حیرت‌انگیز از این جهت که انتظارم از چنین شخصی که در فضای مجازی‌اش در نت نوستالژی همین هنرمندان را زنده نگه داشته و آرشیوی خوب از مجله‌های قدیمی پیش از انقلاب دارد و پیش از این گمان می‌کردم دست‌کم معنا و مفهوم استفاده ابزاری را بداند!

اما در ادامه بخوانید که چه دُرفشانی‌هایی کرده‌اند:

«حضور زن در ویدئو برای من به معنای خروج از دایره هنری نیست. اما دوست عزیز ، ما داریم راجع به داریوش صحبت می کنیم . راجع به حضور زن در آهنگ‌های داریوش. خواننده‌ای که در هیچ موزیک ویدئویی در 38 سال فعالیت هنریش از زن استفاده‌ای ننموده. برای من فرقی نمی‌کند که زن در صدای هر خواننده‌ی دیگری باشد اما مگر این اولین ترانه‌ی عاشقانه‌ی داریوش است که خوانده، پس چرا طی این چهل سال هیچ‌گاه تصمیم نگرفت از زن استفاده کند. فقط این بار حضور زن در ویدئو آوازپری ها را لازم دیده تا باعث کمک به درک محتوای ترانه شود. آیا داریوش خواسته خرق عادت کند. مگر شام مهتاب ،عاشقانه نبود. نمی توانست از یک زن استفاده کند؟ چگونه امکان دارد یک خواننده 40 سال ترانه بخواند، در هیچ ویدئویی از زن استفاده نکند ولی به یک باره خواب نما شود که یک چیزی این وسط کم است؟

وقتی می گویی نقص از مخاطب است و نه داریوش ، این مخاطب 40 سال خواننده‌ی خود را این‌گونه دیده و شناخته، اصلا به خاطر این رویکرد خواننده،  فن او شده، به صدایش کشش پیدا نموده. حالا وقتی می بیند که خواننده‌ی محبوبش یکان یکان تمام تصویرهای ذهنی مخاطب را ویران می کند آیا این پرسش در ذهنش شکل نمی‌گیرد که ماجرا چیست؟ آیا شخصیت داریوش چیزی دیگر بوده و حالا رخ می‌نماید. باور کن من با حضور زن مخالف که نیستم هیچ معتقدم اگر استفاده ابزاری نشود جریان ساز هم خواهد بود البته نه از جنس مانکن‌های کوجی زادوری که همه نیم تنه به پایین و گاهی پشت به تصویر دیده می‌شوند. مشکل من این پارادوکس رفتاری داریوش است که حسابی آزارم می دهد. چرا به یکباره داریوش پس از چهل سال این کار را انجام داده.  آیا شما پاسخی دارید؟

دُرفشانی‌ها را خواندید و پاسخ  به چند نکته را لازم می‌بینم. نخست این‌که معنا و مفهوم "استفاده‌ی ابزاری" نزد این هوادار یا مخاطب چیست؟ شخصیت زن باید در کلیپ یا شکل‌های دیگر هنری چه‌گونه باشد که ما یا این دوست عزیز نگوییم "استفاده‌ی ابزاری" شده است؟

اما شوربختانه دوست عزیزمان اعتقاد دارند حضور زن در کلیپ‌های «داریوش» به هر شکلی "استفاده‌ی ابزاری"ست! چرا که در همه‌ی این سال‌ها "زنی" وجود نداشته است! در همه‌ی این سال‌ها در کلیپ‌های داریوش زنی مورد نوازش قرار نگرفته است، پس هم‌اکنون استفاده ابزاری شده است. این منطق و این عقیده را باید به کجا برد و زار زار گریست؟

حضور "زن" در کلیپ‌های آقایان "شهرام شب‌پره" و "حسن شماعی‌زاده" طبق بیانات دوست‌مان حیرت‌انگیز نیست! شاید آن‌ها استفاده‌ی ابزاری نکرده‌اند یا توقع‌ این هوادار از آن‌ها همین است. اصلن بگذارید تکلیف‌مان را با "استفاده ابزاری" با ذکر مثالی روشن کنیم! ویدئوکلیپ "خوش" با صدای «راستین» و آهنگ «زلاند» و ترانه‌ی «قنبری» را دیده‌ایم. آن دلبرکان و مانکن‌های رقاص در این ویدئو با مضمون ترانه آیا هیچ قرابتی داشت؟ فقط و فقط رقصی که با ریتم ترانه بخواند و دیگر هیچ... حضور زنان رقاص در این ویدئو بی‌هیچ منطق درستی را می‌گویند "استفاده ابزاری" از زن که این ویدئو نمایان‌گر آن بوده است!

می‌گویند ویدئوی یک ترانه باید چیزی به ترانه بیفزاید، نه آن‌که چیزی از آن بکاهد( نقل به مضمون از شهیار قنبری). من با این نظر به شدت موافق‌ام. چرا که ویدئوهای گروه‌های مثلن راک از جمله "پینک فلوید" یا جدیدترها مثل "ردیوهد" چنین‌اند. نمونه‌اش ویدئوکلیپ Street Spirit از گروه "ردیوهد".

ویدئو یعنی تصویر و صدا و سوژه که می‌تواند بار معنایی ترانه را بهتر به مخاطب عرضه کند! اگر این بار معنایی به هر شکلی دچار خلل شود، آن‌گاه مرگ ترانه هم رسیده است. چرا که مخاطب پس از دیدن تصویر ترانه، همه‌ی تاویل‌هایی را که پیش از این در ذهن‌اش تجسم کرده بود را به آن‌چیزی منحصر و محدود می‌کند که کارگردان ویدئو برای‌اش تدارک دیده است.

در ویدئوی مورد بحث(آواز پری‌ها) نه تنها استفاده ابزاری از زن نشده است بلکه برای اولین بار در مارکت ایرانی سه نگاه عاشقانه را می‌بینیم که در آن زن نقش محوری دارد.

نخست عشق یک مادر به کودک دلبندش! دوم نگاهی به عشق دو جوان دلداده و شیفته‌ی هم و آخرین عشق در دوران کهن‌سالی! در هیچ‌کدام از این سه نگاه شما با منظره‌هایی که صرفن "اروتیک" باشند مواجه نمی‌شوید! نه پوشش زنان اندام‌نماست و نه حرکات‌شان، جلف و بی‌معنا!

حال وقتی چنین نگاهی باعث چند تاویلی یک ترانه‌ی عاشقانه می‌شود، آیا می‌توان حضور زن را در آن "استفاده ابزاری" برشمرد؟ حال آن‌که هنوز معنا و مفهوم "استفاده ابزاری" را نمی‌فهمیم!! جالب است نکته‌ی ظریفی که از «داریوش» خوانده‌ام و نگاه او به ترانه‌ی عاشقانه‌ی «تصویر رویا»ست را همین‌جا با شما درمیان بگذارم. ایشان تصویری که از این ترانه دارند، مهرورزی و نگاه عاشقانه‌ی یک پدر به دخترش است! حال آن‌که به عقاید یک جوان هم با احترام می‌نگرد که با توجه به اقتضای سن جوانی به آن عاشقانه بنگرد. یک عاشقانه‌ی زمینی! هر چند این ترانه با همه اصرار هواداران ایشان و اطرافیان هنوز ویدئو نشده است! و اگر فردا تصویر عاشقانه‌ی یک پدر به دخترش را به اضافه‌ی یک عاشقانه‌ی مادی و زمینی دیدیم نگوییم "استفاده ابزاری" از ترانه شده است.

هر چند به همه‌ی این مسائل نکاتی را باید اضافه کرد که تحلیل‌هامان از روی ساده‌گی و شتاب‌زده‌گی نباشد و به یک اثر هنری از همه جهات حتمن و باید نگریست! البته این ویدئو (آوازپری‌ها) شاید ایرادهایی تکنیکی و فنی داشته باشد که با توجه به امکانات موجود، جای بحث دارد.

ویدئوی دیگری که بحث فراوان داشت "شطرنج" بود. بیش‌ترین ایراد و نگاه به این ویدئو به این مسئله بود که چرا این ویدئو به زمام‌داران و حکم‌رانان فعلی ایران نپرداخته، حال آن‌که منظور از شاه دیروز "محمدرضاشاه پهلوی" بوده است و در ادامه هم منظور زمام‌داران فعلی ایران هستند. باز هم جای تاسف است وقتی یک ویدئو می‌خواهد نگاه ترانه را جهان‌شمول‌تر کند ما با ایرادهایی این‌چنینی مواجه هستیم.

در این ویدئو تصاویری از "تخت جمشید" و "اکروپلیس" یونان و تصاویری از مشاهیر علمی و شخصیت‌های سیاسی می‌بینیم که فضای ترانه را جهان‌شمول‌تر می‌کند تا به ترانه چیزی بیفزاید و نه از آن کم و محدود به یک جغرافیای خاصی شود. اما دریغ که مخاطب ساده‌نگر به جست‌و‌جوی چیزی دیگر است که بایدش گفت به قول «حافظ»:

 ای مگس عرصه‌ی سیمرغ نه جولان‌گه توست

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

 

محمود بی‌تا - مجله اپیزود ، شماره‌ی چهل‌ویک

بیست‌ونُهم فروردین ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved